روایت صادق خرازی از سفر خاتمی به مصر/ از دیدار با مبارک تا ضیافت در مزرعه هیکل (6)
سیاحت در قاهره
در روز بعد (86.1.8) به سیر و سیاحت در شهر تاریخی و باستانی قاهره گذشت. شگفتیهای بزرگی در این شهر دیده میشود.نمادهایی از تاریخ، تمدن بشر، عظمت زندگی مسالمت آمیز ادیان مختلف، اما در کنار آنها مصائب و گرفتاریهای فراوانی را هم میتوان در چشم پر از غم و اندوه مردم شهر مشاهده کرد.قبرستانهای زیادی در قاهره است و بیش از 3 میلیون نفر ساکنان این مقابر هستند. در حجرهها و...اتاقهای مجاور قبرستانها ماوا گزیدهاند.
امروز ما ابتدا از موزه مصر باستان دیدار کردیم که مالامال از بازدید کننده وعمدتاً خارجی بود با جمعی از توریستهای روسی، آلمانی، سوئیسی و...برخورد کردیم و با همه خوش و بشی و نیز پاسخ به درخواست آنان برای گرفتن عکس از آقای خاتمی.
موزه در سه قسمت مصر قدیم، مصر میانه و مصر جدید تشکیل شده است و همگی متعلق به دوران قبل از میلاد و در واقع بازگو کننده دوران فراعنه مصر از 3557 سال قبل از میلاد تا 1100 سال قبل از میلاد حضرت مسیح و در این مدت نوعی وحدت بر مصر حاکم بوده است. دهها جسد مومیایی شده نیز در معرض دید بود از جمله رامسس اول و دوم و پسر رامسس که میگفتند همان فرعون زمان موسی است به دو دلیل یکی اینکه رنگ سیمای آن روشنتر و سفیدتر بود و میگفتند دلیلش اینکه جسد را از دریا گرفتهاند و دریا روی رنگ پوست اثر گذاشته است؛ دوم اینکه در زمان ایشان بنیاسرائیل از مصر رانده شدهاند و... به هر حال حوادث تاریخی همه عبرت آموز است، گرچه فرعونها پس از آنان نیز آمدهاند و از وضع وحال پیشینیان خود عبرت نگرفتهاند.
و بعد به دیدن هرمهای سه گانه رفتیم که واقعاً از عجایب است،هرم بزرگتر از دو میلیون و هفتصد هزار قطعه سنگ بزرگ تشکیل شده است به ارتفاع 146متر (که 6متر بالای آن ریزش کرده یا سائیده شده و کم شده است.)هر ضلع قاعده هرم نیز 265 قدم است. ورودی اصلی در ضلع شمالی است به طرف دب قطبی که الان از یک منفذ جنوبی به داخل هرم میروند.این هرم در ظرف بیست سال ساخته شده است، قطعات سنگ را از 950کیلومتری از طریق نیل به اینجا حمل کردهاند و جالب اینکه سنگها بدون ملاط بر روی هم قرار داده شده است و مهندسی طوری بوده است که احیاناً با ایجاد خلاء سنگها چنان بر روی هم محکم شدهاند که از عوامل طبیعی آسیب نبیند.این هرم و نیز دو هرم دیگر که یکی از این یکی کوچکتر است،همگی مقبره یک نفر فرعون بوده است، جای دفن در زیرزمین قرار دارد.هرمهای کوچکتر( خیلی کوچکتر) در اطراف هرم بزرگ مقبره بزرگان قوم واحیاناً همسران فرعون بوده است که یکی از آنها وجود داشت و میگفتند چند تای دیگر هم در گوشه کنار هست یا آثارش هست، البته وقتی فرعون را دفن میکردند روی سطح هرم را نوعی پوشش دیوار بلند میدادند که بخشی از آن هنوز هست. اولین انسان در سال 1880(از ایتالیا) موفق به ورود به داخل هرم شده است.
حفره مدفن از سنگ گرانیت تشکیل شده که آنها نیز از صحرای سینا و از منطقه اسوان آورده شده است.از مجسمه ابوالهول هم دیدن کردیم و همه جا با توجه ومحبت دیدارکنندگان در کنار مجسمه ابولهول چند زن ومرد ترک توریست آمدند و با اصرار با آقای خاتمی عکس گرفتند.
در اولین اهرام نوعی تابوت سنگ یافت شده است که برای اسامی پادشاه در نظر گرفته شده بود.اهرام دوم مصرتوسط خضراء ساخته شد. مجسمه سنگ سیاه 6 255سال قبل از میلاد نیز در آن وجود دارد.سمبل پادشاه مقتدری است که شاه شاهان نامیده میشده است. مجسمههای چوبی بسیار زیبایی درآن موجود است با این که در مصر چوب و جنگل بسیار کم بوده است و همه این جعبهها با طلا وجواهرات مخصوص آذین بندی شده است. مجسمه دیگری از رنگ سفید در غار یافت شده است و هنگامی که با چراغ قوه آن را پیدا کردند گمان کردند که زنده است و کاوشگران پا به فرار گذاشتند.
تخت روان که پادشاه زن در آن دفن میشد. مادر زن و دختر پادشاه در آن قرار داده شده است و چوب و دستگیرههای آن از طلاست که مربوط به 2500 سال قبل از میلاد است.در مصر باستان، ابتدا اخناتون و نصرتمتی وعبارت خدای واحد و خدای خورشید به کار رفت و سپس پادشاه و ملکه و سپس فراعنه برای مدت کوتاهی حکومت کردند و بعد از آنها باز چند خدایی شروع شد.
مجسمههای توتم خامون، کری وزنگی، رامسس دوم (پدر فرعون دوره حضرت موسی) نیز هست. مجسمه رامسس دوم که 11 متر طول و 83 تن وزن دارد از جنس گرانیت است، رامسس دوم بیش از 60 سال بر مصر باستان حکومت کرد. وی از نوزدهمین سلسله فراعنه مصر در 3200 سال پیش بود. از او همیشه به نیکی یاد شده و بناها و معابد مختلفی در سراسر مصر به یاد او بنا شده است. مجسمه رامسس دوم، در حفاریهای سال 1882 کشف شد.
پاپیروسهای کهن نشان دهنده اعتقاد به معاد پس از مرگ است. جواهرات مربوط به 1500 سال قبل از میلاد و خدای نیل که از12 کیلو طلا و سنگهای گران قیمت ساخته شده است نیز در این موزه موجود است. تابوتی از طلا در درون تابوتی از چوب قرار دارد که آن تابوت در اتاقکی قرار گرفته است. اشیایی چون ارابه جنگی طلا برای صید در صحرا، دمپایی و نعلینهای طلا. سایهبانهای طلا برای محافظت در برابر خورشید، نخستین چرخها، وسایل مختلف زندگی ساخته شده از طلا، صندلیهای خراطی شده، مجموعههایی از مومیاییهای زمان امپراطوری رامسس از جمله خود رامسس دوم که 93 سال عمر کرد و 67سال درمصر حکومت کرده است ویک تابلو نیز از بنی اسرائیل موجود است. احساد مومیایی شده خدایان، فرمانروایان، فراعنه مصر، پدر رامسس، خود رامسس و فرزند رامسس نیز در این موزه نگهداری میشود.
بزرگترین هرم که ارتفاع آن 146 متر است ولی در اثر فرسایش امروزه به 137متر رسیده است. پرستش خورشید در مصر دین رسمی بود و معتقد بودند که پرندهای به نام بن بن درنزد اله خورشید ساکن است. به مرور زمان فلسفه هرمسازی منقرض شد. تاریخ میگوید که اسکندر بزرگترین امپراطورجهان است. هر ضلع هرم 265 فوت است.این اهرام در طی 30 سال و از سنگهای کوههای اسوان از فاصله 950 کیلومتری و از طریق رود نیل به این منطقه آورده شده است که حمل و نقل این سنگها 10 سال طول کشیده است.اسوان در جنوب مصر واقع شده و ۲۰۰.۰۰۰ نفر جمعیت دارد. سد اسوان بسیار معروف است.
مقبرههای بزرگ مخصوص فراعنه است و مقبرههای کوچک مخصوص اطرافیان و وزرا و مشاوران فرعون بوده است که در اطراف اهرام قرار دارد. بر اساس نتایج جدیدترین تحقیقات، مصریان باستان ساخت هرم بزرگ جیزه را در ۲۳ آگوست ۲۴۷۰ پیش از میلاد شروع کردند. گروهی از محققان مصری، با محاسباتی بر مبنای زمان ظهور ستاره سوتیس (که امروزه سیروس نامیده میشود)، به چنین تاریخ دقیقی دست یافتند. هر ساله، طلوع سحرگاهی ستاره درخشان سیروس که ماهها در آسمان شب غایب بوده، با طغیانهای سالانه رود نیل همزمان میشده است. در طول تاریخ نیز مصریان باستان ساختن ساختمانها، مقبرهها و معابدشان را همزمان با چنین اوقاتی از سال آغاز میکردند. بهعلاوه، فراعنه بلافاصله پس از آغاز دوران سلطنتشان، دست به کار ساخت مقبرهشان نیز میشدند.بر اساس تحقیقات گروهی به سرپرستی عبدالحلیم نورالدین، رئیس سابق شورای عالی باستانشناسی مصر، خوفو، فرعونی که در هرم بزرگ مصر به خاک سپرده شده، در سال ۲۴۷۰ پیش از میلاد قدرت را بهدست گرفت.محققان با مقایسه تقویم نوین امروزی، تقویم مصر باستان و نیز چرخه حرکت سالیانه ستاره سیروس موفق شدند زمان دقیق ظهور ستاره سیروس را در آن سال بهدست آورند. تیم تحقیقاتی معتقد است که مصریان باستان، این ستاره را از ۱۷ تا ۱۹ ژولای رصد کردهاند؛ و طغیان روز نیل نیز ۳۵ روز بعد، یعنی در ۲۳ آگوست همان سال رخ داده است. البته تاریخهای ثبت شده بهعنوان دوران سلطنت پادشاهان مصر را نیز نمیتوان قابل اعتماد دانست؛ چراکه اغلب آنها با انگیزههای سیاسی، قصد تحریف تاریخ داشتهاند. مثلاً چندی از فراعنه غیرمشهور از این لیست حذف شدهاند، که این خود برای تغییر زمان حقیقی سلطنت فرعونهای بعدی کافیست.
در بازگشت از این سیر وسیاحت از مرکز اطلاع رسانی وتکنولوژی اطلاعات وارتباطات مصر دیدار کردیم به نام smart villageیا "القریه الذکیه" یا دهکده هوشیار که در سال 2002 تاسیس شده است؛80% آن متعلق به بخش خصوصی و20% متعلق به دولت و وزارت ارتباطات(وزاره الاتصالات و التکنولوجیا والملونات) بیش از 90 شرکت در این شهر نمونه کار میکنند و روزانه متجاوز از 8000 نفر در اینجا مشغولند. برنامهریزی و سیاستگذاری در این عرصه به عهده وزارت اتصالات است. دامنههایی برای این فعالیت پرداخت میشود از جمله 10 سال معافیت مالیاتی از نظر امکانات مادی، ساختمان و حضور شرکتهای(داخلی وخارجی). از ما جلوترند، مشاوران خارجی خلا تکنولوژی ارتباطات را تا حدی برای مصریان برطرف کردند.
حضور آقای خاتمی در انجمن دوستی ایران- مصر و شورای روابط خارجی مصر
آقای القمراوی رئیس انجمن دوستی ایران و مصر به آقای خاتمی خیر مقدم گفت. مطالب جالبی راجع به ایران و خاطرات هیجانانگیزی نیز مطرح نمود.وی اطلاعات خوبی نسبت به زبان فارسی و ایران دارد. دکتر الریدی، رئیس شورای روابط خارجی مصر هم به خوشآمدگویی پرداخت. وی راجع به وضعیت منطقه خاورمیانه و عظمت تاریخ ایران و مصر اشاره نمود. در رابطه با نظام سیاسی ایران خوب صحبت نمود. به نقش دکتر مصدق نیز اشاره داشت.زیارت آقای خاتمی احیای یک تاریخ بلند است که در آن دو قرن روابط علمی، فرهنگی، سیاسی و مردمی نهفته است.
دکتر مصطفی عبدالعزیزی سؤال راجع به وضعیت منطقه سوال کرد و همچنین گفت برخی مشکلات امروزین عربی وجود دارد. منطقه خاورمیانه یک منطقه در حال گذار است و مساله پرونده اتمی ایران هم یک مساله دیگری در این منطقه است.
خاتمی: در رابطه با مساله هسته ای باید بگویم که ما عضوپیمان ان پی تی هستیم. در دوره من روند پرونده پیشرفت خوبی داشت و توافقی با آژانس و سه کشور اروپایی صورت گرفت. داشتن تکنولوژی هسته ای حق ماست و از نظر امنیتی، صنعتی و اقتصادی اهمیت زیادی دارد.نگرانی از وجود سلاح هسته ای بیمورد است چرا که در دکترین نظامی ایران بمب هسته ای نیست. ما تحت نظارت آژانس هستیم. باز هم اگر نگرانی وجود دارد در تولید صنعتی آن است.تولید اورانیوم در چهارچوب کنسرسیوم با مشارکت منطقهای میتواند مطرح باشد. این راهی است که میتواند به نتیجه برسد. راه حل اساسی اکنون نیز همین است. فشارهای غیر منطقی آمریکا نیز نتوانست این بحران را مدیریت کند. امیدواری بازگشت به مذاکره نیز وجود دارد. روابط با پیمان همکاری نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و صنعتی مطلوب بود. در زمان من توافقهای با اهمیت و جامعی بین ایران و عربستان سعودی، بحرین و کویت صورت گرفت. مذاکرات خوبی نیز در زمان شیخ زائد برای رفع سوء تفاهمات داشتیم.دوران من آغاز مذاکرات با مصر بود. 4 ماه پس از روی کار آمدن من کنفرانس سران تهران برگزار شد. اولین دیدار من و عمرموسی نیز در تهران صورت گرفت و این مذاکرات ادامه داشت. ما در پی آن بودیم تا روابط جامعی برقرار شود. پیشنهادی هم که به کنفرانس سران اسلامی داده شد، در پی گرفتن یک حرکت اعتدالی بود.اجمالا بگویم که اگر مشکلی در درون خودمان بود تاکنون حل شده بود.
سربسته بگویم عوامل بیرونی بسیار جدی و مخرب روابط و مخالف توسعه روابط هستند. در صورت اختلاف ما دشمنانمان بهرهبرداری میکنند. من گله دارم از دوستان که راجع به جزایر سه گانه انتزاعی صحبت کردند، اما با اختلافاتی که با شاه داشت از جزایر سوء استفاده نمود. جزایر ایرانی است و اختلافات قابل است. من اهتمام داشتم ولی تا مسائل قدری حل میشود عوامل خارجی دخالت میکند. نبایست مایوس شد و باید به سمت ائتلاف رفت. دو رکن اصلی سیاست خارجی من اعتمادسازی و تنشسازی بود و علاقه به پیشرفت در کل منطقه اروپا و آمریکا داشتیم. اکنون میبایست با تدبیر این مساله را دنبال کنیم. یکی از بزرگترین تاسفهای من عدم وجود روابط خارجی استراتژیک بین ایران و مصر است. امیدوارم این قبیل دیدارها به توسعه روابط بینجامد.
خانم حونا مدیر بانک توسعه ایران- مصرسؤالاتی در رابطه با اصلاحات سیاسی-اقتصادی، خطرات منطقه عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین، اختلاف میان شیعه- سنی داشت.
خاتمی: تجربه اصلاحات دارای قدمت بلندی است و فهرستی از نتایج خوب و ناکامیهای آن را ارائه نمود. رشد اقتصادی، رشد تولید علم و مقالات علمی، حضور چشمگیری دانشگاهی زنان،تحول مدیریت زنان از نتایج آن بود. البته قصد داشتم خیلی از اقدامات را انجام دهم ولی نشد. اما مساله اختلاف شیعه و سنی؛ در طول تاریخ مشکل اختلاف همیشه بوده است و نبایست به تمدن اسلامی بیتوجهی شود. اما جنگ ما انگیزه سیاسی و اقتصادی دارد. تحمیل سلطه شیعه بر سنی قابل قبول نیست. ما میبایست در پی روح دموکراسی باشیم نه اختلافات قومی و مذهبی و زندگی مسالمت آمیز و عدم اختلاف این چنین در کشورهایی مثل سوئیس، آلمان و فرانسه وجود دارد.اما متاسفانه در کشورهای ما این چنین نیست و این مساله به عقب ماندگی تاریخی ما بر میگردد.
امروز ظهر نشستی داشتم (در خود هتل) با جمعی از نخبگان مصری به میزبانی آقای ریدی رئیس شورای روابط خارجی و آقای قمراوی رئیس انجمن دوستی ایران و مصر وطبق روال رایج سوال میکردند.علاوه بر سوالات عمومی (درباره پرونده هسته ای، روابط ایران و مصر، وضعیت خاورمیانه و... که عمده مواضع همراهی و هماهنگی و علاقه به ایران بود، آقای دکتر مصطفی عبدالعزیز که لحن دلسوزانهای داشت و به خصوص میگفت باید به سوی نوعی ائتلاف واتحاد برویم و در یک طرح فراگیر منطقهای قرار بگیریم و ایران باید بتواند مشکلات خود را با کشورهای منطقه حل کند. در مورد امارات و حل مشکل از جزایر اشغال شده نام برد. من در پاسخ به ایشان (علاوه بر پاسخهای مفصل به سوالات عام که خیلی هم مورد توجه قرار گرفت) گفتم از دوستان تعجب میکنم که چرا تحت تاثیر جنگ روانی دشمنان و اشتباهات دوستان قرار میگیرند. جزایر ایرانی است منتهی در زمان عبدالناصر که سخت با شاه درگیر بود وما هم به خاطر مخالفتی که با شاه داشتیم و به خاطر شعارهای انقلابی ناصر طرفدار ناصر بودیم، ایشان برای فشار به شاه(که هم پیمان اسرائیل بود) از در غلطی وارد شد و مساله اشغال جزایر و عربی بودن را مطرح کرد؛ امری که بعدها مورد سوء استفاده دولتهای بیگانه برای فشار روی ایران قرار گرفت. در حالیکه شواهد و اسناد تاریخی خلاف این را میگوید و حتی خود جمال عبدالناصر در دو سال اول انقلاب مصر که هنوز پادشاه بهم نزده بود عنوان انقلاب آزادیبخش را از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس را به کار میبرد (من الاقیانوس الاطلس الی الخلیج الفارسی) که حاضران تایید کردند و بعدها تلاشهایی که در زمان من صورت گرفته بود برای رفع سوء تفاهم و رسیدن به یک توافق اشاره کردم که این هم مثل خیلی از اقداماتی که شروع کرده بودم ناتمام ماند وحالا هم سوء ظنها وتخریبها وتحریکها بیشتر شده است. از دوستان تقاضا دارم که در دامی که دیگران افکندند نیفتند. دو سه نفر از استادان زبان فارسی در مصر هم حضور داشتند.
شب نیل و کشتیها و قایقهای تفریحی هم جالب است. شب نیز به دعوت سندیکای نویسندگان و ناشران در یک کشتی روی نیل رفتیم. جلسه نیز با تعارفات معمول و با پرسش و پاسخ و بحث و تبادل نظر ادامه یافت، بعضی از حضار در جلسه ظهر هم حضور داشتند.آنچه در این جلسات دیده میشد علاقه به ایران، گله از عدم برقراری روابط سطح بالای سیاسی، نگرانی از اوضاع خاورمیانه، نگرانی از وضع ایران و دشمنی آمریکا و دوستان او با ایران، جنگ شیعه و سنی و...بود.آنچه به چشم میخورد اینکه نوعی نگرانی از مواضع ایران و تشدید حس ناسیونالیستی و شیعهگری در ایران بود، هرچند توضیحات من حضرات را ساکت میکرد ولی فکر میکنم این فکر به نحوی حتی در دوستان ما تقویت شده است که احساست ضدعرب و گرایشهای شیعه گری و حتی تمایل به نوعی استقرار هژمونیک شیعی در ایران تقویت شده است. شاید بعضی رفتارها و مواضع در این زمینه مؤثر بوده است ولی آنچه باید به آن اندیشید کارگر افتادن تبلیغاتی است که در این زمینه علیه ایران میشود واگر ما درست فکر و عمل نکنیم این فکر تقویت شده و گسترش خواهد یافت و خیلی از دوستان را نیز از ما دور خواهد کرد.
برای زیارت به راس الحسین رفتیم. پس از ماجرای کربلا در سال 61هجری، پیکر مطهر امام حسین در کربلا به خاک سپرده شد.اما در مورد سر مبارک ایشان اقوال مختلفی ذکر شده است.اغلب پیروان اهل بیت معتقدند که سر مبارک حضرت به بدن ایشان در کربلا ملحق شده است اما برخی روایات میگوید سر مبارک ایشان در شهرهای اسلامی گردانده شد تا به شهر عسقلان در فلسطین رسید ودر آنجا به خاک سپرده شد و در سال 548 ه.ق. وزیر مومن فاطمیون در مصر بنام طلایع بن زریق، آن را به قاهره منتقل کرد. تعدادی از مورخان از جمله ابن خلکان، ابن بطوطه، ابن میسیر، قلقشندی، سبط بن جوزی، مقریزی، امام مصروی این روایت را نقل کرده و این نظر را پذیرفتهاند. نمیدانم چه مقدار این مکان و مطالبی که به آن نسبت میدهند صحیح است ولی در هر صورت مکانی است برای حرمت آل الله و اهل بیت عصمت و طهارت و خاندان مبارک ایشان که شمشیر ایشان و قرآنی نفیس به خط امام علی بن ابی طالب که در آن نگهداری میشود را زیارت کردیم. نماز خواندیم و سپس برای زیارت حضرت زینب به زینبیه قاهره رفتیم. نماز و دعا خواندیم. مجموعه جالبی در این مسجد است. وزارت اوقاف مصر اهتمام خوبی به نگهداری وحفظ و مرمت نسخ خطی این مکان کرده است. قریب هشت هزار نسخه در این مکان نگهداری میشود.آثار زیادی از ایران در آن دیده میشود.
به صورت خصوصی با امام الاکبر شیخ دکتر محمد صنطاوی صحبت کردم. وی یکی از قرآن پژوهان برجسته مصر و الازهر است.شخصیت جالبی است. اگرچه به حکومت وابسته است ولی در عین حال سلامت نفس و شخصیت وی مانع از تخریب شخصیتش شده است. از مجموعه کارهای قرآنی من مطلع بود. از من دعوت کرد تا مدتی به الازهر بیایم و یک دوره آنجا سپری کنم؛ این منتهای آرزوی من است.
روز 9 فروردین روز سنگینی بود، به اتفاق آقای خاتمی و همراهانشان زیارت سیده نفیسه مشرف شدیم.عبدالصوری نماینده وزارت اوقاف در قاهره به خوش آمدگویی پرداخت و گفت مردم قاهره از حضور شما خرسندند، سخنرانی شما بسیار ارزشمند بود. شما از محبین اهل بیت هستید که سفینه النجاه هستند. وی امام این مسجد، خطیب مخصوص امور سادات و رئیس مسجد نیز بوده است. یکی از مدارس تصوف خلوتیه حدود بیست هزار طرفدار دارد. آنها در خلوت خود استغفار و صلوات اهل بیت و توحید خدای سبحان تعالی میکنند. فرقه دیگر صوفیه و احمد بهزادی است که میلیونها طرفدار دارد. روحانیون مصر صحبت ویژهای با آقای خاتمی داشتند و هرکدام به ابراز لطف پرداختند. نماز عشا را درنیز مسجد سیده نفیسه خواندیم. حضرت نفیسه بنت حسن بن زید بن امام حسن مجتبی وصاحب کرامات و فضائل بوده است. به زیارت سیده عایشه دختر امام جعفر صادق رفتیم. مسجدی کوچک و زیارتگاهی متوسط بود.
علاقه مردم مصر به اهل بیت شگفت انگیز است گرچه هر دو مسجد را برای آقای خاتمی تعطیل کرده بودند و زائری در آن نبود(که خیلی هم موجب ناراحتی وی شد) ولی شنیده بودیم که نوعاً این اماکن مالامال از جمعیت است.توسل به این بزرگان واظهار ارادت به اهل بیت اگر بیشتر از آنچه در ایران اتفاق میافتد نباشد کمتر نیست. پس از زیارت این دو مکان که در مسجد رأس الحسین با آثار موزهای از جمله قطعهای از محاسن منتسب به حضرت پیامبر، شمشیر آن حضرت و جامه ایشان و خیلی چیزهای دیگر بود، از آنجا عازم دانشگاه الازهر شدیم.
" تاریخ ایرانی-دوشنبه ۰۹ اسفند ۱۳۸۹ "