دانش قدیم
بخش قابل توجهی از علوم امروزی كه حاصل پژوهش و تحقیقات مراكز علمی چند قرن اخیر است ، ریشه در تعالیم علمی (عمدتاً مذهبی)هزاره های گذشته دارد . بسیاری از این تعالیم به علت سطح پائین فرهنگ عمومی زمانه و پیچیده بودن متون علمی ، برای عامه مردم غیر قابل درك بوده و معمولاً تنها در حد یك اعتقاد و باور دینی در اذهان باقی میماندند. امروزه ، با پیشرفت های علمی و ارتقا سطح درك و آگاهی عموم ، میتوان به بازخوانی و مقایسه این متون پرداخت و پرده از رازهای گذشته برداشت . در این شماره و شماره های آتی چند نمونه از این نكتههای پنهان در متون دینی ذكر میشود.
1 : چگونگی تولید عسل یكی از اصول مذهبی دین یهود در مورد قوانین خوراكیها ( كشروت ) چنین است : آنچه كه از یك حیوان حرام بدست آید ، حرام است و آنچه كه از یك حیوان حلال حاصل شود ، حلال است. بطور مثال استفاده از شیر یك پستاندار ناپاك، و یا تخم یك پرنده یا ماهی حرام گوشت ، ممنوع میباشد. زنبور عسل نیز موجودی است كه فاقد قابلیت استفادة خوراكی از نظر شرعی میباشد. بنابرین طبق اصل فوق الذكر ، فرآوردة این حیوان كه همان عسل است نیز باید از نظر شرع حرام اعلام شود. چرا كه ظاهرا عسل نیز همانند شیر و یا تخم حیوان است كه به هر جهت در ماده اولیه آنها، ذراتی از وجود همان حیوان وارد شدهو آن را ناپاك نمودهاند. شاهد این امر نیز ورود مادة اولیه ای بنام شهد است كه در بدن زنبور دچار تغییراتی میگردد و به شكل عسل خارج میشود. تحقیقات علمی اخیر نشان دادهاند كه زنبور عسل دارای دو نوع معده است : 1- معده ای برای هضم غذا 2- معدهی مخصوص تولید عسل. در معدة دوم كه به عسل اختصاص دارد ، هیچ گونه ترشحات معمول برای هضم و تغییرات از بدن زنبور ترشح نمیگردد. در این معده تنها آنزیمهایی برای شكستن مولكولهای شهد ترشح میشوند . این آنزیمها ، مولكول شهد را از حالت دو قندی به شكل یك قندی تبدیل میكنند (شهد تركیبی از مقادیر نسبتا برابر گلوكز و فروكتوز است). پس از آنكه این آنزیمها واكنش مذكور را كامل كردند و شهد به عسل تبدیل شد ، بطور كامل از محیط عمل خارج میشوند، به گونه ای كه هیچ ذره ای از آنها در عسل باقی نمیماند و زنبور این شهد تغییر یافته را بدون هیچگونه اختلاطی با مواد اضافی، به بیرون (سلول های كندوی عسل ) دفع میكند. این تحقیقات تنها در عصر حاضر صورت گرفتهاند و بطور حتم اگر از یك مرجع علمی فرضی در دوران اولیة اعطای تـورات خواسته میشد كه نظر خود را دربارة استفاده از عسل بر اساس قوانین شرع اعلام نماید ، عسل همانند شیر و یا تخم حیوان ناپاك ، حرام اعلام میشد. اما در تلمود ( شرح جزئیات تـورات به شكل شفاهی ) به صراحت حكمی دربارة عسل اعلام شدهاست:
عسل زنبور حلال است . به این دلیل كه آنها شهد را به جسم خود وارد میكنند ، اما آن را بصورت ترشح از جسم خود خارج نمیكنند (گماری بِخُورُوت 7 ب) در تلمود، تعالیمی بطور سینه به سینه دربارة این موضوع انتقال یافتهاست كه تولید عسل فرآیندی مانند تولید شیر یا تخم حیوان نیست كه وابسته به جسم آن حیوان باشد ، بلكه تقریبا به همان صورتی كه شهد وارد میشود ، به همان صورت و بدون امتزاج با ترشحات خود حیوان از آن خارج میشود.
***
2 : كشف پادزهر یا واكسن بیماری هاری یكی از مهمترین اكتشافات علمی عصر حاضر ، موضوع درمان یك بیماری با استفاده از میكروب ضعیف شدة همان بیماری است. این كشف حاصل تلاشهای دكتر لویی پاستور است كه مطالعات و آزمایشهای اولیة خود را دربارة بیماری هاری آغاز كرد و پس از حصول موفقیت در آن زمینه ، تحقیقات خود را به سیر بیماریهای مشابه نیز تعمیم داد. روشن است كه حاصل این تحقیقات منجر به نجات جان میلیونها بیمار در سراسر جهان گشت. در كتاب كه مؤلف آن یكی از افراد هم دورة دكتر پاستور است نقل قولها و شهادتهای موثقی ذكر شدهاند كه همگی تأكید دارند كه منشاء تحقیقات علمی لویی پاستور براساس گفتاری از تلمود بودهاست. ماجرا از این قرار است كه یكی از نزدیكان پاستور بنام هاراو دكتر " ییسرائل میكل رابینوویچ " كه در پاریس زندگی میكرد ، تلمود را به زبان فرانسه ترجمه نمود. ترجمة یكی از بخشهای تلمود (سِدِر موعِد ) به دست پاستور رسید و او با مطالعة آن، به جملاتی برخورد كرد كه موجب تحولی در تحقیقاتش شدند :
حخامیم (علمی دینی) فرمودند پنج علامت در سگ هار قابل تشخیص است : دهانش باز است ، آب دهانش جاری است، گوشهایش افتاده و آویزان هستند ، دم او در میان رانهایش قرار میگیرد و در كنار معابر حركت میكند. برخی نیز عقیده دارند كه او سعی در پارس كردن دارد اما صدایش به سختی شنیده میشود ( گماری یوما 83 ب) كسی كه سگ هار او را گاز گرفتهباشد ، از غشاء كبد آن سگ به فرد بیمار میخورانند . ( گماری یوما 84 الف)
پاستور با خواندن این مطلب برای استفاده از میكروب ضعیف شدة همان بیماری برای درمان آن الگو گرفت و نتیجة عمل او امروزه به خوبی مشهود است .
***
3- كروی بودن زمین : یونانیان باستان تصور میكردند كه زمین روی دم سه نهنگ بزرگ قرار دارد. عده ای نیز بر این عقیده بودند كه زمین بر پشت سه فیل بزرگ قرار دارد و عقایدی از این قبیل بسیار متداول بود. وجه مشترك در تمام این تصورات، مسطح بودن زمین بود و هرگونه اظهار نظری درباره كروی بودن آن ، غیر منطقی و خندهآور به نظر میرسید. امروزه با پیشرفت علم و به ویژه عسكبرداریهای فضایی، كروی بودن زمین حتی برای كودكان هم امری بدیهی است . هر چند كه با توجه به امكانات علمی و آگاهیهای مردم در قرون گذشته ، اعتقاد به مسطح بودن زمین نیز برای آنها امری دور از انتظار به شمار نمیرفت .
در كتاب زوهر كه در برگیرنده تعالیم و تفاسیر عرفانی تورات است و حدود دو هزار سال پیش به رشته تحریر درآمده است ، موضوع كروی بودن زمین ، اختلاف زمانی روز و شب در نقاط مختلف آن، طولانی بودن روز در نقاط قطبی و . . . عنوان شدهاست:
" تمام مناطق مسكونی ( زمین و هرچه بر آن قرار دارد ) مانند یك توپ ، دایرهوار میچرخد، افرادی در نیمه پایین آن زندگی میكنند و عده ای در بالا آن. تمام این افراد به خاطر موقعیت آب و هوایی منطقه خود ، در چهره دارای تفاوتهایی هستند . ( علیرغم گرد بودن این نواحی ) ، افراد سایر نقاط نیز مانند همة انسانهای روی زمین میزیستند. بنابرین جاهایی در جهان هست كه در حالی كه برای مردم آن جا روشنایی است ، برای دیگران شب و تاریكی است و جاهایی در دنیا وجود دارد كه همیشه روز ( روشنایی) است و شب ( تاریكی) مگر برای مدت زمان كوتاهی برای آنها یافت نمیشود. به همین دلیل است كه در تهیلیم (مزامیر داوود 139:14) چنین آمدهاست : حد-یا تو را حمد خواهم گفت ، زیرا از كارهای مهیب تو حیران گشتم ، كه اعمال تو پوشیده و عجیب هستند. . . "
در یكی از تفاسیر كتاب پیدایش (برشیت ربا) چنین آمده است: «چرخ آفتاب، جلدی دارد» این تفسیر بر پایةا ی از تهیلیم (مزامیر حضرت داود) قرار دارد كه میفرماید (خد.اوند) برای (مجموعة) خورشید، پوششی مانند خیمه قرار داد. این پوشش كه در عبری اصطلاحا «جلد ج- » نامیده میشود، به كرات در متون مذهبی مورد استفاده قرار گرفته است و عقیدة علمی یهود بر آن بوده است كه نور و گرمی خورشید بدون وجود این «جلد» برای ساكنان زمین مضر و چه بسا مرگبار میبود. به طور مثال در تلمود (باوا مصیعا 86 ب) گفته شده زمانی كه حضرت ابراهیم به دستور خد.اوند برای اولین بار فرمان ختنه (میلا) را اجرا كرده بود در سومین روز بیماری او، به خاطر آن كه رهگذران بیابان مزاحم آن حضرت نشوند و او مجبور به پذیرایی از آنها نگردد، هوا بسیار گرم شده بود، گویی كه خد.اوند خورشید را از «جلد» خارج كرده بود تا كسی توان عبور از آن بیابان را نداشته باشد. و یا در یكی از كتب انبیاء یهود (ملاخی، فصل 3) آمده است كه روز حسابرسی به اعمال شریران و ظالمان روزی خواهد بود كه چون گرمی تنور سوزان است و آنان در شعلههای گرمی آن روز میسوزند. و در تفاسیر این بخش (برشیت ربا)، علت این گرما و شعلههای سوزان معنوی اصطلاحا به خارج ساختن خورشید از جلد و غلافش توسط خد.اوند نسبت داده شده است. علمی دینی در دوران قدیم از پایه و اساس علمی این «جلد» ویژة خورشید اطلاعی نداشتند و تنها بر مبنای ایمان به گفتار انبیاء و متون تورات، پذیرفته بودندكه در نبود این «جلد»، خورشید آسیبهایی سنگین به انسان وارد میسازد.
مطالعات و تحقیقات امروزی دانشمندان نشان داده است كه خورشید، كره ای است از گازهای با درجه گرمیی بسیار بالا كه درجه حرارت سطح آن حدود 6000 درجه سانتی گراد است و این دما در مركز آن به 1500000 درجه نیز میرسد. این گرما ناشی از فعل و انفعالات جوشش اتمی است و در اثر این واكنشها، توفانهای عظیمی در سطح خورشید رخ میدهد و اشعههایی-«x (رونتگن) و گاما- » نیز از آن ساطع میشوند. اما پس از سطح بیرونی خورشید، سطح دومی همچون هاله ای آن را فرا گرفته است كه اثرات و اشعههای حاصل از توفانهای سطح اول را در خود جذب كرده و یا از شدت آنها میكاهد. این سطح دوم را «جلد» مینامند. در ورای این سطح نیز، سطحی «تاج» مانند وجود دارد كه در تخفیف و كاهش گرما و اشعههای مضر، مؤثر است. این سطح را «فوتوسفر» مینامند. برای دانشمندان اكنون كاملا روشن است كه بدون وجود این سطوح دوم و سوم كه مانند جلد و قاب، خورشید را در برگرفتهاند، اشعههای ساطع شده از خورشید بخشهایی از زمین را میسوزاند و به موجودات ساكن در آن آسیبهایی جدی وارد میكرد.
***
"انجمن کلیمیان تهران،مقالات"
