روایت صادق خرازی از سفر خاتمی به مصر/ از دیدار با مبارک تا ضیافت در مزرعه هیکل (7)
سخنرانی خاتمی در الازهر
ساعت نه و نیم صبح به اتفاق آقای خاتمی برای ملاقات با دکتر محمد الطنطاوی امام اکبر الازهر شریف و همچنین سخنرانی در دانشگاه عازم الازهر شریف شدیم. آقای زقزوق، وزیر اوقاف مصر جناب آقای خاتمی را همراهی میکرد. الازهر شریف یکی از مهمترین و برجستهترین پایگاههای توسعه علم و دین دنیای اسلام است. بیش از 1000 سال است که بر اندام تاریخ امت اسلام میدرخشد. میلیونها انسان فرهیخته از این سرای علم و اندیشه فارغ التحصیل شدهاند.ابتدا ملاقات آقای خاتمی با شیخ محمد طنطاوی بسیار جالب، هیجان انگیز و پر از احساس، برادری و دوستی بود. خاتمی به طنطاوی میگفت: خدا را شکر میکنم که به آرزوی دیرینه خود رسیدم. و آن بازدید از الازهر است. هنگام دانشجویی من خوب درس میخواندم و بنا بود بورس دولت به من تعلق گیرد، انتخاب اول من برای تلمذ از محضر الازهر بود، من قبول شدم ولی به دلایل سیاسی آن روزگار درخواست من را رد کردند. تقدیر پروردگار عالم این بود، ولی امروز خرسندم که به آرزوی دیرین خود رسیدم.این خود برایم یک افتخار است.
آقای طنطاوی گفت: الازهر شریف نیز از حضور شما خرسند است و از لطف شما سپاسگذار. حضور شما یک فرصت تاریخی برای ما و الازهر است. ما به خوبی به نقش مهم شما برای پذیرش فکر دیگران و نقش شما در نوآوریهای فکری و نوسازی فکری دینی واقف هستیم.همه محافل علمی دنیای اسلام به شخصیت فکری و دینی شما احترام میگذارند.علاقمندان زیادی را در اقصی نقاط عالم اسلام دارید. وی به توضیح ساختار الازهر پرداخت و گفت تدریس در الازهر شریف با دید باز و به دور از طرفداری از طیف فکری یک امر مهم بوده است و با وجود اندیشهها و باورها دانشجویان پذیرفته میشوند.تعداد مراکز تدریس الازهر شریف در کل مصر در تمام مراحل آموزش به 8000 مدرسه و دبیرستان تا قبل از دانشگاه میرسد. دانش آموزان در دوره ابتدایی 18 جز قرآن، در مرحله بعد 7 جز، در مرحله دیپلم 5 جز دیگر قرآن را حفظ میکنند. وقتی فرد به پایان دبیرستان میرسد و وارد دانشگاه الازهر میشود کل قرآن را حفظ شده است.
آقای خاتمی سئوال کردند آیا این افراد مجاز هستند که به دانشگاههای دیگر بروند؟
طنطاوی: دانشگاه الازهر بیش از هفتاد دانشکده و دانشگاه درسی قدیم در فقه، ادبیات، طب و کشاورزی، ریاضی و علوم پایه و الکترونیک و همه رشتهها دارد.دو میلیون دانشجو در الازهر تحصیل میکنند. پس از طی کردن الازهر فرد میتواند به دانشکدههای دیگر هم وارد شود. حتی از دانشگاه و مراکز مسیحیت دانشجویانی از 104 کشور حضور دارند.البته اساتید کمتر هستند ولی در علوم پزشکی و علوم پایه اساتید خارجی حضور دارند. در اینجا 7 فقه مختلف تدریس میشود. فقه حنبلی، حنفی، مالکی، شافعی، اثنی عشری، زیدیه و اسماعیلیه. ادبیات و فلسفه نیز در دانشکده اخوانالدین تدریس میشود.توضیحات آقای طنطاوی بسیار دلنشین و آموزنده بود.
از این دیدار بسیار خوشنود بودیم، الازهر همواره نقطه امید برای دنیای اسلام بوده است و از قدیمیترین پایگاههای علوم ومعارف اسلامی در کل جهان اسلام است. در عصر حاضر جایگاه الازهر بینظیر است به ویژه در زمینه تقریب المذاهب و گرایش در همه زمینههای تسامح بین مذاهب. خاتمی نیز از مواضع الازهر و حضرت آقای طنطاوی سپاسگزاری کرد.
آقای طنطاوی گفت تاسیس این دانشگاه در سال 361 هجری قمری بوده است و در عمر 1100ساله خود همواره درجهت تقریب مذاهب کوشیده است. پایههای تفاهم دینی و فکری در این مکان مقدس بیش از قرنهاست که جایگاه دارد. ما به بحث دیالوگ و گفت و گو علاقمندیم.
آقای خاتمی از تلاش خود برای تقریب مذاهب سخن گفت و بیان داشت که: هدف از تشکیل مرکز گفتوگوی تمدنها در ایران و ژنو نیز همین بوده است و ما در پی آن هستیم که بتوانیم از چنین ظرفیتهایی بهره بریم.اگربه ایران بیایید، همگی ما از شما استقبال میکنیم. شما شخصیت ویژه و مورد قبول همگان هستید.مواضع شما در رابطه با وحدت مسلمانان ارزنده و ستایش آمیز است. پس از جلسه معارفه و تعارفات رد و بدل شد. به اتفاق امام محمد الطنطاوی، دکتر زقزوق به سمت سالن دانشگاه حرکت کردیم برای سخنرانی و ابتدا دیدار با امام الاکبر شیخ طنطاوی، رئیس الازهر که انسانی بسیار شریف، نجیب، مؤدب، متواضع و فاضل است، البته کم وبیش انسان منفعلی است و در برابر حکومت تا حدودی خاضع ولی مورد احترام همه. مواضع ایشان به خصوص نسبت به شیعیان و در محکوم کردن اختلافات شیعه و سنی و نسبت به ایران همواره مواضع خوب و ملایم بوده است.در دفتر ایشان کمی درباره الازهر، سابقه آن، علاقه ما به آن و نقش ممتازی که از دیرباز داشته است و امروز هم میتواند داشته باشد صحبت کردیم و از چالشهایی که جهان اسلام با آن روبرو است. قرآن نفیسی به آقای خاتمی هدیه داده شد و به اتفاق از دفتر مرکزی (که ساختمانی نسبتاً تازه است) به سالن امام جده که قدیمیتر از دفتر مرکزی است، رفتیم. بسیاری از ساختمانهای متعلق به الازهر قدیمی و البته با شکوه و مستحکم است. بخش الازهر که جنبه دینی دارد وطلاب علوم دینی در حوزههای فقه، اصول، اصول دین و...تحصیل میکنند با بخش دیگر الازهر که همه رشتهها در آن تدریس میشود جدا است و ما در واقع به بخش حوزه علوم اسلامی میرفتیم.
جمعیتی بیش از دو هزار نفر آنجا حضور داشتند. زنان محجبه، اساتید و دانشجویان و بسیاری از مشایخ دانشگاه هم حضور پیدا کردند. قرآن دلانگیزی تلاوت شد. صوت و قرائت قرآن کریم اشکها را سرازیر میکرد. عظمت و سکوت عجیبی حاکم بود. فضای خیلی عجیبی همه ما را تحت تاثیر قرار داده بود وسپس دکتر احمد طیب رئیس دانشگاه الازهر گفت: به نام خود و به نام دانشگاه الازهر به شما عالم و فیلسوف و سیاستمدار دنیای اسلام خیر مقدم میگویم. آنچه در ذهن و اندیشه عالمان و متفکران میگذرد، میتواند حیات علمی اساتید و دانشجویان و دانشگاه را رونق بخشد و منور سازد.افق اندیشههای باز شما جهان اسلام را منور کرده است.آنچه دنیای اسلام اینک نیازمند آن است وقعی نهادن به اندیشه بلندِ اندیشهورزانی چون محمد خاتمی است. البته سال قبل پس از فوت امام الطنطاوی، آقای دکتر احمد طیب نیز به عنوان مفتی اعظم و امام الاکبر الازهر برگزیده شد.
سخنران بعدی امام دکتر شیخ محمد طنطاوی بود. وی خیلی جالب پشت تریبون حاضر شد. با یک دنیا اخلاص و سادگی و در عین حال با وقار و ادب از آقای خاتمی و ایران تجلیل کرد. وی به نقش بیداری علما و دانشمندانی نظیر آقای خاتمی اشاره نمود و گفت ایشان دارای اندیشههای بلند و وسیع هستند و همچنین روحیه مدارا و تحمل در برابر همه اندیشهها از ویژگیهای منحصر به فرد سید محمد خاتمی است. وی گفت خاتمی همان انسان ارزندهای است که جهان اسلام نیاز دارد. وی گفت علامه سید محمد خاتمی یکی از رجال پرفضیلت دین و دانش است.سیاست گوشهای از زندگی وتاریخ این انسان بزرگ است.آنچه به وی رونق داده است اندیشههای باز اوست که همگی ما آن را ارج میگذاریم.
سالن امام محمد عبده سالن نسبتاً بزرگی بود، در راهروها هم جمعیت زیادی از زنان و مردان ایستاده بودند و جمع کثیری نیز که به سالن راه نیافته بودند در بیرون سالن جمع شده بودند، فکر میکنم بیش از دو هزار نفر بیرون ایستاده بودند. آقای خاتمی سخنرانی را به زبان عربی ایراد کرد.با بزرگداشت جایگاه وعظمت الازهر و به خصوص نقشی که در تقریب بین مذاهب داشته است از آیه الله العظمی بروجردی وعلامه شیخ شلتوت که در واقع بنیانگذاران تقریب بین مذاهب اسلامی بودند تجلیل کرد ونقش الازهر را در این دوران یادآوری کرد.
بعد با استناد به آیات ذیل سوره بقره شخصیت مومن را بیان کرد واینکه با این دید مومن مسلمان پیشتاز وحدت، تفاهم و تسالم است و نیز اینکه دین برای اینکه بدست ما برسد نازل شده است و درست است که با سمع و از طریق دل انسان میتواند به آن حقیقت متعالی نایل شود، ولی هنگامیکه دین میخواهد در عرصه زندگی و تاریخ جاری شود باید فهمیده شود وانسان دچار محدودیتهای فراوان در فهم است از جمله خطا و نسیان، تذکر به این محدودیتها انسان را متواضع میکند و او را انسان نوآوری میکند که هر لحظه باید بتواند فهم خود را تصحیح و تکمیل کند و اجتهاد دائم و نوآوری و رهایی از عادت زدگی وتعصب بیجا امری مطلوب میشود.
سخنرانی وی بارها با ابراز احساسات جمعیت قطع شد بعدها هم گفتند که این حضور و سخنرانی اثر بسیار خوبی داشته است. برخورد حاضران و اظهار محبت و احساسات آنان به هنگام ترک دانشگاه و سالن نیز نشان میداد که حضور و سخنان موثر بوده است.آنچه در الازهر شریف رخ داد توصیف ناشدنی است. شکوه حضور اساتید مسلمان، نخبگان مصری و توجهی که به خاتمی داشتند یکی از روزهای پرافتخار و پرغرور ایران در مصر بوده است.
نهار را همه مدعوان سمینار میهمان آقای زقزوق، وزیر مصری بودیم.آقای خاتمی به احترام آقای جنتی ایشان را همه جا با خود همراه میکرد، چرا که آقای خاتمی مورد توجه بود و ممکن بود ایشان احساس کم اعتنایی کند و در سر میز هم با اینکه جاها مشخص شده بود ایشان را کنار خود نشاند و آقای طنطاوی وآقای زقزوق طرف دیگر نشستند و آقای علی جمعه مفتی بزرگ مصر که جوان تر، فعالتر واحیاناً روشنتر از آقای طنطاوی است نیز حضور داشت.ایشان هم مواضع بسیار خوبی نسبت به حوادث جهان اسلام از جمله ایران دارد. شیخ علی جمعه دارای مواضع خیلی خوبی نسبت به ایران، اهل بیت و مقاومت لبنان است.
امروز عصر بدون اطلاع آقای زقزوق برای زیارت قبر عایشه فرزند اما جعفر صادق(ع)رفتیم که چون محیط را قرق نکرده بودند به طور طبیعی با مردم زیادی روبرو شدیم. نماز عشاء را نیز به جماعت درآن مسجد خواندیم.
آقای شیخ عبدالله مسعودی که از طرف اوقاف مصر همراه ما بود ایشان نیز مثل همه مصریان علاقمند به اهل بیت بود و متعلق به فرقه خاتمیه و میگفت ذکر مهم ما این است:
صلی الله علی طه خیر الخلق واحلیها
وعلی الکرار الکربا وعلی ازهراء وابناها
و مفصل درباره عشق مردم به اهل بیت صحبت کرد.تعلق خاطر مصریان به اهل بیت یکی از مهمترین ظرفیتهای فرهنگی و حتی سیاسی است که بایست بدان توجه ویژه کرد. به کرات از افراد مختلف شنیدم که مصریان فکراً سنی و قلباً شیعه هستند و آنگاه از اولین مسجد در مصر که در زمان عمروابن العاص حاکم منصوب از سوی خلیفه دوم ساخته شده است دیدار کردیم، مسجدی بسیار عظیم است.
شب از ساعت10 تا 12مهمترین مصاحبه زنده تلویزیونی آقای خاتمی با شبکه Dreamانجام شد. خانم مونا شاذلی مصاحبه کننده بود. چنانکه میگفتند شبکه "دریم" حدود 30 میلیون نفر در مصر و تعداد زیادی در سراسر دنیای عرب بیننده دارد و سئوالات گسترده بود و همه حوزهها را در بر میگرفت؛ از روابط ایران با مصر، روابط ایران با دنیای عرب، گفتوگوی تمدنها، روشنفکری دینی، اسلام و دموکراسی، پرونده هسته ای ایران، روابط ایران و آمریکا، سرنوشت و سرگذشت اصلاحات در ایران و جهان اسلام، افراط گرایی، نوسازی توسعه فکری و عملی در جهان سوم و به خصوص جهان اسلام. مهم اینکه از خاتمی توقع بود که به همه موارد پاسخ بدهد و مرتباً تکرار میشد که شما به عنوان یک متفکر اسلامی، یک روشنفکر مقبول در جهان اسلام و کسی که جهان به حرف او گوش میدهد و رهبر اصلاحات و سیاستمدار فیلسوف(اینطور میگفتند) چه میگوئید، چه راه حلی ارائه میدهید و... آقای خاتمی با حوصله به همه پرسشها پاسخ داد. آقایان فهمیهویدی و سلیم الهواء نیز تلفنی در خلال مصاحبه تلفنی مداخله و مباحثه میکردند، هر دو موضعی احترام آمیز نسبت به خاتمی و تائیدی داشتند. مصاحبه کننده نیز خانمی متین ومسلط بود.علاقهاش به ایران و به صبغه فکری خاتمی کاملاً مشخص بود و آن را بارها تاکید کرد. دو روز بعد همه جا سخن از این مصاحبه و توجه به آن وتاثیر مثبت آن بود.
روز بعد نیز آقای خاتمی مصاحبه یک ساعت و نیمهای با روزنامه معروف الاهرام داشت که کم و بیش بحثها حول و حوالی مطالبی بود که در مصاحبه با دریم آمد وسعی کرد مطالب تازهتری که غنی کننده مصاحبه قبلی است داشته باشد.
دیدار با حسنین هیکل
صبح جمعه کل قاهره تعطیل بود. بعد از نماز صبح در حاشیه نیل قدم زدم. با آقای سیدعلی موجانی دوست و همکارم بودیم و سپس به اتفاق آقای خاتمی صبح خیلی زود به مزرعه حسنین هیکل رفتیم. مزرعهای در حاشیه شهر قاهره که فوقالعاده زیبا بود.هوای لطیف و بینظیر بهاری چون بوی بهشت، شکوفه گلهای مدیترانه نیز فرحبخش بود. مزرعه در سال 1936 ساخته شده است. من بسیاری از دوستان را در ملاقات خصوصی با حسنین هیکل زیارت کردم مثل حسن حسین که در ایتالیا بود و اسامه الریان از رهبران اخوان المصر. حسنین هیکل خیلی با سلیقه این مزرعه بزرگ را ساخته بود. تعدادی خدم هم در آنجا تفنگ به دست مراقبت میکردند.حسنین هیکل شخصیت ملی و قابل احترامی است.از یاران جمال عبدالناصر است. در حیات اجتماعی- سیاسی مصر و دنیای عرب شناخته شده و دارای کتابها و مقالات زیادی است. پس از تعارفات معمول آقای خاتمی، حسنین هیکل و اینجانب وهادی خانیکی و علی خاتمی خصوصی راجع به طرح آقای هیکل مبنی بر ایجاد یک مجموعه فکری از نخبگان سیاسی عالم صحبت کردیم.هیکل میگفت خوب است از شخصیتهایی مثل کلینتون، کارتر، شیراک و دیگران برای اینکه در آینده بتوانیم فرهنگ گفتوگو را توسعه دهیم، دعوت به عمل آوریم. بحثهای جانبی صورت گرفت. برخی محدودیتها و مشکلات مالی- پشتیبانی حتی سیاسی است که نیازمند دقت بشری است.هیکل از آقای خاتمی راجع به سخنرانی در دانشگاهها سئوال کرد. آقای خاتمی گفت ابتدا قرار بود در دانشگاه قاهره صحبت کنم و من هم بسیار علاقهمند بودم.اما ظاهرا برخی تمایل نداشتند.
هیکل: دیدگاه حاکمه نسبت به جوانان خوب نیست.حتی من نیز به دانشگاه ممنوع الورود هستم. دانشجویان و اساتید همه آمادگی داشتند. من گفتم ایرانیها مشکلی ندارند. با دکتر مونا البرادعی تلفنی صحبت کردم و گفتم با سازمان امنیت مملکت صحبت کردهای؟ گفت:نه و گفتم متاسفانه امنیت مصر مخالف بود. برنامه تلویزیونی شما عالی بود.همه جا برداشتهای بسیار خوبی صورت گرفته بود و تاثیرات عمیق و مثبتی داشته است.
هیکل از مسائل شخصی و خصوصی خود با ما صحبت کرد. هیکل میگفت اگر در آینده تحولی در مصر رخ دهد، فقط باید به جوانان دل بست! او گفت: سه فرزند وهفت نوه دارم.از دو سرطان رنج میبرم، کلیه و پروستات. در سن 75 سالگی که سرطان داشتم به دکتر رفتم گفتم در این هفتاد و پنج سال به جراحی و چاقوکشی شما نیاز نداشتم، بحمدالله سرطان کلیه را با جراحی و شش ماه دوره نقاهت تحمل کردم.اینک وی بیش از هشتاد و اندی سن دارد ولی سرحال است.
هیکل بحث ActiveبهAction را به صورت مختصرمطرح کرد. برای راه اندازی اندیشه گفتوگو اول میبایست یک فضای سازنده راه انداخت، میبایست حرفهای جدی را خیلی منطقی دنبال کنیم. من مطمئن هستم همه این افراد به دنبال تحقق این اندیشه هستند. میشود سیستم بحث به صورت Brain stormingجلسهای با یادآوری خاطره جاده ابریشم فکر کرد وآن را سامان داد.
هیکل میگفت تنها رجال سیاسی و آقای خاتمی اصلا نبایست در مباحث تئوری صرف وارد شوند بلکه بایست به مشکلات عمده اسلام و غرب و شیعه و سنی را در نظر داشت. میبایست گامهای مثبت برداری. مسائل را عینیتر ببینیم و چاره اندیشی کنیم. وی به مساله کاریکاتورهای دانمارکی اشاره کرد و گفت بر مبنای عقلانیت این مساله بایست حل شود.جلسهای داشتیم در این باب، عمرو موسی و کوفی عنان و فتحی سرور بودند، درآنجا بحث شد. من نظرم بود که تحریک صورت نگیرد و بحران ایجاد نشود بلکه با عقلانیت عمل شود.ولی به دلیل عدم تحرک عملا نتوانستیم کاری کنیم. دولت دانمارک و غربیها هم تحریک آمیز رفتار کردند. من همواره کتابهایی که در غرب منتشر میشوند را جدی میخوانم تا اندیشههای آنان را درک کنیم. مجموعههایی درغرب هستند که در وحدانیت خداوند مشکل دارند و متاسفانه با نگاه خود به دنبال بحرانافزایی هستند.
آقای خاتمی به هیکل گفت: نظرات شما قابل پیاده شدن است. به همین دلیل مرکز گفتوگوی تمدنها را در ژنو تشکیل دادهام تا یک سلسله مباحث عینی و نظری در آنجا دنبال شود. در برنامههای من بحث اسلام و غرب محور کار خواهد بود و اینکه چگونه میتوان از طریق مجامع بزرگ مثل U.N و یونسکو، سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب ودیگر نهادهای بینالمللی و منطقهای کارهای جدی انجام داد. خودش بحث مهمی است. اما آنچه شما میگویید ناظر به عمل است، در عین حال این که به مسائل تئوریک میپردازد به مسائل عملی هم میپردازد و اجرا میشود. ما بایست هسته مرکزی را تعیین کنیم. چند خصوصیت بایست مدنظرقرار گرفته شود. اول اینکه افراد خوشنام در شرق و غرب عالم همچنین شخصیتهای جالبی در دنیای اسلام داریم و افرادی هم در شرق و غرب هستند که روی آنها حساسیت نیست. خوشنام و خوش فکر هستند، بایست افرادی بدون نقطه ضعف و بدون حساسیت انتخاب شوند. ما نمیتوانیم به دلیل ظرافت کار و حساسیت موجود هم داستان با عدهای شویم که مبشران و مروجان فرهنگ خشونت بوده و هستند.
شرکت در جلسه تقریب مذاهب در قاهره
پس از سالها وقفه به همت دکتر قمی، فرزند مرحوم شیخ محمود قمی که از سوی مرحوم آیت الله بروجردی ماموریت یافتند تا امرتقرب مذاهب را دنبال نمایند، جلسهای با حضور برخی از رجال مسلمان اهل علم و فرهنگ و سیاست در این موضوع برگزار شد. آیت الله جنتی و آیت الله تسخیری هم در این جلسه حضور داشتند.اندیشه ژرف و بلند آقای بروجردی در درک حقیقتها و واقعیتها آن زمان خود نشان بینش نورانی و بلند این شخصیت محترم داشتند. دردا و دریغا که حوزه علمیه قم اینک خیلی از بهترین فرصتهای خود را از دست داده است.نگاه ایدئولوژیک و تحلیلی پس از انقلاب ما را اندک اندک از دایره تقریب مذاهب دور ساخت، البته بیگانگان به ویژه قدرتهای بزرگ نیز بی تاثیر نبودهاند. ابتدا آقای دکتر قمی صحبت کرد. وی دلیل این جلسه را این گونه مطرح نمود که خیر و صلاح امت اسلامی در این است که با یکدیگرتفاهم و نزدیکی داشته باشند.
جناب آقای خاتمی: 17-12 ربیع الاول را به فرمان امام خمینی هفته وحدت نام نهادهاند.این تصمیم دو پیام برای مردم ایران و کل جهان اسلام داشت؛ یکی اهمیت وحدت میان کلیه مذاهب و اقوام و دوم مدار و محور وحدت وجود مقدس نبی اکرم و کلام خدای بزرگ بود که در زبان او جاری شد. و البته هشداری بود به همه دستهای ناپاک که در پی منافع نامشروع خود بود که همه آن را در اختلاف میان مذاهب میدیدند. نیم قرن قبل از آن نیز یک حادثه دیگر رخ داد. دو مرجع بزرگ دینی یکی آیت الله العظمی بروجردی و دیگری شیخ اکبر شلتوت در مصر تصمیم گرفتند تا بنیان یک چنین تفکری را پایه گذارند.این دیدگاه بزرگان دینی آغاز حرکت حکیمانهای است برای امت واحده اسلامی به خصوص در روزگار ما که دستهای ناپاک در پی اختلاف هستند. توجه ما به این امر مهم نیز یک ضرورت بنیادی است. خدا را شاکرم که امروز این حرکت بزرگ و مقدس مجددا آغازی در مصر که دارای پایگاه گسترده علمی است بیش از ممالک دیگر داشته است.در اینجا نیز میبایست از علامه بزرگ مرحوم آیت الله قمی که از سوی آیت الله بروجردی این مسؤلیت را با تلاش دنبال میکرد یادی بکنیم.
ملاقات با عمرو موسی
آخرین برنامه دیدار با آقای عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب بود که به تازگی از ریاض و اجلاس سران عرب بازگشته بود و میگفت زودتر خودم را به مصر رساندم که شما را ببینم. بسیار محبت کرد و مثل همیشه مطالب و مواضعش متین بود.راجع به امور مورد نظر صحبت کردیم.
آقای خاتمی گفت از زیارت شما خرسندم و اگر این دیدارنبود سفر من کامل نمیشد.در ملاقات 1997و حرفهایی که زدیم به آن اعتماد داریم. مصر کشور بزرگ با مردم برجسته و تاریخی بلند است و علاقمند بودم که در دوره مسئولیتم روابط به گونهای برقرار و عادی شود، ولی چه میشود کرد.
عمرو موسی: جداً. نکاتی را به تفصیل خدمت شما خواهم گفت. از ابتدا میخواستم دستور کار در اجلاس سران عرب مشخص باشد و در حول مسائل سیاسی-امنیت باشد. با دیدار با شما به دنبال ایجاد یک روابط خوب بین ایران،عرب ومصر بودیم. اختلافات امری حقیقی است. نقشههای خیلی بدی مطرح است مثل فتنه شیعه و سنی. من در داووس گفتم ایران مصالحی دارد اعراب هم همینطور. باید به هماهنگی و وحدتی برای حل مسائل برسیم. من عید رسول را تبریک میگویم. میگویند مصریها از لحاظ عشق شیعهاند و ازنظر عقل سنی هستند. مردم مصر در مناطق مختلف، شهرها و روستاها روزهای مبارک را بزرگ میدارند.
خاتمی: با این که سفرم کوتاه بود ولی از آن بسیار راضی هستم. درباب مسائل مهم دنیای اسلام و منطقه و تفکیک آن بحث کردیم.اختلافات و مسائل فرعی خیلی اهمیت ندارد.نقش ایران و مصر برای حل این مسائل و مشکلات و فتنهها و وجود عقلانیت در طرفین از اهمیت خاصی برخوردار است. هر دو بر لزوم گسترش روابط تاکید کردیم.نباید توسعه روابط در زمینههای علمی- فرهنگی- اقتصادی و تکنولوژی منوط به توسعه روابط سیاسی شود.
عمرو موسی: من زمانی که وزیر خارجه بودم برای ماموریت در ایران شخصی را منصوب کردم که مقام سفیری را داشت.
خاتمی: علاوه بر مشارکت در کنفرانس جهانی شدن وزارت اوقاف سخنرانیهای عمومی، دیدار با بسیاری از متفکران و شخصیتهای علمی و فرهنگی و برنامههای متنوع دیگر داشتم. تصور میکردند برای رفع سوء تفاهمات اقدام کردهام. در دو مصاحبهای که با Dream و الاهرام داشتم امیدوارم هدفی که داشتم موفق بوده باشم. فکر میکنم اتحاد سران عرب از اهمیت خاصی برخوردار باشد. به ویژه نقش و کمک عقل و تدبیر جناب عالی مؤثر بوده است.مصاحبه شما و سعود الفیصل را به دقت گوش میدادم و مایل هستم نظر شما را در رابطه با مسائل کلی منطقه وجهان بدانم.
و بعد ما را به قسمتهای مختلف مقر اتحادیه برد و آنجا را نشان داد و در نهایت هم دو نفری(خاتمی- موسی) در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کردند. ایشان به تجلیل از خاتمی و تکریم وی اکتفا کرد و به چند سؤال درباره سربازان انگلیسی دستگیر شده(که اظهار امیدواری کرد) با درایت و بدون پیش آمدن مشکلی حل شود و در مورد نزاع شیعه و سنی و رابطه با جهان عرب و...پاسخ داد.
تاریخ ایرانی-دوشنبه ۰۹ اسفند ۱۳۸۹ "