۱۲/۱۱/۱۳۸۲

به علت عوامل بازدارنده دولتی، در موسیقی پیشرفت نداشته ایم

گفت و گو از: حسن ظهوری

حسین دهلوی که از آهنگسازان بسیار خوب ایران است، و همچنین از نخستین کسانی است که در زمینه موسیقی جمعی یا همان ارکستر ایرانی، آثاری خلق کرده است، به سال 1306 در تهران متولد شد. کار را ابتدا نزد پدرش که از شاگردان استاد شهنازی بود، آموخت و با شروع جنگ جهانی دوم برای ادامه آموزش در زمینه موسیقی ایرانی نزد استاد صبا رفت. آهنگسازی را نزد مرحوم حسین ناصحی یاد گرفت و برای ادامه تحصیل در این رشته هنگامی که توماس کریستین داوید به ایران آمده بود سر کلاس های این استاد اتریشی حاضر شد.
وی پس از درگذشت استاد صبا در سال 1336 به رهبری ارکستر شماره 1 هنرهای زیبا که پیش از آن به رهبری استاد صبا بود، درآمد و آثار زیبایی را برای آن ارکستر نوشت. حسین دهلوی در سال 1341 به ریاست هنرستان ملی موسیقی ایران منسوب شد که پس از ریاست وی شاگردان خوبی از جمله حسین علیزاده و داریوش طلایی از این هنرستان فارغ التحصیل شدند.
دهلوی علاوه بر ساخت آثاری در زمینه موسیقی جمعی ایران به ساخت آثار سمفونیک نیز پرداخته است که از آن جمله اپرای خسرو شیرین، باله بیژن و منیژه، اپرای مانا و مانی اشاره کرد؛‌ که این آخری به علت بعضی مسایل از جمله صدای زن تا امروز اجرا نشده است. دهلوی در کنار ساخت موسیقی به انتشار کتاب هم اهمیت زیادی داده است و آخرین کتاب وی یعنی پیوند شعر و موسیقی آوازی جایزه اول کتاب سال 1379 را از آن خود کرد.

• پس از درگذشت استاد صبا شما عهده دار رهبری ارکستر شماره یک هنرهای زیبا شدید که بعدها به نام ارکستر صبا نام گرفت. چه تغییراتی در این ارکستر دادید و چه قطعاتی را با آن ارکستر اجرا کردید؟
در آن ارکستر آن طوری که خاطرم هست آقای پایور سنتور می زدند و من یک سنتور را به چهار سنتور رساندم در صورت امکان از سنتور کرماتیک استفاده می کردم. پس از آن که ریاست ارکستر را بر عهده گرفته تغییراتی در ارکستر و ترکیب سازها به وجود آوردم. مثلا به جای یک فلوت دو فلوت گذاشتم، ابوا نبود اما این ساز را من به ارکستر اضافه کردم و به جای یک کلارینت از دو کلارینت استفاده کردم و برای سازهای بادی از بادی های بم استفاده کردم و دلیلش هم این بود که کلارینت و فلوت از سازهای بادی هستند که می توانند با فشار لب مقداری از نیازهای موسیقی ایرانی مثل ربع پرده ها و سه ربع پرده ها را تامین کنند؛ برای اولین بار از سازهای مضرابی هم استفاده کردم و در اولین قطعه ای که به نام سبکبال نوشتم از این گروه سازها استفاده کردم و در کنار این ها از سنتور اول و دوم و تار اول و دوم استفاده کردم؛ و عود که برای صداهای بم تار مورد استفاده قرار می گرفت. البته بعضی ها هم برای صداهای بم تار از «بم تار یا همان تارباس» استفاده می کنند. در اینجا یک نکته را توضیح بدهم که وقتی من در سال 1372 ارکستر مضرابی را تاسیس کردم انگیزه اش همین گروه مضرابی بود که از سال 1336 من در نوشته های موسیقی جمعی ایرانیم از آنها استفاده می کردم. به خاطر می آورم آن زمان برای کلمه تارباس از بم تار استفاده کردیم زیرا وقتی می گوییم تارباس یعنی سوپراتو، آلتو، تنور و باس مورد نظر است ولی در مورد ساز تار این گونه نبود و تار این دسته بندی ها را ندارد، به خاطر همین وقتی با اهل ادب مشورت کردیم نام بم تار را انتخاب کردیم. در نهایت در ارکستر از تعدادی نوازندگان ارکستر سمفونیک به خاطر تکنیک بهترشان استفاده کردم، زیرا کار جمعی تخصص خودش را می خواهد. این افراد شامل نوازندگان ویولون، ویولا، ویلنسل و کنترباس بودند. در نهایت هم برای سازهای بم بادی از کلارینت باس استفاده کردم.

• چطور شد که این ارکستر در سال 1347 منحل شد؟
در آن سال ها پس از تاسیس تالار رودکی ارکستر سمفونیک مستقل شد. نوازندگان ارکستر سمفونیک به دلیل نبود نوازنده در ارکسترهای دیگر و سازمان های مختلف کشور از جمله رادیو و تلویزیون کار می کردند و این مساله اخلالی در کار برنامه ارکستر سمفونیک ایجاد کرده بود. بالاخره وزارت فرهنگ و هنر به این فکر افتاد تا ارکستر سمفونیک را از نظر نوازنده مستقل کند، بنابراین حقوقشان را تغییر داد و در گروهشان هم تغییراتی ایجاد کرد. در همین زمان من از مسئولین وزارت فرهنگ و هنر خواستم تا این ارکستر را چون نمی تواند نفرات جایگزین خودش را تامین کند آن را منحل اعلام کنند. بعدتر از من خواسته شد که در تالار رودکی ارکستری به نام ارکستر تالار رودکی درست کنم.

• شما در سال 1341 به ریاست هنرستان موسیقی ملی منسوب شدید. این هنرستان پس از ریاست شما چه تغییراتی کرد و چه کاستی هایی در آن جبران شد؟
در آن سال ها شاگردان خوبی از هنرستان فارغ التحصیل شدند که هم اکنون هم مشغول فعالیت هستند. از حدود سال 1336 بنا به دعوت زنده یاد روح الله خالقی برای تدریس بعضی از درس ها به هنرستان دعوت شدم و آن زمان افرادی مثل خالقی علاقه ای واقعی به پیشرفت این هنر داشتند ولی امکانات لازم نبود. پس از ریاست من در هنرستان بخشی را گذاشتم به نام بخش استعدادیابی. چون دیپلمه های آن موقع هنرستان در مدارس سرود درس می دادند ما به این وسیله استعدادهایی را کشف می کردیم و آقای حسین علیزاده و داریوش طلایی و دیگران از آن استعدادهایی بودند که این گونه کشف شدند و به هنرستان آوردند. من از آقای شهنازی به عنوان مدرس، در نوازندگی تار و ردیف دعوت کردم و چون آقای شهنازی با خط بین المللی موسیقی آشنایی نداشت از همکار دیگری (زنده یاد حبیب الله صالحی) دعوت کرده بودیم تا ابتدای کار را با این شاگردان کار کنند و نت را به آنها یاد بدهند؛ البته کلاس های سولفره هم داشتند ولی آن را در تار یاد می گرفتند. بعد از این که به جایی می رسیدند که آقای شهنازی هم می توانست با آنها کار کند شروع به تدریس می کردند.

• شما به همراه حسین صبا، استاد پایور و استاد قنبری دست به تغییراتی در ساز سنتور زدید و سنتور کرماتیک را ساختید و در کنار این سنتور یک سنتور بم هم ساخته شد. چطور شد که این تغییرات را به وجود آوردید؟
دلیلش این بود که ساز خوش صدایی مثل سنتور این امکان را به ما نمی داد که همه قطعات موسیقی ایرانی را بلافاصله بدون آن که کوک را تغییر بدهیم، اجرا کنیم. به این فکر افتادیم که ببینیم نوازندگان و سازندگان سازها چه می توانند بکنند. خوب آن موقع حسین صبا حیات داشت و با ایشان و آقای پایور و دوستان دیگر مطرح کردیم و قرار شد که با کمک استاد قنبری ما یک ساز بسازیم. استاد قنبری هم خیلی لطف کرد و وقت گذاشت و سازی ساخته شد که یک مقدار خرک های اضافی داشت و این خرک های اضافی گشایشی برای ما بود که اگر می خواهیم ماهور بزنیم بلافاصله با کمترین حد زمان بتوانیم از دستگاه همایون استفاده کنیم. این سنتور بخصوص برای اجرا در تلویزیون و کنسرت ها و کارهای جمعی نیاز بود. بعد برای این که صداهای بم تر ساز سنتور را بتوانیم در یک کار جمعی تامین کنیم ساز سنتور بم را نیز ساختیم تا به این وسیله این کاستی ها جبران بشود. من یک نکته را اشاره کنم. یک سازی هست به نام‌ «کُرن» که یک ساز بادی و برنجی است و به آن «هورن» هم می گویند؛‌ و علامت پست بین المللی شکلی از این ساز است. آن وقت ها پستچی وقتی به میدان های شهرها و یا ده ها می رفت داخل این ساز فوت می کرد و یک صدایی از آن خارج می شد و مردم متوجه آمدن پستچی می شدند. روی همین ساز سال ها کار کردند و حالا یکی از سازهای بسیار خوب ارکستر سمفونیک محسوب می شود. به هر حال اگر ما هم بتوانیم به این نتیجه برسیم که در صورت وجود اشکالاتی در بعضی سازها، خودمان به آنها رسیدگی کنیم خیلی خوب خواهد بود. از جمله سازهای پوستی، مثل تار که ساز خوش صدایی است و پوست نازکی دارد ولی وقتی نورافکن صحنه به آن می خورد یک مقداری تغییر کوک می دهد و نوازنده یا نوازندگان ناچارند که یک مقدار وقت صرف کنند و این سازها را کوک کنند و با هم کوک کردن آنها هم باز برای یک کار جمعی بسیار مشکل است. باید از تکنولوژی جدید استفاده کرد و کمک گرفت و هر کسی در رشته خودش کمک کند و ببیند از چه چیزهایی می شود استفاده کرد تا این مشکلات برطرف بشود و این سازها بتوانند در زمینه موسیقی مورد نیاز فعلی جامعه هم همراه باشند.

• نوازندگان این ارکستر را چگونه تامین کردید؟
نوازندگان این ارکستر افرادی بودند که وظیفه تدریس سرود و موسیقی در مدارس داشتند. اداره کل آموزش هنری میل داشت که از کمک این افراد استفاده بشود و تالار رودکی هم این استفاده را کرد چند سالی هم در زمینه موسیقی برنامه هایی اجرا کردیم تا وقتی که تعطیل شد.

شما نخستین کسی هستید که برای سازهای ایرانی به صورت تکنوازی همراه با ارکستر قطعه نوشته اید و یک کنسرتینو هم برای ساز سنتور نوشته اید. فکر نوشتن این قطعات از کجا آغاز شد؟‌
موسیقی سنتی ما براساس تکنوازی شکل گرفته است. این تکنوازی به شکلی است که هر چقدر بیشتر تکرار بشود به دلیل خسته کنندگی شنونده به ضرر موسیقی سنتی خواهد بود. حال آن که امروز ما به یک اجتماع جدیدی وارد شدیم و نیازمند یک سری کارهای جمعی هستیم که هماهنگ با جامعه مان باشد. این شد که من همان تکنوازی ها را به همراه ارکستر اجرا کردم و کنسرتینو برای سنتور را در چهار موومان اصفهان، لیلی و مجنون، چهار مضراب چهارگاه، و ماهور تصنیف کردم. همچنین در کنار این کار قطعاتی برای تار به همراهی ارکستر و گروه تنبک به همراه ارکستر نوشتم که به نوبه خودشان برای نخستین بار به شکل قطعه نوشته شده است. این امکان هم به وجود آمد تا من تعدادی از آنها را به صورت نت چاپ کنم.

" خبرگزاری میراث فرهنگی "