روز شمار تاریخ (7)-بخش اول
توجیه جنگ لیبی از زبان اوباما ـ انتقاد مجلسيان آمریکا ـ تفسیرهای انتقاد آمیز ـ تظاهرات ضد جنگ و ضد سکوت دولتها ـ جنگ لیبی در نهمین روز خود
«بارک حسین اوباما» نخستین رئیس جمهور سیاهپوست ایالات متحده و برنده جایزه صلح نوبل دوشنبه شب 28 مارس 2011 و در نهمین روز تعرض نظامی چند دولت عضو اتحادیه نظامی اتلانتیک شمالی ـ ناتو ـ در یک سخنرانی 18 دقیقه ای که از شبکه های تلویزیونی آن کشور پخش شد در توجیه تعرض به کشور شش میلیون و 400 هزارنفری لیبی گفت که سود آمریکا در این بود که قذافی نتواند بر مخالفان داخلی اش پیوز شود. تردید نیست که جهان و لیبی بدون قذافی وضعیت بهتری خواهند داشت. اوباما گفت که ما [ایالات متحده] دست به مداخله نظامی زد تا از کشتار غیر نظامیان [مردم بدون اسلحه] جلوگیری کند. همچنین مداخله در لیبی برای جلوگیری از کشتار کسانی بود که علیه قذافی دست به شورش زده بودند و نیز پیشگیری از هجوم برای فرار از لیبی به مصر و تونس که بحران زا بود. آمریکا رسالت انسانی به این مداخله داشت که برخی دولتها چشم خودرا به روی ستمگری و خشونت در کشورهای دیگر می بندند و ما با آنها فرق داریم. من نتوانستم صبر کنم و شاهد کشتار و گور مقتولین باشم. ما سریعا به اجرای مصوبه شورای امنیت اقدام کردیم که اگر درنگ کرده بودیم شهر بنغازی از دست مخالفان قذافی خارج می شد و بنفع ما نبود که بن غازی دوباره به دست قذافی افتد. قذافی سالها جهان را وحشت زده (ترورایزد) کرده بود منافع ما تا زمانی که قذافی در قدرت باقی بماند تامین نخواهد شد. برای حفظ امنیت آمریکا و برای دفاع از امنیت کشور وارد عملیات نظامی شدیم. ما رسالت تامین امنیت جهان را داریم. تغییر رژیم در لیبی در برنامه ما [آمریکا] نیست.کمک به برقراری یک دولت مشروع در لیبی وظیفه جامعه جهانی و مردم لیبی است. ما به مخالفان قذافی کمک خواهیم کرد. ما 32 میلیارد دولار پول دولت قذافی در آمریکا را برای این کمک توقیف کرده ایم. سه شنبه (29 مارس) در لندن یک نشست مرکب از نمایندگان چندین کشور برای یافتن راه حل برای مسئله لیبی آغاز بکار خواهد کرد و با نماینده مخالفان قذافی در این زمینه مذاکره خواهد شد. از مساعی فرانسه و انگلستان باید قدردانی کرد. از چهارشنبه (سی ام مارس 2011) فرماندهی عملیات نظامی بر ضد قذافی به «ناتو» واگذار می شود و ما از این ماموریت حمایت کامل خواهیم کرد. این انتقال مدیریت عملیات از هزینه ما خواهد کاست. اومابا از کانادا، فرانسه، انگلستان، دانمارک، نروژ، ایتالیا و امارات عربی متحده به عنوان شرکاء آمریکا در عملیات نظامی لیبی نام بُرد. او در عین حال گفت که رسیدن به هدف در لیبی، آسان و سریع نخواهد بود.
اوباما در سخنرانی خود ـ ناخواسته ـ بر اظهار نظرهایی که قبلا و از لحظه تصویب قطعنامه 1973 شورای امنیت بیان شده بود از جمله پایان یک دوره از تاریخ و آغاز دوره ای نوین صحه گذارد. وی گفت که خودرا متعهد به حفظ و دفاع از آزادی بیان می داند.
به اظهار مورخان، مداخله سازمان ملل در اوضاع داخلی یک کشور عضو [که در منشور ملل به آن اشاره نشده است]، صدور مجوز جنگ از سوی شورای امنیت بدون اینکه کشور مورد نظر تهدیدی برای ملل دیگر و صلح جهان باشد، پلیس جهانی شدن ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی در جهان که موجودیت منطقی ندارد زیراکه اتحادیه معاند و تهدید نظامی درمیان نیست و نیز ماموریت مداخله در لیبی به آن داده نشده است، حمایت نظامی قدرت نظامی اول جهان از مشتی شورشی مسلح، برسمیت شناخته شدن شورشیان لیبی به عنوان دولت حاکم! از سوی فرانسه، سکوت دولتهای دیگر [جز چند دولت کوچک و عمدتا در آمریکای لاتین] در برابر این تعرض و ... پدیده هایی هستند که تاکنون و در طول تاریخ جهان سابقه نداشته و به این لحاظ تاریخ جهان وارد دوره نوینی شده است و مداخله نظامی در لیبی سرفصل این دوره است. از آنجاکه فرانسه و انگلستان پیشینه استعمارگری دارند و محرّک اصلی مداخله در لیبی بوده اند در دوره تاریخی تازه استعمار نیز به شکلی نو دیده خواهد شد. «وتو» نشدن قطعنامه توسط روسیه و یا چین در شورای امنیت ثابت کرد که دولتها [مقامها، نه توده ها] باهم نوعی سازش دارند و بنابراین در دوره تاریخی نوین جنبش های حذف اقتدار دولت و جانشین دولت شدن انجمن و شورا که قبلا به آنارکیسم (آنارشیسم) تعبیر شده بود دوباره ظاهر خواهند شد. توده ها به رسانه های موجود بی اعتنا خواهند شد زیراکه با خبرسازی زمینه را برای مداخله در لیبی آماده کردند. توده ها همچنین تلاش خواهند کرد تا قدرت نظامی ـ رسانه ای تازه ای از نوع شوروی سابق (ایدئولوژیک، نه بازرگان) پا به عرصه وجود بگذارد. از خصوصیات این دوره مداخلات مشابه در کشورهای دیگر و حمایت مسلحانه از مخالفان داخلی و تغییر رژیم ها به دلخواه و طبق نقشه قبلی خواهد بود.
مورخان و اصحاب نظر حمایت از مخالفان داخلی یک دولت و کمک به تامین حقوق را به این شرط مشروع می دانند که وارد منشور ملل شود و به صورت یک میثاق جهانی درآید. مداخله در لیبی خواست چند دولت معیّن و با نقض منشور ملل بود که طبق آن شورای امنیت حق مداخله در امور داخلی یک دولت عضورا نداشت.
طبق نظر سنجی موسسه PEW، تنها 39 درصد آمریکاییان که سخنان از پیش و به دقت تهیه شده اوباما را گوش کرده بودند نظر مخالف نسبت به آن ابراز نداشته بودند.
***
بسیار از برجستگان جامعه آمریکا نسبت به مداخله نظامی این دولت در لیبی واکنش نشان داده و گفته اند که این مداخله نقض قانون اساسی آمریکا است که مجوز اعلان جنگ و مداخلات نظامی را در اختیار قوه مقننه گذارده و اوباما بدون طرح موضوع در کنگره، دستور موشکباران و بمباران لیبی را صادرکرد و عملا شورای امنیت را جانشین کنگره آمریکا ساخت و شورای امنیت بدون شنیدن اظهارات دولت لیبی قطعنامه فرانسه ـ انگلستان و برقراری منطقه پرواز ممنوع را بررسی و تصویب کرد. باوجوداین، این شورا دولت معینّی را مامور اجرای قطعنامه نکرد و داوطلب هم برای اجرای آن نخواست.

Dennis J. Kucinich
دنیس کوسینیش Dennis John Kucinich نماینده 65 ساله ایالت اهایو در کنگره آمریکا و نامزد پیشین در انتخابات ریاست جمهوری این کشور از اوباما که برای مداخله نظامی در لیبی از قوه مقننه مجوّز نگرفت و حتی تصمیم خودرا به کنگره اطلاع نداد شدیدا انتقاد کرد و گفت که اوباما با این بی اعتنایی به کنگره دکترین تازه ای را مطرح کرده که عبارت است از برتری دادن قوه مجریه بر مقننه که عملی خودسرانه و غیرقانونی است. وی که هم حزبی اوباما است و قبلا شهردار کلیولند بود و کرووات تبار است افزوده است که اگر این بی اعتنایی به کنگره در دولت اوباما ادامه یابد، آمریکا کشور خطرناکی برای زیستن خواهد بود. کوسینیش که رئیس کمیسیون آموزش و پرورش مجلس است همچنین گفته است که به جای لیبی دولت اوباما باید به جان قروض آمریکا می افتاد. درست روزی که به سوی لیبی موشک پرانی کردشد قروض ما به 13 تریلیون و 400 میلیارد دلار رسیده بود.
سناتور روی بلانت Roy Blunt گفته است که اوباما باید قبلا هدف دولت خود و ضرورت مداخله نظامی به حمایت از شورشیان مسلح لیبی را به نظر کنگره می رساند. شتاب او در این مداخله پرسش های متعدد به میان می آورد و «تاریخ» بعدا قضاوت بد خواهد کرد و آمریکاییان تا ابدیت به جنگ طلبی متهم خواهند شد.

شورشيان ليبي به صورت حماسي ها
جان بونر John Boehnerرئیس مجلس نمایندگان آمریکا [که در صورت فوت، کناره گیری و یا برکناری رئیس جمهور و معاون او، رئیس جمهور آمریکا خواهد بود] نطق 28 مارس اوباما را اظهاراتی مبهم خواند و گفت که وی هدفش را از حمایت از شورشیان مسلح یک کشور [کشور مستقل و دارای حاکمیت ملی] روشن نساخت. سیاست کلی آمریکا حمایت نظامی از شورشیان داخلی یک کشور نبوده است. هنوز ماهیّت این شورشیان بر ما روشن نشده و نمی دانیم چه کسانی هستند و چه برنامه ای دارند، ما در عکسهای خبری برسر و یا گردن آنها دستمال هایی به شکل و رنگ شال گردن حماسی های فلسطینی می بینیم.
سناتور آمریکایی رابرت پورتمن R. Portman گفته است که اوباما بالاخره روشن نکرد که از میان این همه کشور ناآرام چرا لیبی را انتخاب کرد، هدف چه بوده است. به نظر من که آمریکا یک بار دیگر با طناب دولت های دیگر به چاه رفته است. در قرن 21 باید روی واکنش مردم بیش از مقامات دولتی کشورها حساب کرد. ظاهرا ما قدرت تحلیل کردن را از دست داده ایم و یا اینکه کارشناس و تحلیلگر نداریم. اطلاعات خام کافی نیست باید تحلیل شوند. آیا ما پیش بینی نتایج درازمدت عملیات نظامی در لیبی را کرده ایم. ممکن این کار الگو شود و قدرت های دیگر به همین سبک در صدد مداخله در امور داخلی کوچکترها برآیند و نظم جهان برهم خورد. چرا در یمن، سوریه، بحرین و ... مداخله این چنینی نکردیم. نطق اوباما بسیاری از پرسش ها را بدون جواب گذاشت.
Candice Miller نماینده میشیگان در مجلس نمایندگان آمریکا گفت اوباما گفته است که نمی خواست مرگ لیبیایی هارا ببیند، چطور شد که کشتار مردم کنگو، دارفور و ... را دید و دستور عملیات نظامی نداد.
سناتور راند پال Rand Paulگفته است که اوباما با عدم طرح قبلی موضوع لیبی در کنگره به قانون اساسی بی اعتنایی کرده و این «عبور از دستگاه قانونگزاری» و چِک و بالانس که پایه دمکراسی آمریکا را تشکیل می دهد باید رسیدگی پارلمانی شود و ....
***
تفسیرنگاران عموما نوشته اند عملیات نظامی در لیبی که 19 مارس آغاز شد ظاهرا در اجرای قطعنامه 1973 شورای امنیت بود حال آنکه هدف این قطعنامه به راه انداختن جنگ با لیبی نبود. در این تفسیرها، برسمیت شناخته شدن شورشیان به عنوان دولت لیبی از سوی فرانسه عملی خلاف منطق و ناشی از یک کینه توزی شخصی خوانده شده که اگر الگو شود نظم و استاندارد جهانی بهم می خورد.

ناتو تانک ليبي را منهدم و راه شورشي باز مي شود
در تفسیر ها آمده است که اوباما در نطق 28 مارس خود روشن نساخت که هدف او محافظت از غیر نظامیان [ساکنان شهرها] بوده و یا شورشیان مسلح که شهرهارا می گیرند و هرکار که دلشان بخواهد می کنند. در قطعنامه شورای امنیت هم صحبت از ساکنان غیر نظامی شهرهاست نه جنگجویان ضد دولتی که هنوز ناشناس مانده اند و معلوم نیست که چه عاملی آنهارا مسلح کرده است. سلاحهای دست آنها نیز یکسان نیست و ساخت کشورهای مختلف است. «ناتو» منطقه پرواز ممنوع [منظور شورای امنیت] را به حمله به واحدهای زمینی و انتظامی لیبی تعمیم داده و با از کار انداختن نظامیان لیبی به شورشیان کمک می شود که مناطق مسکونی را بگیرند. عملیات ناتو تا 27 مارس باعث کشته شدن 114 و مجروح شدن 445 غیرنظامی شده است. چرا به طرابلس که پای شورشیان به آنجا نرسیده حمله هوایی شده است.
چند مفسر از ساختن داستان زنی به نام ایمان العبیدی که ناگهان وارد هتل محل اقامت خبرنگاران خارجی شد و با فریاد گفت که نظامیان دولت به او تجاوز به عنف کرده اند و بعدا معلوم شد روسپی بوده است و انتشار آن در رسانه های غرب انتقاد کردند.

Cal Thomas
کل توماسCal Thomas روزنامه نگار معروف آمریکایی که تفسیرهایش همزمان در 400 نشریه منتشر می شود در مقاله ای نوشته است: آیا اوباما جدا معتقد است که لیبی بدون قذافی دفعتا و برق آسا تبدیل به یک دمکراسی جفرسونی خواهد شد؟. اگر چنین باشد؛ پس او در سیاست جهانی و صحنه بین المللی یک آماتور کامل است. اوباما که وارد جنگ لیبی شد همان فردی است که دوم اکتبر 2002 به عنوان سناتور ایالتی (محلی) ایلی نوی با هرگونه جنگ برای حل مسائل مخالفت کرد. در آن زمان جورج دبلیو بوش در افغانستان وارد جنگ شده و سخن از برکنارکردن صدام حسین با توسل به نیروی نظامی می زد. اوباما که در آن روز صریحا با هرگونه جنگ و شتاب برای ورود به جنگ مخالفت کرده بود و احیانا مردم به همین دلیل اورا رئیس جمهور کردند، چطور شد که ناگهان در قالب جورج بوش فرورفت و جنگ را راه حل مسئله داخلی لیبی تشخیص داد.
***
تظاهرات مردمی برضد جنگ لیبی ادامه دارد و شعار واحد معترضین این است: چرا دولتهای دیگر خفقان گرفته و دست کم میانجیگری نمی کنند. مسکو که جهانیان انتظار وتو کردن قطعنامه را از آن داشتند از 19 مارس تا به امروز حتی یک کلمه در این باره نگفته است، چه ساخت و پاختی در میان بوده است؟!.
ايران
دینوری و تفسیر معاصرین از نوشته های او ـ دروغگویی مقامات و ایجاد طبقه خواص امپراتوری ایران را فرو پاشاند

کتيبه داريوش بزرگ حاوي دعاوي معروف او براي وطن
درگذشت احمد دينوري (احمد بن داود) اندیشمند، مورخ و اديب ایرانی را آخرين هفته مارس 895 ميلادي نوشته اند. وي از پژوهشگران و نويسندگان دوران سامانيان بود که تاجیکیان (پارسیان) دمی از بزرگداشت آنان فروگذار نمی کنند . آثار دينوري متعدد و معروفترين آنها «اخبار الطوال» شامل رويدادهاي تاريخي تا پایان عصر ساسانیان (يزدگرد سوم) است.
مورخان معاصر با تفسیر نوشته های دینوری و نویسندگان عصر سامانیان به این نتیجه رسیده اند که «دروغگویی مقامات»، تشکیل طبقه خواص مرکب از شاهزادگان، امیرزادگان، بزرگان و ژنرالها در سه دهه پیش از تعرض عرب و مبارزه آشگار و پنهان افراد این طبقه با یکدیگر برسر کسب قدرت و نیز افزایش شکاف طبقاتی در جامعه ایران سه عامل اصلی اضمحلال امپراتوری ایران بودند. به عبارت دیگر، فرسوده شدن ارتش ایران در جنگهای غیر ضروری خسروپرویز ازجمله تصرف مصر و ...، در آن زمینه نقش آنچنانی نداشت و یک عامل فرعی بود. با توجه به این تفسیر مورّخان، در سال 1336 هجری و پس از تاسیس دو حزب مردم و ملّیون و گسترش انتشار نطق و مصاحبه مقامات و رجال و ترس از رواج وعده های غیر عملی و گزارش های نادرست، به دکتر اقبال نخست وزیر وقت پیشنهاد شده بود که برای کاهش از موارد دروغگویی مقامات ارشد، آرزوی داریوش بزرگ که اهورامزدا ایران را از دروغ در امان دارد به صورت قاب عکس کتیبه به دو خط عربی (فارسی کنونی) و میخی تهیه شود و در همه ادارات دولتی نصب و در میدانهای شهرها قرارداده شود تا اصطلاحا نصب العین باشد. این پیشنهاد، نخست مورد توجه قرارگرفت ولی بعدا به بهانه زیاد بودن هزینه تهیه آن همه قاب عکس و نبودن بودجه مسکوت ماند. در نیمه دهه 1350 هجری (1970 میلادی) هیات کارشناسان مامور حل مسائل اداری ایران که اظهارات خلاف واقع مقامات و مجلسیان را یکی از این مسائل تشخیص داده بودند به شاه پیشنهادی دادند مشابه پیشنهادی که در سال 1336 به دکتر اقبال داده شده بود و نصب تابلو منع دروغگویی داریوش را در کلاسهای مدارس بر آن اضافه کرده بودند ولی برای اجرای این پیشنهاد، دیگر دیر شده بود و دو سال بعد انقلاب شد. یکی از شعارهای انقلاب در طول سال 1357 هجری تحکیم اخلاقیات، نهی دروغ، قطع فساد اداری و سوء استفاده از مقام و منزلت بود. داریوش بزرگ دروغ، دشمن و خشکسالی را در ردیف هم سه خطر بزرگ برای ایران تشخیص داده بود. واژه دروغ در زبان پارسی در طول هزاران سال تغییر نیافته است.
مورخان همچنين مبارزه سران کشور برسر قدرت در تیسفون و نبود اتفاق میان آنان در جریان تصمیمگیری ها، برقرار شدن مجدد نظام ارباب و رعیتی (فئودالیته، پس از درگذشت خسروانوشیروان) و بالاخره شخصیت ضعیف و مردّد بودن یزدگرد سوم در گرفتن تصمیم و اجرا باعث فروپاشي امپراتوري ايران بشمارآورده اند. اين فروپاشي درپي شکست نظامی ایران در قادسیه (به فاصله ای کوتاه از کوفه ـ نجف) در نوامبر 636 میلادی (نبرد 4 روزه بامداد 16 تا شامگاه 19 نوامبر)، سپس شکست در نبرد جلولا (نزدیک کرمانشاه و واقع در عراق کنونی که کوههای زاگرس از آنجا آغاز می شود) در ماه مه 637 و آنگاه در نبرد نهاوند صورت گرفت. شمار نظامیان ایران در این نبردها سه برابر عرب ها بود. فرماندهی نیروهای عرب را در این جنگها سعد بن ابی وقاص از سران قریش و بستگان پیامبر اسلام برعهده داشت. به باور اين مورخان، یزدگرد سوم که در مرو و در سال 651 ترور شد نباید همان اشتباه داریوش سوم را می کرد و به سمت شمال شرقی کشور می رفت باید به منطقه فارس و بختیاری می رفت که نیروی عرب قادر به نبرد در کوهستان نبود. در برخی از تفسیرهای تاریخی سه دهه گذشته هم پهلوی دوم (محمدرضاشاه) از لحاظ تردید و دودلی در ردیف یزدگرد سوم و داریوش سوم قرارداده شده است.
وثوق الدوله نيروي انگليسي اس. پي . آر را برسميت شناخت!
وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت كه همكاري هاي او با دولت استعمارگر انگلستان اظهر من الشمس است نهم فروردين سال 1296 (29 مارس 1917) تاسيس نيروي انگليسي «اس. پي. آر S.P.R.» در منطقه نفوذ انگلستان در ايران (سراسر جنوب و شرق ايران) را به رسميت شناخت!. اين واحد نظامي به ابتكار ژنرال پرسي سايكس ـ افسر انگليسي مقيم هند كه براي وطن ما هم تاريخ تاليف كرده است!! تاسيس شده بود و در حقيقت يك نيروي نظامي و انتظامي به موازات نيروهاي مسلح ايران بود و مقامات انگليسي در ايران که عملا دولتي در دولت تشکيل داده بودند با توسل به اس.پي. آر. به هر كار كه مي خواستند در منطقه نفوذ انگلستان دست مي زدند و صاحب اختيار كامل بودند.
روزي که ايران داراي شوراي عالي اقتصاد شد
فروردين ماه 1325 (مارس 1946) ايران داراي شوراي عالي اقتصاد شد. نخستين جلسه اين شورا بعد از ظهر 9 فروردين در تهران تشكيل شد و دكتر علي اميني به دبير كلي آن انتخاب گرديد. رياست شورا با نخست وزير وقت بود. اعضاي 11 گانه شورا دست اندر كاران اقتصاد كشور بودند كه قبلا تعيين و در نخستين جلسه حضور داشتند. وظيفه اين شورا بررسي و تصويب طرحهاي مهم اقتصادي كشور بود. جلسات شورا گاهي هم با حضور شاه تشكيل مي شد. حسنعلي منصور نيز مدتي طولاني دبير كل اين شورا بود. ايرادي كه از همان آغاز كار به اين شورا گرفته شد؛ نداشتن اعضايي از ميان كارشناسان،استادان و اصحاب نظر بود كه از مقامات دولتي نباشند و بتوانند آزادانه مسائل را بگويند و در باره طرحها نظر دهند ( و اصطلاحا؛ بله قربان گو نباشند).
اعتصاب در خوزستان
خوزستان نوروز 1330 (مارس 1951) را در ميان اعتصاب كاركنان صنعت نفت كه تا هفته ها ادامه داشت برگزاركرد. در پي تصويب قانون ملي شدن نفت ايران در پايان اسفند 1329، مقامات شركت نفت انگلستان با اين كه هنوز از آن شركت دولتي خلع يد نشده بود و به بهره برداري از نفت ادامه مي داد به منظور تحريك كاركنان نفت و نا آرام كردن خوزستان مزاياي اين كاركنان را قطع كرد و اين اعتصاب نتيجه همين اقدام بود. درپي آغاز اين اعتصاب، دولت حسين علاء نخست وزير وقت در خوزستان حكومت نظامي اعلام كرد، ولي موفق به برقراري آرامش نشد و تشنج از پنجم فروردين افزايش يافت و در درگيري هايي كه روي داد عده اي كشته و يا مجروح شدند.
قرارداد 15 میلیارد دلاری ایران و آمریکا و فروش هشت رآکتور اتمی
نهم فروردين 1354 (29 مارس 1975) مفاد قرارداد 15 ميليارد دلاری ایران و آمریکا که مذاکرات مربوط به انعقاد آن در اسفندماه پایان یافته بود انتشار يافت. در این قرارداد آمريكا با فروش هشت رآكتور اتمي به ايران موافقت کرده بود. بخش های دیگر قرارداد مربوط به موافقت دولت ایران با فعالیت شركتهاي آمريكايي در عملیاتی از راه سازی تا آپارتمان سازي و کارهای عمرانی و صنایع بود. اين قرارداد به نام تحكيم مناسبات دوستانه قدیمی ایران و آمریکا بسته شده بود. هنري كيسينجر وزیر امورخارجه وقت آمریکا در آخرین جلسه مذاکرات مربوط به انعقاد این قرارداد حضور داشت. وی به همین منظور به تهران رفته بود.
سازش شاه و صدام حسين ـ كينه صدام نسبت به ايرانيان و توطئه هايي كه مرتكب شد

در اين حالت هم صدام کينه اش به فارس ها را منعکس کرد
نهم فروردين 1354(28 مارچ 1975) و درپي سازش پنجم اسفند 1353 شاه و صدام حسين در الجزيره و متعاقب آن ديدار اميرعباس هويدا نخست وزير وقت از بغداد اعلام شد كه اختلافات مرزي ايران و عراق بر طرف شده و مناسبات دو كشور به حالت عادي باز گشته است.
پس از توافق شاه با صدام، دولت ايران، برغم سياست ديرپاي واشنگتن، كمكهاي خود به كردهاي عراق از جمله كمكهاي نظامي را قطع كرد و به مصطفي بارزاني و يارانش اطلاع داد كه تنها مي توانند در كرج اقامت كنند و تحت حمايت ايران باشند. سالها ايران ناقل كمكهاي آمريكا به كردهاي عراق بود كه با هدف كسب خودمختاري با دولت صدام حسين مي جنگيدند. دولت وقت ايران، خود نيز كمكهاي چشمگير به كردهاي عراقي كرده بود و اين كمكها باعث چند برخورد مرزي ايران و عراق و اخراج ايراني تبارها از عراق و بازداشت بعضي از آنان شده بود.
باوجود توافق الجزاير، صدام حسين كينه ايراني را از دل بيرون نكرد و در آخرين لحظه حيات (آخرين روز دسامبر 2007) و زماني كه طناب دار در گردنش بود اين كينه را با صداي بلند اعلام داشت كه ضبط شده است. «پيرو» مامور عربي زبان اف. بي. آي. كه ماهها در زندان بغداد به عنوان مترجم، با صدام بود در يك مصاحبه به گزارشگر برنامه سيكستي مينيتز شبكه سي. بي. اس گفته است كه صدام همه اش از توطئه پارس ها و هدف هاي آنان در عراق سخن مي گفت. صدام قبلا هم گفته بود كه ايرانيان براي جنوب شيعه نشين و نفتخيز عراق نقشه ها دارند. وي افزوده بود كه پس از بركناري شاه، اگر دريادار مدني كرماني كه يك ناسيوناليست ايراني بود استاندار خوزستان و فرمانده نيروي دريايي ايران نشده بود، تحقق نقشه او براي خوزستان قطعي بود.
به باور برخي از تاريخنگاران (!)، صدام در سال 1978 به سقوط شاه كمك كرد. طبق همين باور، کدورت دولت واشنگتن از اقدام شاه در قطع راههاي کمک به کردهاي عراقي از طريق ايران، از سال 1975 (تا پايان کار شاه) ديگر فراموش نشد. کردهاي عراقي از دوران جنگ جهاني اول مطمح نظر آمريکا بوده و از دهه 1950 هم دولت اسرائيل در اين زمينه به موازات سياست واشنگتن حرکت مي کند. ديدار مارس 2008 ديک چني معاون رئيس جمهور آمريکا از منطقه کردنشين عراق و استقبال بسيار گرمي که از او شد مؤيد ادامه سياست قديمي آمريکا از کردهاي عراقي است که ادامه آن ممکن است پاي ترکيه و ايران و حتي سوريه را به اين مسئله بکشاند.

استقبال گرم کردهاي عراقي از جمله بارزاني از چني در مارس 2008
اشاره ها و سرنخهاي روز براي بررسي پژوهشگران
عجيبت ترين آدمكش جهان ـ نوجواني كه دوست داشت آدم بكشد و 12 نفر را در 3 ماه كشت
پليس برزيل 28 مارس 2008 در شهر نوو ماهبورگو Novo Hamburgo واقع جنوب اين كشور يك جوان 16 ساله را دستگير كرد كه طبق اعتراف خودش ظرف سه ماه 12 تن را در آن شهر كشته بود. به اظهار پلنتسPlentz بازجوي پليس كه وسيعا از اين نوجوان تحقيق كرده است، متهم عمدتا براي بردن لذت آدم مي كشته و در بيشتر موارد انتقامگيري و خشم دركار نبوده است.
پليس كه حاضر نشده است نام متهم را به دليل نرسيدن به سن قانوني فاش سازد گفته است كه ضرورت دارد شورايي مركب از روانشناسان به كشف انگيزه اين نوجوان از كشتن آدم بپردازد و اين روانشناسان گفته اند كه اين كار سه ماه وقت لازم دارد. به اظهار پلنتس كه از نوجوان بكرّات بازجويي كرده است، وي قربانيان خود را نخست با شليك يك گلوله به سرشان مي كشته و سپس بدن آنان را با گلوله سوراخ ـ سوراخ مي كرده است. اين نوجوان دبيرستان را ترك كرده و بيكار بوده است. نخستين قرباني او يك مرد جوان بود كه متهم گفته است نسبت به خواهراو نظر بد داشت و مزاحمت فراهم مي كرد كه اورا كشت تا خواهرش راحت شود كه آدمكشي عادت و سرگرمي وي شد. آخرين قرباني، يك دكاندار 39 ساله بود. متهم پس از مشاجره با اين دكاندار به خانه مي رود و با تپانچه اش باز مي گردد و دكاندار را به گلوله مي بندد. اين بار جريان قتل به گونه اي علني بود كه مردم او را «لو» مي دهند و به چنگ پليس مي افتد.
متهم به پليس گفته است كه هنوز شش نفر ديگر در ليست او قرار داشتند و اگر دستگير نشده بود آنان را هم مي كشت.
پليس تنها اجازه داده است كه روزنامه نگاران از متهم در سلول زندان و درحالي كه پشتش به دوربين است عكس بگيرند. روزنامه ها ضمن انتشار اين خبر، عموما نوشته بودند: عجيبت ترين آدمكش جهان ـ نوجواني كه دوست داشت آدم بكشد و ....

نوجوان آدمکش پشت ميله ها در سلول
در دنياي تاريخنگاري
تاريخ نگاري كه راه تزار را روشن ساخت

اموز زادروز كنستانتين آكساكوف تاريخدان ايده آليست روسيه است كه 29 مارس 1817 به دنيا آمد. وي از هواداران آزادي بيان و آزادي سرفها در روسيه بود و عشق عجيبي به روسيه و روسها داشت و روزهاي طلايي روسيه را پيش بيني كرده بود. وي در كتاب خود «تاريخ روسها» كه مورخان بعد از او آن را تكميل كرده اند نوشته است كه شرط رسيدن روسيه به دوران طلايي؛ تحكيم احساس وطندوستي روسها، اقتباس آزادي هايي كه در اروپاي غربي وجود دارد و لغو خريد و فروش كشاورزان با اراضي كشاورزي است كه ربع جمعيت روسيه را در بردگي نگهداشته و فكر پيشرفت و ابتكار را از آنان گرفته است.
آكساكوف در سال 1855 كه الكساندر دوم تزار روسيه شد در رساله اي كه انتشار داد او را فردي متفاوت از پدرش اعلام داشت و نوشت كه با سلطنت الكساندر دوم كه مردي تحصيلكرده و روشنفكر است دوره تاريخي تازه اي در روسيه آغاز شده است. وي با اين اقدام خود، انجام اصلاحات از جمله لغو «سرفدوم» را روي دست تزار تازه گذارد.

الکساندر دوم
ساير ملل
بمباران شبانه بندر«لوبك» آلمان
۲۹مارس 1942 در جريان جنگ جهاني دوم بندر «لوبك Lubeck» آلمان كه بيشتر سنگ آهن مورد استفاده كارخانه هاي فولاد سازي اين كشور به آنجا وارد مي شد مورد حمله صدها بمب افكن نيروي هوايي انگلستان قرار گرفت. در جريان اين حمله بيش از يك هزار ساختمان و عمدتا خانه هاي مسكوني ويران شد و تلفات سنگيني وارد آمد. يكي از ساختمانهايي كه آسيب شديد ديد كليساي تاريخي اين بندر بود. متعاقب همين بمباران، هيتلر دستور داد كه ابنيه تاريخي انگلستان نيز بمباران شود.

در بمباران بندر لوبك كليساي تاريخي شهركه در عكس ديده مي شود نيز ويران شد
«دين بين فو» زير آتش
بيست و نهم مارس سال 1954 نيروهاي فرانسوي مستقر در شمال ويتنام كه به عنوان بازوي استعمار فرانسه عمل مي كردند در آخرين پايگاه خود در زير آتش نيروهاي ژنرال جياپ اعلام عجز كردند. نيروهاي فرانسوي از ساير پايگاههاي شمال ويتنام به پايگاه دور افتاده «دين بين فو Dien Bien Phu» كه داراي يك فرودگاه اضطراري بود عقب رانده شده بودند. آنان در اينجا هم زير آتش بي امان افراد ژنرال جياپ كه گروهي داوطلب غير نظامي مركب از ملي گرايان و كمونيستها بودند قرار گرفتند. در اينجا، سيم خاردار، ميدان مين و بمباران با بمب ناپالم مانع ادامه حمله افراد جياپ و رخنه آنان به پايگاه نشد و در همين جا بود كه فرانسه از پاي در آمد و به استعمار طولاني خود بر شبه جزيره هندوچين پايان داد.

سربازان فرانسوي مجروحان خود را تخليه مي كنند
" روزنامک-دکتر نوشیروان کیهانی زاده "
"" آدرس منبع: