يك حكايت و چند روايت ....

اين مقاله پاسخي است به نامه مؤسسه تحقيقات و پژوهشهاي سياسي علمي «ندا» كه متن آن را در اين صفحه مي خوانيد. دركتاب اول تاريخ قرن بيستم به طور مفصل به توطئه و تباني «بالفور» وزير امورخارجه وقت انگليس و «روچيلر» ميليونر يهودي كه مهاجرت اين قوم را به فلسطين سازمان دادند و چگونگي شيوه هاي صهيونيستهاكه با قتل و كشتار اعراب خانه و كاشانه آنها را تسخير كردند، پرداخته است. همچنين به بخشي از مقاله هاي دكتر منصور تاراجي دراين زمينه كه در ارديبهشت ماه ۱۳۵۳ (چهارسال قبل از انقلاب) در روزنامه اطلاعات چاپ شده نيز اشاره رفت. در كتاب دوم تاريخ قرن بيستم كه اينك روزهاي يكشنبه ـ سه شنبه و پنجشنبه در روزنامه ايران چاپ مي شود، مسأله جنگ دوم مطرح است و درشماره سوم آذرماه سال ۱۳۷۹ روزنامه ايران به دروغ پردازيهاي صهيونيستها اشاره كرديم. به مناسبت دريافت نامه «ندا» مقاله زير از سوي دكتر منصور تاراجي نوشته شده است تا موضوع يهوديان و هيتلر روشن تر شود و اتهام نارواي منتسبه هويدا شود.
محمد حسن آل ابراهيم ـ دبير گروه تاريخ
متن پاسخ به نوشته «ندا»
روژه گارودي» كه از مرز هشتادسالگي گذشته از چهره هاي درخشان تاريخ و فلسفه از سالهاي ۱۹۵۰ به بعد بوده و هست، آثار روژه گارودي در آن سوي مرزهاي فرانسه بازتاب فراواني همراه داشته است و او يك چهره برجسته جهاني شده است.
من در عنفوان جواني مقالات او را در روزنامه «اومانينه»، لوموند و نشريات چپ با ولع خاصي مي خواندم. بارها در دانشگاه سوربن پاريس درمحضرش حضور يافتم.
* استعفا از حزب كمونيست
روژه گارودي هنگامي كه از عضويت دفتر سياسي حزب كمونيست فرانسه به علت اختلاف برداشتهاي سياسي با «ژرژ مارشه» دبيركل حزب و ديگران پيدا كرد از حزب كمونيست استعفا داد. نشريات دست راستي فرانسه به ستايش او پرداختند و مرتب مقالاتش در روزنامه «لوموند» چاپ مي شد. زماني گذشت و با انقلاب اسلامي كه او آن را نوري در ظلمت كشورهاي اسلامي مي دانست به اسلام گرويد. بسياري از هنرمندان و روشنفكران فرانسوي از جمله «موريس تبرار» خلاق رقصهاي مدرن، باله و اپرا از «گارودي» پيروي كردند و مسلمان شدند.
روزنامه لوموند درآن زمان نوشت: «آقاي گارودي اين بار اگر از اسلام برگردي، گردن خود را از دست مي دهي». ولي فيلسوف فرانسوي به راه خود ادامه داد.

|
منصور تاراجي |
* درايران
گارودي در نخستين روزهاي انقلاب اسلامي به دعوت حجت الاسلام جناب آقاي محمود دعايي در تحريريه روزنامه اطلاعات حضور يافت، با او ديدار و گفت وگوي مفصلي داشتم. بعداً در پاريس نيز مصاحبه يي با او كردم كه نوار آن هنوز زنده است.
من هميشه فريفته پژوهشهاي ژرف او در فلسفه تاريخ بوده ام و احترام خاصي برايش قايلم. اين فيلسوف بزرگ پس از سالها بررسي و پژوهش چهارسال قبل كتابي در زمينه مسأله يهود و هيتلر منتشر كرد كه صهيونيستها كه به بخش اعظم رسانه هاي همگاني جهان تسلط دارند او را زير شلاقهاي تهمت و افترا قرار دادند. آنچنان تبليغات عليه گارودي شديد بود كه به دادگاه احضار و به حبس و پرداخت ۱۲۰هزارفرانك محكوم شد و همه نسخه هاي كتاب او جمع آوري گرديد.
اما داستان به اينجا ختم نشد، قانوني از مجلس فرانسه گذشت كه هرحمله به يهوديان به معني دفاع از فاشيسم است و گوينده يا نويسنده فوراً زنداني مي شود.
«روژه گارودي» كه زماني راديو ـ تلويزيون و نشريات فرانسه در تلاش مصاحبه با او بودند، تحريم شد.
* مسأله فرعي
مي دانيد سخن او چه بود كه چنين حملاتي به او شد؟ او به موجب پژوهشهايي كه كرده بود اعلام كرد «پنجاه ميليون نفر از جمله بيست ميليون مردم شوروي قرباني جنگ دوم جهاني شدند ولي صهيونيستها از هشتم ماه مه ۱۹۴۵ كه جنگ دوم خاتمه يافت چنان تبليغات وسيعي درجهان كردند كه مردم جهان تصور كردند تنها اين يهوديان بودند در جنگ.
رقم كشته شدگان يهودي دربرابر صدها هزار ملي گرا، ميهن دوست، كمونيست، آزاديخواهان جهان كه عليه فاشيسم مبارزه مي كردند قطره يي در دريا بود و رقم ۶ميليون يهودي قرباني شده به فرمان هيتلر يك دروغ محض است. صهيونيستها با اين بزرگ نمايي اعمال هيتلر نسبت به خود مي خواهند مظلوم نمايي كنند و مسائل مهمتر زمان جنگ را به فراموشي سپرده و خود را محور اصلي مسائل قرار دهند تا ظلمي را كه به فلسطيني ها مي كنند از يادها برود».
* قصه دوم
«آبه پير» كه سن او از مرز نود گذشته است يك روحاني مردم دوست است كه از سال ۱۹۵۴ در دفاع از مستمندان شهرت و احترامي بس زياد درسراسر فرانسه پيدا كرد. «آبه پير» كه در نهضت مقاومت فرانسه در دوران جنگ دوم در كنار «روژه گارودي» بود گفته هاي يار مبارز خود را تأييد كرد و نظر او را درمورد يهوديان درزمان جنگ تصديق كرد. ناگهان چنان حملاتي به «آبه پير» شد كه او به سويس فرار كرد و مدتي بعد به فرانسه بازگشت ولي از آن زمان او نيز تحريم شد و مردي كه همه روزه سخن از او بود بكلي از صحنه خارج گرديد.
* لوپن
مرد ديگري به نام «ژان ماري لوپن» رهبر حزب افراطي راست فرانسه گفت: «داستان يهوديان درجنگ عظيم جهاني يك مسأله فرعي، كوچك و جزيي است و صهيونيستها براي تبليغ به نفع خود آن را محور همه مسائل قرار داده اند. » «لوپن» فوراً محاكمه، از نمايندگي مجلس محروم و مدتي از شركت در انتخابات محروم گرديد.
دهها استاد تاريخ دانشگاههاي فرانسه از جمله دانشگاه اوفين (پاريس)، ليون، مارسي، تولوز در كنفرانسهاي درسي خود اعلام كردند:
تنها اين يهوديان نبودند بلكه ميليونها ضدفاشيست از كوههاي كارپات تا درياي مانش و از مارسي تا نروژ و سوئد به دستور هيتلر و هيملر در اردوگاههاي زمان جنگ جان سپردند و تعداد يهوديان بسيار بسيار اندك تر از آن است كه ادعا مي كنند و ادعا مي كنند كه نزد جهانيان مظلوم جلوه گر شوند. اما همه كساني كه ادعاي يهوديان را تكذيب كردند مورد غضب قرار گرفتند.

خسارت
امروزه رسانه هاي همگاني اروپا بويژه فرانسه مرتب فيلمي وگزارشي دارند كه درآنها به نحوي از انحابه مظلوميت يهوديان در زمان جنگ اشاره مي كند و همه مسائل مهم دوران جنگ تحت الشعاع آن قرار مي گيرد.
حيرت آور است و سخت مردم فرانسه را به درد مي آورد كه وقتي يهوديان از دولتهاي كنوني اروپا تقاضاي خسارت در جنگ را مي خواهند گروهي مي گويند آلمانها جواهرات ما را بردند، گروهي مي گويند به ما اجاره خانه ندادند، گروهي مي گويند كسب و كار ما را تعطيل كردند.
دولتهاي سويس، فرانسه و آلمان تاكنون ميليونها دلار به آنها داده اند زيرا كه يهوديان قدرت زيادي در رسانه هاي همگاني، درسياست، در اقتصاد و جوامع دارند.
* اگزودوس
پس از جنگ دوم يك كشتي به نام «اگزودوس» با سه هزار سرنشين يهودي دور اروپا راه افتادند كه اگر به فلسطين نرويم همه خواهيم مرد. آنها رفتند به فلسطين وكشتاري از فلسطيني ها كردند كه در تاريخ بي سابقه بود. يك دهكده بزرگ به نام «ديرياسين» را با اهالي اش با خاك يكسان كردند. همان كاري كه سربازان فرانكو با دهكده اسپانيايي «گيرنيكا» كردند كه تابلوي مشهوري «پيكاسو» از آن به جاي گذاشته است.
سخن «روژه گارودي» اين است كه در نهضت مقاومت ملي فرانسه به رهبري دوگل هزاران ضدفاشيست در شكنجه گاهها جان سپردند. فرانسوي كه از طرف دوگل رهبري نهضت را در فرانسه داشت زير بي رحمانه ترين شكنجه ها جان سپرد ولي تسليم فاشيست ها نشد، چرا همه اين جانبازان را فراموش كرده و فقط مسأله يهوديان را زنده نگه داشته ايم.
* همكاري با هيتلر
اندك مورخاني هستند كه اشاره كرده اند به همكاري ثروتمندان يهودي با هيتلر.
صدراعظم آلمان با سرمايه هاي هنگفتي كه يهوديان در اختيار او قرار دادند چرخهاي صنايع جنگي آلماني را به حركت درآورد. شعار هيتلر مبارزه با بلشويك بود و ثروتمندان يهودي، فرانسوي، انگليسي و امريكايي با ميلياردها دلار و مارك كه در اختيار هيتلر قرار دادند او را تقويت كردند به اين انديشه كه او به شوروي حمله كند ولي او ابتدا تسخير اروپا را هدف قرار داد. درمورد «هولوكاست» كه يك محله يهودي نشين در ورشو بود هيتلر معتقد بود يهوديان نبايد از اين محله خارج شوند و بعضي افراد اين محل در تيراندازي به سوي سربازان آلماني كشته شدند.
امروز «شارون» نوار غزه را بدتر از «هولوكاست» درآورده و صدها فلسطيني بي گناه را درآنجا مي كشد. روش «شارون» به مراتب بدتر از هيتلر است.
* ستاره زرد
روژه گارودي هرگز چسباندن ستاره زرد به سينه يهوديان را تكذيب نكرده است و نبايد رويدادهايي كه واقعيت دارد تحريف و تكذيب كرد. اگر بعضي حقايق را در جهت اهداف خود تحريف كنيم خواننده اعتقادخود را به همه مطالب از دست مي دهد.
* منشور تاريخ نويسي
حضور يهوديان در بعضي اردوگاههاي زمان جنگ را هرگز نمي توان تكذيب كرد ولي تعداد زندانيان ضدفاشيست بسياربسيار زيادتر از آنها بود.
«سيسرون» مورخ مشهور باستان مي گويد: «نخستين منشور تاريخ نويسي عدم تحريف حقايق و واقعيتها و پرهيز از داوريهاي نادرست است».
اگر ملت ايران از تاريخ قرن بيستم مؤسسه ايران استقبال بزرگي كرد و مي كند براي آن است كه ما تاريخ بدون سانسور منتشر كرديم و ازروز اول نوشتيم «ماحقايق را مي نويسم چه كساني را خوش آيد چه بد آيد»

* كوره ها
اما درمورد كوره هاي آدم سوزي، بله هرگز دراين كوره ها آدم سوزانده نمي شد بلكه اجساد مردگان كه اكثراً ضدفاشيست و آزاديخواه بودند به قدري زياد بود كه فرصت دفن آنها نبود و بعضي مواقع جسدها سوخته مي شد. اين كار امروزه در اروپا عادي است و بسياري از مردم وصيت مي كنند خاكستر آنها را روي دريا يا رودخانه ها پخش كنند.
جهت آگاهي مؤسسه «ندا» اعلام مي كنم: هيچ نويسنده، روزنامه نگار و يا مورخي مقالاتي كه من (منصور تاراجي) در رسواكردن صهيونيستها چهارسال پيش از انقلاب و اوايل انقلاب نوشتم ننوشته است واگرچنين نبود همه حرفهاي خود را پس مي گيرم.
* بدون تحريف
مخلص كلام آن كه توصيه بنده به مورخان جوان اين است كه هرگز تاريخ را تحريف نكنند همچنان كه نكرديم، رويدادها را آنطور كه بوده است بنويسيد و از هو و جنجال پرهيز كنيد چنانچه ما كرديم.
اگر بنده و همكاران بنده مي خواستيم از بسياري مورخان سبك انديش پيروي كنيم كتاب تاريخ قرن بيستم پشيزي ارزش نداشت و اگر امروز اين كتاب جايگاه ويژه يي بين ملت ايران يافته است به جهت آن است كه درمورد هررويدادي تا به درستي پژوهش نكنيم و درستي آن برما ثابت نشود هرگز قلم به كژي بر روي كاغذ نخواهيم آورد.
خدا راسپاس كه تاكنون هيچگونه ايراد اساسي برما نرفته است.
زنده ياد سيدحسن مدرس درمجلس مشروطيت درمورد رضاشاه گفت: او ايران را از تجزيه نجات داد ولي اگر از مقام وزارت جنگ بالاتر رود ايران نظام ديكتاتوري پيدا مي كند» و ديديم كه مدرس حقايق را گفت هرچند كه جلادان رضاشاه او را در دهكده دورافتاده يي در خراسان به چه وضع فجيعي كشتند.
آن كه نآموخت از گذشت روزگار
هيچ نآموزد زهيچ آموزگار
خداوند همه ما را ياري دهد

محوراصلي پژوهشهاي «روژه گارودي»
پنجاه سال است كه صهيونيستها جعل حقيقت مي كنند
راديو پاريس را گوش مي كنم، دربين اخبار، خبري پخش مي شود مبني براين كه «امروز يك مرد ۸۵ساله كه درآلمان سابق مسؤول فرستادن يهوديان به اردوگاهها بوده است شناسايي شد. او در استراليا زندگي مي كند».
بعداً معلوم مي شود او يك افسر ساده زمان آلمان سابق بوده است. پنجاه سال است كه هرفردي از مسؤولان نظام هيتلري كه درهرگوشه يي از دنيا شناخته مي شود فوراً صهيونيستها كه بررسانه هاي گروهي جهان تسلط دارند او را به عنوان كسي كه يهوديان را به اردوگاهها مي فرستاده معرفي مي كنند و اين يك دروغ بزرگ است وصهيونيستها بدين ترتيب مرتب در افكار عمومي جهانيان تبليغ مي كنند كه مهمترين مسأله جنگ جهاني دوم مسأله يهود است و اين كاملاً پنهان كردن حقيقت است.
پژوهشهاي «روژه گارودي»، «لوپن»، ، «آبه پير» و بسياري از پژوهشگران به اين نتيجه رسيده است كه مردم جهان مسأله فلسطيني و يهوديان را از ياد ببرند و جناياتي كه «شارون» و همكاران او مرتكب مي شوند به فراموشي سپرده شود.
چندي قبل شخصي به نام «باربي» به عنوان همكاري با آلمانها درفرانسه بازداشت شد و يهوديان شايع كردند كه او در فرستادن يهوديان به اردوگاهها نقش مهمي داشته، «باربي» را ترور كردند و بعد معلوم شد اتهام او بي اساس است.
اينك شخصي به نام «پاپن» كه نود سال دارد به اتهام فرستادن يهوديان به اردوگاهها محكوم به زندان ابد است، درحالي كه پس از جنگ و زمان حكومت دوگل و «ژرژ پمپيدو» استاندار بوده است و مقامهاي مهمي در دولت پس از جنگ در فرانسه داشته است. او اسنادي ارايه داده است كه نشان مي دهد بي گناه است ولي همچنان در زندان است و جنجالي يهوديان برپا كردند كه نبايد آزاد شود.
از همه مهمتر داستان «آدولف آيشمن» است كه سرويس هاي محرمانه اسراييل او را از آرژانتين گرفته به اسرايل بردند (۱۹۶۰) و درسال ۱۹۶۲ او را كشتند.
صهيونيستها آنچنان تبليغي درجهان كردند و مردم را شست وشوي مغزي دادند كه بله او مسؤول قتل ميليونها يهودي است با تحقيقاتي كه اخيراً شده معلوم گرديده، آيشمن عضو «اس. اس» در زمان هيتلر بوده است و او هزاران آزاديخواه و ضدفاشيست را به اردوگاهها فرستاد كه تعداد يهوديان فرستاده شده به اردوگاهها قطره يي بوده است درميان هزاران ضدفاشيست.
قلب پژوهش «روژه گارودي» و ديگران اين است: مسأله يهوديان در دوران جنگ دوم يك مسأله بسيار فرعي بوده است، درحالي كه هدف صهيونيست جهاني طي پنجاه سال اين است كه افكار مردم جهان را منحرف كرده، مردم ظلم صهيونيستها درحق فلسطيني ها را از ياد ببرند وتصور كنند مسأله يهود محور كل مسائل جنگ دوم است درحالي كه بيش از پنجاه ميليون نفر قرباني جنگ شدند، صهيونيست ها خود را قرباني اول جنگ مي دانند و اين يك دروغ بزرگ است.
آوريل سال ۲۰۰۱ـ پاريس ـ منصور تاراجي
" روزنامه ایران-صفحه تاریخ-شماره ۱۷۹۳ - سال هفتم - سه شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۰"