| ايران |
| استقراض براي تامين هزينه تاجگذاري! |
14 اپریل 1914 (25 فروردين 1293 خورشيدي) در تهران اعلام شد كه دولت در صدد استقراض يكصد هزار ليره از بانك انگلستان با بهره متعارف است تا در تاريخ معين (سي ام تيرماه) كه سلطان احمد شاه به سن قانوني خواهد رسيد، مراسم تاجگذاري رسمي وي را برگزار كند!!. سلطان احمد شاه تا سال 1304 سلطنت کرد و پس ازحذف قاجارها از سلطنت، در پاريس درگذشت. |
| |
|
| تاسيس شركت نفت انگلستان و ايران ـ امتیاز «دارسي» و مداخلات جهاني کمپانی هاي نفتي |
 |
| William Knox D’Arcy دارسي | 14 اپریل سال 1909 و ده ماه و 18 روز پس از رسیدن نخستين چاه در مسجد سلیمان [خوزستان] به نفت، شركت نفت انگلستان و ايران [Anglo-Persian Oil Company]برپایه امتیازنامه «دارسی» تاسيس در لندن به ثبت داده شد. این چاه 26 ماه می 1908 در عمق 400 متری به نفت رسیده بود و متعاقب آن دو چاه ديگر. «ويليام ناكس دارسي William Knox D’Arcy» از اشراف زادگان انگليسي كه از 17 سالگي با خانواده اش براي مدتي دراستراليا زندگي مي كرد و به استخراج طلا از كوه «مورگن» سرگرم بود پس از بازگشت و ادامه زندگي در لندن متوجه وجود نفت در ايران شد. پيش از او ژوليوس رويتر (موسس خبرگزاري رويتر) با مطالعه يادداشتهاي يك زمين شناس فرانسوي كه قبلا از ايران ديدن كرده بود به فكر گرفتن امتياز اكتشاف و استخراج آن از دولت تهران افتاده بود ولي موفق نشده بود. «دارسي» از طريق همكارانش برمفاد يادداشتهاي زمين شناس فرانسوي و نيز تلاشهاي رويتر وقوف يافت و با برقرارکردن ارتباط با رئيس الوزراء وقت ايران از طریق یک دوست مشترک و واسطه قراردادن این دوست، برغم اعتراض سفارت روسيه در تهران به هدف رسید. قرارداد دارسی در سال 1901 براي مدت 60 سال امضاء شد و با هدف کاستن از شدت اعتراض دولت روسیه، پنج استان ايراني مجاور مرز روسيه از شمول آن قرارداد مستثني گرديد. دارسي براي دريافت امتياز نفت ايران مبلغ ناچيزي با وعده تعدادي سهم به ايران داده بود. دارسي براي اكتشاف و استخراج نفت ايران مهندس جورج رينولدز را به ايران فرستاد و در سال 1905 نيز با شركت انگليسي نفت برمه شريك شد. پس از ثبت شركت در اپریل سال 1909، سهام آن به معرض فروش گذارده شد و 2 لُرد انگليسي متعاقب هم مدير عامل آن شدند، ولي «دارسي» تا زمان مرگ در سال 1917 عضو هيات مديره بود. در سال 1914 و در آستانه جنگ جهاني اول نيروي دريايي انگلستان 51 درصد سهام شركت نفت انگلستان و ایران را دراختيار گرفت كه بعدا تا 97 درصد آن متعلق به دولت انگلستان شد. قرارداد دارسی در سال 1313 هجری خورشیدی با تمهیدات و یک رشته بازی های ماهرانه برای 60 سال دیگر تمدید شد و کمپانی Anglo-Persian Oil Company نامAnglo-Iranian Oil Companyبرخود نهاد!. این قرارداد درپی یک رشته اعتراضات ملی به رهبری دکتر محمد مصدق ـ ناسیونالیست بنام ـ و پس از ترور نخست وزیر وقت ژنرال رزم آرا، در اسفند 1329 با رای پارلمان ایران به صورت یکجانبه لغو و نفت ایران ملی شد که پس از کودتای انگلیسی ـ آمریکایی 28 امُرداد 1332 (19 آگوست 1953) عملا در اختیار کنسرسیومی مرکب از شرکتهای نفتی غرب قرارگرفت. در این کنسرسیوم سهم کمپانی انگلیسی Anglo-Iranian Oil Company چهل درصد، سهم پنج کمپانی آمریکایی 40 درصد و سهم کمپانی های هلندی و فرانسوی 20 درصد تعیین شد. دولت آمریکا با این شرط حاضر به مشارکت در براندازی دولت دکتر مصدق شده بود که پس از براندازی، نفت ایران در انحصار انگلستان نباشد [و به کمپانی های نفتی غرب و در آن زمان معروف به هفت خواهران داده شود]. شرکت نفتیAnglo-Iranian Oil Company از زمان تاسیس کنسرسیوم نفت ایران به British Petroleum و اختصارا BP تغییر نام داده و دو بارهم لگو آن تغییر یافته است.
 |
دو لگو تازه بی پی
| این کمپانی از 1959 فعالیت خودرا که تا آن زمان محدود به خاورمیانه بود به سایر نقاط جهان از دریای شمال تا خلیج مکزیک و آلاسکا گسترش داده و علاوه بر اکتشاف و استخراج و تصفیه، به خرده فروشی هم پرداخته و در سال 2011 دارای 23 هزار جایگاه فروش بنزین بوده است و با بازی در خرید و فروش و یا اعلام [فرضا ساختگی] نقص فنی یک پالایشگاه و تغییرات در جایگاههای فروش می تواند بهای بنزین و در نتیجه نفت خام را نوسان دهد و بالعکس. در هر نوسان سازی ساختگی بهای نفت، رسانه ها نقش موثر دارند و روزنامه نگار اگر در قبال جامعه احساس مسئولیت کند و وفادار به اصول ژورنالیسم باشد می تواند این بازی هارا [با افشاگری] نقش بر آب سازد. از آغاز قرن بیستم تاکنون، در بسیاری از رویدادهای کشورهای نفتدار، دست کمپانی های نفتی غرب دیده می شود. در 11 سال نخست قرن 21 تصرف عراق، گسترش استقرار نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس، حوادث خونین دارفور، رویدادهای نیجریه و آنگولا، بالابردن مصنوعی بهای نفت در سال 2008 ـ سال انتخابات آمریکا و به پیروزی رساندن نامزد مورد نظر، مسئله لیبی در سال 2011، بالابردن مجدد بهای بنزین در آمریکا در بهار این سال (بهار 2011) تا زمینه برای موافقت رئیس جمهور این کشور به اجاره دادن بخش دیگری از مناطق نفتی خلیج مکزیک و آبهای ساحلی هموار شود همه جا نفت و دست کمپانی های مربوط در کار بوده است. رویداد نشت نفت خام از یک چاه اجاره ای کمپانی بی پی (نفت انگلستان) در خلیج مکزیک (آبهای ساحلی ایالات متحده) در سال 2010 سبب شد که واگذارکردن مناطق بیشتری در این خلیج برای استخراج نفت متوقف و ممنوع شود. درآمد ناشی از نفت در برخی کشورهای دارنده این ماده تاثیرات منفی داشته است. مورخان درآمد روسیه از نفت را از عوامل جرائم اقتصادی این کشور، مصرفی شدن جامعه روسیه و ... می دانند. «نفت» همچنین ریشه اختلاف ایالات متحده و ونزوئلا را تشکیل داده است. [درباره تمديد قرارداد با ايران و نيز ملي شدن نفت و رويدادهاي ديگر، مطالب مفصل در زمان خود در اين سايت آمده است و لزومي به تكرار ندارد، به پنجره جستجو ـ بالا سمت راست ـ رجوع شود] |
| |
|
| وضع ماليات بر خودرو در ايران در سال 1930 ـ راههايي که ساير ملل براي جلوگيري از کثرت غير ضروري خودرو ابتکار کرده اند |
برقراری ماليات بر وسائط نقليه در ايران به اقتباس از آمريكا و اروپا كه 12 فروردين 1309 به تصويب رسيده بود 25 فروردين جهت اجرا به ادارات مربوط ابلاغ شد. طبق اين ضوابط، ماليات سالانه يك اتومبيل 120 تومان بود كه در آن زمان پولی چشمگیر بود. به علاوه، هنگام شماره گذاري و دريافت كارت مشخصات اتومبيل بايد مبلغي (به نام اجرت کارمندان) پرداخت مي شد. اين مقررات در بيشتر كشورها به همين صورت ادامه دارد. در آمريكا در حال حاضر علاوه برماليات ثابت سالانه ايالت، یک اتومبیلدار بايد هر سال بر پايه بهاي اتومبيل مبلغي هم به شهرداري محل پرداخت کند که این مبلغ از چهار و نیم درصد بهای روز اتومبیل کمتر نیست. به علاوه، در آمریکا و اروپا و برخی کشورهای دیگر یک تا سه نوع مالیات از فروش بنزین دریافت می شود که جمعا از اصل بهای بنزین بیشتر است و به همین لحاظ هزینه داشتن اتومبیل شخصی سنگین است و وسيله خودنمايي و تفريح نمي تواند باشد. در بسياري از کشورها، براي کاستن از پيچيدگي ترافيک شهرهاي بزرگ، ماليات مضاعف بر خودرو وضع مي کنند تا اتومبيلداري برپايه نياز واقعي باشد نه هوس. در چندين کشور و بويژه ممالکي که گرفتار تورّم پول هستند، دولتها بهاي اتومبيل را متناسب با نرخ تورم بالا مي برند تا هجوم به خريد اتومبيل صورت نگيرد و مابه التفاوت حاصل، صرف اصلاح معابر و راهها مي شود. به اظهار اقتصاديون، هر اتومبيل اضافي به همين نسبت هزينه ها و بويژه مصرف ارز را بالا مي برد از بنزين گرفته تا وسائل يدکي و .... |
|
|
| اعدام قاتل احمد دهقان |
 |
| دهقان | 25 فروردين 1330 (14 اپریل 1951) حسن جعفري كارمند شركت نفت انگلستان كه جرم قتل احمد دهقان به مرگ محكوم شده بود اعدام شد. وي ششم خرداد سال 1329 در دفتر تماشاخانه تهران در خيابان لاله زار احمد دهقان نماينده مجلس، ناشر مجله تهران مصور و صاحب تماشاخانه تهران را كشته بود. انگيزه قتل به درستي اعلام نشده است!. |
| |
|
| ناآرامي در اصفهان در فروردين 1330 |
| 25 فروردين 1330 (14اپریل 1951) به سبب بروز ناآرامي در اصفهان و مخالفت اصفهاني ها با ادامه نخست وزيري حسين علاء، در اين شهر حكومت نظامي اعلام شد. با وجود اين، ناآرامي هاي اصفهان تا روي كار آمدن دكتر مصدق ادامه يافت. در اصفهان هواداري از دكتر مصدق بيش از شهرهاي ديگر كشور بود. دكتر مصدق به نمايندگي اصفهان درنخستين دوره مجلس شوراي ملي انتخاب شده بود كه هنگام بررسي اعتبار نامه ها و تطبيق ماه سال قمري به خورشيدي کسر سن آورده بود و به دليل کمتر از نصاب مقرر بودن سن نتوانسته بود به مجلس راه يابد. |
| |
|
| سالروز درگذشت اميراسدالله علم ـ اعتراض روحانيون و قيام 15 خرداد ـ شورش مسلحانه قشقايي ها و ... |
 |
| اميراسدالله علم | 25 فروردين 1357 (14 اپریل 1978 و سال انقلاب) به تهران گزارش داده شده بود كه اميراسدالله علم در 59 سالگي در آمريكا از بيماري سرطان درگذشته است. علم که سالها به بیماری سرطان خون دچار بود برای درمان در یک بیمارستان نیویورک به آمریکا منتقل شده بود. وی قبلا در ایران و فرانسه درمان می کرد. همین بیماری که وی ماهیّت آن را از ایرانیان پنهان کرده بود سبب شده بود که در نیمه سال 1356 (1977) پس از ده سال از وزارت دربار کناره گیری کند و امیرعباس هویدا جای اورا بگیرد. علم بیماری خودرا یک اختلال معمولی خون اعلام کرده بود. علم که در 1919 (1298 هجری) در بیرجند خراسان به دنیا آمده بود سمت های دولتی مختلفی ازجمله فرمانداری سیستان و بلوچستان، سه بار وزارت کشور، یک بار وزارت کار، ریاست دانشگاه شیراز و نخست وزيري را برعهده داشت. وی همچنین در هیات های مدیره و امناء موسسات مختلف عضویت داشت و سالها نیز رئیس بنیاد پهلوی بود. علم در سال 1336 (1957 میلادی) حزب مردم را تاسیس کرد که پس از تاسیس این حزب و در همان سال، دکتر منوچهر اقبال (نخست وزیر وقت) حزب ملیّون را. علم که از دوستان و مشاوران بسیار نزدیک شاه (پهلوی دوم) بود شركتهاي تجاري متعدد هم تاسيس كرده بود. علم که پس از کناره کیری علی امینی، از سی ام تیرماه 1341 (جولای 1962) نخست وزیر ایران شده بود در همان آغاز کار، خودرا مجری اصلاحات ششگانه معروف به انقلاب سفید اعلام کرد که در رفراندم ششم بهمن آن سال تصویب شدند. این اصلاحات عبارت بودند از ملی کردن جنگلها، حذف نظام ارباب و رعیتی، شرکت کارگران در سود کارگاهها، ایجاد سپاه دانش مرکب از دیپلمه های مشمول قانون نظام وظیفه و اصلاح قانون انتخابات. برخی از روحانیون که از زمان اعلام مصوبه 14 شهریور ماه 1341 شورای وزیران دست به اعتراض زده و بنای مخالفت با تصمیمات علم را گذارده و رفراندم ششم بهمن را تحریم کرده بودند، پس از این بر دامنه مخالفت خود افزودند. آیت الله خمینی رهبری این مخالفت را برعهده داشت. در مصوبه 14 شهریور که بر اثر مخالفت روحانیون سه ماه بعد در هشتم آذرماه لغو شد قید اسلام از شرایط انتخابات شوندگان و انتخاب کنندگان شوراهای شهر و شهرستان حذف و به جای سوگند به قرآن، به کتاب آسمانی ذکر شده و شرکت بانوان مجاز شناخته شده بود. شاه واکنش منفی روحانیون به این مصوبه را به رئیس شورای وزیران منعکس کرده بود و در عین حال گفته بود که وضعیت زمانه چنین تغییری را اقتضا می کرد، ما در حفظ شعایر دینی کوشا هستیم. ادامه مخالفت آیت الله خمینی منجر به دستگیری او در قم و انتقال او در بامداد 15 خرداد ماه 1342 به تهران و قیام 15 خرداد و کشتار معترضین و اعلام حکومت نظامی شد. اجرای برنامه اصلاحات ارضی در فیروزآباد فارس نیز با مخالفت مسلحانه قشقایی ها رو به رو شد که ملک عابدی رئیس سازمان اصلاحات ارضی محل را کشتند و .... علم که در بلوچستان نفوذ داشت تصمیم به استخدام چریک بلوچ برای سرکوب قشقایی ها گرفت که ژاندارمری مخالفت کرد، یک واحد بزرگ ژاندارم از تهران و یکانهایی از لشکرهای خوزستان و اصفهان به فیروزآباد اعزام و قشقایی ها را سرکوب کردند. جان اف. کندی رئیس جمهور وقت آمریکا رفراندم ششم بهمن 1341 و اصلاحات ششگانه را تبریک گفته بود. قبلا لیندن جانسون معاون او (و بعدا رئیس جمهوری آمریکا) که به تهران آمده بود در زمینه این اصلاحات با علم و شاه مذاکره و تبادل نظر کرده بود. جان اف. کندی از زمان روی کارآمدن، اصرار به این اصلاحات داشت. علم 17 اسفند 1342 (مارس 1964) از نخست وزیری کناره گیری کرد و حسنعلی منصور که قبلا گروه سیاسی خود ـ ایران نوین را تبدیل به حزب ایران نوین کرده بود برجای او نشست. گروه ایران نوین از اواسط دهه 1330 با شرکت گروهی تکنوکرات تشکیل شده بود و جلسات آن عموما در خانه منصور در خیابان ایرانشهر برگزار می شد و امیرعباس هویدا از اعضای آن بود. منصور در آن زمان دبیر شورای عالی اقتصاد بود که علم در دوران نخست وزیری خود این شورا را منحل کرده بود. امیر اسدالله علم فرزند امیر شوکت الملک اعظم (محمد ابراهیم) معروف به امیر قائنات بود که خانواده او قرن ها در شرق ایران دارای نفوذ ویژه بودند. این خانواده که به طایفه خزیمه (از طوایف عرب) منسوب بودند از قرن نهم میلادی در خراسان ـ منطقه قائنات ـ بسر می برده اند. خازم ابن خزیمه بزرگ این طایفه، یک سردار خلیفه عباسی بود که برای سرکوب مخالفان به خراسان فرستاده شده بود. وی پس از انجام ماموریت، در همین منطقه ماندگار شده بود. در آن زمان، ایران خاوری شامل سه منطقه ـ خراسان بزرگتر، سیستان بزرگتر و مکران ـ بود. خراسان اینک میان پنج کشور و سیستان میان دو کشور تقسیم شده است. بیشتر منطقه سیستان در افغانستان قرار دارد. امیر اسدالله علم داماد قوام شیرازی بود. |
|
|
|
| در قلمرو انديشه |
| سازنده زبان واحد جهاني اسپرانتو ، هدف او از اين كار ـ وجود زبانهاي متعدد در جهان باعث جدايي انسانهاست |
 |
| زامنهوف | امروز سالگرد درگذشت دكتر «لودويگ لازاروس زامنهوف Ludovic Lazarus Zanmenhof» مبتكر زبان جهاني «اسپرانتو» است كه واژه هاي آن از بسياري از زبانهاي رايج گرفته شده است. وي 14 اپریل سال 1917 درگذشت. زامنهوف عقيده داشت كه وجود زبانهاي متعدد در جهان باعث جدايي مردم از هم، بروز اختلافها و جنگها مي شود. او تاكيد بر اين داشت كه اگر يك زبان ــ ولو به صورت زبان دوم و يا زبان رسانه ها به ويژه كتاب ــ ميان مردم در سراسر جهان مشترك باشد، به دليل بسط تفاهم و تبادل انديشه، دانش، هنر و اطلاعات بسياري از مسائل به وجود نمي آيد و انسانها موفق خواهند شد از ميراث مشترك كه همانا تجربه گذشتگان (تاريخ) است، و نيز احساس و عواطف يگديگر آگاه شوند و درد و شادي هم را درك كنند و عقايد به جاي سطح محدود در همه جهان انتشار يابد و مشكلات حل شود. به باور زامنهوف، وجود يك زبان واحد جهاني در كنار زبان مادري، مردم را در گوشه و كنار جهان به هم مربوط مي كند، رسوم يكنواخت و فرهنگ غني مي شود و مسائل ناشي از تفاوت و اختلاف فرهنگها از ميان مي رود. وي گفته است كه زبان اسپرانتو را به اين دليل به وجود آورد كه ساده تر از همه زبانها است و فراگيري آن زحمت زياد ندارد. زامنهوف يك پزشك بود. وي 15 دسامبرسال 1859 در شهر بياليستوك لهستان كه در آن زمان در قلمرو روسيه بود به دنيا آمده بود. چهار گروه مختلف الزبان و با فرهنگهاي متفاوت در اين شهر زندگي مي كردند كه به همين سبب باهم تفاهم نداشتند و در نزاع و كشمكش دائمي بودند. اين چهار گروه عبارت بودند از: روسها ، لهستاني ها ، آلماني ها (ژرمن ها ) و يهودياني كه به زبان يديش تكلم مي كردند. زامنهوف از نوجواني از اين وضعيت در رنج بود. بعدا از اين اختلاف پي به اختلافات ملل و كشورها برد و راه حل را وجود يك زبان دوم بين المللي يافت و به ساختن اين زبان همت گماشت. وي كه در دانشگاههاي مسكو، ورشو و برلين تحصيل كرده بود زبان انگليسي، لاتين و يوناني را هم فراگرفت و به ساختن زبان بين المللي اسپرانتو سرگرم شد. او ساده ترين گرامر (دستور زبان) را براي اسپرانتو تدوين كرد و واژه هايي انتخاب كرد كه با پسوند و پيشوندها و افزودن ريشه كلمات بشود با هر واژه دهها كلمه ساخت و يادگرفتن اين زبان و بكار بردن آن را آسان كرد. زامنهوف در كتابي كه در سال 1887 تحت عنوان «لينگوو انترناسيا» منتشر ساخت نوشته است كه او اطمينان مي دهد اگر اسپرانتو جهاني شود عدم تفاهم، نفرت و تبعيض از جهان رخت برخواهد بست و همزيستي مسالمت آميز و صلح پايدار برقرار خواهد شد و بشر با استفاده از بهترين استعدادها به پيروزي هاي بزرگ و سعادت و رفاه دست خواهد يافت. زامنهوف نوشته است كه زبان دوم مشترك باعث گسترش ارتباط طبيعي انسانها و دوستي و وفاق خواهد شد. وي تحقق اين آرزو را تشكيل جنبش هاي ترويج اسپرانتو و حمايت دولتها از آن ذكر كرده است. به اظهار بسياري از جامعه شناسان، در آغاز كار توجه به زبان اسپرانتو زياد بود، در بيشتر كشور ها در آموزشگاههاي غير دولتي آن را تدريس مي كردند و زماني بيش از پنج ميليون نفر آن را مي دانستند ولي انگليسي زبانها كه سعي داشته اند اين زبان (زبان انگليسي) و در نتيجه فرهنگ و روش زندگاني خودشان جهاني شود نسبت به اسپرانتو پشت كردند و ديگران هم نسبت به آن بي اعتنا شدند و امروز بسياري هستند كه حتي نام اين زبان و زحمتي را كه براي ساخت آن كشيده شده است نشنيده اند.با وجود اين، عده كساني كه در سراسر جهان آن را مي دانند 2 تا 3 ميليون برآورد شده است. تفاوت تلفظ زبان انگليسي در كشورهاي مختلف و بي قاعدگي گرامر آن و تفاوت استعمال واژه ها اخيرا توجه به اسپرانتو را بارديگر افزايش داده است.
 |
نمايش خياباني هواداران جنبش اسپرانتو در تاجيكستان كه واژه نامه فارسي آن زبان را به خط روسي نوشته و منتشر كرده اند
|
 |
علامت جهاني زبان واحد اسپرانتو
|
 |
پشت جلد كتاب اسپرانتو
| |
|
|
|
| ساير ملل |
| آغاز امپراتوري «لوسيوس سپتيموس سه وروس» ـ راه حکومت کردن بر عرب |
 |
| سكه سه وروس | 14 اپریل 193 ميلادي روزي است كه «لوسيوس سپتيموس سه وروس» امپراتور روم شد و 18 سال حكومت كرد. وي متولد ليبي امروز بود. حكومت او در پي مرگ كومودوس آغاز شده بود كه روم در اواخر حكومت او دچار نا آرامي هاي متعدد بود. بنابراين، سه وروس كار خود را با خشونت آغاز كرد. وي نخستين امپراتور روم بود كه با عربان وارد جنگ شد. اين عربان در جنوب غربي اردن امروز دو حكومت قبيله اي تشكيل داده بودند. يكي از حاكماني كه سه وروس براي عربان تعيين كرد به او نوشت كه عربان قابل كنترل كردن نيستند جز توسط خودشان و نمي شود جز با روش خودشان (روشي كه به آن خوي گرفته اند) بر آنان مديريت كرد. اوصافي كه در اين گزارش اين مقام رومي 18 قرن پيش آمده است با حقايق امروز تفاوت ندارد. |
| |
|
| قتل آبراهام لينكلن در تماشاخانه فورد |
 |
| Abraham Lincoln | 14 اپریل 1865 و پنج روز پس از پايان جنگ داخلي 4 ساله آمريكا، ابراهام لينكلنAbraham Lincoln (لينکن) 56 ساله رئيس جمهوري وقت اين كشور درجايگاه شماره 7 تماشاخانه فورد در مركز شهر واشنگتن هدف گلوله «جان ويلكس بوث John Wilkes Booth» يك بازيگر 26 ساله تئاتر و از هواداران كنفدراسيون آمريكا (طرفداران كاهش قدرت دولت مركزي ــ جنوبي ها) قرارگرفت و چند ساعت بعد (ساعت 7 و 22 دقيقه بامداد 15 اپریل) درگذشت. جان بوث پس از تيراندازي به لينكلن كه در كنار زنش نشسته بود و صحنه نمایش را تماشا مي كرد فرياد زد: جنوب انتقام گرفت. «بوث» چند دقیقه پس از ساعت ده شب به وقت واشنگتن از فاصله يك متر و نيمي، تنها يك گلوله به پشت جمجمه لينكلن شليك كرده بود. ضارب پس از شلیک گلوله، از پنجره تماشاخانه فرارکرد و با اسبي كه از قبل زير پنجره آماده بود از محل دور شد. لینکلن از حزب جمهوریخواه، شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا، 4 سال و یک ماه حکومت کرده بود. همزمان با تيراندازي به لينكلن (لينكن)، در جاي ديگر به «ويليام سيوارد» وزير امور خارجه او چاقو زدند که بر اثر ضربات وارده مجروح شده بود. [سيوارد عمدتا شهرت خودرا از خریدآلاسكا از تزار وقت روسیه براي آمريكا به دست آورده است]. پس از درگذشت لينكلن كه دومين دور رياست جمهوري خودرا آغاز كرده بود، معاون وي «اندرو جانسون» برجايش نشست. بوث كه به «پورت رويال» ويرجينيا [منطقه ای درغرب شهر واشنگتن و در دامنه كوه] فرار كرده بود 13 روز بعد در درگيري با سواره نظام فدراسيون (اتحاديه) كه در جستجوي او بود كشته شد و همدستش دستگير گرديد.
 |
تصوير صحنه قتل در تئاتر
|
 |
John Wilkes Booth قاتل لينكلن
|
 |
| آگهي يكصدهزار دلار جايزه براي دستگيري قاتل | |
| |
|
| شبي كه تايتانيك غرق شد |
 |
| تايتانيك در آغاز سفر | 14 اپریل در ساعت 11 و 30 دقيقه شب كشتي مسافربر تايتانيك كه با 2200 مسافر و خدمه از ساوت همتون انگلستان عازم نيويورك بود در حوالي كانادا با يك قطعه يخ سرگردان برخورد كرد و چند ساعت بعد به زير آب فرو رفت و بيش از 1500 تن جان باختند. هنگام به آب انداخته شدن اين كشتي در 31 ماه مه 1911 ادعا شده بود كه تايتانيك غرق شدني نيست!. |
| . |
|
| بازگشت وضعيت آلباني به حالت اول! ـ ضعف آموزش و پرورش و فقر ژورناليسم در کشورهاي کمونيستي پيشين |
 |
| Enver Hoxha | انور خوجه (انور هوجا Enver Hoxha) موسس حزب كمونيست آلباني در 1941 ـ مردي كه چهار دهه بر اين كشور حكومت كرد 14 اپریل 1985 در 77 سالگي درگذشت. وي از پيروان روش حکومتي استالين [اصطلاحا استالينيست] بود. با اين روش مي توان حکومت کرد ولي نمي توان آدم ايدئولوژيک ساخت، همچنانکه انور خوجه موفق نشد كه روانشناسي، خواست و تفکر آلبانيايي ها را تغيير دهد و آلبانيايي ها پس از فروپاشي كمونيسم در اروپا به همان وضعيت جامعه شناسي و روانشناسي و خصلت ها قديمي خود بازگشتند كه پيش از تاسيس حزب كمونيست در آن بودند. روس ها و ساير ساکنان کشورهاي با نظام کمونيستي و اينک چينيان همان بازگشت را داشتند. از گزارش هاي رسانه ها چنين بر مي آيد که آلباني پس از برچيده شدن نظام کمونيستي به يک کانون قاچاق مواد مخدر در اروپا و جرائم ديگر مبدل شده است!. بررسي احوال آلبانيائي ها و ساير كشورهاي كمونيستي سابق درستي اين فرضيه را تقويت كرده است كه اگر در كشوري يك ايدئولوژي تازه پياده شود بايد حاكم آن كشور يك فيلسوف از اصحاف آن فرضيه باشد تا موفق شود، نه يک ديکتاتور. موفق شدن به اين معناست كه اگر دولت هم از ميان برود و يا كشور به اشغال نظامي بيگانه در آيد اعتقاد و روش مردم تغيير نكند. دولت هاي کمونيستي موفق به ايجاد يک نظام آموزش و پرورش لازم و ژورناليسم کامل نشدند و لذا، اتباع اين کشورها متحول نشدند و پس از فروپاشي، به قالب پيشين بازگشتند، درست مثل اينکه هيچ اتفاقي نيافتاده بود. |
|
|
| غارت اموال عمومي در قرن 21! اعمالي خلاف مدنيّت و انسانيت که نياز به کشف علل آن دارد |
 |
| ظاهرا از اينكه اموال عمومي (دولتي و متعلق به ملت) را غارت مي كنند خرسندند | از تفسير و تحليل ها ي رسانه ها در روزهاي 12 و 13 اپریل 2003 مخصوصا تلفن ها و ايميل هاي بينندگان و مخاطبان شبکه هاي تلويزيوني چنين بر مي آيد كه جهانيان از مشاهده فيلم ها و تصاوير صحنه هاي غارت منازل، دفاتر و ادارات در عراق دچار شگفتي فراوان شده بودند و گفته بودند كه قبلا تصور اين را نمي کردند كه در قرن 21، بشر از غياب پليس سوء استفاده كند و دست به غارت ـ آن هم اموال عمومي بزند و مشاهده اين صحنه ها آنان را نسبت به آينده بشريت شديدا نگران كرده است. پاره كردن عكس مقامات سابق و پايين كشيدن مجسمه هاي آنان و برداشتن نامشان از روي اماكن عمومي امري عادي و قابل قبول است، ولي چپاول شهر معناي ديگري دارد و حاكي از ضعف آموزش و پرورش يك كشور است كه موفق نشده است وجدان بيدار و انسان نسبتا كامل بار آورد. در اين نوشته ها و گفت و شنيدها بارها آمده بود كه «تاريخ» پيش از اين به ندرت چنين صحنه هايي را منعكس كرده است. آلمان، ژاپن و ... در جنگ به اشغال نظامي در آمدند، اما مردم نه تنها در صدد غارت خود بر نيامدند بلكه به غمخواري از يكديگر پرداختند. پس از سقوط سايگون در 1975 با همه كينه اي كه مردم نسبت به دولت بركنار شده داشتند چنين صحنه هايي مشاهده نشد. به اظهار جامعه شناسان، غارت اپريل 2003 در بغداد نياز به بررسي دامنه دار علمي دارد تا علل روانشناسي ـ جامعه شناسي آن روشن شود و ضعف هاي انساني برطرف گردد كه انسان آگاه امروز نمي تواند بازهم چنين صحنه هايي ناشي از عمل همنوع خود را ببيند و تحمل كند، اين قبيل اعمال خلاف تمدن و انسانيت است.
 |
سرقت هرچيز از هرجا! در سرزميني که پيشگام تمدن در جهان بود
|
|
| |
|
| ایجاد گروه سیاسی «Tea Party» در آمریکا ـ برخي از شعارها و خواست هاي اين گروه |
گروه سياسي تازه آمريكا معروف به «تي پارتي Tea Party» با شعار دولت كوچكتر و ماليات كمتر از اپریل سال 2009 (فروردین 1388) کار خودرا آغاز کرده است. شعارهای این گروه از زمان تاسیس به تدريج به صورت ایدئولوژی يک جنبش درآمده است. این گروه تبليغ شعارهاي خودرا از شهر «سرچ لايت» ایالت نوادا آغاز كرد، شهر به شهر ادامه داد و 15 اپریل 2009 در شهر واشنگتن به پايان رساند. انتخاب روز 15 اپریل برای اجتماع واشنگتن به این لحاظ بود که این روز (15 اپریل) آخرین روزی است که هر آمریکایی باید فورم های مالیاتی و چک مالیات بردرآمد سال پيش خودرا به پُست بدهد. توجه رای دهندگان به شعارهای این گروه که در موارد متعدد، متحد حزب جمهوریخواه به نظر می آید سبب شد که در انتخابات نوامبر 2010 بیش از 40 کرسی در مجلس نمایندگان به دست آورد و درنتیجه کنترل این مجلس از دست حزب دمکرات خارج و به دست حزب جمهوریخواه افتد. «تی پارتی» با سیاستبازی، لابی گری و بازی هایی از این دست ازجمله ميدياکراسي و هزينه سنگين براي تبليغ در جريان کمپين انتخابات مخالف است. هواداران «تی پارتی» عمدتا از نسل مهاجران قدیمی (اروپایی) آمریکا هستند و به همین سبب، مخالفان به آنان برچسب نژادپرستی می زنند. شعارهای هواداران «تی پارتی» وطن دوستانه به نظر می رسد. اعضاي اين گروه موضع محافظه كارانه دارند و با برخی از برنامه های غير ضروري دولت فدرال که هزينه ها را بالا و کسر بودجه به وجود مي آورد و نيز ولخرجي هاي دولتي مخالفت دارند، و خواهان بازنگري در قانون مهاجرت هستند، آن را قديمي و مربوط به شرايط گذشته مي دانند و مي گويند که وضعيت مهاجرت دارد بافت جمعيتي آمريكا و در نتيجه رفتار و مدنيّت را تغيير مي دهد که مآلا به سود آمريکا و پيشرفت آن نخواهد بود. تي پارتي همچنين خواهان گسترش بازرسي ها با هدف جلوگيري از سوء استفاده هاي مالي از اجراي برنامه هاي دولتي ازجمله کمک هاي رفاهي و مديک ايد (کمک درماني به بي نوايان) و مديکر (درمان بازنشستگان) است. اين گروه كه از زمان انتخاب بارک حسین اوباما [سياهپوست كنيايي تبار] به رياست جمهوري آمريکا فعال شده است نام خودرا از رويداد تاريخي «تي پارتي» شهر بوستون گرفته است كه مهاجرنشينان وقت 16 دسامبر 1773 چاي وارداتي بازرگانان انگليسي را به دريا ريختند و با اين كار انقلاب استقلال آغاز شد. دولت انگلستان بدون جلب نظر قبلي مهاجرشينان چند نوع ماليات بر آنان تحميل كرده و با وضع يك قانون [بدون حضور نمايندگان آنان] انحصار تجارت چاي در مهاجرنشينان آمریکای شمالی را در دست لندن و کمپانی هند شرقی قرارداده بود. |
| |
|
|
| برخي ديگر از رويدادهاي 14 آوريل |
|
1792: فرانسه انقلابي به اتريش اعلان جنگ داد و جنگهاي انقلاب فرانسه با دول ديگر آغاز گرديد. |
|
1847: ميان ايران و عثماني قرار داد دوم ارزروم امضاء شد. |
|
1889: «ارنولد توين بي» مورخ، و مولف « مطالعه تاريخ » به دنيا آمد. |
|
1912: اتحاديه پان امريكن رسميت يافت. |
|
1945: بمب افكنهاي آمريكايي كاخ سلطنتي ژاپن در توكيو را بمباران كردند. |
|
1971: دولت آمريكا به تحريم اقتصادي چين پايان داد. |
|
1986: آمريكا به ليبي حمله هوايي برد (براي اطلاع از مشروح اين حمله به سايت 15 آوريل رجوع شود). ادامه دارد |