مروری بر هنر تئاتر در ارمنستان و تعامل با ایران
ايران در طي قرون متمادی پيوسته مركز تعامل و آمیزش فرهنگ و تمدنهای متفاوت بوده است. در جستار حاضر به ارمنستان پرداخت خواهد شد كه از روزگاران گذشته با ايران مناسبات فرهنگي، تاريخي و اقتصادي گستردهاي داشته و در نتيجهي اين روابط تاثيرات فرهنگي گوناگوني را پذيرفته است. تمدنهايي كه بر تمدن و فرهنگ ارمني تاثيرگذار بودهاند، عبارتاند از: ايراني، آشوري، عربي، مغولي و ...؛ اما تاثیر فرهنگ و سنن ایرانی بر آداب و رسوم و سنن و هنر این کشور کاملا محسوستر است. پیوستگی فرهنگي ايران و ارمنستان در درازاي تاريخ هرگز قطع نشده است و حتي در مواردي كه پيوند سياسي بين آنها بريده شده، پيوند فرهنگي همچنان باقي مانده است.
نخستینبار از ارمنیان که مردمانی هند و اروپاییاند، اندکی پس از پایان سدهي ۷ م یاد شده است. این مردمان گروهی از ساکنان باستانی منطقه را به سرزمینهای شرق کوه آرارات راندند و خود ساکن منطقه شدند. در این محل، یونانیان آنها را آلارُدیها (آراراتیها یا اورارتوییها) خواندند. این تازهواردان که در سطح پایینتری از تمدن بودند، زندگی خود را بر اساس عناصر تمدنی موجود، همچون شهرهای محصور، نهرهای آبیاری و اراضی قابل کشت پیگرفتند.
قومِ هایک (هایها)، آن چنان که ارمنیان خود را میخوانند (واژهي ارمنی ظاهرا نتیجهي اشتباه گرفتن آنان از سوی ایرانیان یا یونانیان با آرامیهاست)، قادر به برقرار ساختن حکومت مستقل خود نبودند. از اینرو، سرزمین آنان از همان آغاز توسط هووخشتره به پادشاهی ماد، و سپس توسط کورش بزرگ، همراه با سرزمین ماد، به شاهنشاهی هخامنشی در ایران منظم شد (حدود ۵۵۰ قم). از این سرزمین در سنگنبشتهي بیستون، متعلق به داریوش بزرگ (سل ۵۲۲-۴۸۶ قم) به عنوان اَرْمینه و اَرْمَنیه یاد شده است و به گفتهي هرودت، مورخ یونانی سدهي ۵ قم، بخشی از ساتراپی سیزدهم، قلمرو هخامنشیان را تشکیل میداد. به گفتهي او، اورارتوییها نیز بخشی از ساتراپی هجدهم را تشکیل میدادند. گزنفن که در آناباسیس خود ماجراهای سپاهیان یونانی در ایران را بازگو میکند، از حکومت محلی این سرزمین در حدود سال ۴۰۰ قم یاد میکند و خبر میدهد که این حکومت در دست رهبران دهکدهها بود و اسب مالیات آنان به شاهنشاهان ایران را تشکیل میداد. این سرزمین تا هنگام انضمام آن به امپراتوری اسکندر مقدونی (۳۳۱ قم) و جانشینانش، یعنی امپراتوری سلوکی (۳۰۱ قم)، پیوسته در حکومت ساتراپهای ایرانی یا بومی بود.
در حوزهي فرهنگي، پذيرفتاري ارمنستان از تاثيرگذاري ايران، در چند مرحله اساسی روی داده است:
تأثير و نفوذ ايران با پيوستن ارمنستان به امپراتوري هخامنشي آغاز گرديد و تا مدتي طولاني پس از سقوط امپراتوري تداوم داشت. استرابو اشاره ميكند كه ارمنيان شيوهي پوشش خود را از مادها برگرفته بودند. ارمنيان يقينا پيوندها و روابط عمدهتري با اهالي آتورپاتكان، همسايگان نزديك و شركاي تجاري خود داشتند تا اين كه با پارسها. افزون بر اين، شاهان ارمنستان و آتورپاتكان به داشتن پيوندهاي ناشي از ازدواج نيز معروف بودند.
واقعيتي گواهي شده و جالب توجه آن است كه در ارمنستان اواخر عصر هخامنشي سه زبان رايج و متداول بود: زبان ارمني (يا ارمني مقدم/ proto-Armenian)، گويش محلي بدون نوشتار و گويشي.
تاثيرگذاري پارتي اشكاني بر ارمنستان، كه با برآمدن پارتيان در سدهي دوم قم آغاز گرديد و پس از استقرار اشكانيان بر تخت سلطنت ارمنستان در اواسط سدهي يكم ميلادي اوج يافت، نيرومندتر و پايدارتر بود. تأثير و نفوذ اشكانيان آثار و نمودهاي برجستهاي را بر جنبههايي از تمدن ارمني باقي گذاشت. براي نمونه، gusan (جمع gusank')، گونهاي رامشگر يا خنياگر، كه نويسندگان ارمني گهگاه از آن ياد كردهاند، همان gosan (گوسان) پارتي است. در طي دوران ساساني، ارمنستان مسيحي روي هم رفته به سنتهاي ايران اشكاني وفادار مانده بود.
تاثير و نفوذ ساسانيان، واپسين اثرپذيري ارمنستان از ايران بود و به نظر ميآيد كه نسبتا نيرومند بوده است، هر چند با تغيير شيوهي برخورد سياسي و ديني ايرانيان، دچار افت و خيز ميگرديد. حتی با وجود خصومت ارمنيان با مزداپرستي، پيوندها و روابط نزديك ميان آريستوكراتهاي دو كشور هرگز از هم نگسست و ارمنيان به برخي جوانب دنيوي فرهنگ ساساني بيعلاقه و بياعتنا باقي نماندند. در سدهي ششم ميلادي، بردباري ساسانيان نسبت به مسيحيان و حضور مسيحيان بسيار در دربار ساساني، روابط و مناسبات ارمني-ايراني را آسانتر ساخت.
پس از ظهور اسلام، این کشور به تصرف نیروهای عرب در آمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای اسلامی بود. از آن پس ارامنه طولانیترین سابقه استقلال خود را تجربه کردند. تا این که به هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند. در این دوران قشر عظیمی از ارامنه که حاضر نبودند تن به سلطه سلجوقیان نهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در آنجا حکومتي تحت عنوان ارمنستان جدید پایهگذاری کردند و استقلال خود را به مدت ۳ قرن حفظ کردند.
ارامنه از دیر باز تئاتر را میشناختند. طبق نوشته مورخان ارمنی حدودا از یک قرن پیش از میلاد تئاتر در بخشهای غربی ارمنستان رواج چشمگیری یافت و سپس به بخشهای شرقی گسترش یافت و در نزد سلاطین و امرا اجرا میشد. تئاتر یونانی در تئاتر ارمنی تاثیر بهسزایی داشته و واژه «تادرون» در زبان ارمنی به همان معنای تئاترون یونانی بوده و حکایت از این امر دارد که تئاتر از یونان به ارمنستان آورده شده است. پس از رواج مسیحیت در ارمنستان این هنر توسط برخی از روحانیون تحریم شد و تا مدتهای مدیدي از اجرای آن جلوگیری میشد تا این که با پایان یافتن قرون وسطی و آغاز عصر جدید دوباره به عنوان یک هنر مطرح گردید.
تاریخ برگزاری اولین نمایشها در این کشور به دوران پیش از میلاد مسیح برمیگردد. به نقل از یکی از تاریخنویسان، تیگران دوم، پادشاه ارمنستان، در ۶۹ قم ساختمانی مخصوص نمایش در تیگراناگِرد بنا کرد. فرزندنش، آرداوازد دوم نیز که تحت تاثیر جنبش هلنیسم هنری در یونان بود، شیوه هنردوستی پدر را ادامه و دستور اجرای نمایشنامههای یونانی را صادر کرد. نمایش و ادبیات مختص آن برای ارمنیان در حکم شناسنامه فرهنگی به شمار میرفته است. این موضوع در مورد ارامنهي ایران نیز صادق است. ارمنیان ایران در تمامی شهرهایی که سکونت داشتهاند، سالنهایی نیز برای برگزاری نمایش و مراسم فرهنگی احداث کردهاند.
دلایل پا گرفتن تئاتر در ایران را باید در عوامل اجتماعی، فرهنگی و ... جستوجو کرد؛ از سفر سیاحان ایرانی به فرنگ، که معمولا از رشت و انزلی میگذشتند و به اروپا میرفتنـد، گرفـتـه تـا سفر هیاتهای تئاتری از قفقاز بـه ایران و فرایندهای سیاسی-روشنفکری، که زاییدهي شرایط اجتماعی دورهي مشروطیت ایران بود.
نمایش در میان ارمنیان ایران نیز سابقهای به اندازه صد سال دارد. اولین نمایش را ارمنیان تبریز در ۱۸۷۹ م به همت کشیش مسروپ پاپازیان، که مدیر مدرسهي ارمنیان تبریز بود، اجرا کردند. البته در آغار نمایشنامههایی که برای اجرا انتخاب میشدند به گونهای بودند که نقش زن در آنها محسوس نبود و همه نقشها را مردان به عهده میگرفتند. اما از ۱۸۹۰ م زنان نه تنها به دیدن نمایش میرفتند بلکه نقشهایی را نیز در نمایشها به عهده میگرفتند. در همین دوران واهام پایازیان که یک بازیگر ارمنی بود و شهرت زیادی در اجرای آثار شکسپیر در روسیه کسب کرده بود، به ایران آمد و با اجرای نمایش اتللو (و بعدها چند نمایش دیگر از جمله هملت، دون ژوان و مرد آهنین) سنگ بنای تئاتر مدرن ایرانی را به شیوه و سبک غربی پایهریزی کرد. پایازیان و گروه نمایشاش پیشتر در گرجستان، آذربایجان و ترکیه موجب تحولاتي جدی شده بودند و همین رویکرد با ورود آنها به ایران نيز مجددا تکرار شد و در واقع اولین جرقه مدرن شدن تئاتر ایران با ورود او و گروهش زده شد.
در ۱۹۰۹ م نیز گروهی از جوانان ارمنی و غیر ارمنی ساکن تبریز، گروه دوستداران تئاتر را برای اجرای تئاترهایی به زبان پارسی بنیان نهادند. از این سال به بعد گروههای زیادی از ارمنستان و قفقاز برای اجرای نمایش به تبریز دعوت شدند که از میان آنها نام مگردیچ تاشجیان در هنر نمایش ارمنیان ایران جایگاهی خاص دارد. بعدها با آمدن مانوئل ماروتیان از ایروان، نمایش ارمنیان تبریز گامی بلند براي رشد برداشت.
از هنرمندان بنام ارمنی که اولین فعالیتهای هنری خود را از این گروهها شروع کردند و نقش مهمی در شکلگیری هنر نمایش در ایران به عهده داشتند، آرامائیس آقامالیان، یپراد بارویان، یِلِنا آوِدیسیان راباید نام برد.
به غیر از تبریز، در دیگر نواحی آذربایجان نيز -در شهرها و روستاهایی که ارمنیان سکونت داشتند- همچون ارومیه، سلماس، خوی، مراغه، اردبیل و قره داغ، ارمنیان در عرصهي نمایش فعال بودند و از ۱۸۹۰ م نمایشهایی را به روی صحنه بردند.
در جلفای اصفهان نیز، ارمنیان از ۱۸۸۶ م اقدام به تاسیس گروههای نمایشی کردند که اولین نمایششان، انجیر خچو، در یکی از منازل متعلق به کلیسای وانک با همت بگلر آقایانبه روی صحنه رفت. این گروه در ۱۶ مارس ۱۸۸۸ م برای تاسیس انجمن نمایش اقدام به جمعآوری اعانه کرد و موفق به جمعآوری مبلغ ۵۵۱ قران شد که آن را برای تاسیس گروه نمایش و ساخت سن متحرک استفاده کردند.
متاسفانه، از آنجایی که خلیفهي وقت ارامنه، اسقف یِسایی آسدوازادوریان، با فعالیتهای نمایشی موافق نبود در ۱۸۹۰ م فعالیتهای گروه را متوقف کرد. این موضوع هفت سال ادامه یافت تا زمانی که به جای وی اسقف ماقاکیا دِرونیان به سمت اسقفی ارمنیان جلفای اصفهان برگزیده شد. از این تاریخ به بعد، فعالیتهای نمایشی نزد ارمنیان جلفای اصفهان جانی دوباره گرفت. در ۱۸۹۹ م، انجمن دوستداران تئاتر تاسیس شد. این انجمن دارای اساسنامه، هیات مدیره و قوانین خاص بود. در این زمان در جلفای اصفهان نیز، نقش زنان را مردان ایفا میکردند. از این رو، اسقف دِرونیان نامهای به پیشوای دینی ارمنیان، جاثلیق مگردیچ خریمیان، نوشت و از وی تقاضا کرد که با ایفای نقش زنان موافقت کند. جاثلیق مگردیچ خریمیان نیز در جواب اعلام کرد در صورتی که ایفای نقش بانوان مغایرتی با دین نداشته باشد، بلامانع است. بِه بوُ، اثر گابریل سوندوکیان، اولین نمایشی بود که بعد از این تاریخ با حضور بانوان به روی صحنه رفت. البته، این دوشیزگان تحت شرایط امنیتی خاصی به روی صحنه رفتند.
در ۱۹۱۳ م، گروهی از دوستداران نمایش برای بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد تاسیس گروه نمایش در جلفای اصفهان مراسم باشکوهی برگزار کردند. از کسانی که در آن سالها نقشی مهم در احیای هنر نمایش در جلفای اصفهان ایفا کردند، میتوان به لوسـابِـر گیـورغیـان، ایـشــخــانـوهـی زوهـرابـیـان، آشـخِـن داوتـیـان، گریـگــور ناهـابِـدیــان وتیگران آبگاریان اشاره کرد. در این دوره، گروههای نمایش متعددی نیز از قفقاز به جلفای اصفهان رفتوآمد داشتند. در۱۹۳۰ م، گروهی تحت عنوان انجمن هنرپیشههای ارمنی در جلفای اصفهان تشکیل شد که نمایشهای جنگ ملیکها، کاج نازار، لیلی و مجنون، ناموس، شیرین و فرهاد و سایات نُوا را اجرا کردند. در این نمایشها، گریگوریس نازلومیان، آرمن مگردومیان، تیگران آبگاریان و ... به ایفای نقش پرداختند. برگزاری شانزده نمایش مختلف در ۱۹۳۰ م در جلفای اصفهان بیانگر آن است که در این سالها گروههای نمایشی در جلفای اصفهان بسیار فعال بودند. در ۲۳ آگوست ۱۹۳۰ م، برای اولین بار در جلفای اصفهان اُپرای آنوش به روی صحنه رفت. (رفرنس: میناسیان، ل. گ. "تئاتر ارمنیان جلفای اصفهان").
در ۱۸۸۴ م در مدرسهي ارامنه، واقع در دروازه قزوین، تالار بزرگی احداث شد و به این ترتیب هنر نـمایـش در بین ارمنیان تهران رونق گرفت. در ۱۸۸۸ م، انجمن دوستداران تئاتر تهران تأسیس شد کــه هاروطون ماردیـروسیان از بنیانگذاران این انجمن و رییس هیات مدیرهي آن بود.
در گزارشی که نشریهي مشاک چاپ تفلیس در ۳۰ مارس ۱۸۸۹ م با عنوان "نامهای از ایران" چاپ کرد، با اشاره به فعالیتهای نمایشی ارمنیان تهران نوشت: "... نـمایــشنامههــایی بــه زبــان ارمــنی و همچنین نمایشنامههایی از مولیر در تهران اجرا میشود که هوانس خان ماسحیان، مدیر جوان و فعال مدرسهي هایگازیان، آنها را به زبان پارسی ترجمه کرده است". پر واضح است که در آن تاریخ فعالیتهای گستردهي نمایشی قابل توجهای در جامعهي ارمنیان تهران وجود داشته است.
از ۱۹۱۶ م، زوج هنرمند وارتو و آرتو طریان، بر روی صحنههای نمایش ارمنیان تهران ظاهر شدند. این زوج هنرمند از ۱۹۱۴ م فعالیت رسمی هنری خود را شروع کردند و در این مدت به دو هنرمند اصلی صحنههای نمایش ارمنیان تهران تبدیـل شدند. از ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ م تئاتر ارمنیان تهران با گروههای بسیاری فعالیت خود را ادامه داد. در این میان، استودیو دراماتیک که آرتو طریان آن را اداره میکرد، جایگاه خاصی در بین جوانان تهرانی داشت. وارتو طریان نیز در ۱۹۳۳ م نمــایشنـامهي تهدید را کارگردانی کرد. ظاهرا، او اولین زن ایـرانی اســت که نمایشنامهای را کارگردانی کرده است.
از دیگر فعالیتهای بازیگران ارمنی در دورهي مشروطیت برگزاری نمایش به نفع موسسات خیریه بود. در این زمان، علاوه بر مدرسهي ارامنه از گراند هتل و تالارهای آن نیز برای اجرای نمایش استفاده میشد.
در سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶م اجرای نمایش برای کودکان و نوجوانان مورد توجه واقع شد و گروههایی اقدام به اجرای نمایش برای این گروه سنی کردند که از جملهي آنها گروه تئاتر کودکان به سـرپرستی ر. آتایان و ن. آقاسیان و گروه تئاتر کاخ کودکان به سرپرستی سروریانها بود.
فعالیتهای نمایشی ارمنیان تهران در دهههای دیگر با گروهها، انجمنها و باشگاههای ارمنیان تهران ادامه پیدا کرد. از بین آنها باشگاه فرهنگی و ورزشی آرارات، باشگاه فرهنگی و ورزشی سیپان، انجمن ارمنیان چهارمحال تهران و دیگر باشگاهها برای هنر نمایش ارمنیان تهران فعالیتهای ارزندهای انجام دادند. در باشگاه آرارات، چند گروه نمایشی همزمان فعالیت داشتند. از میان این گروههای نمایشی کارگردانان، هنرمندان و افراد صاحبسبکی به عرصهي نمایش ایران قدم گذاشتهاند؛ اشخاصی از قبیل آرامائیس آقامالیان، ساموئل خاچیکیان، شاهین سرکیسیان، آربی آوانسیان، لوریک میناسیان، گیدوش آرزویان و ... که خدمات ارزندهای نه فقط به هنر نمایش ارمنیان ایران بلکه به هنر نمایش ایران کردهاند.
در گیلان نیز تئاتر به دلیل نزدیکي این سرزمین با ارمنستان به شدت از هنر نمایش در این کشور تاثیر و تاثر پذیرفت. بذر اولیهي تئاتر را نیز ارامنه در گیلان پراکندند که با تلاش و کوشش هنرمندان گیلانی حاصل آن باروری بخشی از تاریخ ملی تئاتر کشورمان شد. قبل از شکلگیری اولین کانون تئاتری در رشت در ۱۲۹۸ش، گروههای ارمنی اولین گروههای نمایشیای بودند که به رشت و انزلی میآمدند و به اجرای نمایش پرداختند. اما تنها مدرکی که بر جای مانده نشان از اولین نمایشنامهای دارد که در رشت به اجرا درآمد. هاروتیون میناسیان، در یادداشتهای خود، تاریخ آغاز تئاتر گیلان را مقارن با اجرای این اثر در ۱۲۶۴ش/۱۸۸۵م دانسته. او اشاره میکند که این نمایشنامه به زبان پارسی در رشت اجرا شده و از اجرای نمایش دیگری نیز به نام انجیرِ خچو نیز یاد میکند که هر دوی این آثار کمدی بودهاند. ارمنیان و گروههای دیگری که از قفقاز به ایران میآمدند شخصیتهای اصلی نمایش را با خود میآوردند و بازیگران فرعی را از میان مردم بومی انتخاب میکردند.
اولین تالار نمایش را در رشت آوِدیس هوردانانیان ساخت. در این تالار، ارمنیان قفقازیای که به رشت میآمدند، ارمنیان گیلان و سایر گروههای تئاتری نمایش اجرا میکردند. تا ۱۹۰۰م این تالار تنها تالار تئاتر رشت بود. در این سال و در زمان حکومت سپهدار تنکابنی، مدرسهای به نام مدرسهي مظفریه شرف در ضلع جنوبی سبزه میدان ساخته شد که در آن تالاری برای تئاتر در نظر گرفتند. سن مدرسهي ارامنه متعلق به گروههای تئاتری بود ولی تالار نمایش مدرسهي مظفریه شرف فقط از آنِ مدرسه. در این زمان، تهران هنوز با تئاتر آشنایی نداشت. از ۱۲۹۰ش به بعد، گروههای تئاتری در رشت یکی پس از دیگری چهره نمایاندند و متنهای ترجمه شده از مولیرو رابیش و نیز متون ترجمه شده از ترکی را به روی صحنه بردند.
در سال ۱۲۹۹ش "انجمن دوستداران تئاتر ارمنی" در تهران تشکیل شد و آثاری از گابریل سوندوکیان و آلکساندر شیروانزاده، نمایشنامهنویسان توانای ارمنی به نمایش درآمد. در دهه ۵۰ گروه "آدامیان"، در ۱۹۵۴ گروه "شانت" و اما در ۱۹۵۵ گروه "دراماتیک ارمنی تهران" تاسیس شدند. گروه تئاتر حرفهای متشکل از تاشجیان، ماروتیان و کستانیان در تاریخ تئاتر ارمنی ایران نقش بهسزایی ایفا نمودند.
ارمنستان اولین كشور دنیاست كه به طور رسمی دین مسیحیت را به رسمیت شناخته و به همین دلیل از دیرباز هنر دینی آمیخته با انگارههای مذهبی را میتوان در آن به وضوح مشاهده كرد. قدیمیترین كلیساهای جهان، معماری و دیگر هنرها در كنار طرحها و نقشهای مذهبی در حال حاضر از مهمترین جاذبههای این كشور در حوزه جلب سلیقههای هنری هستند.
بهویژه آنكه همزمان با جنبش عظیم هنری رمانتیكها در آلمان، كه پیوند ناگسستنی با اندیشههای والا و معنوی روح انسان داشته است، هنر این كشور نیز، اگرچه آرام و بیسروصدا، اما به گونهای مشهود، همگام با مسیر تطور هنر در اروپا شیوهها و شكلهای مختلف را تجربه كرد.
این كشور كوچك و زیبا در مقایسه با وسعت و جمعیتش همواره از پیشگامان هنر در دورههای مختلف بوده و همواره در زمینه هنرهای پلاستیك، نقاشی، مجسمهسازی و معماری، تا اندازهای ادبیات و مخصوصا موسیقی سرآمد فعالیتهای مهم هنری در منطقه بوده است. اكنون مجسمههای زیبا و فراوان را میتوان در همه جای شهر ایروان و در كنار معماری سنتی و تأثیر برانگیز ساختمانهای سطح شهر مشاهده كرد. مناسبتها و جشنهای مختلف كه تعداد آنها در ارمنستان كم نیست هم بهانهای هستند تا موسیقی و رقص خودش را همچون هنری مردمپسند و همهگیر از سالنها و تالارها به خیابانها و كوچهها بكشاند. در حال حاضر علاوه بر مراكز فرهنگی و هنری و گالریها و نمایشگاهها، حتی پاركها و مراكز تجمع بسیاری هستند كه در آنها هنرمندان هر روز نقاشیها و دیگر آثارشان را در آن به نمایش میگذارند و جالبتر اینكه میفروشند.
اما تئاتر هم مثل دیگر هنرها در ارمنستان از اهمیت ویژهای برخوردار است. نگاهی گذرا به تاریخ تئاتر در كشورهای همسایه ارمنستان به راحتی نشاندهنده آن است كه بسیاری از آنها موج ورود اشكال معاصر و مدرن تئاتر را تا همین چند دهه پیش مدیون حضور هنرمندان ارمنی در كشورهایشان هستند. فعالیت گسترده بینالمللی چندین گروه فعال ارمنی در تركیه، آذربایجان و گرجستان زمینههای ورود آرام تئاتر مدرن در این كشورها را هموار كرده است. در واقع بدون اغراق میتوان مدعی شد كه تئاتر ارمنستان مستقیم یا غیر مستقیم باعث ورود تئاتر مدرن و معاصر به این كشورها شده است.
تاریخ تئاتر ایران نیز با نام واهام پاپازیان و گروهش كه مقدمات آشنایی ما با تئاتر معاصر آن دوران را فراهم آورد، آشناست. رجوع به تاریخ تئاتر منطقه به راحتی نشاندهنده آن است كه هنرمندان و گروههای ارمنی نقش مهمی را در شكلگیری تئاتر امروز ایران، تركیه، گرجستان و آذربایجان داشتهاند. هر چند كه حتی با در نظر داشتن این تاثیرگذاری مهم و بزرگ سهم تئاتر ارمنستان در تاریخ تئاتر منطقه آنگونه كه باید مورد توجه قرار نگرفته و ثبت نشده است.
طی چند دهه اخیر، استقلال ارمنستان و بازگشت هنرمندان پرشمار این كشور از مسكو و دیگر شهرهای روسیه، مقدمات استقلال و پیشرفت تئاتر را در این كشور كوچك و آرام بیش از پیش فراهم آورد. از سرگیری فعالیتها این بار در محدودهای مشخصتر و با اهداف جدی و دقیقتر ملی، هنرمندان تئاتر ارمنستان را روزبهروز به معرفی هنرشان در منطقه و حتی فراتر از آن ترغیب و تشویق كرد. تئاتر ارمنستان روزبهروز ارتباط بیشتری با تئاتر اروپا ایجاد كرد و هر بار، چه در داخل و چه در خارج از این كشور تجربیات تازهای را ارائه نمود. دریافت جایزه پولیتزر توسط ویلیام سارویان، از مهمترین نمایشنامهنویسان معاصر ارمنستان، با نمایشنامه «زمان زندگی تو» تلاشي برای بهتر شدن و نزدیكتر كردن تئاتر ارمنستان به تئاتر امروز دنیا بود.
نمایشنامهنویسان و هنرمندان تئاتر ارمنستان رفتهرفته تجربیات مدرن هنرشان را همگام با بهترین آثار اروپا در فستیوالها و اجراهای مختلف داخلی و خارجی عرضه كردند و طی این سالها در حركتی رو به رشد و پیشرفتی جدی توانستند گامهای بسیاری در جهت یكدست كردن همه تجربیات پراكنده سالهای پیش بردارند.
نمایشنامه «نه ارمنی» نوشتهي لسلی آیوازیان در كلوپ تئاتر منهتن شهر نیویورك، در لسآنجلس و كنسرواتوار تئاتر آمریكا در سانفرانسیسكو روی صحنه رفت؛ نمایشنامههایی از اریك بوگوسیان علاوه بر ارمنستان در كشورهای زیادی به اجرا درآمدند و هنرمندان بسیاری نیز توانستند با اجراهای مختلف در فستیوالهای متعدد جهانی، تئاتر ارمنستان را به طور جدی به جهان معرفی كنند. البته نباید در این نگاه كلی از واقعیت دور شویم؛ تئاتر ارمنستان با همه تاثیرگذاری و با وجود همه قوتهایش یك ضعف بزرگ داشت و این ضعف به پراكنده بودن هنر ارمنستان در كشورهای اطراف و همچنین در اروپا و آمریكا بر میگشت. در حال حاضر نیز بسیاری از ارمنیها در خارج از كشورشان زندگی میكنند و سرنوشت آنها به واسطه ظلمهایی كه بر آنها گذشته و آوارگیهایشان در تاریخ یگانه است.
اما با تغییر نسبی شرایط و بهبود اوضاع، هنرمندان ارمنستان كه تعداد بسیاری از آنها در اروپا و آمریكا فعالیت میكردند، حالا فرصتی برای ایجاد ارتباط موثر با داخل كشور برقرار كرده بودند و هنرمندان داخل نیز اشتیاق بیشتری برای معرفی آثارشان در خارج از مرزها نشان میدادند. بنابراین ارتباط موثر هنرمندان داخل و خارج هر روز بهتر شد و هنوز هم اشتیاق به استمرار و تقویت آن در میان هنرمندان این كشور وجود دارد.
اما در حال حاضر در ارمنستان و پایتخت آن، ایروان، تئاتر از یك سو در فكر جلب توجه مخاطبان داخلی است و از سوی دیگر میخواهد بهترینها را برای عرضه در دنیا معرفی كند. این را هم اضافه كنم كه به خلاف ایران با وجود همه تمایلی كه هنرمندان ارمنی به ارتباط با تئاتر جهانی دارند، اشتیاق آنها برای برقراری ارتباط با مخاطبان داخل بیشتر است. از مهمترین دغدغههای تئاتریهای ارمنی این است كه چگونه هنری را برای مخاطبان امروز تئاتر تولید كنند و چگونه بتوانند تئاتر را كه اكنون در تمام دنیا با رسانهها و هنرهای بسیار دیگر جهان فرامدرن رقابت دارد و موقعیتش را در خطر میبیند از این خطر نجات دهند.
تئاتر ارمنستان با همه قدمتی كه دارد به واسطه موقعیت سیاسی این كشور و فراز و نشیبهایی كه همواره با آنها مواجه بوده است و همچنین به دلیل پراكنده بودن حضور هنرمندان تئاتر این كشور در اروپا و آمریكا، هنوز هم به آن انسجام و یكدستی كه ارمنیها انتظار آن را دارند و از آن سخن میگویند، نرسیده است.
نويسنده: صغري ياقوتي، عضو شوراي فرهنگي ايراس
"ایراس-خبری،تحلیلی و پژوهشی"