روزشمار تاریخ (19)
ايران
آتش بس نوروز، جنگ را پايان داد

تصوير شاپور دوم در حال شكار بر بشقاب باقيمانده از همان زمان
كنستانتين امپراتور روم دهم اپريل سال336 ميلادي به بهانه شركت در مراسم سي امين سال حكومت خود، آتش بس دو هفته اي با ارتش ايران را كه 22 روز طول كشيده بود به صورت نامحدود تمديد كرد و بعدا از ادامه جنگ چشم پوشيد. جنگ دو امپراتوري سال بعد از سر گرفته شد، 26 سال متناوبا طول كشيد و بدون اخذ نتيجه پايان يافت.
آتش بس 19 مارس به مناسبت فرارسيدن نوروز ايرانيان آغاز شده بود. فرماندهي ارتش ايران يك روز مانده به نوروز به احترام ايام عيد ملي، دو هفته آتش بس داده بود و كنستانتين كه واحدهايش به دليل تلفات سنگين نياز به تجديد سازمان داشتند با اين آتش بس موافقت كرده بود كه پس از آن، تا كنستانتين زنده بود محاربه تجديد نشد. كنستانتين 22 ماه مي 337 در قسطنطنيه در گذشت و جنگهاي شاپور دوم (ذوالاكتاف) با كنستانتين دوم جانشين او از همين سال آغاز شد.
دو ابر قدرت وقت تا سال 336 كوشش داشتند كه پيمان صلح منعقده در سال 297 (ميان نرسي شاه ايران و ديوكلسين (ديوكلتيان) امپراتور روم) رعايت شود و در آن مدت جز دو سه برخورد محدود ازجمله زد و خورد هاي سال 326 جنگ چشمگيري صورت نگرفته بود.
قتل مرموز دو افسر ژاندارم، بدگماني ايرانيان نسبت به انگليسي ها را افزايش داد
21 فروردين 1295 (10 اپريل 1916) دو افسر ژاندارم ــ يك سرگرد و يك ستوان ــ در شيراز به طرز مرموزي كشته شدند. چون ژاندارمري تنها نيروي مسلح ايران در برابر «اس. پي. آر.» انگلستان بود؛ در قتل اين دو افسر، انگليسي ها مورد سوء ظن قرار گرفتند و شيرازي ها تا زمان لغو موافقتنامه اوت 1907 سن پترزبورگ مبني بر تقسيم ايران، كينه انگليسي ها را از دل بيرون نكردند و بارها با آنان مسلحانه برخورد داشتند و تلفات وارد ساختند. انگليسي ها هيچگاه در فارس آرامش نداشتند. لنين بود كه موافقنامه سن پترزبورگ را لغو كرد.
تير اندازي به سوي شاه در كاخ مرمر
فروردين 1344 (دهم اپریل 1965) در كاخ مرمر، سرباز وظيفه رضا شمس آبادي به سوي شاه كه پس از پياده شدن از اتومبيل، رهسپار دفتر كار خود بود آتش گشود. گلوله ها به شاه اصابت نكرد ولي ضمن آن، دو درجه دار گارد و رضا كشته شدند.
در پي اين تيراندازي، عده اي ازجمله چند فارغ التحصيل چپگراي دانشگاههاي خارج كه به وطن بازگشته بودند دستگير و بعدا محاكمه و محكوم به تحمل مجازات شدند. پرویز نیکخواه یکی از این محکومان بود که بعدا ابراز پشیمانی کرد و مشاور مدیر عامل وقت سازمان رادیو تلویزیون ایران شد.
پس از پيروزي انقلاب سال 1357، از شمس آبادي به صورت يك قهرمان تجليل و براي نخستين بار عكس او در روزنامه هاي تهران به چاپ رسيد.

شمس آبادي
سالروز زمين لرزه پرتلفات فارس - اشاره به دو زلزله بهار 1972 و 2009 ايتاليا

دو تصوير از ويرانگري زمين لرزه هاي فارس و ايتاليا
بامداد21فروردين 1351 (دهم اپريل 1972) زمين لرزه اي به شدت 7 و يك دهم در مقياس ريشتر در استان فارس روي داد كه ضمن آن بيش از پنج هزار و 300 تن از هموطنان كشته شدند. كانون زلزله منطقه «قير» و «کازرين» بود كه تا شيراز همه جا را تكان داده بود. منوچهر پيروز استاندار وقت تلفات منطقه جهرم را بيش از نقاط ديگر گزارش کرده بود. اين زلزله سه شهر و بيش از 70 روستا را ويران ساخته بود. بيشتر مقتولان اين رويداد، زنان و كودكان بودند زيرا مردها در ساعت وقوع زلزله براي كار از خانه خارج شده بودند.
اين زمين لرزه چهار سال پس از زلزله خراسان روي داده بود كه در زلزله خراسان بيش از 20 هزار تن جان خود را از دست داده بودند. اسناد مركز جهاني جمع آوري تلفات و زيانهاي زمين لرزه ها نشان مي دهد كه در طول 30 سال منتهي به 1992، در ايران 13 زمين لرزه بسيار شديد روي داده كه جمع تلفات آنها 90 هزار كشته بوده است.
چند روز پس از زلزله دهم اپريل 1972 فارس، یک زلزله هفت ریشتری در ایتالیا روی داد که ضمن آن بیش از ششصد تن جان سپردند. ششم اپریل 2009 نیز یک زمین لرزه بیش از 270 تن را در ایتالیا بیجان ساخت. در نخستین هفته اپریل 2010 هم چند زلزله در گوشه و کنار جهان روی داد که زمین لرزه های شمال غربی مکزیک (مرز مکزیک و ایالات متحده) و سوماترای اندونزی شدیدتر بودند.
اعلاميه دولت موقت: دستگيري عوامل بيگانه در بلوچستان
روزنامه اطلاعات در صفحه اول شماره مورخ دهم اپريل 1979 خود(21 فروردين 1358) اطلاعيه دولت موقت انقلاب را مبني بر دستگيري چند عامل بيگانه در بلوچستان چاپ كرده بود. اين اطلاعيه حكايت داشت كه برخي عوامل بيگانه در بلوچستان تحريك به تجزيه طلبي مي كنند.
در پاسخ به اين اطلاعيه، مخالفان دولت در بلوچستان مدعي شده بودند كه تجزيه طلب نيستند بلكه با تغيير نظام حكومتي (ازسلطنتي به جمهوري اسلامي) مخالفند!.
در قلمرو انديشه
فلسفه قضاوت

امروز دهم آوريل زادروز «هوگو گروتيوس» قاضي و فيلسوف هلندي است كه در سال 1583 به دنيا آمد و 62 سال عمر كرد. وي فلسفه قضاوت را به دست داده و همچنين نظر داده است كه برای حفظ صلح جهانی و کنترل رفتار دولتها و مقامها، تدوین یک رشته قوانين بين المللي لازم است و این ضوابط بايد برپايه قوانين طبيعي تنظیم شوند، نه منافع و سیاست های برخی از دولتها [قدرتها]. وی نوشته است که براي محاکمه و مجازات ناقضان اصول و قواعد حاکم بر روابط ملتها و بشریت باید یک دادگاه بین الملل وجود داشته باشد. یک سازمان جهاني باید بوجودآید كه بتواند حكم این دادگاه را به اجرا در آورد زيرا كه بدون ضمانت اجرايي حكم، وجود دادگاه بي حاصل است. در قرن بیستم نظرات گروتیوس مورد توجه قرارگرفت و گوشه ای از این نظرات در ایجاد دیوان داوری لاهه و دادگاه کیفری بین المللی بکار رفته است.
در قلمرو رسانهها
زادروز مصطفي قريب روزنامه نگار معاصر ايران ـ روش کار قريب در خبرنويسي

مصطفي قريب
فروردين زادروز مصطفي قريب روزنامه نگار معاصر ايران است که در سال 1312 خورشيدي در تهران به دنيا آمد و 73 سال عمر کرد. قريب که 50 سال پيش از وفات، کار روزنامه نگاري را از نوشتن در کيهان آغاز کرده بود ده ها سال سردبير کل اخبار بين الملل خبرگزاري پارس و نخستين سردبير اخبار خارجي تلويزيون دولتي ايران بود و در سمت سردبيري مجله بانک مرکزي ايران خود را بازنشسته کرد. توجه و تخصّص قريب در اخبار اقتصادي سبب شده بود که به مجله بانک مرکزي ايران هم دعوت شود.
راه اندازي بخش اخبار انگليسي خبرگزاري پارس (ايرنا) و به کارگيري تکنولوژي تازه دراين خبرگزاري از ابتکارات قريب است. او بود که براي نخستين بار کار فرستادن اخبار ايران به زبان انگليسي را از طريق خبرگزاري پارس آغاز کرد. خود او که در زبان انگليسي مهارت ويژه داشت، اين اخبار را مي نوشت و با کرايه کردن وقت از يونايتدپرس اينترنشنال آنها را به سراسر جهان مي فرستاد.
آموزش و تربيت خبرنويس براي خبرگزاري و راديو - تلويزيون ملي، يکي ديگر از کارهاي قريب بود. قريب شايد تنها «فيلسوف – خبرنويس» در تاريخ روزنامه نگاري ايران بوده است که از ديد ويژه به اخبار نگاه مي کرد.
وي که مردي معنوي تمام عيار بود محال بود اجازه دهد که خبر به نقل از يک منبع تنظيم شود و به پيشنهاد و اصرار او بود که نصرت الله معينيان وزير مربوط با خريد يک دستگاه عظيم ضبط خودکار اخبار راديو هاي ملي کشورهاي مختلف (مانيتورينگ) موافقت کرد تا اخبار ساير کشورها از دست اول گرفته، ترجمه و به اطلاع پارسي زبانان برسد که به زعم قريب، اخبار خبرگزاري ها دست دوم محسوب مي شدند و دستکاري شده.
به دليل تجربه طولاني، قريب مهارت خاص در کشف مطالب زائد (افزوده، سابقه، تحريف، اعمال نظر و ...) اخبار واصله داشت و حذف مي کرد تا به خورد ايرانيان داده نشوند.
به پيشنهاد و تلاش او، اخبار خبرگزاري پارس به جاي بولتن چاپي (استنسيل) با تلکس به مشتريان ارسال شد که اينک آنلاين شده اند.
روش ويژه قريب درتنظيم خبر بود که توجه مردم را از تلويزيون غير دولتي (ثابت پاسال) برگرفت و به تلويزيون ملي متوجه ساخت و شايد اين، نخستين بار بود که در تلویزیونها، خبر بر سرگرمي پيروز مي شد.
قريب در نوشتن خبر به جنبه آموزش عمومي آن توجه خاص داشت مثلا هنگام نوشتن نام يک شهر بايد دبيران خبر جمعيت و موقعيت جغرافيايي آن را هم در قالب جملات خبري (نه به صورت تدريس جغرافيا) ذکر مي کردند. همين طور درمورد کشورها، اشخاص و ....
قريب در تهران، قلهک، کوچه قريب زندگي مي کرد و هانجا فوت شد.
ساير ملل
استقرار هلندي ها در دماغه اميد نيك

منظره دماغه اميد
90 هلندي به رياست «وان ري بك» دهم اپريل سال 1652 تصميم گرفتند در منتهي اليه قاره آفريقا، جايي كه دو اقيانوس هند و اطلس به هم مي پيوندند، مستقر شوند و شهري را بر دامنه و فراز تپه هاي آنجا بنا نهند كه همين «كيپ تاون» امروز از شهرهاي بزرگ و يكي از سه پايتخت جمهوري فدرال آفريقاي جنوبي است.
آنان دو روز پيش از آن با كشتي وارد اين منطقه شده بودند تا در نيمراه هلند به اندونزي (هند هلند) ايستگاهي رابط ايجاد كنند. عبور از دماغه اميد كه قبلا نخست دريانوردان پرتغالي به آنجا رسيده و اين نام را بر آن نهاده بودند به علت تلاطم دائمي و توفان دشوار بود و كشتي ها مجبور به حركت زيگزاگ بودند.
چهار سال پيش از استقرار گروه «ري بك»، يك كشتي هلندي در همين منطقه غرق شده بود و سرنشينان آن در همان حوالي با كشت سبزيجات كه بذر آنها را باخود داشتند زنده مانده بودند و درباره حاصلخيزي و استعداد اراضي منطقه جهت پرورش گاو و گوسفند براي تازه واردين داستانها گفته بودند.
90 هلندي كه در سال 1652 در دماغه اميد مستقر شدند به اتفاق نخستين مهاجرنشين هلندي آفريقاي جنوبي را به وجود آوردند. اعقاب مهاجرين هلندي که به نام «افريكانر» گروه سفيدپوستان فدراسيون افريقاي جنوبي را تشكيل مي دهند تا دهه 1990 با ناديده گرفتن حقوق اكثريت سياهپوست منطقه، با تشكيل يك دولت تبعيض نژادي بر همه كشور حكومت مي كردند. اين هلندي در سالهاي پاياني قرن 19 در برابر سلطه انگلستان ايستادگي چشمگير از خود نشان داده بودند. در اين جنگها، از مهاجرين هلندي به عنوان بوئرها (کشاورزان) نام برده شده است. همين جنگ بوئرها آغاز پايان کار انگلستان به عنوان يک ابرقدرت بوده است.
ملكه روشنفكر سوئد و تصميم او به كناره گيري از پادشاهي

ملكه كريستينا
دهم آوريل 1654 كريستينا ملكه روشنفكر و دانشمند سوئد به ملت اين كشور اعلام كرد كه تصميم به كناره گيري گرفته و به سياستمداران سوئد دو ماه مهلت داد كه پادشاه ديگري براي كشور بيابند و تاكيد كرد كه 16 ژوئن از كاخ سلطنتي اثاثه كشي خواهد كرد .
وي كه برجاي پدرش آدولفوس نشسته بود هنوز 25 ساله نشده بود كه تصميم به كناره گيري گرفت. آدولفوس داراي فرزند ذكور نبود . سوئد از دير زمان توسط نخست وزير اداره مي شد و پادشاه نقش عمده نداشت.
كريستينا كه پس از او «چارلز گوستاو» پسر عمويش را برجايش نشانيدند داراي تحصيلات عالي و بانويي روشنفكر بود كه بيشتر وقت خود را صرف بحثهاي علمي و فلسفي مي كرد و « دكارت » فيلسوف بلند آوازه فرانسوي و نويسنده تعريف
« جامعه » در جلسات بحث كه وي حضور داشت شركت مي كرد. كريستينا بزرگترين حامي و مشوق « دكارت » بود.
كريستينا در طول سلطنت خود نخست همه املاك موروثي خاندان سلطنت را به دولت واگذار كرد و سپس از دولت خواست كه آنها را به مردم بفروشد. وي بيش از پيش اختيارات پادشاه را محدود كرد و كارها را به نخست وزير سپرد.
كريستينا در استعفا نامه اش نوشت كه ذات او با اين همه تشريفات غير لازم سازگار نيست و او نشستن در كتابخانه و خواندن كتاب و گفتگوي با دانشمندان را ترجيح مي دهد.
روسيه حامي صربها ، ولي ...
دهم اپريل سال 1826 تزار وقت روسيه به دولت عثماني در مورد سرزمين هاي اسلاو نشين منطقه دانوب از جمله صربستان التيماتوم داد و از اين دولت خواست كه از اين مناطق خارج و بيش از اين متعرض اسلاوهاي همنژاد روس ها نشود. روسيه به خاطر صربستان سه بار با عثماني جنگيد، به حمايت از صربها وارد جنگ جهاني اول شد و در جريان جنگ جهاني دوم، آلمانها را از صربستان بيرون راند، اما در دهه 1990 به دليل ضعف رهبري موفق نشد از حمله نظامي ناتو به همنژادان صرب خود جلوگيري كند.
روزي كه زاپاتا انقلابي بزرك به قتل رسيد

زاپاتا
اميليانو زاپاتا انقلابي معروف مكزيك دهم اپريل 1919 در آستانه 40 سالگي در دامي كه براي قتل او طراحي كرده بودند افتاد و كشته شد. زاپاتا برضد ديكتاتوري «دياز» رئيس جمهور مكزيك، فساد اداري و قضايي، فئواليسم و بي حق كردن هموطنانش بپاخاست و براي رسيدن به هدف سالها مبارزه مسلحانه كرد. زاپاتا مي گفت: اگر به فساد و ظلم مهلت داده شود، به صورت عادت در خواهد آمد و همانند موريانه، وطن را از درون نابود خواهد كرد. ظلم و ستم چيزي جز سلب حق ديگران و بي اعتنايي به انسانيت نيست. آموزش ايستادگي و دفاع از حق، بزرگترين تكليف يك انسان است. به مردم بايد آموخت كه از حق طبيعي خود دفاع كنند. كشاورز، كارگر و سرخپوست (بومي) چه گناهي كرده اند كه نبايد زمين، سواد، وسيله توليد و استفاده از استعداد خود نداشته باشند و زندگي كنند تا عمله عده اي انگشت شمار باشند كه چيزي بيشتر از آنها ندارند (بهتر نيستند). پولدارشدن از جيب ديگران با توسل به تقلب بزرگترين گناه است و ....
اميليانو عضو انتخابي انجمن يك روستا بود. وي هنگامي كه ديد دولت به پيشنهادهاي انجمن اعتنا نمي كند دست به مبارزه مسلحانه زد و اعلام داشت كه مبارزه مسلحانه با دولتي كه به واقعيات و حقوق اتباع توجه ندارد امري مشروع و منطقي است. با اين فلسفه، در اندك زمان بسياري از كشاورزان و بوميان مكزيك از پيروان او شدند و دولت را وادار به غير قانوني كردن فروش اراضي كشاورزي به بيگانگان، استرداد اراضي مصادره شده، تعديل بهره مالكانه، داير كردن آموزشگاه رايگان براي بي سوادان، درمان عمومي و بازنشستگي براي روستا نشينان كردند و ....
راديكال شدن روز افزون زاپاتا و ترس از فراگير شدن افكار او و وقوع انقلاب هايي در قاره آمريكا نظير آنچه را كه در سالهاي پس از 1900 (عصيان هاي 1905 و 1906) در روسيه روي داده بود باعث شد كه نقشه توطئه قتل او طرح شود. طبق اين نقشه، يكي از افسران ارشد ارتش مكزيك ابراز تمايل كرده بود كه به زاپاتا به پيوندد. سپس زاپاتا را دعوت كردند كه با اين فرد مذاكره كند و از شرايط او آگاه شود كه هنگام نزديك شدن زاپاتا به محل مذاكره، او را به گلوله بستند و چنين مرد بزرگي را كه جان بركف نهاده بود تا از رنج زحمتكشان و ستمديدگان بكاهد كشتند.

تصوير زاپاتا براسكناسهاي مكزيك
قتل رهبر حزب كمونيست جمهوري آفريقاي جنوبي، چرا؟

پوستر بزرگداشت هاني با عكس او
در اين روز در اپريل سال 1993 «كريس هاني» رهبر وقت حزب كمونيست فدراسيون آفريقاي جنوبي در 50 سالگي در يوهانسبورگ به دست يك آواره (پناهنده) ضدكمونيست لهستاني كشته شد و قاتل بعدا اعتراف كرد كه افراطيون سفيد پوست اورا براي ارتكاب اين قتل اجير كرده بودند. «هاني» كه بيشتر عمر خودرا در مبارزه و از جمله مبارزه مسلحانه و فرار از اين كشور به آن كشور گذرانده بود پس از فروپاشي شوروي، با گرفتن درس از اشتباهات کرملين، به نوسازي سوسياليسم افريقايي همت گمارد و موفق شد كه اعضاي حزب كمونيست را به جاي ريزش، افزايش دهد و همين امر باعث شد كه دشمنان بين المللي پيدا كند و ....
حزب كمونيست افريقاي جنوبي در چارچوب كنگره ملي آفريقا به رهبري نلسون ماندلا عمل مي كرد.
در اتحاديه اروپا «تكروي» ممنوع شد
پارلمان اروپا دهم اپريل 2003 به يك اقدام تازه دست زد و شرايط تازه اي را به ضميمه مصوبه مربوط به پذيرفتن اعضاي دهگانه جديد برقرار كرد كه لازم الاتباع هستند.
طبق اين شرايط، دولتهاي عضو اتحاديه اروپا مكلفند كه در قبال مسائل جهاني و هرگونه سياستي در اين زمينه با يك زبان سخن بگويند و تكروي نكنند. اين تصميم به خاطر تكروي انگلستان در قبال مسئله عراق گرفته شده بود.
مبارزه پيگير با هرگونه فساد و نيز رعايت حقوق اقليت و عدم تبعيض، از ديگر ضمائم اين مصوبه اند.
پارلمان اروپا كه داراي 626 عضو است با پانصد راي موافق اين شرايط و نيز عضويت ده كشور ديگر را تصويب کرد. عضويت اين ده كشور كه عبارتند از: لهستان، ليتواني، لتوني، استوني، مجارستان، چك، اسلونيا (اسلواني)، اسلواكي، مالت و قبرس از اول ماه مه سال 2004 عملي شده است.
وزير عراقي دولت بعد از صدام، شکست برنامه ها در عراق را به پاي ضعف مديريت عراقي ها و ندانمکاري نوشته است!

علي علاوي
علي علاوي كه در كابينه دولت موقت عراق (سالهاي 2003 و 2004) وزير تجارت و بعد وزير دفاع و در دولت بعدي (از 2005 تا 2006) وزير دارايي بود يك كتاب پانصد صفحه اي درباره اوضاع اين كشور منتشر ساخته و در آن نوشته است: پيش از حمله نظامي آمريكا، دولت صدام فاسد و پوسيده بود و پس از ساقط شدن آن دولت و اشغال نظامي، كار بازهم به دست مقاماتي فاسد و پوسيده افتاد. اين مقامات، نه تنها فاسد بودند بلكه كارآمد و باكفايت هم نبودند و ندانمكاري و سوء مديريت آنها باعث شده است كه قاطبه عراقي ها اميد خود به آينده وطن را ازدست بدهند و برضد آمريكا شوند.
علي علاوي در كتاب خود كه دانشگاه «ييل» آمريكا آن را در بهار سال 2007 و به زبان انگليسي منتشر ساخته شکست برنامه هاي آمريكا براي عراق در چهار سال 2003 تا 2007 را عمدتا به حساب ضعف مديريت مقامات عراقي، ندانمکاري و عدم دّقت در گزينش آنان گذارده و نوشته است که با اين مديريت ندانمکار و بعضا فاسد و در نتيجه شکست برنامه ها؛ اينك نه عراقي ها راضي هستند و نه آمريكايي ها. علاوي در اين کتاب روشن نساخته است که با تاييد چه قدرتي مقامات عراقي پس از اشغال نظامي انتخاب و منصوب شده بودند!.
در دوران حكومت حزب بعث عراق، علي علاوي در انگلستان به حالت تبعيد بسر مي بُرد و در دانشگاه آكسفورد تدريس مي كرد.
راهپيمايي صدها هزار نفري 9 اپريل 2007 عراقي ها در نجف

از بهار 2003، جوي خون در عراق خشک نشده است

هزينه جنگ عراق (طبق احتساب دولت آمريکا) که به هر خانوار آمريکايي تحميل شده است
نهم اپريل 2007، از زمان سقوط حكومت حزب بعث (صدام حسين) بر عراق و اشغال نظامي اين كشور توسط آمريكا (باهمدستي انگلستان)، درست چهار سال گذشته بود.
به گزارش رسانه ها، در پايان چهارمين سالروز تصرف عراق توسط آمريكا، به خواست «مقتدي صدر» صدها هزار عراقي و عمدتا شيعه در شهر نجف يک راهپيمايي برپا كرده و در اين اجتماع خواستار پايان يافتن اشغال نظامي اين كشور شده بودند. در اين راهپيمايي پرچم آمريكا آتش زده شد و راهپيمايان آن را در زير پاي خود افكندند. (عکس هاي زير صحنه هايي از اين راهپيمايي را نشان مي دهد)

دختري با دو صورت، چهار چشم، دو دهان و بيني كه مي خواهند اورا با همين شكل بزرگ كنند

Lali
لعلي Lali ـ نوزادي دختر با دو صورت، دو دهان، چهار چشم، دو بيني و تقريبا دو كلّه 11 اپريل 2008 يك ماه نخست عمر خود را پشت سر گذارده بود که پزشك مراقب او اعلام داشت لعلي سالم است و نياز به عمل جراحي ندارد. اين پزشك افزوده بود که لعلي كاملا سالم هشت ساعت مي خوابد، چهارچشم و دو دهانش باهم باز مي شوند و به طور عادي غذا و شير مادر مي خورد، لبخند مي زند و ....
«لعلي» يازدهم مارس 2008 در يك روستا به نام سايني سونپورا Saini _Sumpura واقع در 43 كيلومتري شرق شهر دهلي نو (پايتخت هند) به دنيا آمده است. مادر او وينود سينگ Vinod Singh که قبلا هم وضع حمل كرده بود هنگام وضع حمل 23 ساله بود. شوشما Shushma پدر اين نوزاد گفته بود كه زيربار عمل جراحي نخواهد رفت و دخترش را به همين شكلي كه هست دوست دارد و بزرگ خواهد كرد.
ساكنان دهكده و نقاط اطراف كه دسته ـ دسته به ديدار اين نوزاد شتافته بودند گفته بودند که به نظر آنان لعلي شبيه با مجسمه دورگ Durg خدايك افسانه اي و باستاني هندوها است و چون مردمي خرافي هستند توصيه كرده بودند كه به دست جراح سپرده نشود.

لعلي با پدر و مار
تاريخ از نگاهي به تصوير
وضعيت عراق در پايان پنجمين سال اشغال نظامي (9 اپريل 2008)

اين عکس ها بيش از هزاران جمله، گوياي مصائب عراقي ها هستند. بغداد قبلا هم يک بار توسط هلاکوخان و بارديگر توسط اميرتيمور ويران شده و تلفات سنگين داده بود
نامه به مولف
سفر عادي «برادعي» تيتر اول روزنامه غير سياسي شهرداري تهران؟! ـ ضعف ژورناليسم ما
دهم اپريل 2006 از تهران نامه اي دريافت شد كه فرستنده اش نوشته بود:
... روزنامه هاي ما تا به آن حد از نيرو (روزنامه نگار ماهر) تهي شده اند كه يك روزنامه دولتي غير سياسي پايتخت (همشهري) در شماره يكشنبه خود (دهم اپريل ـ همان روز) در صفحه اول تيتر زده است: «برادعي سه شنبه به تهران مي آيد». اين خبر را كه مردم از هفته ها پيش مي دانستند و تازگي نداشت. ديدارهاي برادعي يك كار «روتين» او است، چرا يک روزنامه رسمي يك رفت و آمد عادي و طبق برنامه را بايد تيتر اول صفحه اول خود قرار مي داد. دولت هاي ديگر كه با الفباي روزنامه نگاري آشنا هستند، اين كار ما را تحليل و از ضعف ژورناليسم ما سوء استفاده مي كنند. تصور مي كنند كه برادعي براي ما يك ناجي، حلال مشكلات و ... است. این، درحلي بود که روزنامه هاي ديگر در گوشه يك صفحه داخلي خود به نقل از «ايرنا» نوشته بودند كه برادعي چهارشنبه به تهران مي آيد (نه سه شنبه). آيا آن زمان فرا نرسيده كه اصحاب صنف مربوط براي احراز مقامات تحريري روزنامه ها ضابطه بنويسد تا آرايش صفحات اول و زدن تيترهاي بزرگ به دست هركس داده نشود.
فرودگاه پيام!
در بهار سال 2006 (1385) از كرج مخاطبي ضمن «اتچ» كردن يك عكس نوشته بود: چرا كشور ما بايد به هر سازمان اجازه داير كردن و اداره كردن فرودگاه بدهد كه در اذهان اين ترديد به وجود آيد که نكند از طريق آن افراد و كالا وارد و خارج شود و .... چند روز پيش كه در فرودگاه پيام در نزديكي ما حادثه اي اتفاق افتاد، روزها كار اين فرودگاه كه توسط يك سازمان دولتي ديگر اداره مي شود و پيرامون آن شايعه وجود دارد ورد زبان مردم بود. به اين وسيله مي خواهم از شما بپرسم كه آيا در آمريكا هم چنين فرودگاههاي وجود دارد؟.
پاسخ: تا آنجا كه اين نگارنده مي داند، در آمريكا همه فرودگاههاي عمومي و فرودگاههايي كه هواپيماهاي آن بتوانند از كشور خارج و وارد شوند متعلق و در كنترل دولت فدرال هستند و حتي ايالت ها هم كه در آمريكا به صورت خودمختار اداره مي شوند داراي چنين فرودگاههايي نيستند. در فرودگاههاي نظامي آمريكا نيز مامور گمرك و پليس مهاجرت (وابسته به يک وزارت غير نظامي) مستقر است تا بار و گذرنامه هارا ببيند. تنها هواپيماهاي بسيار كوچك سمپاش (كشاورزي) و هواپيماهاي دست ساز افراد مي توانند براي فرود آمدن و برخاستن، از چمن مزرعه استفاده كنند. تازه آنها هم طبق مقررات و تحت كنترل عمل مي كنند. امروزه دولت داخل دولت در جايي جز «سومالي» وجود ندارد كه اگر باشد در آن کشور اصطلاحا سنگ روي سنگ بند نمي شود.
ادامه دارد
" iranianshistoryonthisday-دکتر نوشیروان کیهانی زاده "
