گپ و گفتی با یکی از دوستان ارجمند خواننده وبلاگ (3)
سه شنبه 24 اسفند1389
ساعت: 13:3
جاهد :
سلام و درود و سپاس از گمنام جان بزرگوارم
از عنایتی که به این کمترین دارید و بلند نظری و همراهی و متانتی که در این مباحثه مفید بخرج دادید بی نهایت از محضر شریفتون سپاسگزارم. رفتار باوقار شما الگوی بسیار خوبیه برای همه کسانی که دلسوزانه داعیه دفاع از دین و آزادی و میهن رو دارند.اینکه میشه با مخالفان خود باب بحث و مذاکره رو باز کرد بدون اینکه ترس و واهمه ای از وادادگی و عدول از ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده مون داشته باشیم.
اصحاب فکر و نظر البته از سر دلسوزی قادرند از سر اندیشه و تامل گره کور موانع و معضلات مبتلابه جامعه رو به بهترین وجهی نشان داده و مانند آیینه بازتاب دهنده نقاط قوت و ضعف فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه شون باشند.
اما در پاسخ به موارد مرقومه شریفتون باید عرض کنم که :
1- جنبش سبز همانطور که شاید استحضار داشته باشید جنبشی متکثره که بر محور آزادیخواهی و دمکراسی خواهی شکل گرفته و اگه در طیف گسترده اون ملاحظه بفرمائید اثری و رد پایی از همه نحله های فرهنگی و سیاسی موجود در جامعه رو میتونید رصد کنید.
در واقع شما در همین مجموعه بزرگ میتونید شاهد وسعت و تنوعی به گستردگی جغرافیائی و قومی و اعتقادی ایران باشید.
از اقشار مذهبی-سیاسی گرفته تا لایه های سکولار دینی و غیر دینی باشاخه های متنوع قومی و منطقه ای خود.
خب محوریت این طیف وسیع و گسترده بر محور آزادی شکل گرفته و از پای بندان معتقد به نظام سیاسی جمهوری اسلامی که هنوز معتقد به اصلاح و تغییرات رفرمیستی نظام هستند گرفته تا احزاب و جریاناتی که اصولا مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی رو قبول ندارند.از دینداران معتقد بخدا بگیرید تا کسانی که حتی معتقد به مبدا’ و معادی نیستند.
همه و همه بر سر جامعه ای چند صدایی و متکثر برمحوریت مردمسالاری و دمکراسی با یکدیگر به توافق رسیده اند.
در این مجموعه عظیم البته شما دیگه نمیتونید از سخنگوی انحصاری واحدی برای این جنبش چندصدایی نام ببرید .نه اینکه جنبش مزبور اساسا فاقد نماینده و سخنگو باشه بلکه باید توجه کرد که سخنگو یان یا نمایندگان این جنبش فقط نماینده لایه یا دسته و گروه معینی از این طیف نیستد.اگر هم صحبتی از مواضع اختصاصی گروه مربوطه خود بکنند نمیشه اونو بعنوان موضع رسمی کل جنبش سبز بحساب آورد.
ما فرض میکنیم که گروهی بگن ما اکثریتیم چه فرقی میکنه شما بگید اونا اقلیتند.
ما که در اینجا بر سر عدد و رقم با هم چونه نمیزنیم محوریت بحثمون بر مبنای خواسته های تاریخی ملت ایرانه .
اینکه جنبش سبز اکثریت یا اقلیت باشه یک چیزه و اینکه طالب چه خواسته هایی هستند یک چیز دیگه.
جنبش سبز در سطح کلان جامعه سیاسی همانطور که ذکر کردم خواستار یک جامعه چند صدایی در تمام ابعاد سیاسی-اعتقادی-دینی-فرهنگی-اجتماعی و غیره اند.میگن باید به عقاید و باورها احترام گذاشت-حقوق زنان رو پاسداشت-اقلیتهای دینی و قومی رو سرکوب نکرد و مخالفان سیاسی رو نباید از ساختار حکومت حذف کرد-نباید بصرف داشتن عقیده ای متفاوت با نظام حاکم با شهروندان برخوردی قهر آمیز کرده و اونها رو روانه زندان کرده یا اونا رو از حقوق اساسیشون محروم کرد.
2- خاطره ای که ذکر فرمودید برام جالب و مفید بود.البته با اصلاح این نکته :
نیروهای انتظامی در زمان دولت اصلاحات تابع وزارت کشور نبودند البته جناب موسوی لاری وزیر کشور محترم وقت جانشینی فرماندهی کل قوا رو در امور انتظامی داشتند ولی البته در موارد خاصی که در فرمان رهبری مشخص بود پلیس و نیروی انتظامی از وزارت کشور در بعضی موارد حرف شنوی نداشت.در خیلی از جاها مثل برهم زدن تجمعات اعتراضی-حمله به کوی دانشگاه در سال 78 و مانند اون اساسا نیروی انتظامی کاری به دولت اصلاحات نداشت .نه اینکه اصلا همکاری و هماهنگی نبود بلکه دایره این مرافقت و همراهی وقتی به بعدسیاسی و امنیتی و برخورد با فعالان سیاسی و مدنی میرسید اونوقت بود که جدایی عملکرد مدیریت سیاسی حاکم بر وزارت کشور وقت که طرفدار توسعه سیاسی بود با نیروی انتظامی که نگاهی امنیتی و آمرانه د اشت کاملا محسوس بود.
ببینید در همین نمونه قشنگی که اشاره کردید وقتی اون فرمانده محترم سپاه با تواضع و فروتنی با مردم برخورد کرد و خواسته برحق اونها رو با آغوش باز پذیرفت و اجابت کرد دیدید که نتیجه گرفت و امنیت مجددا به اون منطقه بازگشت.
اگر اون فرمانده عزیز از همون ابتدا با مردم با خشونت مواجه میشد و بعدا به درگیری قهر آمیز با اونها پرداخته و به اصطلاح امروزیها زهرچشمی اساسی از اونها میگرفت اگر در کوتاه مدت هم بظاهر فضای اون ناحیه آروم میشد ولی در دراز مدت خطرات امنیتی حاد و خطرناکی متوجه اون محله و حتی محلات مجاور و همسایه با اون میشد.
اگر ما اساس تجمعات اعتراضی برحق مردم رو بپذیریم خب برادر من دیگه چه فرقی میشه بین خواسته ها ی برحق اقتصادی و معیشتی مردم با مطالبات و خواسته های برحق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اونا قائل شد.
مگه قانون اساسی جمهوری اسلامی حمایت از همه حقوق شهروندان رو به تفصیل ذکر و از اونها جانبداری نکرده؟
چرا ما قائل به تبعیض میشم و برای این خواسته های موجه و مشروع دیواری کشیده و پاره ای رو قبول و برخی رو رد میکنیم؟
افتومنون ببعض و یکفر ببعض.
به مصداق این آیه شریفه اگر مومنیم و داعیه دغدغه دینی داریم چرا باید به برخی احکام و قواعد دین که به نفعمون هست ایمان داشته و به بقیه اونا کاری نداشته و حتی اونها رو انکار کرده و به اون کفر بورزیم؟
شما میگید آقای موسوی لجبازی و تمرد کرد..خیلی خب بر فرض صحت گفته شما چرا دادگاه صالحه ای با حضور هیات منصفه در دادگاهی علنی برای آقایان موسوی و کروبی تشکیل نشد تا به درستی یا نادرستی ادعاهای اونا پی ببره؟
شما میدونید که دعاوی انتخاباتی از جمله دعاوی سیاسیه که میتونه در کلان نظام سیاسی و در هر دوره انتخاباتی برای حاکمیت پیش بیآد و موجه نیست که ما با نگاه امنیتی با اون برخورد کرده و جامعه رو به ناصواب دچار تشنج و تشویش و التهاب کنیم.
برادر عزیزم آقایان ازه ای- زاکانی- کوثری- باهنر و کوچیان که همگی نماینده مشخص یک جناح سیاسی خاصند که بالطبع در چارچوب مورد نظر خود طالب تامین منافع خاص جناحی خودند.
آقایان موسوی و کروبی باید با چه مجوزی منافع کلان ملت ایران رو در تامین و تضمین انتخاباتی سالم - آزاد و رقابتی فدای منافع محدود جناح حاکم کنند؟
باید به همین زودی وعده های انتخاباتبی خود رو به رای دهندگانشون فراموش کرده و برای تامین منافع شخصی خود به اردوگاه هیات حاکمه برند؟
گمنام عزیزم به نظر شریفتون آیا میشه با بخشنامه و آئین نامه و نظائر اون به جنگ قانون اساسی یک کشور رفته و اون رو از حیز انتفاع انداخت.
اگه اینطوره که اساسا چه نیازی به اینهمه صرف وقت برای تدوین و تصویب قانون اساسی وجود داره.بخشنامه و آئین نامه و مصوبه باید منطبق بر اوامر صریح قانون اساسی و تسهیل کننده حقوق اساسی و ثابت ملت که در این قانون پذیرفته شده باشه نه محدود کننده و سلب کننده اونها.
برادرم انصاف بدید. در سال 60 چه شرایطی بر کشور حاکم بود و الان چه شرایطی؟
در یکسال قبل از سال 1360 کشور در معرض تهاجم گسترده دشمن خارجی قرار گرفت که تمامیت ارضی و اسقلال سیاسی کشور رو در معرض خطری جدی قرار داده بودند.
در همه جای دنیا هم اگه خوب نگاه کنید شرایط جنگی با شرایط عادی فرق داره که البته من تا همین حد هم حاضر نیستم که با توجیه شرایط جنگی آزادیهای مشروع شهروندان از اونها سلب بشه
چنانکه در قانون اساسی هم اومده که حتی برای دفاع از تمامیت ارضی کشور هم نمیشه که آزادیهای مشروع شهروندان رو از اونها سلب کرد.
شما میگید قانون رو باید اصلاح کرد خیلی خب پس چرا در دولت خاتمی برای اصلاح قوانین محدود کننده حقوق شهروندی از قبیل جرم سیاسی-آزادی مطبوعات و نظایر اون اینهمه سنگ اندازی بر سر راه اجرای اونها برای دولت اصلاحات ایجاد شد؟
ما نمیگیم که به صرف داشتن یک عقیده خاص سیاسی مسئولین از جاده عدالت خارج میشن.ما به عملکرد افراد و دستگاهها کار داریم که متاسفانه در جناح حاکم نتونستیم به موارد روشنی از بیطرفی -عدالت و انصاف و برخوردی گشاده با حق حاکمیت ملی شهروندان و رعایت موازین اساسی و اولیه حقوق بشر برسیم.
ما بموجب اصل هشتم قانون اساسی که امر به معروف و نهی از منکر رو وظیفه ای واجب و همگانی و از حقوق مردم نسبت به حاکمیت دانسته به حاکمیت دلسوزانه نصیحت میکنینم که تا دیر نشده و فرصتها از دست نرفته به حقوق الهی و خدادادی و ذاتی این ملت آزاده توجه کنند و بیش از این عرصه رو بر ناصحان و دلسوزان این آب و خاک تنگ نکنند.امر به معروف ما دعوت اونها به بازگشتن حاکمیت به دامان ملت و نهی از منکر ما پرهیز اونها از توسل به زور و خشونت و سرکوبه.
درپناه حق پاینده و شاد و سربلند باشید
و من الله التوفیق
----------------------
گمنام :
سلام و رحمته الله
جناب اقای جاهد بازهم شرمنده فرمودید و حقیر را مورد لطف قرار دادید البته بزرگواری شما تازگی نداره هر چند کمی سخته که اسائه ادب کنم و پاسخی بر مطالب شما بگذارم اما بزرگواری شما و استفاده از نکاتی که می فرمائید من رو ترغیب به ادامه مباحثه می کنه اما بعد
۱ به نظر حقیر اگر بخواهیم نگاهی جامعه شناسانه به جنبش سبز داشته باشیم شاید بتوان گفت کل این جریان در مرحله شورش درجه بندی میشه چرا که شروع اون با یک رخداد بود و عوامل احساسی و واکنش مردم به اون شروع کننده جریان بود و تا امروز هم هر چند زیاد در مورد ارمانها و اهداف اون صحبت میشه اما یک راه و هدف و سیستم مشخص برای رسیدن به اون تعریف نشده و در صحنه جامعه نیز ادامه حیاتش وابسته به استفاده از عوامل احساسی و کمک از اونهاست در تحلیل جریانهای داخلی در جنبش سبز هم می تونیم بگویم تکثر نظرها و ایدها در به اصطلاح جنبش سبز انقدر زیاده که اونها رو به جزایر دور از هم تبدیل کرده هر چند که در نگاه عادی شاید این مسئله خودشو به وضوح نشان نده اما تفاوت دیدگها از نوع و شیوه عملکرد تا هدف و ارمان نشانه ها و دلایل خوبی برای جدای نگرشهای جاری در جنبش سبزه واون چیزی که فعلا اونها رو به هم نزدیک می کنه یک مولفه هست اونهم نارضایتی از وضع موجود و این عامل نزدیکی تا ان وقتی پایداره که وجود داشته باشه و اگر از بین بره اختلافات عمیقی حتی در مفهوم های مورد علاقه اونها از جمله دموکراسی ازادی و غیره به وجود میاد در کل می توان گفت بر خلاف نظر شما تکثر در فکر و اندیشه درون جنبش سبز یک انتخاب نبوده بلکه از سر اجبار و نفع بوده و به شدت متزلزل و ناپایداره وبر خلاف نظر شما بنده معتقدم اگر روزی این جنبش به مراحل حساس تر مثل انقلاب برسه مسلما این اختلافات و نداشتن وحدت در اهداف و نگرشها ضربه محکم و سد بلندی برای موفقیت اونهاست
۲ در مورد خاطره که گفتم همون طور که فرمودید در زمان اقای موسوی لاری این نیابت از سوی رهبری داده شده بود و البته طبق قانون نیروی انتظامی مجری دستورات شورای تامین استان و یا شهره
۳ جناب جاهد من به طور خاص بسیار موافق اعتراض و یا اظهار نظر ازادانه مردم در مورد مسائل مربوط به خودشون هستم اما نکته در نوع و روش این برخوردهاست اگر قرار باشه هر کسی به نام اعتراض وانتقاد هر عملی رو از سوی خودش و جریانش انجام بده نظم که مهمترین دلیل وجود سیستم و حکومته دچار اخلال و تردید میشه منظور من از ذکر اون خاطره این بود که نظام ( هر چند بعضی اشتباهات در برخورد نظام قابل کتمان نیست ) در برخورد با تجمعات حتی بدون مجوز نیز بر حق اعتراض مردم تاکید داره و هر عمل خلاف قانونی رو مجازات نمی کنه اما شکل اعتراضات بعد انتخابات جدا از بحث احساسیش یک واکنش غیر منطقی بود ایا میشود بدون رجوع به قانون برای حل مشکل از ابتدا مسئله رو به اعتراض خیابانی کشید بطور مثال ایا در ساعت اولیه و روز اول قطع شدن اب اون محله میشد خیابان رو بست ؟ایا میشه فردی که به مسئله ایی اعتراض داره از ابتدا شروع به اعتراض کنه اونهم از نوع خیابانی بکنه؟ در قضیه بعد از انتخابات از همون شب اول بنا به تحریک عوامل خارجی و داخلی یک حرکت غیر منطقی شروع شد که اصلا جهار چوب منطقی اعتراض رو طی نکرده بود اگر اقای موسوی بنا به قانون با ادله و سند موضوع تقلب رو گزارش می داد و سپس منتظر نظر مراجع قانونی می شد حتی اگر اونها رسیدگی نکردند راه برای شکایت در قوه قضائیه هم باز بود اگر باز هم راضی نبود بازهم مراجعه به رهبری امکان داشت و اگر دوباره این مسئله رسیدگی نمی شد اونوقت بود که اعتراض خیابانی توجیه منطقی داشت اما متاسفانه هیچ کدام از این راهها رفته نشد که البته دلایل اونهم برای من قابل حدث و گمانه واما یه خاطره دیگه یادمه شب اول بعد از انتخابات در شهر ما واکنشها از دانشگاه شروع شد در حالی که ۵۰۰ متر پایین تر از میدان مقابل دانشگاه تجمع شادی برای پیروزی احمدی نزاد برگزار بود در مقابل دانشگاه عده ای با اتش زدن کیوسک نگهبانی و ایجاد موانع سنگ پراکنی گسترده ایی رو انجام می دادند که متاسفانه همراه با انبوه پر تاب کوکتل صحنه رو مثل میدان جنگ کرده بود اما دستور صادر شده این بود که هیچ گونه برخورد تهاجمی صورت نگیره و فقط ارامش و نظم حفظ بشه و دستگیری فقط از کسانی باشه که بطور مشخص اقدام به تهاجم و حمله به ماموران می کنند جالبه بدونید در چند روز اول اغتشاشات میزان دستگیری بسیار کم بود و مردم علنا در مقابل نیروهای امنیتی اقدام به اعتراض می کردند اما رفتن بحث بسمت خشونت زیاد و وارد شدن عناصر ضد انقلابی و تغییر موضوع و حمایت خارجی ها از موضوع اغتشاشات نظام رو به برخورد با اغتشاشگران و معترضین رساند
۴ جناب جاهد ساز و کار دریافت مجوز برای تجمع یک قانونه و قانون رو نمیشه با گذشت زمان تفسیر کرد راه اون تغییر واصلاح اونه که چهارچوبش مشخصه در ادامه اینکه دریافت مجوز کاری عاقلانه هم می باشد واین یک رویه جاری در خیلی از کشورهاست البته من منکر بعضی از اعمال سلیقه ها نیستم اما بهر صورت برای کسانی که شعار قانون گرایی می دند عمل به قانون بد هم تا وقتی که قانون لازم و اجباریست
۵ منظور من از ذکر مصاحبه اون دوستان حرفهای بود که انها در گفتگو با اقای موسوی زده بودند و جوابهای که گرفته بودند مورد نظر بود اگر بخوانید متوجه میشید که چقدر اصرار این افراد برای پیگیری قانونی و عاقلانه موضوع از طرف اقای موسوی با دلایل و صحبتهای احساسی رد میشه و گاهی هم که پذیزفته میشه بعد از جلسه عمل نمیشه و همه اینها دلیلی برای اینه که نظام از ابتدا قصد حل کردن موضوع از طریق گفتگو رو داشته اما شوق بعضی از اقایان برای استفاده از اهرم اعتراضات خیابانی اونها رو از گفتگو دور کرد بعضی از اونها نگران از دست رفتن فرصت و خارج شدن مردم از شور و هیجان بودند واین مسئله در افول جریانات خیابانی مشهود و مشخصه در ضمن نامه جناب خاتمی به رهبری در همون مقطع هم در نوع خودش جالبه چون خود ایشون نیز اشاراتی به این موضوعات کرده بودند
ببخشید که جواب کمی طول کشید از عنایت حضرتعالی به نوشته های حقیر هم تشکر می کنم پیشاپیش هم سالی همراه با موفقیت و توفیق اللهی برای شما ارزومندم
-----------------------
پسر طلایی
چهارشنبه 25 اسفند1389 ساعت: 12:52
سلام.بحث بسیار جالبی بود.استفاده کردم و کلی سوال برام پیش امد که میرم از هردوی انها هم سوال میکنم.سوالاتی نسبت به سوالات شما هم داشتم.با توجه به ذیق وقت به موقع میام میپرسم.ولی در کل این مطالب عالی میباشد
---------------------
پسر طلایی :
شنبه 28 اسفند1389 ساعت: 12:7
سلام.بحث جالبی به راه افتاده.من دوست دارم که دوستان بعد از علنی کردن نظرات به وبلاگهای بقه دوستان هم سری بزنند و این نظرات را در وبلاگهای بقیه هم بگذارند.
جوابیه اقای باهری
درست است که نظام جمهوری اسلامی اشکال دارد.من هم قبول دارم.تازه شاید من از شما هم معترض تر باشم ولی دوست من چرا با عنوان تخلف انتخاباتی؟بگند معترضیم.به کدام عملکرد نظام اشکال وارد است؟بگید ما نیز بدانیم.مگه تخلف انتخابات رسیدگی نشد.مگه موسوی و کروبی در همه ی صندوقها نماینده نداشتند؟مگه ان نماینده ها بجز اعتراض در صندوقهای معدودی به مواردی دیگر هم اعتراض داشتند؟برفرض موجود اگر این صندوقها به انها هم تعلق گیرد باز هم اتفاقی نخواهد افتاد.دوست من شما مشخص کنید که با نظام جمهوری اسلامی مشکل دارید یا با ارکان نظام.مشکل خود را سریح اعلام کنید.
برادر اول که میلیونها ایرانی نبودند.هزارها بودند.اگر میلیون بودند نه دی بیرون می امدند.دوم.کدام اعتراض مسالمت امیز؟کجایش مسالمت امیز بود.برهنه کردن بسیجی و ....اصلا انها برای این کار مجوز نداشتند.غیر قانونی بود.شما نیروی انتظامی.اگه کسی سرپیچی کند از قانون برخورد نمی کنید؟مسلما بخورد میکنید.
به نظرم نباید توهینی بکار برده میشد.ولی این توهینات را موسوی شروع کرد.اون دولت مردمی را به همه چیز متحم کرد.
وقتی علیرضا نوری زاده همایت میکند.وقتی که اسرائیل خوشش می اید یعنی ما راه را اشتباه رفتیم.وقتی دشمن خوشحال می شود.پس ما اشتباه رفتیم.برادر من هم دلایلی دارم که می گویم امریکا و اسرائیل همایت می کردند.اوباما چند بار گفت موسوی.
این که گفتید چاره ای ندارد.برادر چاره نیست.منطق حکم میکند غیر از کنار امدن با منتقدان از انها نیز بهره برد که انشالله این چنین هست.
بهترین نظام نظام جمهوری اسلامیست و بهترین ولایت ولایت مطلقه فقیه می باشد
------------------------
پسر طلایی
شنبه 28 اسفند1389 ساعت: 12:8
سلام.جاهد جان من سوالات شما را به عنوان کامنتی در وبلاگم گذاشتم تا بحث به راه بیفتد
"راهی"