ريشه هاي انقلاب
فرانسويان مقيم الجزاير با استعمار الجزايريها زندگي مرفهي داشتند و نمي دانستند ۲۹ سال بعد با چه انقلاب عظيمي روبه رو خواهند شد و همه مجبورند خاك سرزمين بيگانه را ترك كنند. اين عكس در سال ۱۹۲۵ در كافه يي نزديك مرز تونس برداشته شده است.
عكس از: روژه ويوله
* الجزايريها ۱۳۲ سال براي استقلال جنگيدند.
* الجزاير آشيانه انقلابيوني شد كه دولت فرانسه آنها را به آنجا تبعيد مي كرد.
* تماس روشنفكران فرانسوي الجزايريها را با نظام جمهوري و آزادي انديشه آشنا كرد.
* روحانيون مسيحي نتوانستند در تبليغ خود موفق شوند

روز چهاردهم ژوئيه ۱۸۳۰ سربازان ژنرال فرانسوي بورمونت (Bourmont) گامهاي سنگين خود را در بندر سيدي فاروش (SIDI-FERRUCH) نزديك بندر الجزيره گذاشتند و روز پنجم ژوئيه ۱۸۳۰ وارد بندر زيباي الجزيره شدند كه يك نگاه به درياي مديترانه و يك نگاه به كوهستانهاي سرسبز كنار ساحل دارد. آب و هواي لطيف و طبيعت زيباي الجزاير آنها را فريفته خود كرد و از همان زمان در فرانسه شايع شد كه اگر مي خواهي بهشت را ببيني به الجزيره برو. دولت فرانسه كه سرزميني بيش از سه برابر و نيم خاك فرانسه به دست آورده بود تصميم گرفت زندانيان، دزدها و بيكاران را به الجزاير بفرستد و آنها را نزديك صحراي الجزاير مسكن دهد. بتدريج فرانسويان ديگر راهي الجزاير شده و با كارگر ارزان محلي دهها هزار هكتار تاكستان به وجود آوردند. در پي آن براي فرزندان خود مدرسه و بيمارستان به وجود آوردند و زبان فرانسه زبان رسمي شد و مردم بومي مجبور بودند زبان فرانسه فراگيرند. دو زبان ديگر يعني عربي كه اعراب پس از حمله به الجزاير از خود به يادگار گذاشتند و زبان بربر (با كسره ب بخوانيد) كه زبان بوميان ناحيه كابيلي بود بسيار كم رنگ شدند.
شورشهاي پي درپي
فرانسويان نيم قرن در الجزيره و اطراف آن فعاليت داشتند و بتدريج نواحي ديگر الجزاير را فتح كردند. منطقه «اوران» در اكتبر ۱۸۳۷ سردار بزرگ عبدالقادر همه روز در نبرد با سربازان فرانسوي بود كه از پيشروي آنها جلوگيري كند و اين دليل آن بود كه مناطق ديگر الجزاير بتدريج به تصرف فرانسويان درآمد. مبارزات عبدالقادر با ارتش فرانسه تا سال ۱۸۴۷ يعني هفده سال پس از تسخير الجزيره توسط فرانسويان ادامه داشت.
منطقه«كابيلي» بزرگ در سال ۱۸۵۷ توسط سربازان فرانسوي تسخير شد. و اين پس از نبردهاي بسيار خونيني بود كه هزاران قرباني گرفت.
در سالهاي ۱۸۶۰ و ۱۸۶۴ در اوران و در سال ۱۸۷۱ در مكراني و در سال ۱۸۷۶ در بيسكرا (BISKRA) در «اورس» (AURES) در سال .۱۸۷۹
در سال ۱۹۰۱ در «مارگريت» و در سال ۱۹۰۱ در «مسكارا» (MASCARA) همچنين در سالهاي ۱۹۱۴ ، ۱۹۱۶ ، ۱۹۱۷ در نقاط ديگر طغيانهاي مردم الجزاير عليه استعمارگران ثبت در تاريخ است.
كشور آفتاب
اروپاي قرن نوزدهم دچار بحرانهاي داخلي شد. انقلابهاي سياسي اكثر كشورهاي اروپايي را فراگرفت. به همين دليل اروپاييان در صدد برآمدند به سرزمينهايي بروند كه آينده مطمئن تري براي آنها داشته باشد. الجزاير كشور آفتاب با فاصله كمي كه با آنسوي مديترانه داشت و با جمعيت كم و سرزمينهاي وسيع مطلوب اروپاييان بويژه فرانسويان قرار گرفت ـ دولت فرانسه نيز مكان دلخواهي پيدا كرد تا مزاحمان سياسي خود را به آنجا تبعيد كند. با موج حركت اروپاييان بويژه فرانسويان به الجزاير بازار املاك و مستغلات رونق پيدا كرد و بسياري از تازه واردين با اندك پولي صاحب زمينهاي وسيعي مي شدند.
در سال ۱۸۳۰ در سرزمين الجزاير به وسعت دو ميليون و چهارصدهزار كيلومتر فقط ۳ ميليون الجزايري زندگي مي كردند. در اندك زماني جمعيت فرانسويان مقيم الجزاير به دويست هزار نفر رسيد.
دوران شكوفايي استعمار
بهترين دوران سعادت استعمارگران از زمان ناپلئون سوم و سال ۱۸۵۶ شروع شد. ناپلئون سوم شركتهاي بزرگ را تشويق كرد كه در الجزاير سرمايه گذاري كنند بويژه در زمينه كشاورزي، ولي دوران شكوفايي استعمار فرانسه در الجزاير از ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۴ (شروع جنگ اول جهاني) بود. جمعيت اروپاييان در الجزاير ناگهان به ۷۲۰/۰۰۰رسيد.
در سال ۱۸۷۰ دولت فرانسه طبق تقاضاي يهوديان به آنها اجازه داد به الجزاير بروند. ناگهان چهل هزار يهودي رهسپار الجزاير و مراكش و تونس شدند. پس از كودتاي دوم دسامبر ۱۸۵۱ ناپلئون سوم شش هزار جمهوريخواه و مبارزان ضد ديكتاتوري به الجزاير تبعيد شدند.
تماس جمهوريخواهاني كه از فرانسه به الجزاير تبعيد شدند با مردم بومي الجزاير موجب شد كه الجزايريها بيش از پيش به فوايد آزادي و فلسفه آزادي انديشه و عقيده آشنا شوند و درسهاي انقلابي از روشنفكران فرانسه بگيرند. در كنار كتب مختلفي كه نويسندگان فرانسوي مقيم الجزاير منتشر كردند، نويسندگان برجسته الجزايري نيز آثار باارزشي به و جود آوردند. حتي بسياري از افسران و ژنرالهاي فرانسوي به قلب الجزاير و صحرا رفتند تا بهتر با مردم بومي آشنا شوند از جمله ژنرال «دوما» (DAUMAS) كه در ادبيات عرب و زبان عربي تأليفات زيادي از خود به جاي گذاشت.
ماجراجويان

ماجراجوياني به قلب صحرا رفتند تا با قبايل صحرانشين آشنا شوند، از جمله«لئون رويش» (LEON-
ROCHES) او در ۲۳سالگي به الجزاير رفت ـ به اسلام گرويد، زبان عربي را به خوبي آموخت مخالف استعمارگران بود و منشي عبدالقادر شد. قرآن را خوب آموخت و تا پايان عمر به عبدالقادر وفادار ماند.
«لئون» با يك دختر مسلمان ازدواج كرد. او كتابي نوشت كه شهرت يافت به نام «سي سال تحقيق در اسلام» رهبران كليسا ازا همان آغاز حمله ارتش فرانسه به الجزاير تلاش زيادي كردند كه دين مسيحي را در آن سرزمين رواج دهند ولي هرگز موفقيتي به دست نياوردند. آنها در شهرها و دهات رفته و براي مردم موعظه مي كردند. الجزايريها از دو جهت اسلام را رها نكردند و همچنان مسلمان باقي ماندند الجزايريها نمي توانستند ديني را بپذيرند كه پيروان آن سرزمين پدري شان را تسخير كرد و استعمارگران را به خانه وكاشانه آنها راه داد. بامطالعه تاريخ الجزاير نمايان مي شود كه ملت الجزاير برخلاف تونس و مراكش با نبرد و مبارزاتي كه از سال ۱۸۳۰ به رهبري عبدالقادر شروع كردند به دست آوردند و انقلاب اول نوامبر ۱۹۵۴ از دل يكصدوبيست و پنج سال مبارزه ملت الجزاير به وجود آمد.
نطفه انقلاب
مسلمانان الجزاير بيش از يك قرن براي استقلال نبرد كردند.
الجزاير سرزميني است كه در شمال آفريقا بين تونس و مراكش و در ساحل جنوبي درياي مديترانه واقع شده است، وسعت آن دو ميليون و چهل هزار كيلومتر مربع است (حدود چهارصدهزار كيلومتر بيش از وسعت ايران) با جمعيتي حدود سي ميليون نفر.
در اول نوامبر ۱۹۵۴ جمعيت اروپاييان مقيم الجزاير حدود يك ميليون و دويست و پنجاه هزار نفر بود. پايتخت الجزاير شهر الجزيره كنار درياي مديترانه است. جنوب الجزاير صحراي وسيعي است با چاههاي نفت بي شمار.
اقتصاد الجزاير برپايه كشاورزي است. سه ميليون هكتار از اراضي زير كشت غله و حبوبات است و چهارصدهزار هكتار از اراضي تاكستان و از درختان ميوه هايي كه در آب و هواي مديترانه مي رويد پوشيده است.
بربرها
در ادوار مختلف تاريخ طوايف مختلفي در الجزاير سكونت داشتند. ابتدا طوايف بربر و آنگاه به ترتيب روميها و اكدال ها، و اعراب و عثمانيها.
در قرن شانزدهم دولت الجزاير در دست حاكم الجزاير كه به نام «الداي» معروف بود قرار داشت. تا آن زمان هيچگونه روابط سياسي ميان الجزاير و دولت عثماني وجود نداشت ـ در اوايل قرن هفدهم «الداي» با استفاده از اختيارات مطلق خود ارتش الجزاير را از ميان قبايل مختلف انتخاب مي كرد و بدون مشورت با دولت عثماني اقدامات نظامي و غيرنظامي انجام مي داد و دستور جنگ و صلح را شخصاً صادر مي كرد.
وام به دولت فرانسه
از آن پس دولت الجزاير روابط سياسي با دول جهان برقرار ساخت و دولت فرانسه در سال ۱۵۶۳ نخستين هيأت نمايندگي سياسي خود را به الجزاير فرستاد و الجزاير براي جلوگيري از حملات احتمالي اسپانيا قراردادي با فرانسه منعقد كرد.
سپس فرانسه از الجزاير تقاضاي كمك مالي كرد و الجزاير وام زيادي در اختيار دولت فرانسه گذاشت ولي دولت فرانسه نتوانست بدهي خود را بپردازد، تصميم گرفت الجزاير را تسخير كند و آن را مستعمره خود كرده از پرداخت وام خلاص شود.
قتل كنسول فرانسه در الجزاير بهانه يي به دست دولت فرانسه داد تا در سال ۱۸۳۰ حمله وسيع خود را به الجزاير شروع كند. چون نخستين فرانسوياني كه وارد الجزاير شدند كفش سياه بپا داشتند آنها را «پاسياه» (پيه نوآر) ناميدند. سپس همه فرانسويان كه در الجزاير مي زيستند به نام «پاسياه» مشهور شدند و تا امروز نيز فرانسوياني كه پس از انقلاب الجزاير را ترك كردند در فرانسه به آنها «پيه نوآر» مي گويند.
لحظه حمله
ارتش فرانسه در سال ۱۸۳۰ به فرماندهي ژنرال «برنوت» وارد اين كشور شد و اعلاميه هايي حاكي از تصرف الجزاير پخش كرد و هدف او كوتاه كردن دست امپراتوري عثماني از الجزاير بود. الجزايريها از همان زماني دريافتند كه مستعمره فرانسه شدند و از همان هنگام عليه استعمار فرانسه قيام كردند. ابتدا عبدالقادر و سپس مسالي حاج به مبارزه عليه فرانسويان پرداختند ولي در اول نوامبر ۱۹۵۴ انقلاب با فرمان كميته مخصوص كه پنهاني تشكيل شده بود آغاز گرديد. رهبران انقلاب از مدتها قبل محرمانه باهم در تماس بودند و بقدري محتاطانه كار مي كردند كه سازمان امنيت فرانسه نتوانست انقلاب را پيش بيني كند و كاملاً غافلگير شد.
تا سال ۱۹۶۰ ژنرال دوگل دوبار براي تعيين سرنوشت الجزاير به اين سرزمين مسافرت كرد و هربار مصادف با وضع فوق العاده يي بود كه بزرگترين نبردهاي خونين در مي گرفت.
سرانجام مبارزات و مقاومت هاي الجزايريها دوگل را مجبور ساخت در سال ۱۹۶۲ با استقلال الجزاير موافقت كند. نمايندگان دولت موقت الجزاير به رياست «بن خده» و «فرحت عباس» كه از رهبران مشهور انقلاب الجزاير بود با نمايندگان دولت فرانسه به مذاكره نشستند و آن را امضا كردند.
كيفر مزدور بيگانه شدن
شكنجه روحي و جسمي الجزايريهايي كه ياري دهنده استعمارگران بودند در ذلت زيستن است. در حالي كه ميليونها روستايي، مردم كوچه و بازار، كارگر، روشنفكر و زنان ومردان الجزايري در راه كسب استقلال جان مي باختند گروهي كه به آنها «حركي» (HARKES) مي گفتند مزدور فرانسويان شده و به مبارزان خيانت كرده، در قتل عام مردم الجزاير همكاري نزديك و راهنماي فرانسويان شدند.
«حركي» ها كوهستانها، دشتها و صحراي الجزاير را خوب مي شناختند و از محل انقلابيون آگاهي داشتند. اين افراد راهنماهاي محلي خوبي براي سربازان و شكنجه گران فرانسوي بودند.
حركي ها خانواده هاي انقلابي را رديابي كرده و از فعاليت آنها آگاه مي شدند. اين گروه بهترين جاسوسان ارتش فرانسه و ياري دهنده آنها در شبيخون زدن به گروههاي انقلابي بودند.
«حركي ها» از حقوق خوبي بهره مند و مزاياي زيادي به آنها تعلق مي گرفت. در روز استقلال و آزادي الجزاير تعداد حركي ها ۲۵۰ هزار نفر بود كه تعداد بي شماري از آنها توسط رزمندگان اعدام شدند. بسياري فرار كردند و حدود سي هزار نفر موفق شدند وارد فرانسه شوند. در نقاط مختلف براي «حركي» ها اردوگاه زدند و مختصر غذايي به آنها مي دادند ولي اجازه خروج از اردوگاه به حركي ها داده نمي شد.
در موقع اعطاي استقلال به الجزاير و امضاي قرارداد صلح دولت فرانسه لحظه يي فكر حركي ها و اينكه چه سرنوشتي پيدا خواهند كرد و آنها را رها كرد و درواقع تحويل انقلابيون داد.
بسياري از حركي ها در پاريس و ساير شهرها جاروكش شدند و فرانسويان آنها را هرگز به ميان خود نپذيرفتند. دولت الجزاير تاكنون حق بازگشت به الجزاير به حركي ها نداده است و آنها در غم ديدار الجزاير چشم از جهان فرومي بندند. چنين است كيفر كساني كه همكاري با دشمن را به همكاري با ملت خود ترجيح مي دهند.
بحران سياسي در فرانسه
مندس فرانس نخست وزير و ميتران عضو كابينه شد
۱۸ ژوئن ۱۹۵۴ به علت سقوط پايگاه مهم نظامي فرانسه در«دين ـ بين ـ فو» بحران سياسي فرانسه را فراگرفت و «پيرمندس فرانس» ساعت ۲ بعداز نيمه شب با ۴۱۹ رأي موافق و ۴۷ رأي مخالف و ۱۴۳ ممتنع نخست وزير فرانسه شد.
پيرمندس فرانس كه از جناح چپ مأمور تشكيل كابينه شد از همه احزاب وزيري در كابينه خود به كار گمارد از جمله«فرانسوا ميتران» كه افكار سوسياليستي داشت.
(فرانسوا ميتران درسال ۱۹۸۱ رييس جمهوري فرانسه شد تا سال ۱۹۹۵ كه به علت سرطان درگذشت)
" روزنامه ایران-صفحه تاریخ-