یک سری باورها و مسائل اساسی، مشخصات عمده عرفان نظری را تشکیل می دهد که شناخت آن کمک شایانی به درک رفتارها و چهارچوب فکری یک عارف می کند. و آن ها عبارتند از:

حرکت و عمل، اصل و اساس است

در بینش عرفانی، تنها بر علم تکیه نمی شود، بلکه عمل، اصل و اساس کار است و علم، خود نتیجه و محصول عمل (درست عکس روش فلاسفه). برای رسیدن به آگاهی عرفانی (همان علم) باید مراحل را پشت سر گذاشت و به سیر و سلوک پرداخت.

اعتقاد به حقیقت جهان

عرفا، حقیقت اشیای پیرامون خود و این جهان مادی را در جهان خارج می دانند و معترفند که آن حقیقت، ظاهر و مظاهری دارد که کثرت، در این مظاهر است. و باطنی دارد که حقیقت محض است و با وحدت کامل خود، از هرگونه کثرتی، منزه می‌باشد. برداشت اشتباهی که در اینجا صورت گرفته، نسبت دادن عرفا به ایده آلیست‌ها است، در حالی که آنچه در اظهارات عرفا درباره وهم و خیال بودن جهان، مطرح است، همه در مقام مقایسه این مظاهر به آن حقیقت کلی و باطن واحد است.

اعتقاد راسخ به وحدت

وحدت، تجربه و مفهوم کانونی تمام عرفان‌های موجود است و مهم ترین شاخصه عرفا، نگاه توحیدی آن‌ها نسبت به جهان و اجزای آن می‌باشد.

اعتقاد به ریاضت و مجاهده

مورد اتفاق مکتب‌های عرفانی است که رسیدن به کمالات معنوی، تنها در سایه تلاش و کوشش پیگیر و مشقت بار ممکن است. عارف برای رسیدن به هدف خود باید خود را به آب و آتش زند، بسوزد و دم نزند و در برابر امتحان و ابتلا، استواری و استقامت ورزد.

لازمه کشش و جذبه از طرف حق تعالی برای به ثمر رسیدن کوشش

بــه رحمـت ســر زلـف تــو واثـــقـم ور نـه کشش چو نبود از آن سو، چه سود کوشیدن

صوفی معتقد است که مجاهده و ریاضت، هر چند لازم است ولی کافی نیست. بلکه جذبه و عنایت پروردگار است که کارساز و مشکل گشاست. در نظر عارف، حتی مانعی وجود ندارد که جذبه الهی و عنایت غیبی، کسانی را در همان ابتدای کار و بدون طی مراحل سیر و سلوک، به درجه معرفت و شهود برساند.

عشق

با آنکه عشق، از مسائل اساسی عرفان است ولی عرفا در تعریف آن اظهار ناتوانی می‌کنند. ابن عربی در این زمینه می‌گوید: «هر کس که عشق را تعریف کند، آن را نشناخته و کسی که از جام آن جرعه‌ای نچشیده باشد، آن را نشناخته و کسی که گوید من از آن جام سیراب شدم، آن را نشناخته، که عشق، شرابی است که کسی را سیراب نکند.»(۶)

عرفان عملی

عبارت است از سیر و سلوک انسان الی الله. در واقع این قسمت، روابط و وظایف انسان را با خودش و با جهان و خدا توضیح می‌دهد.

اصطلاحات رایج در تصوف

وحدت وجود

یکی از اهم اصول و مبانی اعتقادی عرفاست. از دید عرفا، هر چیزی دو وجه دارد: وجهی به سوی خود و وجهی به سوی خدا، که به حسب اعتبار، وجه نخست، عدم است و وجه دوم، موجود. در نتیجه جز خدا و وجه او، موجودی نیست.

شریعت، طریقت، حقیقت

عرفا، مردم را اعم از عوام، خواص و خواص الخواص، به سه رتبه تقسیم می‌کنند: ابتدا، وسط و نهایت. از همین رو، شرع نبوی و وضع الهی (دستورات و دین خدا) را نیز به سه وجه تقسیم می‌کنند: شریعت برای ابتدا، طریقت برای وسط و حقیقت برای نهایت. توجه کنید که این دسته بندی، تقسیم بندی نیست! یعنی رابطه طولی یا به عبارت دیگر، ظاهر و باطن بر قرار است. به طوری که می توان گفت حقیقت، باطن طریقت و شریعت، ظاهر طریقت است.

طریقت به معنی راه و روش است. مرحله بعد از شریعت در ادیان به حساب می‌آید.

پانوشته‌ها

  1. مرتضی مطهری کلیات علوم اسلامیج ۲ ص ۸۳
  2.  ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، نمط نهم
  3.  ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، نمط نهم
  4.  نهج البلاغه خطبه ۲۱۸، به نقل از کتاب کلیات علوم اسلامی، مطهری، ص ۲۱۹
  5. مرتضی مطهری کلیات علوم اسلامی ج ۲ ص ۸۹
  6. ابن عربی، فتوحات مکیّه، جلد دوم، ص۱۱۱

منابع

  • مرتضی مطهری کلیات علوم اسلامی ج ۲
  • سید یحیی یثربی، فلسفه عرفان

" ویکی پدیا "