روابط دو جانبه اقتصادي بين ايران و انگلستان، شاه را مشتاق خريد تجهيزات پيشرفته‌ نظامي از آن کشور کرد. ولي از آنجا که کشور پيشرفته‌اي نظير انگلستان به فروش تجهيزات پيشرفته خود به ايران چندان رغبتي نشان نمي‌داد، شاه به اسدالله علم مأموريت داد تا درباره فروش اين تجهيزات با مأموران انگليسي مذاکره کند. از جمله اين تجهيزات موشکهاي هدايت‌شونده از نوع راپير بود. اسدالله علم با کمک شاپور جي توانست انگلستان را متقاعد سازد تا اين موشکها را به ايران بفروشد. شاپور جي هم به‌خوبي از عهده اين معامله برآمد. شاپور جي در اکثر معاملات تجاري کلان بين ايران و انگلستان واسطه مي‌شد. معامله‌اي که از طريق عادي انجام آن عملي نبود توسط شاپور جي و اسدالله علم صورت مي‌گرفت.

 سپهبد محسن مبصر، رئيس سابق ژاندارمري کل کشور، درباره نقش شاپور جي در ايران مي‌نويسد:

 ... مي‌دانستم و مي‌ديدم که او ]شاپور جي[ دوست بسيار صميمي و محرم آقاي اميراسدالله علم و به همان علت در دربار و حتي پيش اعليحضرت اعتبار ويژه‌اي کسب کرده بود و چه بسا در برخي موارد مشورتهايي از او مي‌شد. در کارهايي هم که به او مراجعه مي‌گرديد او در آن‌گونه موارد با شيوه ويژه‌اي که داشت و با مقدم شمردن و درنظر گرفتن منافع و مصالح کشور کارفرماي خود در دادن نظريه‌ها و انجام کارهايي که از او خواسته مي‌شد تا حد قانع‌کننده‌اي مي‌کوشيد. ارتباط و فعاليتهاي شاپور جي در سازمانهاي اطلاعاتي در انگلستان از نظر من نمي‌توانست پنهان بماند و نه تنها من که همه آنهايي که کارهاي اطلاعاتي داشتند مي‌توانستند بدانند و مي‌دانستند که او به چه نوع کارهايي مشغول است. چنين شخصي را نمي‌شود جاسوس ناميد او را مي‌توان رابط دانست نه سرجاسوس غرب.13
 
بنابراين روشن مي‌شود که اسدالله علم و شاپور جي رابطين مورد اعتماد طرفين (شاه و کشورهاي انگلستان و امريکا) در تأمين نيازهاي دو طرف تلاشهاي فراواني به کار مي‌بردند و در انجام مأموريتهاي‌شان نيز تا حدود زيادي موفق شدند. شاپور جي که در اکثر ميهمانيهاي علم حضور داشت و با خانواده‌اش تماس بسيار نزديکي برقرار ساخته بود، توانسته بود همسر و فرزندان علم را نيز در شبکه‌هاي جاسوسي وارد سازد. هر چند زن علم (ملک‌تاج) چندان مستعد جاسوسي نبود، اما چنانکه حسين فردوست بدرستي خاطر نشان مي‌سازد، دختران علم و به‌ويژه نازعلم، که همسرش يک فرد انگليسي به نام ريچارد ايوري بود، در فعاليتهاي جاسوسي بسي کارآمد شده بود.14
 
در واقع جاسوسان و مأموران اطلاعاتي انگلستان و امريکا، که متشکل از عناصر داخلي و خارجي بودند، غالباً در دربار پهلوي دوم حضور داشتند که شبکه‌اي گسترده و در عين حال منظم آنها را به هم مربوط مي‌ساخت؛ کنترل اين شبکه با شخص اسدالله علم بود. از جمله نمايندگان سيا (C.I.A) در ايران که با اسدالله علم ارتباط بسيار تنگاتنگي داشت گراتيان ياتسويچ، يوگسلاوي‌الاصل و سرهنگ نيروي هوايي امريکا، بود. وي در اکثر مجالس و ميهمانيهاي رسمي و خصوصي اسدالله علم حضور داشت و از اطلاعات و اخبار وي استفاده فراوان مي‌برد.15
 
از سفراي معروف امريکا که در سالهاي 1351ـ1352ش/1972ـ1973م در ايران بسر مي‌برد و روابط بسيار نزديکي با اسدالله علم داشت «ديک» بود. وي پيش از اين، رياست سيا (C.I.A) را بر عهده داشت. ديک از حدود سالهاي 1321ـ1322ش/1942ـ1943م در سيا سوابق جاسوسي داشت. همسر ديک «سينتيا هلمز» در کتابي که از شرح مسافرتشان در ايران به رشته تحرير درآورده است از روابط بسيار نزديک خود و شوهرش با اسدالله علم و خانواده‌اش مفصلاً سخن به ميان آورده است.16
 
حسين فردوست همکاري اسدالله علم با دستگاههاي اطلاعاتي امريکا و انگلستان را از هم قابل تفکيک نمي‌داند. به نظر وي «مهره‌ها و عوامل اطلاعاتي انگليس و امريکا در ايران زياد قابل تفکيک نيستند. هر چند بودند عناصري که به طور خاصي براي امريکا يا انگليس کار مي‌کردند ولي در رابطه با شخصيتهاي مهم دربار مي‌بينيم که مثلاً فردي مانند اسدالله علم که جد اندر جد عامل انگليس است مهم‌ترين رابط محمدرضا هم با انگليس و هم با امريکاست».17
 
اسدالله علم نيز در خاطراتش در خصوص ارتباطش با دستگاه اطلاعاتي امريکا و انگلستان مي‌نويسد: «... امروز بعد از ظهر يک سري ملاقاتهاي طولاني داشتم. جلسات مخفي با رؤساي امنيتي خودمان و نمايندگان اينتليجنس سرويس و سيا که علاوه بر کارهاي ديگر اقدامات احتياطي براي اقامت قريب‌الوقوع شاه در سنت موريس را مورد بررسي قرار داديم».18
 
در اين دوره با اعمال قدرت فوق‌العاده علم بود که سرويسهاي اطلاعاتي انگلستان نفوذ بيش از حدي به دست آورده بودند و در کنترل دربار تلاشها و فعاليتهاي مضاعفي انجام مي‌دادند: «... غروب نماينده اينتليجنس سرويس بريتانيا در تهران به ديدنم آمد تا به من هشدار دهد که کدبانوي کاخ يک زن انگليسي به نام فلورانس با نفر اول ک.گ.ب در سفارت شوروي رابطه دارد. هم تکان خوردم و هم وحشت‌زده شدم ... اين موضوع را سر شام گزارش دادم ... شاه دستور داد زنک بدون اخطار قبلي اخراج شود.»19
 
چنين بود که اسدالله علم وزير دربار شاهنشاهي تا اواخر عمر در رأس تشيکلات حکومتي شاه در حل و فصل تقريباً تمام امور مهم سياسي داخلي و خارجي اعمال نفوذ مي‌کرد. و به ‌ويژه مسائل خارجي و ارتباط با کشورهاي قدرتمند و استعماري جهان نظير انگلستان و امريکا غالباً از کانال اسدالله علم قابل حل و فصل بود. وي سالها نقش خود را به خوبي ايفا کرد و به چنان مقام والايي در زمان پهلوي دوم دست يافت که پيش از او هرگز کسي در دوره پهلوي اين منزلت را نيافته بود. علم در سالهاي پاياني حکومت رژيم محمدرضا پهلوي پيوسته ارتباط خود را با مأموران و نمايندگان سياسي ـ اطلاعاتي کشورهاي امريکا و انگلستان حفظ کرد و از نظر سياست داخلي نيز دخالتش در کليه شئون کشور محسوس بود. بنابراين وي به موقعيت و شرايط حاکم بر کشور کاملاً آگاهي داشت. علم به‌ويژه در سالهاي آخر عمر رژيم از خطرات بالقوه و در عين حال جدي که رژيم پهلوي را تهديد مي‌کرد، کاملاً اطلاع داشت.
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
1. پرويز راجي. خاطرات پرويز راجي، خدمتگزار تخت طاووس. ترجمه ح.ا.مهران. چاپ اول، تهران، انتشارات اطلاعات. 1364، ص 89 .
2. حسين فردوست، خاطرات...، جلد اول، ص 254 .
3. همان، ص 259 .
4. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند 1ـ32ـ129ـ الف.
5. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند 3ـ107ـ129ـ الف.
6. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند 2ـ142ـ129ـ الف.
7. اشاره شاپور جي به فعاليتهايي است که منجر به سقوط دکتر مصدق شد.
8. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند 2ـ272ـ129ـ الف.
9. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند 1ـ272ـ129ـ الف.
10. مصطفي علم. نفت: قدرت و اصول. ترجمه غلامحسين صالحيار، تهران، انتشارات اطلاعات، 1371، ص 495 .
11. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند 4ـ272ـ129ـ الف.
12. مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، سند 12ـ98ـ129ـ الف.
13. محسن مبصر، پژوهش: نقدي بر کتاب خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست. ص19-20 .
14. حسين فردوست، پيشين، ج 1، ص 296 .
15. همان، ص 340 .
16. سينتيا هلمز، خاطرات همسر سفير.
17. حسين فردوست، پيشين، ج 1، ص 289 .
18. اسدالله علم. گفت وگوهاي من با شاه. ج 2، ص 443 .
19. همان، ص 599 .