هيتلر بر ژنرالهاي آلماني بانگ زد: من ولگا را ترك نمي كنم
* جاسوسان به هيتلر خبر داده بودند كه ميليونها نفر افراد ارتش سرخ آماده حمله هستند
* هيتلر توصيه هيچ كس را نمي پذيرفت

صحنه هايي از آوردگاه استالينگراد

«من ولگا را ترك نمي كنم! از ولگا عقب نمي روم! با اين كلمات هيتلر بر سر ژنرالهاي خود بانگ زد واصرار داشت مارشال «پاولوس» حتي يك وجب خاك استالينگراد را ترك نكند.
اين اصرار «پيشوا» در حفظ استالينگراد آغاز مرگ قدرت ارتش رايش سوم بود.
* نظر ديكتاتور
نيروهاي آلماني در استالينگراد ضربه مرگ آوري خوردند و دوسال در احتضار بودند تا سرانجام در۸مه ۱۹۴۵ از نفس افتادند. شخص هيتلر عامل شكست ارتش آلمان بود كه قهرمانانه در استالينگراد مي جنگيد. هيتلر به سخن و گزارشهاي محرمانه توجهي نداشت. ديكتاتور آلمان تصور مي كرد هرچه او مي گويد بايد اجرا شود و ديگران همه در اشتباهند.
* توفان مرگ
مأموران مخفي ارتش آلمان و جاسوسان به ستاد ارتش آلمان و شخص هيتلر اطلاع داده بودند كه ارتش سرخ سيزده ارتش تازه نفس با هزاران تانك و هواپيما در جنوب تمركز داده است و بزودي به كمك ميليونها نفر توفاني از مرگ در استالينگراد برپا مي كند و ارتش ششم را كاملاً محاصره مي كند.
ژنرالهاي آلماني به هيتلر يادآور شدند اگر ارتش ششم از استالينگراد عقب نشيني نكند همه آنها منهدم خواهند شد، ولي هيتلر گوش شنوا براي پذيرفتن چنين سخناني نداشت.
پيش از آن كه «فيلدمارشال پاولوس» فرمانده ارتش ششم آلمان كاملادرمحاصره بيفتد يك پيام فوري با راديو براي هيتلر فرستاد و موقعيت خطرناك جبهه را گوشزد كرد ولي «پيشوا» فوراً با بي سيم پاسخ داد كه قرارگاه خود را به درون شهر ببريد و يك آرايش دفاعي تشكيل دهيد. ارتش ششم تجهيزات و مواد غذايي از راه هوا دريافت خواهد كرد.
هيتلر نتوانست درك كند كه بيست لشكر آلماني و دو لشكر روماني در استالينگراد از جبهه ارتش آلمان دور افتاده اند.
* تصميم هيتلر
«پاولوس» با رمز خبر داد كه حداقل ۷۵۰ تن تداركات بايد هرروز با هواپيما فرستاده شود كه نيروي هوايي آلمان قدرت انجام آن را نداشت.
هيتلر براي نجات ارتش ششم آلمان «فيلدمارشال فن مانشتاين» را كه جوانترين مارشال آلماني بود از جبهه استالينگراد فراخواند و او را به فرماندهي بخش تازه كه «گروه ارتشهاي دن» ناميده مي شد منصوب كرد. مأموريت او حمله از جنوب غربي و شكستن خط محاصره و نجات دادن ارتش ششم بود. «مانشتاين» به هيتلر خاطرنشان ساخت كه تنها راه موفقيت ارتش ششم از بن بست در اين است كه مارشال «پاولوس» با شكستن جبهه دشمن روبه غرب رود و خود او به كمك ارتش چهارم زرهي به سمت شمال غربي رفته و در برابر ارتشهاي روسي به پيش بتازد. بدين معني كه نيروهاي آلماني از دوطرف ارتش سرخ را به پيكار فرا مي خواندند هيتلر با پيشنهاد او موافقت نكرد و گفت ارتش ششم دراستالينگراد حالت دفاعي بايد بگيرد و ارتش تو (مانشتاين) خط محاصره را شكسته به كمك ارتش ششم بشتابد.
* درسي ميلي استالينگراد
«مانشتاين» سعي كرد به هيتلر بفهماند كه روسها به مراتب قوي تر هستند و ارتش ششم راهي جز عقب نشيني ندارد. اما «پيشوا» پيشنهاد او را نپذيرفت.
«مارشال مانشتاين» درحالي كه زمستان سخت روسيه فرا رسيده بود و بورانهاي برف شلاقهاي مرگبار بر ارتش آلمان مي زد و هوا چندين درجه زير صفر بود حمله خود را با ارتش زرهي به ارتش سرخ شروع كرد.
ابتدا ارتش «مانشتاين» پيشرفتهايي كرد و به سي ميلي استالينگراد رسيد. كارشناسان نظامي معتقدند اگر دراين زمان ارتش ششم از استالينگراد روبه صفوف پيشرو ارتش چهارم زرهي بيرون مي زد بطور قطع نجات مي يافت. اما هيتلر به مارشال پاولوس اجازه نداد و اصرار كرد در استالينگراد بماند و حالت دفاعي به خود بگيرد. رييس ستاد ارتش آلمان درخاطرات خود مي نويسد: در ۲۱ دسامبر ۱۹۴۲ هيتلر به «پاولوس» اجازه داد تا حلقه محاصره را بشكند اما ضمناً استالينگراد را هم در دست داشته باشد.
 
دستور احمقانه
اين دستور احمقانه هيتلر همه ژنرالها را ديوانه كرد زيرا «پاولوس» نمي توانست هم خط محاصره را بشكند و هم استالينگراد را نگه دارد.
كارشناسان نظامي آلمان به هيتلر گوشزد كردند كه تنها راه نجات ارتش ششم شكستن خط محاصره و عقب نشيني از استالينگراد است. ولي هيتلر اين پيشنهاد را نپذيرفت وهركسي كه به او پيشنهاد عقب نشيني ارتش ششم را مي كرد برسر او فرياد مي زد كه خفه شو.
* فرار سربازان ايتاليايي
درآن لحظات حساس كه پاولوس به هيتلر التماس مي كرد اجازه عقب نشيني از استالينگراد به او داده شود و هيتلر سرسختانه و لجوجانه با عقب نشيني از استالينگراد مخالف بود، ارتش هشتم ايتاليا كه دركنار آلمانها در استالينگراد بود، شروع به عقب نشيني كردند و حتي براي جان به در بردن از مهلكه استالينگراد به سرعت فرار مي كردند.
«ويليام شايرر» در كتاب ظهور و سقوط رايش سوم مي نويسد: هنگامي كه يكي از همراهان «جيانو» وزير امورخارجه ايتاليا كه براي مذاكره جهت صلح با امريكا و انگلستان به آلمان رفته بود تا رضايت هيتلر را براي مذاكرات صلح به دست آورد پرسيد آيا ايتالياييها در استالينگراد زياد تلفات داده اند او پاسخ داد: «نه اصلاً آنها درحال فرارند».
نيروهاي آلماني در قفقاز و كرانه دن اگرچه درحال فرار نبودند اما به سرعت عقب مي نشستند تا مبادا از بقيه جبهه جدا شوند. درنخستين روزهاي ژانويه ۱۹۴۳ آنها هرروز از استالينگراد قدري عقب تر مي نشستند، حال براي روسها وقت آن رسيده بود، آلمانيان را درآنجا تحليل برند. اما نخست به سربازان محكوم به مرگ فرصت دادند تا جان خود را نجات دهند.
* اولتيماتوم
در بامداد ۸ ژانويه ۱۹۴۳ سه افسر جوان ارتش سرخ با پرچم سفيد وارد خطوط آلماني دركناره شمالي استالينگراد شدند و اولتيماتومي از طرف ژنرال «روكوسفسكي» فرمانده نيروهاي شوروي درجبهه «دن» به ژنرال پاولوس دادند.
 
 
صحنه هايي از آوردگاه استالينگراد
يادداشت «روكوسفسكي» پس از تذكر اين موضوع كه ارتش «پاولوس» از بقيه جبهه جدا شد و رساندن آذوقه از هوا به آن ممكن نيست چنين مي گفت:
«وضع سربازان شما نوميدكننده است آنها از گرسنگي، بيماري و سرما در رنجند. زمستان بي رحم روسيه هنوز درست شروع نشده است. يخبندان سخت و باد وبوران شديد هنوز در پيش است. سربازان شما لباس زمستاني ندارند ودر شرايط وحشتناكي به سر مي برند…
وضع شما چاره ناپذير است ومقاومت ديگر معني ندارد. براي اجتناب از خونريزي بي فايده پيشنهاد مي كنم كه شرايط زير را براي تسليم بپذيريد.
«ويليام شايرر» مي افزايد آن شرايط شرافتمندانه بود. به موجب آن اسيران جيره عادي دريافت مي كردند و بيماران و مجروحان و سرمازدگان تحت معالجه قرار مي گرفتند. تمام اسيران مي توانستند علايم، درجه، نشانها و اشياي شخصي خود را نگاه دارند. به «پاولوس» ۲۴ ساعت وقت داده شد تا جواب دهد.
* سلطان جنگ
فرمانده ارتش ششم فوراً متن «اولتيماتوم» را با راديو به هيتلر اطلاع داد و تقاضاي آزادي عمل كرد. اما آن سلطان جنگ آن را به تندي رد كرد. بيست وچهار ساعت پس از انقضاي مدت اولتيماتوم روسها آخرين مرحله نبرد استالينگراد را با تيراندازي پنج هزار توپ آغاز كردند.
رزم سخت و خونين بود هردوطرف با دليري باورنكردني در زمينهاي يخ زده آن شهر خراب جنگيدند. اما نبردشان بطول نينجاميد.
ظرف شش روز جبهه آلمان به نصف تقليل يافت و در ۲۴ ژانويه آخرين فرودگاه اضطراري آن از دست رفت. هواپيماهايي كه تا آن وقت ۲۹هزار بيمار و مجروح را به خارج از جبهه برده بودند ديگر نمي توانستند فرود آيند.
* دشمن شجاع
يكبار ديگر روسها به دشمن شجاع خود فرصت دادند تا تسليم شود. فرستادگان روسي در ۲۴ ژانويه با پيشنهاد تازه يي به خطوط آلمان وارد شدند. «پاولوس» كه حال ميان وظيفه خود براي اطاعت از پيشوا كه يك ديكتاتور ديوانه و لجوج بود و تكليف نجات دادن سربازان بازمانده اش از نابودي گير كرده بود. او بار ديگر به هيتلر رجوع كرد.
روز ۲۴ ژانويه با راديو به هيتلر اطلاع داد نفرات غذا و مهمات ندارند، فرماندهي مؤثر ديگر ممكن نيست ۱۸هزار تن زخمي بدون دارو و وسيله زخم بندي و غذا درحال مرگ هستند دفاع ديگر معني ندارد. انهدام ناگزير است. ارتش براي تسليم شدن خواستار اجازه فوري است تا جان سربازان باقيمانده را نجات دهد.
* تسليم ممنوع
ويليام شايرر مي نويسد: پاسخ هيتلر كه ثبت و نگهداري شده چنين بود: تسليم ممنوع است. ارتش ششم مواضع خود را تا آخرين نفر و آخرين گلوله نگه خواهد داشت و با پايداري دليرانه به تشكيل يك جبهه دفاعي و نجات جهان غرب ياري خواهد كرد. اين حرف براي سربازان ارتش ششم كه چندي پيش در فرانسه و ساير كشورهاي اروپاي غربي بر ضد آن جهان جنگيده بودند از زهرمار بدتر بود.
درپايان ژانويه ۱۹۴۳ نبرد حماسي استالينگراد روبه فرسايش مي رفت. مانند شعله يك شمع سوخته و آب شده كه خود را برمي كشد و مي لرزد و آنگاه براي هميشه خاموش مي شود.
* شادي در لندن
روز ۲۱ فوريه ۱۹۴۳ وپس از پيروزي ارتش سرخ در استالينگراد ژوزف استالين به مناسبت بيست وپنجمين سالروز تأسيس ارتش سرخ پيامي براي دولت انگلستان فرستاد و از انگلستان بخاطر دوستي دوكشور شوروي و انگلستان تشكر كرد و اظهار اميدواري كرد كه دوكشور در جنگ پيروز شوند.
در شهر «گارديف» در انگلستان «كلمنت اتلي» اهميت پيروزي در استالينگراد را يادآور شد. در لندن دوهزارنظامي دربرابر شش هزارتماشاچي از جمله سروينستون چرچيل نمايشي به افتخار ارتش سرخ ترتيب دادند.
 
" روزنامه ایران-سال هفتم-
شماره ۱۷۸۹ - صفحه تاریخ- پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۰ "