مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 15 آوريل

ايران
يزدگرد يکم: دولت ايران مكلّف به حمايت از پيروان آيين زرتشت در سراسر جهان است
يزدگرد يکم شاه ساساني ايران پس از آغاز سلطنت، 15 اپریل سال 399 ميلادي به مسيحيان قلمرو ايران آزادي مذهبي داد و با ارسال پيامي به رُم به دولت و سناي روم يادآور شد كه دستور داده است همه تدابير و عمليات خصمانه بر ضد روم پايان يابد و بازرگانان رومي بتوانند در قلمرو ايران آزادانه به داد و ستد بپردازند و تحت حمايت شهربانان ايران باشند.
    يزدگرد در پيام خود تاكيد كرده بود كه انتظار عمل متقابل ازسوي دولت روم دارد مخصوصا در زمينه آئين زرتشت كه دولت ايران مكلّف به حمايت از پيروان آن در سراسر جهان است.
پيمان صلح صد ساله ايران و روم که 27 ماه معتبر ماند!
15 اپریل سال 422 ميلادي (23 سال پس از پيام يزدگرد اول به دولت روم درباره مذهب) ميان ايران و روم ــ دو ابر قدرت وقت ــ يك پيمان صلح صد ساله امضاء شد. اين پيمان در پي يك جنگ دو ساله ميان دو كشور به امضاء رسيد. اين جنگ را ارتش ايران به فرماندهي ژنرال «مهر نرسي» مازندراني برنده شده بود و پيشنهاد صلح از سوي رومي ها داده شده بود تا پيشروي ژنرال ايراني متوقف شود. اين پيمان صد ساله تنها دو سال و سه ماه عمر كرد و رومي ها در تابستان سال 424 كه ايران را در مرزهاي شمال شرقي (حوالي بدخشان) درگير طوايف آن سوي کوههاي پامير ديدند بار ديگر در سوريه نيرو پياده كردند و جنگ از سر گرفته شد.
جنجال ازدواج فاطمه پهلوي با يك مرد آمريكايي
اعتراض به ازدواج فاطمه پهلوي خواهر شاه وقت با يك مرد تبعه امريكا، از 15 اپریل 1950 (26 فروردين 1329 هجري خورشيدي) در ايران شدت گرفته بود. اين ازدواج در ايتاليا انجام شده بود. اعتراض و مخالفت به اين لحاظ بود كه ازدواج يك زن مسلمان با مرد غير مسلمان ممنوع و به علاوه ازدواج يك زن تبعه ايران با يك مرد تبعه كشور ديگر منوط به كسب اجازه قبلي از دولت ايران (وزارت امورخارجه) است كه فاطمه پهلوي هر دو مورد را ناديده گرفته بود.
    فاطمه پهلوي با اين كه بعدا شوهرش را وادار به مسلمان شدن «صوري» كرد بر اثر فشار مردم ايران و اعتراض روحانيون، از همه مزاياي خود محروم و از بازگشت به ايران كه موجب دستگيري و محاكمه او مي شد ممنوع شد. فاطمه بعدا از شوهر آمريكايي اش طلاق گرفت و با فرمانده نيروي هوايي ايران كه او نيز بعدا در يك تمرين هوايي كشته شد ازدواج كرد.
دنياي هنر
درگذشت سازنده آهنگ «پيام زرتشت»
ستار
تاجيكيان (پارسي زبانان) در نيمه يکم اپریل 2007 آهنگساز بزرگ خودرا كه آهنگهاي او در همه ايرانزمين، از كشمير تا كردستان سوريه و ميان فارسي زبانان ساير كشورها هواداران فراوان دارد ازدست دادند. جنازه «طلبشاه ستار» 22 فروردين (11 اپريل 2007) با يک تشييع بي سابقه در گورستان مشاهير (نامداران) در شهر دوشنبه مدفون شد. وي درعين حال رئيس هنرستان دولتي تاجيكستان بود.
    معروفترين آثار اين آهنگساز كه هنگام مرگ از حمله قلبي، 54 ساله بود «پيام زرتشت»، اپراي «رستم و سهراب»، «صوت نوروزي» و ... بود. ستار بر غزلهاي حافظ و جامي و ساير شعراي ايرانزمين آهنگهاي متعدد سروده است. ستار در منطقه گلريز تاجيكستان به دنيا آمده بود.
در قلمرو انديشه
زادروز داوينچي و بوتروك، و سالگرد درگذشت سارتر؛ فيلسوفي که اهل قلم را ازگرفتن هديه از دولتها ممنوع کرد
J. P. Sartre

داوينچي


     15 اپریل زادروز «لئوناردو دا وينچي» هنرمند و دانشمند ايتاليايي است كه بسال 1452 در «وينچي» وافع در 30 كيلومتري فلورانس به دنيا آمد و 21 ژوئن 1519 درگذشت. آثار هنري متعدد از او باقي مانده از جمله تصوير «مونا ليسا». اخيرا بانويي که دا وينچي تصوير اورا ترسيم کرده و اين تصوير به «مونا ليسا» شهرت يافته شناخته شده است. دا وينچي در عين حال يك رياضيدان بود و نخستين كسي است كه طرح هلي كوپتر را كشيده است.
    
    - در اين روز در سال 1766 فردريك بوتروك Friedrich Bouterwek فيلسوف آلماني به دنيا آمد و آثار متعدد از او باقي است از جمله خاطرات ده جلدي اش. بوتروك در آغاز کار، از پيروان فلسفه «كانت» بود كه بعدا راه ديگري را در پيش گرفت.
    
    - ژان پل سارتر Jean Poul Sartre انديشمند، نويسنده، نقدنگار، بيوگرافي نويس و فعال سياسي فرانسوي قرن 20 و از اصحاب فلسفه اگزيستانسياليسم Existentialism پانزدهم اپریل 1980 درگذشت. وي 75 سال عمر كرد دوم ماه مي 1905 به دنيا آمده بود. سارتر درباره «بودن و زيستن» و اين كه آدم محكوم است كه آزاد باشد و همچنين بي تفاوتي ها در قبال انسانيت بحث كرده و نظر داده است. سارتر از فلاسفه چپگرا است و درموارد متعدد عقايد او با نظرات ماركس تفاوت زياد ندارد.
    سارتر برنده جايزه نوبل سال 1964 شد ولي آن را نپذيرفت و اعلام داشت که دولت ها و يا انستيتوها نبايد جايزه و پاداش به اهل فکر و قلم بدهند، اين مردمند که با خريد نوشته ها و افکار آنان پاداش مي دهند و قدر مي نهند. اين تفکر سارتر به صورت يک اصل درآمده و نويسنده، متفکر و روزنامه نگار از دريافت پاداش از دولت و هر مقام ديگر ممنوع شده است. به استناد همين اصل، چند سال پيش که محمد خاتمي به برخي از روزنامه نگاران ايراني کامپيوتر کيفي هديه داد و در نوروز 1391 (مارس 2012) که احمدي نژاد به خبرنگاران عيدي داد از اين دو اقدام انتقاد شد و ....
    سارتر بود که با تاکيد گفت که شرح مشاهدات بمراتب ماندني تر، آموزنده تر و جالب تر از نوشتن خبر است و به روزنامه نگاران توصيه کرد که چنين کنند. توصيه او به تاريخنگاران «نوشتن بيوگرافي» براي اشخاص بود. وي عقيده داشت که شرح زندگاني هر فرد، ولو يک تبعه ساده، جالب و آموزنده و حاوي نکات تاريخي و سند است.
    
طرح هلي كوپتر از داوينچي


    
تصوير معروف به «موناليسا» از داوينچي

در قلمرو دموکراسي
تعريف «تابعيت» ـ تكاليف دولت و حقوق اتباع ـ مهاجرت اتباع يعني از دست رفتن سرمايه هاي ملي ـ اصل 41 قانون اساسي ايران و نفي تابعيت مضاعف ايراني
15 اپریل روزي است كه در سال 214 ميلادي سناي روم «تابعيت» را در جريان تصويب قانون تعميم تابعيت رومي به گروه ديگري از ساكنان قلمرو اين كشور تعريف كرد. با اين كه از آن زمان، اين تعريف بارها دوباره نويسي شده و بسياري از انديشمندان عبارات تازه برآن اضافه كرده اند، معذلك پايه اي را كه سناي روم ريخته همچنان باقي مانده و رعايت مي شود. طبق تعريف «تابعيت يا شهروندي»، شهروند كه عضو متساوي الحقوق و كامل يك جامعه ملي است داراي يك رشته حقوق و تكاليف است. شهروند مي تواند از حقوق خود صرف نظر كند، ولي انجام تكاليف اجباري و نقض آن موجب مجازات است. به شهروندي كه از بعضي حقوق خود داوطلبانه بگذرد مثلا حق راي دادن در انتخابات و حق تظلم خواهي، تبعه غير فعّال گويند. اما، اگر عواملي در صدد بر آيند كه با تهديد و ارعاب و امثال آن، يك تبعه و گروهي از اتباع را از استفاده از حق بازدارند با دولت طرف خواهند بود كه مكّلف است وسائل لازم را براي برخورداري اتباع از حقوقشان فراهم آورد و با كساني كه شهروندان را اجبارا از استفاده از حق باز مي دارند برخورد كند. مهمترين تكليف دولت؛ محافظت از جان و مال و حيثيت اتباع است و حفظ اموال اتباع، منحصر به خانه و اثاثه آنان نيست؛ همه منافع مالي و حقوق مربوط ايشان را شامل مي شود از جمله ممانعت از گرانفروشی، گران کردن مصنوعی کالا و خدمات، احتکار، توسل به تقلب برای خالی کردن جیب اتباع، تصاحب اموال و منابع عمومی که متعلق به همه اتباع است و نظایر آن. حفظ جان اتباع نیز تنها جلوگیری از قتل جنایی آنان نیست؛ نبود بیمارستان و دارو، وسیله نقلیه معیوب، ساختمان نامقاوم در برابر زلزله، نبود سیل بند و از این قبیل را هم شامل می شود.
    دولت همچنين مکلف است هرگونه انتقاد مسالمت آميز از جمله به: بوروكراسي بد، وجود اجحاف و تبعيض در جامعه، وضع قوانين خلاف منطق و عقل سليم و قوانيني كه حقوق اساسي انسان را نقض و يا تنها به سود يك طبقه اند بشنود، ترتيب اثر دهد و پاسخگو باشد. به نظرانديشمندان، ردّ زورگويي و اعتراض به ظلم (ظلم عمومي) هم حق و هم تكليف يك شهروند است كه نبايد از آن صرف نظر كند. در صدر تكاليف ملي؛ دفاع از حاكميت ملي و تماميت ارضي وطن قراردارد كه بي اعتنايي نسبت به آن و يا سرپيچي مجازات سنگين بايد داشته باشد و در زمان جنگ، مجازات اعدام.
    از ميان انديشمنداني كه نسبت به شهروندي نظر داده اند فرضيه «جان راولس» جامعتر و جالبتر است كه آن را در سال 1971 به صورت كتاب منتشر ساخته است. راولس بر وجود فرصتهاي مساوي در یک جامعه که از حقوق شهروندان و تامین آن از تكاليف دولت است تاکید کرده است. وي نوشته است: دولتي كه اين تكليف خود را دقيقا رعايت نكند بايد بازخواست شود. وي آموزش اخلاق حسنه و خوبي كردن را به اتباع، از تكاليف دولت ها دانسته و به اين ترتيب هدف آموزش و پرورش تنها تدريس خواندن و نوشتن و حساب كردن نبايد باشد و به زعم او، مدرسه يك كارخانه آدمسازي ــ پرورش انسان كامل ــ بايد باشد. به نوشته «راولس»، قواعد و ضوابط باید طوری تدوین شوند که رسانه ها ضمن خبر و نظر رسانی، وسیله و ابزار آموزش عمومی باشند و معلومات اتباع را ارتقاء دهند.
    وی شهروندان یک کشوررا سرمایه های ملی آن کشور خوانده که دولت حق ندارد اجازه هدر رفتن، و یا مهاجرت آنان را ـ جز در موارد استثنايي ـ بدهد. راولس نوشته است که مهاجرت در قرن 20 و بوپژه پس از سال 1946 مفهوم سابق را ندارد که بيکاري و فشار سياسي و مذهبي و نبود زمينه براي پرورش ذوق و استعداد هنري، ادبي و علمي عامل آن باشد. در قديم یک قبیله در جستجوی مرتع برای گوسفندان به سرزمین دیگر مهاجرت مي کرد و برخي مهاجرت ها به صورت تعرض نظامي بود که ديگر چنين نيست. مطالعه مهاجرت های قطعی [نه، موقت و فصلی] در قرن 20 ضعف و کوتاهی دولتهارا نشان می دهد.
    مهاجرت از هند و ايران به ساير کشورها در دو دهه آخر قرن 20 و دهه يکم قرن 21 بزرگترين رقم مهاجرت هاي برون مرزي در سطح جهان را تشکيل مي دهد که علت مهاجرت هنديان، کثرت نفوس گزارش شده است. به گفته برخي کارشناسان، اگر اصل 41 قانون اساسي جمهوري اسلامي که يک سال پس از انقلاب تصويب شده و تاکنون معطل مانده به اجرا درآيد مهاجرت خارجي ايرانيان محدود خواهد شد. رئيس جمهور مسئول اجراي اصول قانون اساسي است و قانون اساسي يک کشور را نمي توان معطل گذارد. اصل 41 قانون اساسي جمهوري اسلامي، تابعيت مضاعف يک ايراني را نفي کرده است.
    جامعه شناسان مهاجرت هاي داخلي ايران در سه دهه اخيررا هم براي اين کشور زيان آور و باعث تخليه روستاها و شهرهاي کوچک و در نتيجه کاهش توليدات ضروري و مصرف گرا، لوکس گرا و مدرک تحصيلي خواه شدن جامعه دانسته و مدعي شده اند که هجوم روستائيان به شهرهاي بزرگتر سبب تضعيف برخي نشانه ها و شاخص هاي تمدن ازجمله رعايت اصول و مقررات مي شود مثلا رعايت نوبت، روش رانندگي و ....
 
ساير ملل
زادروز نانك پيشواي پارسيدان سيك ها
Nanak
گورو «نانك Nanak» پيشواي سيكها 15 اپریل سال 1469 در تالوندي در پنجاب غربي (پاكستان امروز) به دنيا آمد و از 32 سالگي به ترويج عقايد خود پرداخت كه پيروان فراوان دارد. نانك بر ضد استثمار بود و آموزش مي داد كه خدا از كسي متنفر نيست و مردم نيز بايد چنين باشند. نانك از كودكي با هندو و مسلمان دوست بود. وي قادر بود كه به زبان پارسي نيز بگويد و بنويسد. نانك كه از زندگاني لوكس و تجملات بيزار بود در سال 1539 درگذشت.
 
جنگ دو ساله 14 طايفه از بومیان شرق آمریکا با مهاجران انگلیسی و انتقال پردرد و رنج بومیان از سرزمین نیاکان
52 سال پس از بخشش بخش بزرگی از آمریکای شمالی به مساحت 222 هزار کیلومتر مریع (یک هشتم وسعت ایران) به 8 بزرگزاده انگلیسی، چهارده طایفه بومی (اصطلاحا سرخپوستان) که سرزمین خود و میراث نیاکان را در معرض تعرض و چپاول مهاجران دیدند متحد شدند و جنگ طرفین از 16 اپریل 1715 آغاز شد و دو سال طول کشید. روز پیش از آن (15 اپریل) تنی چند از نمایندگان مهاجران که برای مذاکره با سران طوایف متحده به شهر بومی نشین پوکوتالیگو Pocotaligo رفته بودند کشته شده بودند. سران طوایف پیشنهاد سازش را رد کرده و خواسته بودند که مهاجران از همان راهی که «ناخوانده» به سرزمین آنان آمده بودند به زادگاه خود (انگلستان) بازگردند. قتل نمایندگان توسط چند بومی خشمگین [نه، به تصمیم سران طوایف] صورت گرفته بود. پس از تجدید سلطنت در انگلستان، چارلز دوم پادشاه این کشور طی یک فرمان 19 پاراگرافی منطقه وسیعی از اراضی جنوب ویرجینیا [نخستین مهاجر نشین انگلیسی آمریکا] را به آن هشت بزرگزاده که به لُرد پروپرییتور Lord Proprietor شهرت یافته اند بخشیده بود زیراکه در طول ضدیت پارلمان انگلستان با پدرش ـ چارلز یکم، وفاداری به سلطنت را از دست نداده بودند. این عمل چارلز دوم درحقیقت دادن اراضی غیر (بومیان) که قرنها در آنجا سکونت داشتند و تمدن بوجود آورده بودند به دیگران بود. این هشت لُرد که اراضی «مفت تصاحب کرده» را به افتخار چارلز یکم؛ کارولینا نامیده بودند دست به انتقال مهاجر از انگلستان زدند و بعدا هم باهم نساختند و این سرزمین را به دو بخش شمالی و جنوبی میان خود قسمت کردند که اینک دو ایالت آمریکا ـ کارلینای شمالی و کارولینای جنوبی و جمعا با 15 میلیون جمعیت ـ را تشکیل می دهد. با وجود این تقسیم، لُردهای هشتگانه از اختلاف دست نکشیدند و سرانجام، دولت لندن برای هر دو قسمت فرماندار فرستاد و عمل تقسیم در سال 1712 تکمیل شد. با آمدن فرمانداران، واحد نظامی هم بوجود آمد و بومیان که تا آن زمان تصور می کردند مهاجران تنها در اندیشه امرار معاش هستند نه حکومت و غصب اراضی به صورت قطعی و معامله روی آنها دست به واکنش زدند. این واکنش مسلحانه در بخش شمالی (کارولینای شمالی) موفقیت نداشت، زیراکه که تنها بومیان محلی وارد عمل شده بودند. با این تجربه، 14 طایفه منطقه از جمله:
    Yamasee, Cherokee, Creek, peedee, Cheraww, Catawba, Yuchi, congaree, (Eastern) Shawnee, Apalachicola, Apalachee و ... متحد شدند تا مهاجران رو به تزاید را از وطن نیاکان برانند.
    در سال نخست این جنگ که در تاریخ به جنگ یاماسی Yamasee معروف شده است و تا چند ماه از سال دوم، بومیان پیروز بودند و مهاجران و نظامیان مدافع آنان با تحمل تلفات به «چارلزتاون» عقب رانده شده و در اینجا گرفتار کمبود خواربار شدند. در این آبادی ساحلی [اینک شهری بزرگ در ایالت کارولینای جنوبی]، توپهای ناوهای انگلیسی با آتش خود از مهاجران حفاظت می کردند. چون از تفنگداران تازه نفس انگلیسی برای شکستن خط محاصره کاری ساخته نشده و جنگ در بن بست قرارگرفته بود و مهاجران از لحاظ مواد غذایی در مضیقه قرارداشتند مقامات انگلیسی به شیوه قدیمی خود تلاش برای ایجاد تفرقه را آغاز کردند و میان طایفه چروکی و طایفه کریک نفاق افکندند که در اتحاد طوایف رخنه و خلل ایجاد شد و درنتیجه سران اتحادیه با گرفتن قول از مقامات انگلیسی مربوط که آنان و مهاجران تنها تجارت و کسب و کار کنند نه تصاحب اراضی، و قصد حکومت کردن و مداخله سیاسی نیز نداشته باشند دست از جنگ کشیدند. درجریان این جنگ دو ساله که «تاریخ» به عنوان یک ایستادگی بزرگ از آن یادکرده است، دولت فرانسه که بر مناطق مرکزی آمریکای شمالی ـ از کانادا تا خلیج مکزیک ـ مسلط بود و نیز دولت اسپانیا که فلوریدا را مالک بود از طوایف 14 گانه حمایت و به آنها اسلحه رسانی می کردند.
     مرور زمان نشان داد؛ پس از چند برابرشدن شمار مهاجران و کشف طلا در ناحیه چروکی نشین، دولت واشنگتن در سال 1830 قانون انتقال سرخپوستان از شرق کوههای آپالاچی (تلفظ فرانسه؛ آپالاش) به غرب رود «می سی سی پی» را تصویب و در سال 1838 برای اجرای آن هفت هزار نظامی به کارولینای شمالی و جنوبی و جورجیا فرستاد و این نظامیان دههاهزار بومی، از خُرد و بزرگ را با پای پیاده و طی کردن 1280 کیلومتر راه به اوکلاهما منتقل کردند که این راهپیمایی پر از زجر و زحمت در تاریخ به « trail of tears تریل آو تیرز = اشک ریزان قدم برداشتن» معروف شده است. در میان راه بیش از چهارهزار بومی جان سپردند. این انتقال در سال 1839 پایان یافت ولی طولی نکشید که پای مهاجران به اوکلاهما نیز بازشد و بیشتر بومیان از اینجا هم پراکنده شدند. پس از انتقال بومیان از شرق به اوکلاهما اراضی آباء ـ اجدادی آنان در دو کارولینا و نیز جورجیا از طریق قرعه کشی میان مهاجران اروپایی قسمت شد! که در قرن بیستم با فروش آنها میلیونر شدند. اراضی واقع در جنوب کارولینای جنوبی در سال 1732 با صدور فرمان جورج دوم پادشاه وقت انگلستان به صورت یک کلنی تازه به نام «جورجیا» درآمد. نخستین مهاجران این کلنی، مجرمان بودند که از انگلستان به اینجا منتقل شده بودند.
 
سانسور نشريات و بركناري ريشليو از قدرت
دوك دو ريشليو [با کاردينال ريشليو اشتباه نشود] نخست وزير وقت فرانسه دستور داد كه از 15 اپریل در سال 1820 در فرانسه بارديگر سانسور نشريات كه انقلاب اين كشور آن را مطلقا ممنوع كرده بود برقرار شود كه با مخالفت احزاب و اعتراض انجمن هاي اديبان و روشنفكران رو به رو شد، و متعاقب آن اكثريت پارلماني اش را از دست داد و مجبور به كناره گيري شد و ميراث انقلاب محفوظ ماند.
     ريشليو دو بار نخست وزير فرانسه شده بود كه دور اول نخست وزيري او در سال 1818 پايان يافته بود. او بمانند بسياري از اشراف فرانسوي در جريان انقلاب از فرانسه فرار كرده بود. ريشليو پس از فرار از وطن به روسيه پناهنده شده بود و از سوي تزار روسيه به او يك مقام دولتي هم داده شده بود.
 
«ناتو» فرانسه را تخليه كرد
به تصميم دولت فرانسه (شارل دوگل)، «ناتو» 15 اپریل سال 1967 همه دفاتر و قرارگاههاي نظامي در فرانسه را تعطيل و مقرّ خودرا به بروكسل انتقال داد.
     دولت فرانسه همزمان با به آب انداختن نخستين زيردريايي اتمي اش، خودرا از فعاليت هاي نظامي ناتو (سازمان پيمان دفاعي اتلانتيك شمالي) كنار كشيد و اعلام داشت كه مي خواهد در امور نظامي استقلال كامل داشته باشد. با وجود اين، فرانسه از ناتو کاملا خارج نشد و در دهه اخير بر فعاليت خود در چارچوب ناتو افزوده است.
 
زمانی که سران جامعه اقتصادی اروپا تصمیم به گسترش همکاری و هماهنگی گرفتند، ولی ...
سران کشورهای 9 گانه وقت جامعه اقتصادی اروپا در نشست دو روزه خود در کپنهاک ـ در دومین هفته اپریل 1978 ـ تصمیم به در پیش گرفتن یک استراتژی پولی مشترک و گسترش همکاری و هماهنگی های خود درهمه زمینه ها و بازکردن درهای جامعه به روی اعضای تازه گرفتند و قرار شد که استراتژی پولی مشترک ظرف 3 ماه تنظیم شود. این نشست با گرفتن این تصمیمات راه را برای ایجاد اتحادیه اروپا باز کرد.
    پایه ایجاد جامعه اقتصادی اروپا در سال 1952 با تشکیل اتحادیه زغال سنگ و فولاد گذارده شده بود که تا 1958 تنها شش عضو داشت. پیمان رُم در سال 1957 این اتحادیه را تبدیل به یک جامعه اقتصادی ـ معروف به بازار مشترک (بازار واحد) اروپا کرد که عهدنامه 1993 Masstricht بر ستون های آن، اتحادیه اروپا را بنا نهاد. در سال 1999 هفده کشور عضو این جامعه تصمیم به داشتن یک پول واحد گرفتند که به Euro معروف شده است. این جامعه در مسیر تکامل خود تصمیم به حذف مقررات کنترل گذرنامه اتباع خود در دروازه ورودی گرفت و این منطقه رفت و آمد آزاد Schengen نام گرفته و 26 کشوررا شامل می شود. جامعه (اتحادیه) اروپا که اینک دارای 27 عضو با حدود 500 میلیون جمعیت و وحدت اقتصادی و هماهنگی سیاسی است دارای یک پارلمان، یک بانک مرکزی، یک شورا و یک دادگاه و حتی یک پرچم است و پایتخت آن عملا شهر بروکسل است.
    مولف این تاریخ آنلاین در تفسیر روزانه خود پیرامون تصمیمات اپریل 1978 سران جامعه اقتصادی اروپا که در صفحه 6 شماره 15583 مورخ 24 فروردین 2537 = 1357 هجری (13 اپریل 1978) چاپ شد (و چند پاراگراف آن در زیر، از آن روزنامه کُپی شده است) از پیدایش یک ابرقدرت خبر داد، ولی دو گزارش 14 اپریل 2013 دویچه وله (صدای جهانی آلمان) نشان از مسائلی تازه می دهد. یک گزارش دویچه وله حاکی از تشکیل حزبی در آلمان است که خواستار حذف برنامه‌ریزی شده و تدریجی «یورو» به عنوان پول واحد 17 کشور اروپایی و بازگشت به پول های پیشین این کشورها است. در برنامه این حزب آمده است که برای حل مسائل مالی که چند سال است پدید آمده است هر یک از اعضای اتحادیه اروپا باید به طور دمکراتیک پول خود را انتخاب کند و در مورد آلمان، بازگشت به پول پیشین این کشور (مارک) نباید تابو به حساب آید.
    گزارش دیگر دویچه وله درباره تجارت انسان در اتحادیه اروپا است که طبق یک پژوهش، بر شمار قربانیان دلالان تجارت انسان افزوده شده است. این تجارت انسان سبب شده است که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر شمار کسانی که به عنوان روسپی، کارگر اجباری یا گدای خردسال مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرند، مدام افزوده می‌شود. این واقعیت تلخ، نتیجه نخستین پژوهش گسترده اتحادیه اروپا درباره تجارت انسان در این محدوده است که طبق نتایج این بررسی و پژوهش، بر شمار قربانیان تجارت انسان تنها در فاصله سالهای 2008 تا 2010 حدود هجده درصد افزوده شده است.
    تزلزل دیگر در اتحادیه اروپا، احتمال انجام رفراندم در انگلستان برای کسب نظر مردم این کشور است که آیا می خواهند که همچنان عضو اتحادیه باشند یا نه. مسائل مالی یونان، اسپانیا و ایتالیا بر این تزلزل افزوده است.



    
تصوير زنان روسپي در اروپا از وبسايت دويچه وله

 
حملات هوايي اپریل 1986 آمريکا به ليبي و نتايج آن ـ ابراز ضعف و اشتباه روس ها در 1986 و تکرار آن در 2011
يك هفته پس از انفجار بمب در يك كلوب شبانه (ديسكوتك) در برلين غربي كه پاتوق نظاميان آمريكايي بود و هفتم اپریل 1986 به وقوع پيوست، ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا كه دشمني معمر قذافي را به دل داشت، آن رويداد را بهانه قرارداد و دستور حمله هوايي به ليبي را صادركرد. دولت آمريكا عوامل ليبي را متهم به دست داشتن در اين انفجار كرده بودند. در جريان انفجار بمب در ديسكوتك برلين يك نظامي آمريكايي كشته و نزديك به 60 آمريكايي ديگر مجروح شده بودند. علاوه بر آمريكاييان، در آن انفجار يك زن تبعه تركيه کشته شده بود و نزديك به 120 مشتري ديگر هم آسيب ديده بودند. چندي پيش از اين انفجار نيز در يك هواپيماي آمريكايي كه از رم به آتن پرواز مي كرد بمبي منفجر شده و چهار تن را كشته بود كه باز، عوامل ليبي به دست داشتن در آن متهم شده بودند.
     در حمله هوايي به ليبي، هواپيماهاي «اف ــ 111» نيروي هوائي آمريكا مستقر در انگلستان و هواپيماهاي نيروي دريايي وابسته به ناوهاي هواپيمابر «كورال سي» و «آمريكا» مستقر در مديترانه شرکت کرده بودند. در اين حملات چند مركز نظامي و نيز شهرهاي ترابلس و بنغازي از جمله چادرهاي محل سكونت معمر قذافي رهبر وقت ليبي هدف بمب و موشك قرار گرفته بود.
    جمع تلفات ليبي در اين حملات 15 كشته گزارش شده بود كه يكي از مقتولان دخترخوانده خردسال معمر قذافي بود. شمار مجروحين ليبيايي اين حملات زياد و يکي از آنان شخص معمر قذافي بود. آمريكا نيز يك هواپيماي اف ــ 111 و دو خلبان از دست داده بود.
     رونالد ريگن رئيس جمهوري وقت آمريكا از اين حملات دفاع كرد و گفت: آن چه را که لازم بود كرديم، بازهم اگر لازم باشد انجام مي دهيم.
     قذافي كه در جريان بمباران، از ناحيه سر مختصرا مجروح شده بود در نطقي از تلويزيون ليبي ـ ازدولت فرانسه كه اجازه نداده بود از خاك آن كشور براي حمله استفاده شود سپاسگزاري كرد. در لندن، نمايندگان پارلماني حزب كارگر از بانو مارگارت تاچر نخست وزير وقت كه به آمريكا اجازه داده بود از خاك انگلستان براي حمله به ليبي استفاده كند انتقاد كرده بودند. به علت كوتاه آمدن دولت مسكو (گورباچف) در قبال اين بمباران، كه ضمن آن يك هواپيماي باري متعلق به شوروي نيز در يك فرودگاه ليبي نابود شده بود، پايان كار اين ابر قدرت آغاز شد. سکوت گورباچف در این زمینه حمل برضعف مسکو و تشدید سیاست تهاجمی بلوک غرب (ناتو) شد که مقدمه فروپاشی بلوک شرق بشمار آورده شده است. برغم اينکه قذافي در دهه يکم قرن 21 تغيير سياست داد، به غرب و بويژه آمريکا نزديک شد، از ساخت اسلحه کشتار جمعي دست کشيد و مواد مربوط را به آمريکا فرستاد، ذخاير ارزي ليبي را به بانکهاي آمريکا سپرد ولي رويدادهاي سال 2011 [که شرح آنها در اين تاريخ آنلاين آمده است] نشان داد که کوتاه آمدنهاي قذافي سبب تغيير سياست غرب نشد و در پي چندين ماه ناآرامي، رژيم قذافي در اکتبر 2011 ساقط و خود او به طرز فجيعي کشته شد. اگر روسيه و چين در شوراي امنيت قطعنامه غرب را مبني بر مداخله نظامي ناتو در ليبي را وتو کرده بودند ليبي به اين صورت در نمي آمد. به عبارت ديگر؛ اين بار هم ضعف روس ها سبب دگرگوني اوضاع ليبي و پيروزي غرب شد که بعدا چوبش به گوش آنان (روس ها) خواهد خورد.
    
خرابي ناشي از حملات هوايي آمريكا به ترابلس پايتخت ليبي در اپريل 1986


    
چادر محل سكونت قذافي براثر بمباران اپريل 1986 به اين صورت درآمده و دخترخوانده اش كشته شده بود


    
قذافي پس از روز حمله (اپريل 1986) ـ گزارش شده بود كه در جريان بمباران، به قذافي هم از ناحيه سر جراحتي مختصر وارد آمده بود. اين عكس پس از حملات هوايي برداشته شده بود


    
و 15 سال بعد (اکتبر 2011) قذافي به اين صورت کشته شد!

 
زادروز «كيم ايل سونگ» و مفاد اعلاميه چوچه
«كيم ايل سونگ» نخستين رهبر جمهوري دمكراتيك خلق كره (کره شمالي) 15 اپریل 1912 به دنيا آمد، 82 سال عمر کرد و 47 سال رهبري آن سرزمين را برعهده داشت.
     اعلاميه معروف چوچه Chuche از او است كه از سال 1955 رعايت مي شود. طبق اين اعلاميه، كره اي ها بايد از هويت ملّي خود دفاع كنند، غرور ملّي خود را از دست ندهند و تنها به خود متّكي باشند [خود کفا شوند.].
     با اينكه چين و روسيه به كره شمالي كمك بسيار كرده اند، كيم در اعلاميه چوچه به مردم كره توصيه كرده است كه متوجه باشند كاري نكنند كه اين دو دولت دوست براي تغيير سياست هاي ملّي كره (شمالي) اعمال نفوذ كنند. او تاكيد بر مبارزه بي امان با امپرياليسم، زورگويي و استثمار كرده است. كيم ايل سونگ که هشتم ژوئيه 1994 درگذشت تا آخرين لحظه حيات از فکر تامين وحدت شبه جزيره کره که فاتحان جنگ جهانی دوم آن را دو قسمت کرده اند خارج نشده بود.
    كيم ايل سونگ كه يك كشاورز زاده بود در جواني با خانواده اش به منچوري (شمال شرقي چين) رفته بود. بعدا در آنجا يك دسته پارتيزان مسلح براي جنگ چريكي با ژاپني ها تشكيل داده بود كه بر اثر فشار نيروهاي ژاپني در سال 1941 مجبور به عقب نشيني به شوروي شده و در آنجا به ارتش سرخ پيوسته و سرگُرد شده بود.
    وي در سال 1945 با ارتش سرخ وارد كره شد و اندک زماني پس از تقسيم موقت شبه جزيره كره به تصميم و طبق سازش فاتحان جنگ، نخست وزير بخش شمالي شد و در سال 1950 موفق شد استالين را موافق نقشه حمله نظامي به قسمت جنوبي كره كند كه اين حمله 25 ژوئن 1950 آغاز شد كه نتيجه اش مداخله سازمان ملل و ادامه تقسيم كره به دو كشور بوده است.
     برنامه تسليحات اتمي و موشكي كره از كيم ايل سونگ (پدر) است كه معتقد بود اگر يك كشور بخواهد زنده و پايدار بماند بايد بتواند به تنهايي از خود دفاع كند و اگر از لحاظ دفاعي نيرومند باشد ديگران در صدد حمله نظامي به آن بر نخواهند آمد زيرا كه گمان خواهند كرد برايشان گران تمام شود.
 
پارتي بازي وولفوويتس (معمار جنگ عراق) براي رفيقه اش!
Paul Wolfowitz
پال وولفوويتس رئيس وقت بانك جهاني نيمه اپریل 2007 دچار مشكلي سخت شده بود كه كارهاي او در زمان معاونت وزارت دفاع آمريكا را نيز به ميان كشيده بود که نوعي «افشاگري بموقع» تلقي شده بود.
     در بانک جهاني، وولفوويتس رفيقه (مترس) ليبيايي زاده خود بانو «شاها رضا» را ارتقاء مقام داده و دستمزد سالانه او را به 193هزار 590 دلار افزايش داده بود (كه 7 هزار دلار بيش از حقوق وزير امورخارجه آمريكا بود). «شاها» و وولفوويتس در يك خانه زندگي مي کردند. 14 آوريل2007 اين پارتي بازي عيان شده و با اين كه وولفوويتس از اين عمل خود پوزش طلبيده و آن را يك اشتباه خوانده بود بعدا کناره گيري کرد زيرا که شوراي بانك اين وضعيت و همچنين امكان بركناري وي را مورد بررسي قرار داده بود.
    
Shaha Riza

در پي افشاي مشکل وولفوويتس، جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريكا در اعلاميه اي كه كاخ سفيد منتشر ساخت حمايت خود از وولفوويتس را مورد تاكيد مجدد قرار داده بود. بانك جهاني از زمان تاسيس زير نفوذ دولت آمريكا بوده است. وولفوويتس بود كه در وزارت دفاع آمريكا، طرح اشغال نظامي عراق را كه خواست اسرائيل هم بود تهيه كرده بود و به همين لحاظ به معمار جنگ عراق معروف شده است. طبق گزارشها، وي از جامعه يهوديان آمريكايي است.
 .
يك رويداد سياسي تازه درجهان: دولت سوسياليست هاي اسپانيا با 9 وزير زن ازجمله وزير دفاع
زاپاترو نخست وزير وقت اسپانيا در ميان 9 وزير زن كابينه خود

چهاردهم اپریل 2008 «خوزه لوئيس رودريگز زاپاترو Jose Luis Rodriguez Zapatro» دبيركل حزب سوسياليست و نخست وزير وقت اسپانيا (از 2004 تا 2008 و از 2008 تا 21 دسامبر 2011) كابينه هفده نفري دور دوم رياست خود بردولت اين كشور را با 9 وزير زن و هشت وزير مرد تشكيل داد كه پس از سپردن تعهد به رعايت قانون اساسي، از همين روز كار خودرا آغاز كردند (عكس بالا). بانو «كارمه چاكن Carme Chacon» و در آن روز سي و هفت ساله و هفت ماهه حامله وزير دفاع اين كابينه شده بود. اين نخستين بار در طول تاريخ بود كه يك زن وزير دفاع اسپانيا مي شد ـ كشوري كه روزگاري ابرقدرت اروپا و مالك عمده آمريكاي لاتين و داراي مستعمرات متعدد در آسيا و آفريقا بود. در آن روز «كارمه» با لباس حاملگي و شكم برآمده از برابر گارد احترام و دسته موزيك نظامي گذشت و كار تازه خود را آغاز كرد (عكس زير). وي قسمتي از تحصيلات دانشگاهي اش را در كانادا انجام داده و بر زبان انگليسي مسلط است. در اين كابينه حزب سوسياليست اسپانيا، معاون نخست وزير هم يك زن بود؛ همچنين وزيران «برابرسازي»، آموزش و پرورش، خانه سازي، كشاورزي و .... [حزب سوسياليست اسپانيا در انتخابات سال 2011 اين کشور شکست خورد و از دولت کنار رفت].
    «زاپاترو» سوسياليست اسپانيايي و در آن زمان 47 ساله در انتخابات نهم مارس 2008 اين كشور بار ديگر پيروز شده و پس از انقضاي دوران پارلمان، كابينه تازه خودرا تشكيل داده بود. وي درپي انتخابات 14 مارس سال 2004 رئيس دولت شده بود. زاپاترو درجريان مبارزات انتخاباتي سال 2004 وعده هايي به هموطنانش داده بود كه به آنها عمل كرد و از جمله خارج ساختن نظاميان اسپانيايي از عراق. وي با عملي ساختن وعده هاي خود و نيز تحكيم روابط اسپانيا با كشورهاي آمريكاي لاتين كه فرهنگ اسپانيايي دارند و ايفا كردن نقش يك پل ارتباطي ميان آمريكاي لاتين و اتحاديه اروپا، اعتماد اسپانيايي ها را نسبت به حزبش جلب كرده بود. ولي در دور دوم نخست وزيري با موافقت با ازدواج همجنس ها و مذاکراه با تجزيه طالبان باسک، محبوبيت خودرا در جامعه اسپانيا از دست داد. از کارهاي خوب او محدود ساختن دود کردن سيگار در اسپانيا بشمار آورده شده است.
«كارمه» وزير دفاع (در آن روز، حامله) هنگام عبور از برابر گارد و دسته موزيك نظامي ـ يك عكس ديگر از بانو «كارمه چاكن» در گوشه تصوير الصاق شده است

 
تاريخ از نگاهي به تصوير
دست كارمند باغ وحش زير دندانهاي تمساح!



    14 اپریل 2007 در باغ وحش شهر تايپه واقع در جزيره تايوان، تمساح يك دست كارمند باغ وحش را به دهان كشيد و به همان گونه كه در عكس ديده مي شود از زير آرنج قطع كرد.
     ساير كاركنان باغ وحش به كمك رسيدند و دست قطع شده را از گلوي تمساح بيرون كشيدند. «چانگ پويو» كارمند مجروح باغ وحش به بيمارستان منتقل و جراحان دست قطع شده و جويده شده وي را در جاي خود پيوند زدند.
برخي ديگر از رويدادهاي 15 آوريل
  • 69:   «اتو» مدعي امپراتوري روم در جنگ «بدرياكوم» در شمال ايتاليا از نيروهاي دولتي شكست خورد و روز بعد خودكشي كرد.
  • 1205:   يك سال پس از غارت قسطنطنيه (استانبول امروز) توسط صليبيون، بلغارها هم در منطقه آدريانوپل نيروهاي بيزانتيوم (روم شرقي به پايتختي قسطنطنيه) را شكست دادند.
  • 1395:   امیرتیمور گورکان با تُختامیش (توتخامیش) رئیس دولت مغولان قفقاز شمالی و جنوب روسیه امروز وارد جنگ شد. این جنگ در کنار رود تِرِک Terek روی داد و در آن امیرتیمور پیروز شد. با وجود این، این جنگ هر دو دسته تاتار را تضعیف کرد. رود تِرِک به دریای مازندران می ریزد.
  • 1205:   پاپ وقت اجازه نداد يهوديان در كردوبا (قرطبه) اسپانیا كنيسه بسازند.
  • 1541:   حكمران وقت مراكش پرتغاليها را از «اقادير» بيرون راند.
  • 1861:   ابراهام لينكلن رئيس جمهوري وقت آمريكا براي جنگ با ايالات جنوبي كه از اتحاديه جدا و براي خود كنفدراسيون آمريكارا به وجود آورده بودند 75 هزار نيروي داوطلب تدارك ديد.
  • 1894:   نخستین فیلم (تصویر متحرک) در نیویورک به نمایش گذارده شد و 62 سال بعد در همین روز (سال 1956) ویدیو تیپ در شیکاگو ساخته شد.
  • 1902:   دولت لندن که کنترل سودان (مستعمره وقت آن دولت) را به دست داشت مرزهای آن با اتیوپی و نیز مرزهای جنوبی اش را تعیین کرد که مسئله دارفور ریشه از همان زمان دارد.
        
  • 1927:   نخستین خودرو «ولوو» در سوئد ساخته شد.
  • 1939:   The Grape of Wrath (که در ایران؛ خوشه های خشم ترجمه شده است) تالیف جان ستاین بک منتشر شد. روز انتشار این کتاب که فیلم سینمایی هم شده است 14 اپریل اعلام شده است.
  • 1939:   روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا که متوجه بوی جنگ از اروپا شده بود با ارسال نامه هایی برای هیتلر و موسولینی از آنان خواسته بود که اگر موفق به حل مسالمت آمیز مسائل نشوند دست کم از کشاندن جنگ به کشورهایی که نامشان در زیر نامه آمده است خودداری کنند. بیشتر این کشورها قصد درگیری و مداخله نداشتند ازقبیل سویس، سوئد، دانمارک، فنلاند، لوکزامبورگ، هلند، بلژیک و ایرلند.
        
  • 1941:   لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) شهر بلفاست در ایرلند شمالی را بمباران کرد.
  • 1992:   قانون اساسی ویتنام به تصویب رسید که نظام این کشوررا سوسیالیستی و نام آن را جمهوری سوسیالیستی ویتنام گذارده است.
  • 2002:   کودتا برضد هوگو چاوز در ونزوئلا با بپاخیزی هواداران او شکست خورد و وی پس از سه روز برکناری به قدرت بازگشت. کودتاگران پس از پیروزی، چاوزرا تبعید کرده بودند. چاوز پس از بازگشت به قدرت، نسبت به کودتاگران اِعمال خشونت نکرد.
  • پيام‌هاي تازه
    در پاسخ به پیام مخاطبان درباره لایحه تعمیم قانون مطبوعات به رسانه های الکترونیک
  •   چهارشنبه 26 فروردین 1388 و پیش از ساعت ده و 30 دقیقه بامداد ـ ظرف سه ساعت ـ چهار پیام از مخاطبان اين تاريخ آنلاين دریافت شد که درباره رسانه های الکترونیک (وبسايت ها) و تصویب کلیات لایحه دولت که اگر قانون شود این رسانه ها را مشمول قانون مطبوعات مصوب سال 1364 (زمان وزارت محمد خاتمی) می سازد و اینکه چرا جز روزنامه اعتماد، روزنامه های دیگر چاپ تهران آنطور که باید به آن نپرداخته بودند سئوال کرده و از نگارنده پاسخ خواسته بودند.
        پاسخ: این نگارنده هم چهارشنبه 26 فروردین و از این راه بسیار دور (از آمریکا)، جز چند سطر در کیهان و دو مطلب در اعتماد چیزی در این باره ندیدم و کوشش من در اين روز برای یافتن آدرس وبسایت مجلس به جایی نرسید. به هر حال، عنوان «مطبوعات» که بر قانون مصوب سال 1364 گذارده شده است یعنی تنها نشریات چاپی که ماهیت خاص خودرا دارند مشمول این قانون قرارگرفته اند. مطبوعات در قوانین اساسی کشورها «پرس» خوانده می شوند یعنی «چاپ شده ها» و قوه مقننه آمریکا هشت دهه است که موفق نشده رادیو ـ تلویزیون و ... راهم «پرس» بداند. رادیو به صورت رسانه از اوایل دهه سوم قرن گذشته عمومیت یافت که آن را رسانه الکترومانیتیک خوانده اند. دو دهه بعد تلویزیون، رسانه الکترونیک خوانده شد زیرا که صفحه نمایش آن از پرتاب الکترون از ملح دو سه نوع فلز برحسب میزان نور تابیده به شیئی و جسم، روشن و تاریک می شود و مانیتور کامپیوتر تقريبا دارای همین تکنولوژی است. آنلاین ها که تا به امروز (15 اپريل 2009) 23 سال از عمرشان می گذرد پایه دیجیتالی (صفر و یک، ریاضی) دارند. اینترنت (شبکه شبکه ها = دبلیو دبلیو دبلیو) وسیله انتقال است و آنلاین ها بر آن سوار می شوند و کامپیوترها در نقاط مختلف از این طریق اطلاعات خودرا رد و بدل می کنند. تقریبا همه نشریات چاپی و رسانه های صوت و تصويري دارای ادیشن آنلاین هستند و مسئول مندرجات آنها. خبرگزاری ها رسانه نیستند و در تعریف رسانه ها، کمک (کمک رسانه، دستگاه کمکي) به حساب می آیند، همان کاری را که یک خبرنگار می کند و یا منشی دفتر روابط عمومی یک موسسه که مامور فرستادن خبر و اطلاعیه خود به رسانه هاست و رسانه ها اجبار به استفاده از مطالب آنها را ندارند. خبرگزاری ها از همان زمان که دستگاه تلگراف آغاز بکارکرد «وایر سرویس» خوانده می شوند یعنی سرویسی که از سیم تلگراف و یا فرستنده بی سیم استفاده می کند. تنها ایران و چند کشور کم درآمد دیگر بودند که خبرگزاری هایشان مطالب را در بولتن قرار می دادند و برای مشتریان می فرستادند که در ایران هم از سال 1351 تلکسی شدند و اینک اینترنتی. روزنامه های بزرگ دارای انبوه خبرنگار هستند و معمولا از خبرگزاری ها استفاده نمی کنند. اینکه روزنامه های آمریکا اخبار اسوشییتدپرس را درج می کنند، این خبرگزاری را با سرمایه گذاری خودشان به وجود آورده اند و از طریق آن میان خود مبادله خبر می کنند. به این ترتیب که هریک از این روزنامه ها خبرهای خودرا به آن می دهد و این سرویس این خبرهارا به سایر روزنامه ها می رساند. آنلاین ها تنها اختصاص به روزنامه ها و رادیو تلویزیونها ندارند. امروزه حتی کتاب ها به صورت آنلاین درآمده اند و مطالب علمی و ادبی دیگر و شمار آنلاین ها به دهها میلیون سر می زند. در این میان و با استفاده از فرصتی که اینترنت فراهم ساخته، هر فرد معمولی هم برای خود وبلاگ ساخته و با اتکاء به اصل آزادی بیان و عقیده نظرش، هنرش، یافته هایش و ... را در آن قرار می دهد که چون دسترسی به همه آنها و بدون داشتن نشانی به آسانی امکان پذیر نیست. سرچ انجین های متعدد به وجود آمده و شمار آنها روز افزون است. این سرچ انجین ها هستند که مطالب آنلاین ها و وبلاگها را انتخاب و در دسترس همگان می گذارند و یا با دادن بخشی از عنوان آدرس وبسایت را به دست می دهند.
        این نگارنده تا این لحظه (آخر وقت 15 اپریل 2009) از متن لایحه و بحث مجلس بی خبر است ولی با افزودن عبارت رسانه های الکترونیک برقانون مطبوعات، رادیو تلویزیون ایران هم قاعدتا مشمول این قانون می شود که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی بدنه ای است جدا از دولت. به علاوه، اجبار همه وبلاگها به دریافت مجوز، آنها را در ردیف نشریات قرار می دهد که صاحب هرکدام باید گواهی نداشتن پیشینه بد بگیرد که خود تشریفات مفصل دارد، واجد شرایط سن و تحصیلات مندرج در قانون باشد. بعدا سه سازمان اطلاعاتی، پلیس و قضائی (که در قانون معیّن شده اند) درباره اش تحقیق کنند و احراز صلاحیت شود. سپس پرونده در جلسه هیات نظارت مطرح شود و .... این کار اگر در مورد هزاران صاحب آنلاین و وبسایت بخواهد انجام شود نیاز به یک سازمان چندصد نفری دارد و ماهها در لیست انتظار بودن. به نظر این نگارنده، اگر هدف، محافظت اتباع از تلقینات و تبلیغات دولت های معاند باشد و پاسداری از فرهنگ ملی و جلوگیری از تخریب آن، قانون اساسی دولت را مکلف به این کار کرده است و نیازی به قانون علیحده نیست. 

    ادامه دارد
  • "روزنامک،دکتر نوشیروان کیهانی زاده"