مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 16 آوريل

ايران
روزي كه تخت جمشيد پايتخت ايران اعلام شد

    



    اردشیر یکم (به نوشته مورخان یونانی؛ اردشیر درازدست) که بر جای پدر نشسته و شاه ایران شده بود نیمه اپریل سال 465 پيش از ميلاد تصمیم گرفت كه تخت جمشيد پايتخت اول ايران (شاه نشين) باشد. [مورخان يونان باستان تخت جمشید را در جهان به «پرسپوليس» معروف ساخته اند]. اردشیر یکم در پاسارگاد برجای پدرش خشایارشا نشسته بود که بر سرزمینی از دانوب تا سند و از سیردریا تا سودان، مصر و شرق ليبي امروز حکومت می کرد. محاسبات تقویمی، 16 اپریل آن سال را روز برگزاری مراسم پایتخت شدن تخت جمشید به دست داده است.. نوروز سال 465 پيش از ميلاد در تخت جمشيد برگزار شده بود، ولي 27 روز پس از نوروز تصمیم شاه وقت به انتقال پایتخت سلطنتی از پاسارگاد به تخت جمشید [که فاصله ای زیاد از هم ندارند] اعلام شده بود تا به اطلاع مردم برسد. چرا این تصمیم چهار هفته پس از نوروز اتخاذ و اعلام شده بود؟. زيرا؛ اهميت روز ملي ايرانيان (نوروز) چنان بوده است كه نبايد تحت الشعاع پايتخت اعلام شدن شهر تازه ساز تخت جمشید قرارمی گرفت. طرح ساختن تخت جمشيد از داريوش بزرگ است. کار ساختن شهر، كاخ شاه و تالارهاي پذيرايي تخت جمشید 51 سال طول كشيده بود. سیستم ارتباط و پستخانه ایران 25 قرن چنان مجهز و پیشرفته بود که هر خبری در کمتر از یک هفته به اطلاع همه اتباع امپراتوری می رسید. ساختمان تخت جمشيد كه توسط اسكندر مقدوني [شاگرد ارسطو و اهل فلسفه و مدنیّت!] به آتش كشيده شد از نظر وسعت و هنر معماري و فن مهندسي مهمترين عمارت پيش از ميلاد و نماد تمدن بشر عهد باستان و نشانه عظمت ايران و ايراني است و هويت ملي ما بشمار مي رود.
     در همان روز [با احتساب و تطبيق تقويم ها مصادف با 16 اپریل 2 هزار و 474 سال پیش] همچنين اعلام شده بود كه «شوش» همچنان پايتخت اداري ايران و محل ادارات دولتي خواهد بود كه در فصل گرما، كارمندان ادارات مي توانند به شهر همدان بروند و در آنجا انجام وظيفه كنند. در اعلامیه مربوط آمده بود که ممكن است شاه نيز زمستان را در آنجا (شهر شوش) باشد. به همين سبب مورخان يوناني، ايران دوران هخامنشیان را، كشوري داراي سه پايتخت، نوشته اند.
     18 اپریل 2007 و دو روز پس از دو هزار و چهارصد و هفتاد و دومين سالگرد پايتخت شدن تخت جمشيد، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران از آثار باقيمانده از اين كاخ عظيم ديدن كرد و با بازديد كنندگان از آن كه عمدتا خارجيان بودند به گفت و شنود پرداخت. تفسیرنگاران از این اقدام احمدی نژاد به عنوان حرکتی ناسیونالیستی یادکرده بودند. اين حرکت به رغم برخي مخالفت هاي داخلي و نگراني غرب، در سالهاي بعد ادامه داشته است.
احمدي نژاد در تخت جمشيد در ميان توريست هاي عمدتا خارجي (18 اپريل 2007)


 
قرارداد صلح ایران و عثمانی در پی یک جنگ 3 ساله
16 اپریل 1613 ميلادي در اصفهان مذاكرات صلح ايران و عثماني با امضاي يك قرارداد به پايان رسيد. طبق اين قرارداد كه در پي يك رشته جنگهاي سه ساله امضاء شد، دولت عثماني از همه دعاوي خود در قفقاز دست كشيد. ايروان، قارص و منطقه «وان» صحنه اين جنگها بود كه در آن براي نخستين بار ارتش نوسازي شده ايران كه افراد آن از ميان همه مردم بر حسب ضوابطي انتخاب مي شدند (نوعی نظام وظیفه ـ هر خانواده یک سرباز) شركت كرده و در همه جا پيروز شده بودند. نيروي نظامي قبلي صفويه از افراد ايلات و عشاير معيني بود و قزلباش خوانده مي شد. اين افراد كه در امور كشور هم خودسرانه مداخله مي كردند، عمدتا مطيع رئيس ايل خود بودند تا فرماندهي ارتش.
 .
... و در دوران ضعف و بدبختي
16 اپریل سال1908 (1287 هجري خورشيدي) وطن ما به دليل عدم لياقت دولت وقت و ضعف وطندوستي و غرور ملّي مقامات آن تا آن حد ذليل شده بود كه دولت روسيه به خاطر بازداشت موقت دو قفقازي تبعه آن دولت كه متهم به مشاركت در بمب اندازي به سوي كالسكه محمدعلي شاه قاجار شده بودند از ايران مطالبه غرامت و عذرخواهي رسمي كرده بود!. اين دو تن در روز حادثه مورد بدگماني پليس قرار گرفته و جهت بازجويي دستگير شده بودند. محمدعلي شاه در روز وقوع حادثه عازم دوشان تپه بود. روس ها كه هوادار محمدعلي شاه بودند، اين بمب اندازي را زير سر عوامل انگلستان مي دانستند. شش سال بعد، حادثه مشابهي در شهر سرايوو روي داد ولي دولت صربستان به التيماتوم امپراتوري اتريش كه متهمان را تحويل و اجازه بازپرسي مستقيم به آن دولت بدهد وقعي نگذارد كه باعث بروز جنگ جهاني اول شد.
 
گرمابه گنجعلي خان كرمان
گنجعلي خان كه ازجانب شاه عباس حكمران خطه كرمان شده بود دربازار اين شهر باني گرمابه عمومي بزرگ و جالبي شد كه 16 اپریل سال 1598 ميلادي گشايش يافت. اين گرمابه پس از قرنها فعاليت به صورت حمام عمومي، از دهه هفتم قرن 20 به صورت يك موزه در آمده كه با بازديد از آن مي توان طرز كار گرمابه هاي سنتي ايران از جمله كيسه كشي، مشت و مال و نيز رخت كن و ... را مجسم كرد. در قديم رخت كن گرمابه هاي عمومي ايران در عين حال محلي براي ملاقات اتفاقي دوستان و گپ زدن و نوشيدن چاي و كشيدن قليان بود.
با مجسمه هاي مومي در گرمابه گنجعلي خان چگونگي کيسه کشي و مشت و مال در حمام هاي عمومي قديم نشان داده مي شود

.
در قلمرو انديشه
سالگرد درگذشت توكويل، و فرمولي را كه براي دمكراسي نوشت ـ تشكيل انجمن هاي داوطلبان در هر زمينه و رشته ـ بهترين رئيس دولت
Alexis de Tocqueville
16 اپريل 1859 الكسيس توكويلAlexis de Tocqueville انديشمند ليبرال، تاريخدان و نويسنده فرانسوي در 54 سالگي درگذشت. توكويل عميقاً هوادار آزادي عمل فرد (آزادي فردي) بود و از احتمال اين كه «اكثريت» به استبداد و ستمگري و زورگويي بپردازد نگران بود. او كه زماني وزير امور خارجه فرانسه بود تأليفات متعدد از جمله «دمكراسي آمريكا» و «نظام پيشين [فرانسه] و انقلاب [فرانسه]» دارد.
     بيشتر تاليفات و رساله هاي توكويل درباره دمكراسي است. يكي از فرضيه هاي او در اين زمينه در اين معادله كه خودش آن را نوشته خلاصه شده است: برابري در حقوق + نبودن تبعيض در جامعه + آزادي = دمكراسي
     توكويل از هواداران تشكيل انجمن هاي داوطلبانه در هر زمينه و حرفه بود و مي گفت: مردمي كه در يك موضوع و امر، منافع و خواست مشترك دارند مي توانند به صورت يك بدنه و به مثابه يك خانواده به حل مشكل كمك كنند و دولت ناچار مي شود در اين زمينه ياري دهد و «جامعه مدني» وقتي تحقق مي يابد كه انجمن ها به احقاق حقوق افراد كمك داوطلبانه كنند. به نظر توكويل، بهترين رئيس دولت آن است كه در دوران حكومتش آحاد مردم آرامش خيال داشته، ترس نداشته و ارعاب و تعرض در ميان نباشد و تنها در چنين محيطي است كه پيشرفت حاصل مي شود و حلاوت زندگي كه هدف بشر است تامين خواهد بود.
     توكويل در زمينه نوشتن و نويسندگي و حتي سخنراني، بر رعايت ساده نوشتن و ساده گفتن بود. وي در اين زمينه گفته است: مردم دروغ را آسانتر مي پذيرند تا يك حقيقت پيچيده را.
 
در قلمرو دموکراسي
تمرین دمکراسی و مدیریت از دیدگاه لنین ـ گناه قذآفى شايد این بود که این روش را اقتباس کرده بود! ـ راه درست گسترش دمکراسي
Lenin
لنين پس از بازگشت به وطن از تبعيد 11 ساله، 16 اپریل 1917 درنطقي که «اساسي» توصیف شده است كاپيتاليسم، سلطه گری و مسابقه برای استثمار ملل را سبب اصلی جنگ و نزاع، و ازجمله عامل شعله ور شدن آتش جنگ بزرگ (جنگ جهاني اول) اعلام داشت. وی گفت که بی حق کردن اتباع و بی اعتنایی به شکایات و انتقادها و نیز پیشنهادهای اصلاحی آنان از عوامل عصیان است.
    لنین در همین نطق که شش ماه پیش از پیروزی انقلاب بلشویکی ایراد شد روش تازه ای برای تمرین دمکراسی مطرح ساخت و آن، انتخابات هرمی شکل و اصطلاحا پلکانی بود. [محله ها بر پایه شناخت کامل، نمایندگان خودرا انتخاب کنند و این «منتخبین» نمایندگان منطقه را و الکتورهای منطقه اعضای شوراهای بالاتر را تا دمکراسی کامل باشد یعنی که «بهترین» ها برای اداره امور جامعه برگزیده شوند و تبلیغ، تلقین، ساخت و پاخت، بده ـ بستانها، بازی های سیاسی و ... در آن نقش نداشته باشد].
    لنین گفت: در روسيه [روسیه سال 1917] كه مردم با انتخابات آشنا نيستند و آن گروه هم كه آشنايي دارند درستي مراحل كار و نتايج آن را باور ندارند نمي توان از الگوي سایر کشورها که در درستی و اصالت الگوی آنها هم تردید است اقتباس كرد؛ انتخابات بايد از سطوح پايين و به صورت هِرم انجام شود تا واقعيت دمكراتيك داشته باشد ـ در جوامع کوچک (کوی و برزن، کارخانه، معدن و ...) مردم یکدیگر را می شناسند و می دانند که چه کسی را وکیل کنند و اختیار انتخاب الکتور و وکیل بالاتر را به او بسپارند. اداره کشور باید زمينه شورايي داشته باشد و «هیات» مدیریت کند ـ نه، فرد. باید یک سازمان زنجیره ای برای دریافت و بررسی و انعکاس و ترتیب اثر دادن به اعتراض ها، انتقادها، پیشنهادها و ناله ها [شکایات] وجود داشته باشد تا عصیان و اعتراض عمومی صورت نگیرد. وجود حزب در کشور و جایی که مردم بتوانند خواست خودرا بیان کنند و حرفشان انعکاس یابد و شنوا داشته باشد [کمیته های حزب] مانع شورش می شود. نارضایتی باعث یأس و بی علاقگی می شود و خلاقیّت و تولید را نابود و پیشرفت جامعه را متوقف می سازد. فساد اداری ـ اقتصادی جامعه را به پرتگاه می کشاند و مسائل امروز روسیه [روسیه سال 1917] نتیجه همین فساد، کاغذبازی (بوروکراسی بد) و نبود دلسوز در دستگاه حاکمه است. [لنین در آن زمان نمی دانست که روزی فراخواهد رسید که بشود عصیان ساختگی را به یک کشور صادر کرد و ...].
    لنین در همین نطق تمهيدات دولت موقت روسيه [دولت کرنسکی] و ايجاد مجلس (دوما) را كارهايي عبث خواند كه به منظور خريد وقت و تاخير در وقوع انقلاب انجام مي شود. وی وقوع انقلاب [انقلاب روسیه] را اجتناب ناپذیر اعلام کرد و گفت که دیگر دیر شده است و اصلاحات جزیی کارساز نخواهد بود.
    ادامه مبارزات لنين تا اكتبر 1917 به انقلاب بلشويكي و تغيير نظام روسيه انجاميد که این نظام تنها 74 سال دوام داشت. افتادن تدریجی حکومت [اداره امور جماهیر شوروی] به دست کسانی که واجد شرایط لازم نبودند و تظاهر به سوسیالیست بودن می کردند، پیاده کردن نظام سوسیالیستی بدون زیرساخت و آمادگی مردم، دورشدن تدریجی از شعارهای انقلاب و اصولی که لنین اعلام کرده بود به فروپاشی این نظام در پایان سال 1991 انجامید. این فروپاشی به اعتبار سوسیالیسم نیز صدمه زد. بازگشت بسیار سریع اتباع «شوروی فروپاشیده شده» به خصلت ها، تفکرات و رفتار پیش از انقلاب اکتبر 1917 ثابت کرد که اندیشه ها و آموزش های لنین به علت نبود ژورنالیسم و آموزش و پرورش مناسب و کارآمد دقیقا به اجرا درنیامده بود و زیربنای کهن باقی مانده بود. پیدایش معمّاگونه و یکشبه چندین میلیاردر در روسیه و تاراج اموال عمومی [در حرّاجهای اصطلاحا خصوصی سازی!] و ... و کشف ریشه آنها در آینده توسط تاریخنگاران و پژوهشگران، حقایق و واقعیت های متعدد را روشن خواهد ساخت و شاید که تعریف تازه ای از طبیعت انسان به دست آید.
    در طول قرن بیستم، ملل متعدد هرکدام بخشی و یا به صورتی به پیاده کردن افکار لنین در جامعه خود پرداختند که به علل مختلف ازجمله تضاد داخلی، مبارزه بر سر قدرت و یا مداخله خارجی موفقیت نداشتند و لیبی یکی از این ملت ها بود. به باور برخی از اصحاب نظر، مسئله لیبی نه تنها داشتن نفت و واقع بودن در یک منطقه استراتژیک ـ بلکه این بود که از چند دهه پیش به نوعی، دمکراسی پیشنهادی لنین را تمرین می کرد و معمر قذافی نام کشوررا هم مشابه روسیه شوروی به «جماهیریه لیبی» تبدیل کرده بود که لنین آن عنوان را برای امپراتوری روسیه انتخاب کرده بود. قذافی برای تامین برابری لیبیایی ها و رفاه آنان تدابیر شبه سوسیالیستی بکار برده بود و .... در سال 2011 دولت چین که با وجود بازگشت به نوعی کاپیتالیسم هنوز «واژه کمونیست!» را از نام این کشور حذف نکرده و یدک می کشد و نیز دولت روسیه (کمونیستی سابق) عملا کمک کردند تا نظام نیمه سوسیالیستی لیبی منهدم شود. دولت روسیه با «وتو» نکردن قطعنامه پُر از ابهام و جملات و کلمات چند پهلو مارس 2011 پیشنهادی فرانسه و انگلستان ـ معروف به قطعنامه 1973 ـ باعث شد که فصل تازه ای در تاریخ بشر باز شود و آن تعرّض نظامی ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی جهان ـ به لیبی کم جمعیت برای تغییر نظام حکومتی و برکنارکردن رئیس آن و نصب دولت دلخواه و بلعیدن منابع این کشور از جمله نفت آن بود. مقامات دولتهای عضو این تنها اتحادیه نظامی باقیمانده در جهان علنا می گفتند که تا برکنار کردن معمّرقذافی به عملیات نظامی در لیبی ادامه خواهند داد، حال آنکه اصول دمکراسی ـ که دولت های عضو همین اتحادیه مدعی پرچمداری آن هستند ـ تغییر هر دولت و مقام ارشد را «رای قبلی اکثریت مردم» در یک انتخابات عمومی تعیین کرده است. دولتهای دیگر اگر خواهان برقراری دمکراسی و اصالت تمرین آن در یک کشور باشند باید از راههای مسالمت آمیز و احیانا سیاسی اقدام کنند و اندرز و توصیه بدهند، نه متوسل به موشک و بمب افکن شوند. اگر اعضای این اتحادیه (ناتو) واقعا خواهان دمکراتیک کردن همه کشورها هستند با اصلاح منشور ملل، عضویت در سازمان ملل را اختصاص به کشورهایی دهند که دمکراسی واقعی هستند و نیز با یک میثاق جهانی، روش واحدی برای تمرین دمکراسی وضع و یک سیستم جهانی ناظر بر انتخابات بوجود آورند.
     همین اصحاب نظر کوتاهی دولت پکن از «وتو» نکردن قطعنامه 1973 شورای امنیت را که خلاف اختیارات این شورای حافظ صلح بود، «تجارت پیشه شدن» آن کشور دانسته و گفته اند که یک تاجر سود خودرا از درگیر نشدن در مرافعات می داند تا بتواند به معاملات خود با طرفین دعوا ادامه دهد، ولی این واقعیت را نباید فراموش کرد که در طول تاریخ بشر، عامل اقتصاد باعث جنگها و تکوین تاریخ بوده است و کارل مارکس هم این حقیقت را تایید کرده است، لذا دیر و یا زود، چین ناچار خواهد بود که وارد مرافعات شود.
 
در قلمرو ادبيات
زادروز آناتول فرانس و كورتيوس، و سالگرد خودكشي كاواباتا
كاواباتا -----------آناتول فرانس ------------ كورتيوس


    كورتيوس Georg Curtius زبانشناس آلماني كه در زمينه زبانهاي كلاسيك و ريشه زبانهاي اروپايي و واژه هايي كه از يوناني و لاتين گرفته اند بررسي فراوان كرده و نتيجه كار خود را به صورت چند كتاب و رساله منتشر ساخته است 16 اپریل 1820 به دنيا آمد و در 1885 درگذشت.
    
     امروز ــ 16 اپریل زادروز آناتول فرانس نويسنده معروف فرانسوي است كه در سال 1844 متولد و بسال 1924 فوت شد. وي برنده جايزه نوبل ادبيات سال 1921 است.
    
    «ياسوناري كاواباتا» داستان نويس بلند آوازه ژاپني كه بيش از يكصد داستان نوشته است 16 اپریل 1972 در 73 سالگي خودكشي كرد. وي دو سال پس از نوشتن داستان يك خودكشي، بدون اين كه يادداشتي در اين زمينه بر جاي گذارد انتحار كرد. كاواباتا كه برنده جايزه نوبل ادبيات سال 1968 شده بود نخستين ژاپني است كه چنين جايزه اي را به دست آورده بود. به سبب يتيم شدنش در كودكي و از دست دادن والدين، تاثير تنهايي و متكي به خود بودن در همه آثار «كاواباتا» آشگار است. سبك داستان نويسي او شباهت فراوان به نوشتن خبر حادثه براي رسانه ها دارد؛ ساده، بدون لفاظي و بازي با قلم، و قراردادن سريع خواننده در نتيجه داستان.
    (درباره كارهاي اين سه تن، به دفعات و در زمان خود مطالب بيشتري در اين سايت آمده است)
 
ساير ملل
جنگ سرد و ابزارهاي آن ـ نقش روزنامه نگار در يک جنگ سرد ـ تبديل درگیری هاي نظامي به جنگ سرد
واژه مرکّب «جنگ سرد» 16 اپریل 2011 شصت و چهار ساله شد که برای نخستین بار در 16 اپریل1947 «برنارد باروک (باروخ)» مشاور یهودی هری ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا آن را در یک سخنرانی رسمی به زبان آورد و «والتر لیپمن» مقاله نگار یهودی مطبوعات آمریکا عنوان تالیف اکتبر سال 1947 خود قرارداد که به مفهوم درگیری لفظی، تشنّج ممتد و خصومت میان دو قدرت [در ابعاد سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی] عمومیت یافته است. پیش از باروک و لیپمن، «جورج اورول G. Orwell» روزنامه نگار انگلیسی در مقاله ای که در 19 اکتبر 1945 انشار یافت بدون بکار بردن واژه مرکّب «جنگ سرد»، نوشته بود: بکارگیری بمب اتمی از سوی آمریکا در جنگ با ژاپن سایر دولتها را به اندیشه داشتن آن فرو برده و با توجه به قدرت تخریبی اين جنگ افزار، بکاربردنش آخرین گزینه خواهد بود و بنابراین؛ از این پس، درگیری ها به صورت سرد و بدون بکار بردن نیروی نظامی خواهد بود مگر اینکه یکی از دو طرف بسیار ضعیف، یک سرزمین تقسیم شده و یا پُرآشوب و مملو از اختلافات داخلی باشد. گذشت زمان و رويدادها نشان داد که پیش بینی «اورول» درست بود.
     جنگ سرد قرن بیستم اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم میان دو قدرت بزرگتر وقت ـ مسکو و واشنگتن ـ آغاز شد و تا پایان سال یکم دهه 1990 ادامه یافت. این دو قدرت در طول جنگ سرد دو بار در آستانه تبدیل آن به جنگ اتمی قرارگرفتند: بحران ژوئن ـ نوامبر 1961 بر سر برلين (Berlin Crisis June 4th - nov. 9th 1961) که مسکو به آمریکا، انگلستان و فرانسه اولتیماتوم داده بود از غرب برلین خارج شوند و بحران موشکی کوبا در اکتبر 1962 که هر دو مورد [از ترس سلاح اتمی] به سازش منتهی شد.
    جنگ سرد به مفهوم امروز ـ که استفاده دو دولت و یا دو گروه از نفوذ و بکارگیری قدرت سیاسی در سطح جهان و یا منطقه (از نوع جئوپولیتیک) علیه طرف دیگر است ـ در حقیقت از درگیری انگلستان و روسیه در قرن 19 بر سر افغانستان آغاز شد که بازنده آن ایران! بود که در سال 1857 هرات و غرب افغانستان را از دست داد زیرا که در جریان آن جنگ سرد، دربار ایران به ساز مسکو بیش از لندن می رقصید. اصطلاح جئوپولیتیک از سال 1897 و از تالیف «فردریک راتسل» استاد آلمانی گرفته شده و عمومیت یافته که در این تالیف به تشریح تاثیر وضعیت جغرافیایی بر سیاست پرداخته بود.
    جنگ سرد مسکو و واشنگتن از 1946 و از زمانی علنی شد که شوروی که هنوز نیروهای خودرا از ایران بیرون نبرده بود مانع از ادامه حرکت يگانهاي سه لشکر ایران به سوی آذربایجان و پایان دادن به فتنه پیشه وری شده بود. «جورج کِنان» دیپلمات و اندیشمند آمریکایی همان وقت یک تلگرام طولانی از مسکو به واشنگتن مخابره کرد و با انتشار مفاد آن در رسانه های آمریکا جنگ سرد علنی شد و شدت یافت و .... شوروی با قطع حرکت نیروهای نظامی ایران به سوی آذربایجان در نیمه راه، اعلامیه سال 1943 سران سه دولت متفق در تهران را نقض کرده بود. استادان علم سیاست، جنگ سرد را جدا از جنگ گرم نمی دانند زیرا که هدف از این دو نوع جنگ یکسان است و همانا به زانو درآوردن طرف مقابل و ... و لذا هر فرد داخلی که عالما عامدا به مساعی دشمن کمک کند «خائن» محسوب می شود که البته اثبات آن با دادگاه است و «اتهام» دلیل اثبات «جرم» نیست.
    در آغاز کار، ابزار اصلی جنگ سرد عبارت بودند از نطق ها و نوشته ها، وارد آوردن اتهام، تهدید و اخطارها، قهر و آشتی ها و اعمال محدودیت ها و محاصره غیر نظامی. رسانه ها وسیله انتقال آنها بودند که به تدریج رو به تکامل گذاردند و دروغ پراکنی و تحریک، سپس تضعیف وحدت ملی و ایجاد نارضایی داخلی، حملات ایدئولوژیک و تضعیف فرهنگی و ... بر آنها اضافه شدند. تکامل تکنولوژی مخابرات به جنگ سرد دولتها چهره تازه ای داده است و آخرین تحول در آن بمباران کشور مورد هدف با افزایش رادیو ـ تلویزیونهای ماهواره ای، سِلفون ها، وبسایت ها، سوشِل نِت وُرکها و نيز ایمیل مطالب منفي و مورد نظر بوده است. هدف اصلی آن است که توجه اتباع کشور مورد حمله از رسانه های داخلی برگرفته شود و حرفهای مقامات و تلاش دولت مربوط شنونده نداشته باشد. رادیو تلویزیونهاي مورد استفاده در جنگ سرد کار خودرا با انتشار مطالب معمولی آغاز می کنند و پس از جلب مخاطب به راه اصلی (انجام ماموریت ـ ماموریتی که با بودجه سنگین برای انجام آن بوجود آمده اند) گام مي گذارند.
    در یک جنگ سرد، نیروهای دو کشور متخاصم روزنامه نگاران آنها هستند و طرف ماهرتر برنده جنگ است. دیدیم که ضعف ژورنالیسم شوروی و مدارس (آموزش و پرورش) آن باعث شکست آن امپراتوری تا دندان مسلح به کلاهک اتمی و زیردریایی شد.
    جبهه هاي جنگ سرد؛ داخلي و خارجي هستند. در جبهه داخلي، رسانه ها با انتشار مطلب و تفسير و بزرگ کردن گزارش برخي رويدادها و گزينشي کردن اخبار ذهن مخاطبان را آماده قبول و حامي برنامه هاي دولت مي سازند و آنان را با انواع تلقين برضد خصم برمي انگيزانند.
    دولت شوروي از زمان حکومت برژنف تلاش کرد تا در رسانه هاي اين کشور سيستم «اصطلاحا؛ ضد خبر» بوجود آورد و اخبار منفي کشورهاي رقيب بويژه قتل و جنايات و ... را براي مخاطب داخلي بزرگ و دنبال کند تا اين مخاطبان تصور نکنند که مرغ همسايه غاز است، ولي موفق نشد زيراکه شوروي روزنامه نگار ماهر نداشت. در دهه يکم قرن 21 چند کشور به دلايل ديگر به اين کار روي آورده اند و در تلاش خود موفق تر از شوروي سابق بوده اند.
    پیش بینی شده است که در آينده، اين نوع رقابت و ستيز گسترش بيشتري يابد.
 
روزي که خمر روژ بر كامبوج مسلط شد
خمرها به اين صورت در آوريل سال 1975 وارد شهر پنوم پن شدند - بسياري از افراد مسلح خمر را نوجوانان تشكيل مي دادند


    «خمر روژ» پس از پنج سال جنگ، ظرف دو روز (16 و 17 اپریل سال1975) بر كامبوج مسلط شد. تصرف شهر پنوم پن پايتخت كامبوج 17 اپریل تكميل شد. لون نول رئيس دولت وقت كامبوج كه از سوي آمريكا حمايت مي شد قبلا فرار كرده بود. خود وي نيز با كودتا برسر كار آمده بود.
     خمر سرخ كه يك جنبش كمونيستي بود در طول جنگ از كمك نظامي ويتنام شمالي و كمونيستهاي لائوس برخوردار بود. اين جنبش كه چند كمونيست بسيار افراطي از جمله «پل پوت» رهبري آن را بر عهده داشتند پس از پيروزي و اصلاح نام كامبوج به كامپوچيه در اين كشور يك نظام كمونيستي مطلق برقرار كرد؛ حال آن كه كامبوج آمادگي سوسيال دمكراسي را هم نداشت. اين رژيم از همان آغاز كار ارزش طلا و هرگونه پول را لغو كرد و شهرنشينان و كساني را كه به كارهاي خدماتي مي پرداختند «مفتخور و زالوي جامعه» اعلام داشت و براي كشاورزي كردن روانه روستاها ساخت كه ظرفيت كافي براي پذيرش اين جمعيت را نداشتند و امكاناتشان بسيار محدود بود؛ به همين سبب بسياري از آنان جان سپردند.
     نظام خمر سرخ با همه انتقادي كه از آن مي شد تا 1979 و تا روزي كه ويتنام از آن حمايت مي كرد دوام يافت، ولي از روزي كه نسبت به ويتنام ادعاي ارضي كرد كاررا برخود دشوار ساخت و به همان گونه كه با كمك ويتنام پيروز شده بود به دست ويتنام نيز شكست خورد؛ نخست پنوم پن و سالها بعد همه قلمرو خود را از دست داد.
    (رويدادهاي مربوط در زمان خود در طول سال آمده است)
 
اخراج عربان از مناطق كُردنشين عراق
«سي . جي. چيورز» 15 اپریل 2003 از عراق به نيويورك تايمز گزارش داده بود كه در منطقه كركوك، كُردها به بيرون راندن عرب ها از آن منطقه دست زده و خانه و مساكن آنان را اشغال مي كنند و گفته اند كه عربها بايد مناطق كُردنشين را ترك گويند. اين روزنامه نگار كه با طرفين اختلاف (كُردها و عربها) گفت و شنود كرده نوشته بود: كُردهايي كه عربها را بيرون مي كنند مدعي هستند كه دولت آمريكا با اين عمل آنان موافقت دارد.
     نيويورك تايمز ضمن اين گزارش نوشته بود كه با هر مقامي كه در واشنگتن تماس گرفته گفته است كه چنين توافقي صورت نگرفته و چنين چراغ سبزي داده نشده است.
برخي ديگر از رويدادهاي 16 آوريل
  • 1529:   «لوئي دو بركوين» فرانسوي كه گناهش تنها اين بود كه قسمتي از عقايد لوتر باني مذهب پروتستان را از زبان آلماني به فرانسه ترجمه كرده بود به جرم ارتداد به اعدام محكوم و آتش زده شد.
        
  • 1850:   «هربرت باكستر آدامز» تاريخدان آمريكايي و موسس انجمن آمريكايي تاريخ به دنيا آمد.
  • 1818:   سناي امريكا طرح غيرمسلح بودن مرزهاي كانادا و ايالات متحده را كه به قانون «راش ــ بيگوت» معروف است از تصويب گذراند.
  • 1922:   دولت آلمان برغم مخالفت انگلستان و فرانسه نظام كمونيستي روسيه را برسميت شناخت.دوكشور پيمان كاملة الوداد امضاء كردند و از دعاوي مالي نسبت به يكديگر صرف نظر كردند.
  • 1938:   دولت انگلستان ضميمه شدن اتيوپي به ايتاليا را پذيرفت.
  • 1945:   حمله زميني ارتش شوروي به شهر برلين پايتخت رايش سوم آغاز شد و دوهفته بعد آن را به تصرف خود در آورد.
  • 1946:   آمريكا نخستين موشك «وي ــ 2» را كه از آلمان به دست آورده بود در منطقه «وايت سند» آزمايش كرد.
  • 1948:   سازمان همكاري هاي اقتصادي اروپا (اي. اي . سي) تشكيل شد.
  • 1962:   دولت برزيل برخي از موسسات بازرگاني و مالي آمريكايي را در آن كشور ملي كرد.
  • 1992:   دكتر نجيب الله از رياست دولت افغانستان كناره گيري كرد.

    ادامه دارد

  • ویرایش : در قلمرو تاریخ

    "روزنامک،دکتر نوشیروان کیهانی زاده"