روز شمار تاریخ (7)-بخش دوم
سقوط هوئه و آغاز پايان حكومت دولت سايگون

تانكها و نيروهاي ويت كنگ وارد شهر باستاني هوئه مي شوند
نيروهاي كمونيست ويتنام كه حمله نهايي به منظور يكپارچه كردن وطن خودرا از دهم مارس 1975 آغاز كرده بودند 29 مارس پيروزمندانه وارد شهر باستاني «هوئه» پايتخت قديمي امپراتوران آنام شدند و آن را متصرف گرديدند. دسته ديگري از اين نيروها در همين روز با شكستن خط دفاعي رودخانه «تاش هان» و عبور از آن به سوي سايگون به حركت در آمدند و اين شهر يك ماه بعد (31 آوريل) سقوط كرد و مسئله وحدت ويتنام حل شد.
استفاده سياسي غرب از دالايي لاما ظاهرا هنوز به پايان نرسيده است! - سکوت مسکو و پکن تا به به کي؟

مرکل و دالايي لاما
آنگلا مركل صدراعظم راستگراي آلمان كه با شكست در انتخابات محلي آثار ضعف در دولت او ـ گرچه ائتلافي ـ ظاهر شده است گفته بود كه در مراسم گشايش بازي هاي المپيك پكن شركت نخواهد كرد. وي اخيرا با «دالايي لاماي هميشه در تبعيد» ملاقات كرده بود. رسانه ها عدم شركت «مركل» در مراسم گشايش بازي هاي المپيك را به تظاهرات گروهي از تبتي ها ارتباط داده و تلويحا آن را واكنش رئيس دولت آلمان نسبت به اين رويداد خوانده بودند. وزير امورخارجه آلمان 28 مارس 2008 ظاهرا براي عادي جلوه دادن قضيه و كاهش خشم چينيان گفته بود كه شركت او و صدراعظم در روز گشايش بازي ها كه براي هشتم اوت 2008 برنامه ريزي شده بود ارتباط به تظاهرات تبتي ها ندارد.
غرب دهها سال است كه از دالايي لامای چهاردهم (متولد ششم ژوئیه 1935) به عنوان يك حربه تبليغاتي برضد چين و تغيير نظر جهانيان نسبت به اين كشور كه با شتابي تند به قله ابرقدرتي جهان نزديك شده است استفاده كرده اند. اين بار اين سياسي كارها، از همان زمان كه قرار شد مسابقه هاي جهاني (المپيك) براي نخستين بار در طول تاريخ این بازی ها در پكن برگذار شود، قابل پيش بيني بود. نخست موضوع مواد غذايي، سپس آلودگي هوا، آنگاه مهر لاستيكي بودن كنگره خلق و ... را پيش كشيدند تا نوبت به استفاده از دالايي لاما رسید که از 1959 که به هند فرارکرد خودرا یک تبعیدی می داند. مقامات دولتهای جناح غرب در سال 2008 با استفاده از فرصتی که تظاهرات گروهي معين از تبتي ها برایشان فراهم آورده بود يكي پس از ديگري به ملاقات با دالايي لاما شتافتند و .... در سابق، در دهه هاي 1950 و تا نيمه دهه 1960 و آن زمان كه چين دچار ضعف رسانه اي بود موضوع سيلها، توفانها، فرارها و امراض را علم مي كردند و از دولت هاي دوست مي خواستند تا اين اخبار را در رسانه هايشان بزرگ كنند كه مردمشان از توجه به چين و نظام آن دلسرد شوند و يكي از كشورهايي كه اين نوع خبرها به آن قالب مي شد وطن ما بود. غرب در مارس سال 1980 همين سوء استفاده از المپيك را (كه بايد مسالمت آميز و خارج از سياست ها و گرو كشي ها باشد) در مورد شوروي كرد و با علم كردن موضوع ورود نيروهاي شوروي به افغانستان (كه به خواست دولت كابل صورت گرفته بود) المپيك مسكو را تحريم كرد. شوروي چند سال بعد از افغانستان خارج شد و غرب اينك به همان صورت جايش را گرفته و افغانها كشتار مي شوند و امنيت آن زمان را هم ندارند. تعجب در اين است كه اين بار مسكو و پکن دست روي دست گذارده و در برابر آنچه را که در افغانستان می گذرد ساكت نشسته اند. «تاریخ» فردا سئوال خواهد کرد که چرا پشتونهای دو طرف خط انگلیسی «دوراند» باید این چنین مورد تجاوز قرارگیرند و خونشان ریخته شود.

در مارس 2008 بانو «پلوسي» رئيس مجلس نمايندگان آمريكا هم خواسته بود كه ازنمد پوسيده و تكراري گروهي تبتي مشخص و دالايي لاماي هميشه در تبعيد براي خود كلاهي بردوزد
استراتژي «اوباما» که در مارس 2009 اعلام شد ادامه سياست بوش در افغانستان است ـ رشوه نقدي اوباما به پاكستان ـ اظهار نظرها

اوباما در ميان وزيران دفاع و امورخارجه كابينه خود و در حال اعلام استراتژي تازه
جمعه27 مارس 2009 باراك اوباما در مراسمي كه برنامه آن از پيش اعلام شده بود و با حضور مقامات دولتي آمريكا و درحالي كه وزيران دفاع و امور خارجه كابينه اش در دو طرفش ايستاده بودند استراتژي تازه آمريكا در قبال افغانستان و پاكستان را اعلام كرد كه نشان داد در اين قسمت هم «تغيير» وعده داده شده در كمپين انتخاباتي سال 2008، رعايت نشده بود. به پیش بینس اصحاب نظر که 28 مارس 2009 انتشار یافته بود، استراتژي تازه، آمريكا را بيش از گذشته در اين بخش حساس از جهان و همسايه چين، هند، روسيه و ايران درگير خواهد كرد ـ درگيري كه عواقب آن قابل پيش بيني نيست. ژورناليست آمريکايي بانو «ريچل مدو» همان شب در برنامه يكساعته خود در شبكه «ام اس ـ ان بي سي» شامل خبر و نظر ـ با قراردادن تصاوير متحرّك جورج دبليو بوش و اوباما در كنار هم و جملات مشابهي كه در طول زمان درقبال مبارزه با القاعده بيان كرده بودند ثابت كرد كه هر دو رئيس جمهور در قبال اين مسئله از سياست واحدي پيروي مي كنند وتغييري در اصل قضيه داده نشده است. «مدو» با تصوير متحرك (فیلم) نیز نشان داد كه «اوباما» ضمن اعلام استراتژي دولت خود در قبال مسئله القاعده (كه طرح برزينسكي لهستاني تبار و دشمن خوني شوروي سابق براي به زانو درآوردن عوامل مسكو در افغانستان در دهه 1980 باعث پيدايش ان و همچنين طالبان شد) دهها بار نام پاكستان را برزبان جاري ساخت. پخش اين نظر مصوّر يك ابتكار ژورناليستيك جالب بود.
«اوباما» 27 مارس اعلام كرد كه هدف عمده استراتژي او در افغانستان و پاكستان؛ درهم شكستن القاعده در اين دو كشور است (كاري را كه دولت جورج دبليو بوش هفت سال و پنج ماه پيش از آن آغاز كرده و به هدف نرسيده بود!). اوباما براي توجيه تصميم خود (كه ادامه همان سياست جورج بوش با شدت و گستردگي بيشتر است) و جلب حمايت آمريكاييان كه درگير زندگي روزانه خود هستند گفت كه القاعده سرگرم طرح حمله مجدد به آمريكا (!) است.
اوباما گفت كه استراتژي تازه نياز به همكاري بيشتر از جانب پاكستان و افغانستان دارد و براي جلب همكاري پاكستان، دولت آمريكا (كه دچار كسر بودجه چند تريليون دلاري است) در طول پنج سال، هر سال يك ميليارد و پانصد ميليون دلار به آن دولت كمك مستقيم خواهد كرد (بعدا برخي از مفسران بزعم خود، اين کمک را نوعي رشوه تعبير کرده بودند). اوباما از پاكستان خواست كه رفتار خودرا در مناطق شمال غربي (نواحي پشتون نشين تقريبا خود مختار كه در قرن نوزدهم، انگلستان اين پشتون ها را از بدنه اصلي جدا كرد و ضميمه هندوستان خود ساخت كه با تقسيم هندوستان در 1947 اينك وابسته به پاكستان هستند) اصلاح كند به گونه اي كه اين رفتار باعث كمك مستقيم و غير مستقيم به القاعده و حاميان آن ـ طالبان ـ نشود (رسانه هاي آمريكا قبلا اشاره به اكراه ماموران انتظامي و امنيتي پاكستان از مبارزه جدي با القاعده و طالبان كرده بودند كه در طرفين مرز مشترك فعال هستند).
«اوباما» در عين حال اشاره صريح به وجود فساد در دستگاه دولتي كابل كرد و گفت كه فساد اداري (فساد دولتي) اعتماد مردم از دولت را سلب مي كند و در اين وضعيت توجه آنان به مخالفان دولت افزايش مي يابد. اين فساد مانع از تمشيت امور در نقاط خارج از پايتخت به دست دولت است و طالبان با استفاده از همين خلاء دولتي است که به جنوب و شرق افغانستان (مناطق پشتون نشين ـ مناطقي كه قاعدتا بايد حامي حامد كرزاي باشند كه خود او يك پشتون است) بازگشته و عملا وظايف دولت را برعهده گرفته اند. اين طالبان در اين مناطق، كار كمك به مردم و برقراري نظم را برعهده گرفته اند؛ همان وظايفي را دولت بايد انجام دهد.
اوباما گفت كه جدول زماني (تايم تيبل) ارائه نمي دهد. دستورداده است كه 17 هزار نظامي ديگر به افغانستان منتقل و بر 38 هزار نظامي آمريكايي فعلي در آن كشور اضافه شوند. علاوه بر اين شمار، چهار هزار نظامي ديگر براي آموزش نظاميان و پليس افغانستان اعزام خواهند شد. ارتش و پليس افغانستان بايد از لحاظ شمار نفرات افزايش يابد و نيز آموزش تازه بيند. (روس ها در دهه 1980 ارتش بزرگ و مجهزي براي افغانستان ساختند ولي ديديم كه اين ارتش در برابر پيشروي طالبان مثل يخ آب شد مخصوصا به خاطر ملاحظات قبيله و طايفه اي كه نظاميان به آن وابسته بودند.). تلفات كشته آمريكا در افغانستان تا 27 مارس 2009 از رقم 599 تجاوز نكرده بود كه در مقايسه با شمار كشته شدگان آمريكا در عراق كه تا اين روز چهار هزار و 262 تن بود رقمي كوچك بنظر مي رسید تلفان نظامی آمریکا در افغانستان تا 27 مارس 2010 دو برابر و به رقم یکهزار نزدیک شده است. شمار نظاميان ناتو و چند كشور ديگر در افغانستان در 27 مارس 2009 جمعا 32 هزار تن بود.
اوباما ضمن اعلام استراتژي تازه اش، ازهمسايگان افغانستان از جمله ايران خواست كه درمبارزه با القاعده و برقراري نظم در افغانستان به مساعي آمريكا ياري دهند و افزود كه در اين زمينه با اين دولتها تماس گرفته خواهد شد. (از اين مطلب چنين برمي آيد كه اوباما دقيقا از جزئيات اظهارات آيت الله خامنه اي رهبر ايران در روز نوروز در اجتماع مشهد و نيز پيام سال نو او آگاه نشده است كه دعاوي متعدد ايران از آمريكا - از توقيف دارايي ها تا تحريك صدام حسين به تعرض نظامي با صدها هزار كشته تا حمله موشكي به هواپيماي غير نظامي و تحريم اقتصادي 29 ساله و انواع محدوديت هاي ديگر را برشمرده بود. به علاوه اوباما از نوعي سازش گروهها در افغانستان سخن به ميان اورده بود كه يكي از اين گروهها «طالبان» دشمن شماره يك شيعه هستند و ايران به آساني كشتار كنسولگري خود در مزار شريف توسط طالبان را نمي تواند فراموش كند. «جو بايدن Joe Biden» معاون اوباما 26 مارس و يك روز پيش ازاعلام استراتژي تازه گفته بود كه طبق اين استراتژي، نيروهاي آمريكايي در صورتي و درجايي به تعقيب طالبان خواهند پرداخت كه طالبان با القاعده همكاري كنند و در مناطق خود به آنان پناه دهند (ايجاد «سيف هيون Safe Haven» كنند). ما نمي خواهيم كه افغانستان پايگاه القاعده باشد. اين اظهارات جو بايدن از شبكه اي بي سي پخش شد و در وبسايت اين شبكه قرار گرفت. کرزاي هم قبلا طالبان را به دو دسته معتدل و تندرو تقسيم کرده بود که تماس با دسته متعدل بلامانع خواهد بود.
«اوباما» ضمن تاكيد اين نكته كه منطقه (افغانستان و پاكستان) بيش از هروقت ديگر در خطر و اين خطر روز افزون است همچنين از دولت هاي ديگر خواست كه نيروي نظامي بيشتري به افغانستان بفرستند تا در جريان انتخابات اين كشور نظم برقرار باشد. (انتخابات افغانستان در ماه اوت 2009 برگزار شد و دکتر عبدالله برنده شماره 2 و نیز یک دیپلمات آمریکایی دفتر سازمان ملل در کابلوجود تقلب در آن را اعلام کردند ـ اين انتخابات طبق قانون اساسي افغانستان بايد دو ماه زودتر برگزار مي شد!. به علاوه، به كامل بودن انتخابات در شرايط جنگ ترديد است و تمرين دمكراسي در وضعيت جنگ همواره زير سئوال قرارداشته است. اثبات دمكراسي، جمع شدن چند زن برقع بر سر و بچه در بغل در يك صف و گرفتن عكس از آنان و دادن به رسانه ها نيست؛ سواد دمكراسي لازم است و راي دهنده بايد بداند كه دمكراسي چيست. مي دانيم كه در قرن 21 خواندن و نوشتن متعارفي هم ـ كه بسياري از افغانها فاقد آن هستند ـ سواد كامل محسوب نمي شود، در کشورهاي پيشرفته تر صحبت از اين است که افراد بايد سواد كاركردن با كامپيوتر داشته باشند و ....). حامد کرزای با وجود انتقادهای متعدد و پی گیر از انتخابات تابستان 2009، با کمتر از نیمی از کل آراء برای دور دوم رئیس جمهور شده است که بسیاری از کشورها انتخاب با کمتر از نیمی از آراء را قبول ندارند و اگر موردی مشاهده شود، انتخابات تجدید می شود.
حامد كرزاي از اظهارات 27 مارس 2009 «اوباما» استقبال كرده بود زيرا كه ادامه حيات دولت او (که بنا به اظهار اوباما در 27 مارس 2009، تنها بر کابل و حومه آن حکومت دارد) بستگي به استقرار نظامي خارجي دارد.
يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاكستان ضمن استقبال ضمني از استراتژي اوباما (پس از اطلاع از كمك پولي آمريكا به پاكستان) در عين حال گفته بود كه عمليات نظامي به تنهايي به حل مسئله القاعده و قطع حمايت اهالي محل از آن نخواهد انجاميد بايد به مناطقي كه القاعده در آنجا فعال هستند كمك غير نظامي (عمران و رفاه) داده شود.
همزمان با اعلام استراتژي اوباما، در مسكو كشورهاي عضو سازمان تعاون شانگهاي و مدعوين، مسئله افغانستان از لحاظ مواد مخدر (كشت و صدور ترياك و مشتقات آن) و جرائم ناشي از قاچاق و تروريسم را بررسي و آمادگي اين سازمان را براي كمك به حل اين مسائل اعلام كردند و به اين ترتيب به آمريكا نشان دادند كه در افغانستان و آسياي جنوبي فعال مايشاء نخواهد بود.
چند ساعت پيش از اعلام استراتژي اوباما، دو انفجار در ايالت شمال غربي پاكستان روي داده بود كه در يكي از آنها هشت نفر و در ديگري كه يك انفجار انتحاري بود دست كم پنجاه نفر در يك مسجد كشته شدند. نخستين انفجار با هشت كشته در كنار جاده منتهي به گذرگاه خيبر روي داد. ناتو و آمريكا براي انتقال جنگ افزارهاي سنگين و تداركات نظامي خود به افغانستان از اين مسير استفاده مي كنند. همزمان، در ايالت خوست و ايالت هلمند افغانستان نيز در دو انفجار مشابه عده اي ازجمله چند مامور پليس كشته شدند. اعلاميه اوباما قبلا انتشاريافته بود و معلوم بود كه جمعه 27 مارس (شب به وقت آسياي جنوبي) چه خواهد گفت. باوجود اين، هنوز به درستي معلوم نيست كه اين انفجارها اخطاري به او بوده است.
از اظهار نظرهای 28 و 29 مارس 2009 درباره استراتژي «اوباما» چنين بر مي آمد كه بايد منتظر پيچيده شدن اوضاع پاكستان بود. مسیر حوادت در طول یک سال (از مارس 2009 تا مارس 2010) نشان داد که این اظهار نظرهاا درست بوده اند. اگر فشار بيشتري به دهها ميليون پاتان (پشتون) پاكستان وارد شود، باتوجه به بازگشت طالبان به مناطق پشتون نشين افغانستان ممكن است اين مردمان همننزاد ساکن طرفين خط انگليسي "دوراند" بار ديگر به انديشه ايجاد پشتونستان (پختونستان) بيافتند. در اوايل دهه 1960 چنين شده بود و دو كشور افغانستان و پاكستان در آستانه يك جنگ تمام عيار قرارگرفته بودند

. وضعيت افغانستان امروز از نگاه دوربين: فقر، آوارگي، تظاهرات ضد ناتو به دليل ادامه تلفات غير نظاميان و سرگرمي (جنگ سگ ها) عملي كه در آمريكا جرم است و اخيرا «مايكل ويك» فوتباليست آمريكايي به جرم ترتيب دادن جنگ سگ ها به زندان محكوم شد

جیمز گوردون براون نخست وزیر 58 ساله انگلستان نخستین مقامی بود که استراتژی تازه «اوباما» در قبال افغانستان و پاکستان را تایید کرد و مورد حمایت قرارداد و وعده داد که نظامیان بیشتری به افغانستان خواهد فرستاد. بسیاری را عقیده براین است که دولت واشنگتن از آخرین سال دهه 1970 با طناب پوسیده دولت لندن به چاه افغانستان فرو رفته است. انگلستان بانی همه مسائل افغانستان از آغاز قرن نوزدهم و ایجاد این کشور از تجزیه ایران بوده است و از فعالیت هایی که بعمل می آورد ازجمله از طریق بی بی سی چنین بر می آید که سیاست قدیمی خود در قبال این سرزمین را تغییر نداده است ـ سیاستی که دیگر جز درد سر ثمری ندارد زیرا که قدرت «اوراسیا» ظهور کرده و راه مقابله با آن استقرار نظامی در افغانستان نیست. براون (دکتر در تاریخ و آشنا به حرفه ژورنالیسم که مدتی فعالیت تلویزیونی داشت) از زمان روی کار آمدن ـ بیش از تونی بلر نخست وزیر قبلی به امور عراق و افغانستان علاقه نشان می دهد. این عکس، اورا در آگوست 2008 هنگام دیدار از واحدهای نظامی انگلستان در منطقه قندهار افغانستان نشان می دهد که دارد برای این نیروها سخنرانی می کند.
+++
اوباما یکشنبه شب، 28 سپتامبر 2010 بدون اعلام قبلی وارد افغانستان شد و در طول شش ساعت توقف در این کشور با حامد کرزای رئیس جمهور و نیز گروهی از نظامیان آمریکایی ملاقات کرد. دیدار اوباما از افغانستان تا لحظه ورود به کابل محرمانه مانده بود. وی از کمپ دیوید (استراحتگاه ایام تعطیل سران آمریکا) عازم افغانستان شده بود تا اهل مطبوعات متوجه این سفر نشوند. ازآنجاکه اوباما سی هزار نظامی تازه نفس را مامور افغانستان کرده و تاکید بر ادامه جنگ تا انهدام القاعده و افراطیون دیگر دارد، مقاله نگاران مطبوعات آمریکا از اواسط سال 2009، جنگ افغانستان را «جنگ اوباما» می دانند. در جریان دیدار کوتاه از افغانستان که نخستین دیدار اوباما به عنوان رئیس جمهور بود، وی بر سیاست خود که جنگ افغانستان تا اجرای کامل برنامه ادامه خواهد یافت تاکید کرد. اوباما در جریان مسابقه های انتخاباتی نامزدهای مقام ریاست جمهوری آمریکا از افغانستان دیدن کرده بود.

ديدار 28 مارس 2010 اوباما با کرزاي در کابل

دکتر عبدالله برنده رديف 2 در انتخابات سال 2009 افغانستان که تقلب در اين انتخابات را اعلام و حاضر به شرکت در دور دوم نشد با شعار خود به چند زبان
كاهش شديد مخاطبان شبكه خبري هوادار «اوباما» و همچنین درصد تایید کنندگان خود او
نتيجه نظر سنجي از مخاطبان شبكه هاي تلويزيوني خبري آمريكا (اصطلاحا؛ ريتينگ) كه 27 مارس 2009 انتشار يافت نشان مي دهد كه توجه اين مخاطبان معطوف به شبكه محافظه كار فاكس نيوز Fox News شده است.
طبق اين نتايج؛ اخبار شبكه فاكس نيوز درپرايم تايم (عصر) با دو ميليون و 730 هزار مخاطب در رديف اول، شبكه «MS-NBC ام اس ـ ان بي سي» با يك ميليون و 160 هزار در رديف دوم و شبكه CNN با يك ميليون و 140 هزار در رديف سوم قرارداشت.
سي ان ان از «اوباما» حمايت مي كرد و فاكس نيوز بر خلاف آن و «ام اس ـ ان بي سي» بيطرف و تا حدي متمايل به اوباما.
برخي از اصحاب نظر افزايش مخاطبان شبكه فاكس نيوز و كاهش شديد مخاطبان سي ان ان را دليل كاهش هواداران اوباما و ايجاد يك حالت انفعال در آنان دانسته اند زيرا تغييري كه وعده داده شده بود عملي نشده و مردم نگران وضعيت مالي كشور و تصميم او به قرض كردن دو تريليون دلار ديگر و خرج كردن است.
نتیجه نظر سنجی ها در مورد درصد تاییدکان «باراک اوباما» در جامعه ایالات متحده که توسط موسسات حرفه ای و به سفارش رسانه ها انجام می شود متفاوت است. در طول 29 روز میان 22 فوریه و 22 مارس 2009 شش تا 14 درصد از میزان تاییدکنندگان سیاست های او کاسته شده بود. در نظر سنجی حرفه ای 22 فوریه، 68 درصد نظر به تایید او داده بودند حال آنکه در نظر سنجی 22 مارس (دوم فروردین 1388) تایید کنندگان او طبق محاسبه یک موسسه 54 درصد و به محاسبه موسسه دیگر 62 درصد بودند.
موج انفجار انتحاري در عراق در نيمه دوم مارس 2009
هفته منتهي به 27 مارس 2009 چند انفجار پرتلفات، خبر از موج تازه انفجار و كشتار در عراق داد. يكي از اين انفجارها در شهرك جلولا واقع در 115 كيلومتري شمال شرقي بغداد (مجاور مرز ايران) و در يك گورستان روي داد كه ضمن آن دست كم 23 تن كشته و 34 نفر مجروح شدند. اين انفجار انتحاري 23 مارس در كنار چادري روي داد كه محل تجمع شركت كنندگان در مراسم تدفين يك «كرد» بود. در پي اين رويداد اين نگراني به چشم مي خورد كه بارديگر تشنج ميان عرب و كرد در عراق گسترش يابد. جلولا كه در ماه مه سال 637 ميلادي صحنه دومين نبرد ايران و عرب بود عمدتا عرب نشين است ولي در پنج سال گذشته كردها كوشيده اند كه بر جمعيت «كرد» اين شهر بيافزايند. عرب هاي عراقي كردهارا متهم به همكاري و سازش با آمريكا مي كنند. دراوت (آگوست) سال گذشته در اين شهر در يك انفجار انتحاري 25 تن و عمدتا داوطلبان استخدام در نيروي پليس كشته شده بودند.
در همين روز در دو نقطه بغداد در دو انفجار 9 تن از جمله يك مامور پليس كشته شدند. يك انفجار در شهر تل عفر نيز تلفات سنگين ببار آورد. 25 مارس دريك محله شيعه نشين بغداد اتومبيلي كه در آن بمب جاسازي شده بود منفجر شد و دست كم 20 نفر را كشت. اين انفجار در مجاورت يك بازار صورت گرفت.

تابوت کشته شدگان در گورستان جلولا محل انفجار انتحاري 23 مارس 2009
ديدار بي سابقه در مارس 2009

طالباني و عبدالله گل - تبسم هنگام گرفتن عکس
عكس هايي كه از ديدار بي سابقه 23 مارس 2009 عبدالله گل رئيس جمهور تركيه با جلال طالباني (كرد) و نوشروان بارزاني (كرد) برداشته شده بود به عنوان عكس خبري روز در بسياري از روزنامه ها در گوشه و كنار جهان انتشار يافته بود. اين نخستين ديدار يك رئيس جمهور تركيه از عراق بود. عراق پيش از پايان جنگ جهاني اول به صورت سه منطقه جداگانه از مستملكات امپراتوري عثماني (تركيه) بود و قبل از عثماني و تا قرن هجدهم بخشي از ايران. موضوع اصلي اين مذاكرات فعاليت كردهاي جدايي طلب تركيه در منطقه كردنشين عراق بود كه عبدالله گل خواستار ممانعت دولت محلي كرد عراق از ورود كردهاي تركيه و عمدتا عضو «پ. ك. ك.» به شمال عراق شده بود. برخي از اين روزنامه ها عكسي نيز از چند كرد مسلح تركيه را هنگام عبور از كوههاي مرز تركيه و عراق و ورود به عراق چاپ كرده بودند (عكس زير).

برخي ديگر از رويدادهاي 29 مارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نامه به مولف در زير يکي از نامه هاي وارده را كه در باره «تاريخ جاري» است و 28 مارس 2003 واصل شده است درج مي كنيم. اين نامه از سوي خانمي كه در سال 1345 از شاگردان درس تاريخ نگارنده بوده از آلمان ارسال شده و به نظر مي رسد كه حاوي يك فرضيه تازه است، و لزوما نظر مولف اين سايت نيست: در رابطه با جنگ عراق؛ تئوري تازه اي در باره طبيعت ثانوي بشر 36 سال پيش در كلاس تاريخ، شاگرد شما بودم. از آن زمان به بعد نوشته هاي شما را در روزنامه ها مي خواندم. مطالب اين سايت را از نخستين روز خوانده و ضبط كرده ام. اجازه مي خواهم كه در باره موضوع هايي كه براي «تاريخ جاري» انتخاب مي كنيد اظهار نظر كنم. شاگرد شما ....
" روزنامک-دکتر نوشیروان کیهانی زاده "
"" آدرس منبع : ""
|