دوشنبه ششم فروردین 1386

ملاقات خاتمی با حسنی مبارک

مبارک گفته بود حتماً می‌خواهد با خاتمی خصوصی ملاقات کند و سپس عصر همان روز برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه عرب عازم ریاض بود. به خاطر این ملاقات افتتاحیه اجلاس را که قرار بود ساعت 9 باشد عقب انداخته بودند و به ساعت 11 موکول کرده بودند و این تصمیمات و اراده‌ها از خصائص رژیم‌های دیکتاتوری است که شکل بدی از آن در مصر حاکم است.آنچه مهم است اوامر دیکتاتور است ولواینکه صدها انسان فاضل و محترم و برنامه‌های از پیش تنظیم شده معطل و تعطیل شود و بالاتر از آن حتی اگر انسان‌هایی دربدر، تحقیر، شکنجه و کشته شوند. حکومت حسنی مبارک حکومتی نظامی- دیکتاتوری است، به خصوص نسبت به گروه‌ها و احزاب و بالاخص اخوان المسلمین مصر که پایگاه مهمی ‌در جامعه دارد بسیار سخت‌گیرانه عمل می‌کند. رفتارها همه نشان از جو دیکتاتوری- امنیتی شدید بر مصر دارد حتی در رفت وآمدها.هرجا که رئیس جمهور برود پیش از آن همه جا را نیروهای پلیس و امنیتی احاطه می‌شود، اعمال عادی شهروندان دچار وقفه می‌شود و... اینها همه نشانه ترس و سستی پایگاه فرعون مصر در جامعه است.حتی برای دیدار با ایشان در هر سطحی این محدودیت‌های امنیتی اعمال می‌شود.

گفتند فقط آقای خاتمی می‌توانند حضور داشته باشند که آقای خاتمی گفت چند نفر دیگر هم هستند که باید ما را همراهی کنند، قبول کردند ولی وقتی با تشریفات امنیتی خاصی به آنجا رسیدیم آقای خاتمی را به گونه‌ای راهنمایی کردند که فقط خود خاتمی با ایشان دیدار داشته باشد.رفتار ایشان بسیار گرم و صمیمی ‌بود ولی در مجموع سنگینی فضای امنیتی بر همه جا و همه چیز احساس می‌شد.از جمله اموری که نشانه ترس از مردم است، مشهود بود.به هر حال این ملاقات صورت گرفت. به مقر ریاست جمهوری رسیدیم، آقای مبارک به استقبال آقای خاتمی آمده بود و در سرسرای کاخ ایستاده بود و به گرمی ‌از خاتمی استقبال کرد. احمد نظیف، نخست وزیر هم بود، ولی جالب اینکه احمد نظیف، نخست وزیر و  من را اجازه ندادند تا در بخش اول ملاقات حضور داشته باشیم. در واقع این گروتکل مبارک است که اول خودش بایست ملاقات کند و سپس نخست وزیر و دیگران بیایند. بعد از گرفتن عکس و پس از حدود 45 دقیقه مذاکره بین خاتمی و مبارک سپس معلوم شد که تدارک صبحانه دیده‌اند که نشان دهنده اهتمام به این دیدار و احترام به آقای خاتمی بود و مبارک در طول ملاقات و پس از آن خیلی با احترام برخورد می‌کرد. در این مرحله من و آقای احمد نظیف، نخست وزیر که با هم نشسته بودیم و گپ می‌زدیم را دعوت کردند تا چهار نفره صبحانه را صرف کنیم و بحث و صحبت داشته باشیم.

 حسنی مبارک و احمد نظیف خاتمی و اینجانب بر سر میز صبحانه نشستیم. مبارک حرمت و احترام زیادی نسبت به آقای خاتمی می‌گذاشت و مدام از شخصیت و اندیشه‌های جهانی آقای خاتمی تجلیل می‌کرد. آقای خاتمی خصوصی به من می‌گفت آقای مبارک از کسانی است که دائماً حرف می‌زند و اگر انسان زرنگی نکند در جایی و در صورت پیدایش کوچکترین مجرا و منفذی حرف نزد، او همچنان ادامه خواهد داد و هرچند که اگر دیگری هم حرفی بزند با فاصله کمی‌ دوباره ایشان سر رشته سخن را به دست می‌گیرد.برخی از سیاستمداران یا اربابان قدرت عجیب شهوت سخن گفتن دارند و خودشان بیشتر از مخاطبان خودشان از سخن گفتن لذت می‌برند. فیدل کاسترو، قذافی، چاوز و خیلی‌های دیگر اینگونه‌اند.

 به هنگام صبحانه، ایشان خیلی گرم گرفت و خیلی هم گرم صحبت کرد که البته می‌تواند دو علت داشته باشد یکی خود محوربینی و اینکه بیش از دیگران، شخص حق حرف زدن و اظهار نظر دارد که غالباً این خصلت را در خودکامگان می‌بینیم، ثانیاً برای اینکه با سخنان دیگری در موقع انفعال قرار نگیرد و احیاناً مطلبی که به وی انتقاد می‌کند یا رد نظریات اوست را نشنود.

حسنی مبارک از حمله شدید به آمریکاییان و سیاست‌های اشتباه آمریکا در منطقه شروع کرد و اینکه موجودات خطرناکی هستند،همه جا دخالت می‌کنند، ناآرامی ‌ایجاد می‌کنند، دوست نمی‌شناسند، آنچه می‌شناسند مصالح و منافع خودشان است که بهر قیمتی می‌خواهند به آن برسند.از جمله در مصر رفتاری تحریک کننده دارند، مزدور استخدام می‌کنند و چند بار از الفورد (تنها رقیب انتخاباتی خودش) نام برد که مستخدم آمریکاست، معلوم بود که حسابی از رفتار آمریکایی‌ها در جانشین‌سازی نگران است و ترسیده است و گفت به خانم رایس گفته‌ام شما انسان‌های ضعیف و زبون انتخاب می‌کنید، به آنها پول و امکانات می‌دهید مثل الفورد. بعد از ملاقات، آقای خاتمی در ماشین به من می‌گفت، این حرف‌ها از جنس همان است که در زمان شاه می‌شنیدیم که هر کس مخالف وی بود مزدور اجنبی بود یا نوع دیگری که برخی به آن دامن می‌زنند را در ایران می‌شنویم که هرکس اندیشه و رفتاری غیر از آنچه مقبول حاکمیت است دارد یا خائن است یا مغرض یا جاهل!!! گرچه هم در ادبیات و هم در رفتار وضعیت ایران خیلی با آنچه در مصر و امثال آن می‌گذرد متفاوت است. هرچند که اصلاحات می‌خواست این وضع را نیز به نفع آزادی و عقلانیت و حرمت انسان و پاسخگو کردن دولت و حاکمیت عوض کند که احیاناً در بعضی جهات موفق بود و در خیلی جهات نه.

مبارک از مذاکراتشان با آقای بوش پسر، بوش پدر، رایس و دیگر آمریکایی‌ها و اعتراض‌هایی که به آنها نسبت به سیاست جنگ آمریکا در عراق داشته است سخن گفت.از اختلافات میان شیعه و سنی اظهار نارضایتی کرد وآن را توطئه دانست و گفت به آمریکایی‌ها گفته‌ام اکثریت مردم عراق شیعه‌اند. در لبنان بخش مهمی شیعه‌اند، همچنین در بحرین،کویت و... این آتش اگر برافروخته شود خاموش نشدنی است و نیز اگر با ایران برخورد شود همه در کنار ایران خواهند بود و غرب و منطقه زیان خواهد کرد و گفت در برابر این پرسش آمریکایی‌ها وانگلیس‌ها که اکثریت قاطع مردم منطقه سنی هستند، پاسخ داده‌ام اگر جنگی به ایران تحمیل شود دیگر شیعه و سنی نخواهد بود، تمام عالم اسلام در برابر شما خواهد بود و افزود که اینها دیوانه‌اند و هرکاری ممکن است بکنند، باید شما و ما مواظب باشیم. آقای خاتمی با زیرکی گفت آنچه مسلم است آمریکا دوست هیچ کس و هیچ یک از ما نیست و ایشان افزود که آنها اصلا دوست نمی‌شناسد، فقط منافع خود را می‌شناسند.

آقای خاتمی گفت آیا راهی جز نزدیکی ما، رفع سوء تفاهم‌ها، رهایی از پاره‌ای توهمات برای رسیدن به تفاهم هست؟ آیا می‌شود از خطر رهید در حالیکه در داخل نیز کسانی به همان حرف‌ها و اختلافات دامن می‌زنند که آمریکائی‌ها می‌خواهند؟ شما عازم ریاض برای شرکت در کنفرانس سران عرب هستید، خوب است سران عرب در جهت حل اختلاف و دورشدن از مشکلات موهوم حرکت می‌کنند و مشکل اصلی و واقعی را بشناسند و سخن اصلی را فراموش نکنند و دشمن را در داخل خود به حساب نیاورند و علیه کشورهایی که نقش مهمی در منطقه دارند، موضع گیری نکنند. دشمن واقعی امت عرب بیرون از منطقه است. مساله عراق و منطقه و نظایر آن ریشه‌های مهمی دارد که در خارج از خود ما است، منتهی تلاش می‌شود که اذهان از آن امر یا امور مهم به دشمنی‌های داخلی توجه شود.اگر حسن نیت وتصمیم به نزدیکی باشد بسیاری از مسائل را خودمان می‌توانیم حل کنیم.

در زمینه روابط دو کشور صحبت شد و آقای خاتمی گفت اگر عزم جدی برای حل مشکل سیاسی نیست لااقل بگذاریم این دو ملت بزرگ در زمینه‌های علمی، بازرگانی، صنعتی و...گسترش روابط بدهند.ایشان قبول کرد ولی طبق گفته حافظ منافع ما در مصر آقای رجبی با اینکه از جانب ایران سعه صدر هست، مصری‌ها در همه موارد بسیار سخت گیری می‌کنند.

 با این حال در سفر اولاً دادن صبحانه درآستانه سفر به خارج نشانه احترام به آقای خاتمی و اهمیتی بود که برای آقای خاتمی قائل شد. ثانیاً رفتار ایشان با آقای احمد نظیف هم رفتار یک بالادست مطلق با یک زیر دست مطیع بود و آقای نظیف هم واقعاً با ایشان چنان رفتار می‌کرد که گویا ارباب اوست، وضعی که مشمئز کننده بود آقای خاتمی می‌گفت نمونه‌های آن را در نزد خیلی از دیکتاتورها از جمله آقای صفر مراد نیازف دیده بودم. جالب اینجاست که از آقای خاتمی و مترجم سوال کردم که در بخش خصوصی ملاقات با حسنی مبارک آیا او حرفی خاص داشت.آقای خاتمی گفت همین حرف‌ها را در ملاقات هم زده است و صبحانه تکرار همان بحث‌ها بود.

حسنی مبارک بر سر میز صبحانه به اهمیت تمدن و فرهنگ ایران اشاره و از آن تجلیل کرد. وی با انتقاد از روند دموکراسی‌سازی بیگانگان در منطقه یادآور شد کشورهای مسلمان منطقه باید با همبستگی در برابر مشکلات وچالش‌های موجود مانع از دخالت‌‌های دیگران شوند. او گفت: منطقه دچار آشفتگی است. من به آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها تذکرات لازم را داده‌ام. من نمی‌توانستم به طور مستقیم بگویم ولی تلویحاً گفتم که اگر علیه ایران اقدامی‌ شود جهان عرب در مقابل و علیه شما خواهند بود. ایران یک کشور عادی نیست و دارای موقعیت ویژه در دنیای اسلام است. مبارک گفت با شیراک هم صحبت داشتم، وی می‌گفت شما سنی هستید. به وی گفتم حمله به ایران و تحریک دنیای اسلام علیه شما خواهد شد و این واقعه شیعه و سنی نمی‌شناسد. شیراک گفت پس سنی چه می‌شود. گفتم که شیعه و سنی در این ماجرا متحد خواهند شد.واقعا من نمی‌دانم همبستگی منظور نظر مبارک چیست؟ همبستگی میان قدرت‌های حاکم و مستبد یا همبستگی میان همه ملت‌ها؟! مگر می‌شود بدون تغییر در رفتار و اهمیت دادن به نقش مردم صحبت از همبستگی کرد.

 وقتی که مبارک از شیراک صحبت کرد، احمد نظیف به من لبخند و چشمک زد چون در هنگام صحبت‌های خصوصی‌ام به احمد نظیف، نخست وزیر گفتم من که در پاریس بودم، هر باری که این آقای حسنی مبارک به پاریس سفر می‌کرد و برای ملاقات به الیزه می‌رفت برای ما مشکل ایجاد می‌شد. در واقع برای ما ایجاد اشتغال می‌شد! دو، سه هفته بایست دوندگی می‌کردیم تا آثار سفر ایشان  و جوسازی که وی علیه ایران کرده بود را جمع و جور کنیم.

 احمد نظیف سر میز صبحانه گفت: در داوس هم گفتم، قدرت‌های بزرگ بایست اقدامات بزرگ انجام دهند.ایران قدرت بزرگی است و اقداماتش هم بایست در شأن و منزلت و جایگاه منطقه‌ای ایران باشد. احمد نظیف سال گذشته در اجلاس داووس حس ناسیونالیستی- عربی علیه ایران و موقعیت ایران در عراق داشت.

 مبارک هم گفت: من به ملک عبدالله چون مسولیت بزرگی دارد گفتم آمریکایی‌ها که با این اقدامات تنفر جهانی علیه خودشان را افزایش می‌دهند.آمریکایی‌ها گمان می‌کنند که هر چه بگویند مردم جهان و جهان عرب گوش می‌دهند در حالیکه اشتباه می‌کنند. آمریکایی‌ها دچار غرور کاذب شده‌‌اند. معلوم بود که حسنی مبارک از جانب آمریکایی‌ها تحت فشار است و نقره داغ شده است. مبارک گفت آمریکایی‌ها به دلیل غروری که دارند بسیار مغرورانه و بد رفتار می‌کنند. بی‌دلیل نیست که همیشه مشکل دارند، عقل در آنجا حکومت نمی‌کند. تنها نگرانی ما این است کهCowboy امروز امریکا(منظورش بوش بود) اقدامی‌ انجام دهد و پس از کسب موفقیت اولیه، قدرت را تحویل دموکرات‌ها بدهد. معلوم بود که مبارک نگران موقعیت خودش شده است.

خاتمی در پاسخ گفت: افراط در دنیای اسلام زیاد شده است.این نتیجه رفتار آمریکا و هم پیمانان آمریکا و سیاست‌های دوگانه آنهاست.افراط و افراطیون محصول و نتیجه رفتار دوگانه غرب است. اتحاد دنیای اسلام از اهمیت ویژه برخوردار است. رهبران عرب و امت اسلامی بایست هوشمند باشند. من مجددا به شما عرض می‌کنم حتماً با دوستانتان صحبت کنید. دشمن امت عرب و امت اسلامی را بیرون از منطقه جست‌و‌جو کنید! ایران در تمام مشکلات و بحران‌های دنیای اسلام در کنار آنها بوده است و هزینه‌های زیادی هم داده است.

مبارک: شما می‌بایست صدای عقلانیت خود را بلندتر کنید.ایران بایست خیلی مراقب باشد.

البته داشت کمی ‌تفتین هم می‌کرد. بدنبال تحریک کردن بود. مبارک آدم مارمولک و زیرکی است و گفت چرا مسائل خود را با آمریکا حل نمی‌کنید!

آقای خاتمی بحث گسترش روابط ایران و آمریکا در زمان کلینتون را مطرح کردند و گفتند شرایط متفاوت است. ما گام‌های خوبی برداشتیم، ولی آمریکایی‌ها دوگانه عمل کردند، در ایران هم در زمان من حل مسائل با آمریکا و غرب یک تابو بود ولی الان اینگونه نیست.متاسفانه در زمان من تندروهای دو طرف در آمریکا و ایران مخالف عادی سازی روابط بودند.

 مبارک: این کار برای آنها و منافعشان خطرناک‌تر شد.آمریکایی‌ها اشتباه کردند که به تفکری چون شما اعتماد نکردند. به مقامات آمریکا گفتم که دید جهان اسلام با شما متفاوت است. به پاول نیز گفتم این چه دموکراسی است که مدنظر شماست، دموکراسی قذافی خوب است(البته با شوخی) مدام قذافی را مسخره می‌کرد.وی می‌گفت قذافی یک تعریف خاصی از دموکراسی دارد. دمو یعنی مردم و کراسی به معنی صندلی است، پس ترکیب دموکراسی یعنی اینکه مردم روی صندلی بنشینند.خوب همه روی صندلی نشسته‌اند. به لیبی رفته بودم در چادر با قذافی بودم، صدای همهمه آمد. قذافی گفت بیا تا دموکراسی لیبی را به تو نشان دهم. وی با بلندگو با مردم صحبت کرد و گفت می‌خواهم نخست وزیر و وزیران را تعیین کنم، فلان کس نخست وزیر یا وزیرفلان، مردم کف می‌زدند و آن را تائید می‌کردند. قذافی به من گفت این دموکراسی رای مردم است و این سیستم سیاسی ما تحسین برانگیز است!! این نحوه انتخابات در لیبی بود و شیوه مردم سالاری در آن کشور.لیبی خودش حکایتی است. هر موقع بوش را می‌بینیم به او می‌گویم که دوست دارم دموکراسی عراق شما را ببینم. آنها به دنبال بر هم زدن جهان اسلام هستند. من به رایس گفتم که شما جاسوس‌های ضعیف را پیدا می‌کنید تا آدم‌های ضعیف شما بهانه‌ای برای دخالت‌های بیشتر شما باشند و به دنبال این نوع دموکراسی هستید!! آمریکای ابر قدرت به دنبال چیست؟ همین که رای را نشان دهند می‌گویند دموکراسی است، به عواقب پس از بحران و جنگ اصلا نمی‌اندیشند. آنها منافق هستند و آدم دروغگو و آدم‌های ضعیف‌النفس را می‌خرند.تمام سیستم سیاسی منطقه را بهم ریخته‌اند.

مبارک گفت در رابطه با خلیج عرب و خلیج فارس هم با رایس صحبت داشتم .هر موقع به جنوب خلیج فارس می‌روی بگو خلیج عرب و هرموقع به طرف ایران رفتی بگو خلیج فارس. جهان عجیبی است. آمریکا اصلا دنیا را نمی‌شناسد. بوش پدر بهتر بود و اکنون بوش پدر نگران است که دیک چنی پسرش را به کجا می‌برد. مبارک به هنگام تعریف این مطلب غش غش می‌خندید و می‌گفت البته ایران تاریخ، فرهنگ بلندی دارد. منطقه چاره‌ای جز همکاری با ایران ندارد.شما هم یک کمی آمریکایی‌ها و غربی‌ها را تحریک می‌کنید.این ماجرای اتمی ‌شدن ایران هم آنها را تحریک کرده است خوب است کاری کنید که اعتماد آنها را جلب کنید. من باورم این است که آنها بدنبال بهانه‌جویی هستند.

 آقای خاتمی نیز ضمن اشاره به رفتار تبعیض آمیز به عمل آمده با جمهوری اسلامی ایران در موضوع فعالیت‌های صلح آمیز هسته ای، وجود استانداردهای دوگانه و برخوردهای گزینشی را خطری برای همکاری و توسعه کشورهای مسلمان دانست و یادآور شد که مردم و دولت ایران مصمم هستند تا از حقوق خود درچارچوب معاهده عدم اشاعه دفاع کنند. وی دستیابی ایران به دانش هسته ای را امری بومی ‌برشمرد و تاکید کرد حقوق ایران امری نیست که با فشار برخی از کشورها نادیده گرفته شود.وی همچنین دخالت‌های قدرت‌های بیگانه در امر داخلی دنیای اسلام که با اتکا به مبارزه با تروریسم صورت می‌گیرد را بهانه‌ای دانست و خاطرنشان ساخت، تجربه غلط کشورهای غربی در رویکردهای دوگانه در واقعیات جهانی، زمینه ساز بروز بسیاری از بحران‌های امروز جهان اسلام است. وی دموکراسی‌طلبی را حق مسلم ملت‌های مسلمان خواند و تصریح نمود که دنیای اسلام برای افزایش نقش جوامع خود در حاکمیت سیاسی از الگوهای غیربومی ‌بهره نخواهد برد. جالب است بنویسم که آنجا که آقای خاتمی سخن از دموکراسی می‌کرد، آناتومی ‌صورت حسنی مبارک و اوقاتش بهم ریخت.احساس می‌کردم نسبت به این واژه دموکراسی آلرژی شدیدی دارد.نوعی خارش می‌گیرد و لبش تبخال می‌زند.

خاتمی می‌گفت امروز افکار عمومی علیه امریکاست.دولت آمریکا با فرار به جلو به دنبال بحران جدید برای توجیه حضور خود در عراق است و جنگ مذهبی شیعه و سنی از دسیسه‌های جدید آنها است.البته بیداری دولت و مرجعیت در عراق مانع موفق شدن این سیاست آمریکایی‌ها خواهد شد. من از شما توقع دارم که نسبت به این توطئه هوشیار باشید.به دوستان خودتان هم هشدار بدهید. امکان درگیری نظامی همه جانبه علیه ایران وجود ندارد آنها دارای مشکلات جدی هستند.موقعیت ژئوپولتیک ایران این اجازه را به آمریکا نمی‌دهد که این گستاخی را انجام دهد.ایران هم اینک آمادگی کامل برای دفاع از خود را دارد، موقعیت نظامی ایران بسیار خوب است.

 مبارک: من یک نظر دیگری هم دارم که آنها دیوانه هستند. آنها ضربه‌های هوایی خواهند زد.حملات هوایی جنبه روانی دارد نه جنبه نظامی.آمریکایی‌ها در پی تخریب هستند و ابتدا هم از تخریب اقتصادی، صنعتی شروع می‌کنند.

 خاتمی: تصور نمی‌کنم از لحاظ نظامی، تکنیکی و افکارعمومی توان این کار را داشته باشند.من 8 سال رئیس جمهور کشورم بودم. امکانات و قدرت بازدارندگی ما قابل مقایسه با هیچیک از سازمان‌های نظامی منطقه نیست.تصورم این است که آمریکایی‌ها خودشان خوب می‌دانند، اگرچه می‌خواهند کمی‌ شما و دوستانتان را هم نگران کنند.

 مبارک: آنها اگر موفق شوند همه چیز را به دست خواهند گرفت. آنها به مسائل جانبی نمی‌نگرند. نگاهی به عراق، افغانستان و سومالی داشته باشید. من نمی‌خواهم شما را بترسانم ولی می‌بایست همه سناریو‌ها را در نظر بگیرید.آمریکا تمام تلفن‌های ما را شنود می‌کند. با پررویی هر کار غیرقانونی را به نام امنیت انجام می‌دهند.

 مبارک راجع به شعارهای تند برخی از مقامات منطقه صحبت کرد و گفت: این نوع نگرش مشکلات شما و ما و دنیای اسلام را بیش از گذشته می‌کند و هر روز تهدیدات ایران را افزایش می‌دهد و من مدعی هستم که شما صدای عقلانیت و منطق و اندیشه در دنیای اسلام هستید. ملاقات اول ژنو خارج از پروتکل بود. می‌خواستم به ایران بروم اما رادیکال‌ها بسیار مخالفت کردند. باز هم می‌خندید و منظورش از رادیکال‌ها را به گونه‌ای دیگر بیان کرد. منظورش از رادیکال‌ها آمریکا و سیستم امنیتی خودش بود.

خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند. امیدوارم اجلاس سران عرب باعث ناآرامی ‌درمنطقه نشود. شما کمی‌ هم نسبت به مصالح شیعه و سنی و برخی از تندروها حساس باشید. دوستانتان را نصیحت کنید. با دوستی و تفاهم می‌توان بر مشکلات فائق آمد.

 مبارک: ما هم در پی آن هستیم تا بین سوریه و عربستان سعودی دوستی برقرار شود. مساله قذافی را هم خواستم حل کنم ولی دیوانه‌ام کرد و نتوانستم. شرط عجیبی مطرح شد. پادشاه عربستان بایست از قذافی عذرخواهی ‌کند.به سرهنگ معمر

گفتم تو می‌خواستی آنها را بکشی. تو نسبت به همه بدبین هستی. حالا بایست آنها بیایند از تو عذرخواهی کنند. به قذافی گفتم تو به عربستان فحاشی می‌کنی، آمریکایی‌ها سودش را می‌برند. من عربستان را بر حذر داشتم. قذافی خیلی از من دلخور است. آمریکایی‌ها به دنبال برهم زدن منطقه هستند.ایران بایست با تدبیر عمل کند.  رودررویی با آمریکایی‌ها به نفع شما نیست. من با شیعه مشکلی ندارم. آمریکایی‌ها دنبال فتنه هستند. اینها نه مصر را می‌خواهند نه شما را. البته منافع ما و منافع اینها یک جایی بهم می‌رسد. ایران می‌بایست کمی‌ با تدبیر عمل کند. آمریکایی‌ها هم به ما فشار می‌آوردند که از ما پایگاه بگیرند ولی ما با تدبیر عمل کردیم گفتیم پایگاه نداریم، ولی هواپیماهای شما برای سوخت‌گیری بیایند و بروند. ما از آنها زمان گرفتیم. شما هم خیلی می‌بایست دقیق عمل کنید، از آنها زمان بگیرید. من به سیستم نظامی و امنیتی خود دستور داده‌ام که به هیچ وجه آمادگی همکاری با آمریکا در قبال جنگ جدیدی در خاورمیانه را نداشته باشد.

مبارک بصورت تلویحی داشت اخباری را که شنیده بود و برای ما هم تازگی نداشت، کمی ‌آب داخلش می‌کرد و به ما می‌فروخت!

 سر میز صبحانه نیز از لزوم توسعه و علم و تحقیق وتکنولوژی و سرمایه گذاری درست صحبت کردیم و توضیحاتی از کارهای دوران آقای خاتمی از جمله در عرصهI.T  وICT، بایوتکنولوژی و نانوتکنولوژی، گسترش کمی ‌و کیفی دانشگاه‌ها، سرمایه‌گذاری درخور توجه در نفت و گاز و پتروشیمی‌ و صنایع و تجهیزات در کشاورزی و...داده شد و از وضعیت این امور از مصر پرسیدم. ایشان هم توضیحاتی داد که اجمالاً نشان می‌داد که مصر هم در جهت توسعه حرکت می‌کند، اگرچه نمی‌دانم بدون حداقلی از دموکراسی توسعه میسر است یا نه؟! از رشد بالای 5% و اینکه در آینده اضافه خواهد شد و از سرمایه‌گذاری خارجی در توسعه تحقیقات و تکنولوژی و...سخن گفت و مجدداً آقای مبارک رشته سخن را در دست گرفت به انتقاد از آمریکا و اینکه به دروغ شعار دموکراسی را می‌دهند، علاوه بر اینکه دموکراسی به درد منطقه نمی‌خورد، گفت به ایشان گفته‌ام که شما، منطقه را نمی‌شناسید، چطور می‌خواهید در یک جامعه قبیله‌ای مثل عربستان دموکراسی برقرار کنید یا در جاهای دیگر آنچه شما می‌گویید نتیجه‌ای جز هرج و مرج و آشفتگی ندارد.

خاتمی گفت درست است که آمریکا درست نمی‌گوید ولی دموکراسی چیز خوبی است، چرا ما نباید خودمان بر پایه امکانات و نیاز خودمان به سوی آن رویم تا بهانه به دست دیگران برای تحمیل سلطه خود به نام دموکراسی ندهیم.

گفت موافق نیستم و با خنده گفت دموکراسی؟ چه دموکراسی‌ای؟ مبارک نسبت به هرگونه مردم‌سالاری واکنش نشان می‌داد.

مبارک نکته‌ای را افزود که نشان دهنده عدم رضایت او از عبدالناصر است؛ گفت شعارها وحرف‌های قذافی مرا به یاد عبدالناصر می‌اندازد، انصافا که قیاس مسخره‌ای است.از قیاسش خنده آمد خلق را.

در پایان هم تا طبقه همکف و مدخل ساختمان آقای خاتمی را مشایعت کرد و از هم جدا شدیم تا آقای خاتمی و همراهان به اجلاس برویم و ایشان عازم سفر به ریاض شود.

 احمد نظیف نخست وزیر مصر هم  با آقای خاتمی ملاقات داشت. وی با تاکید براهمیت کشورش در توسعه روابط با جمهوری اسلامی ایران یادآورشد که دولت مصر معتقد است ظرفیت‌های فراوانی در حوزه مناسبات اقتصادی و فرهنگی میان دو کشور همچنان دست نخورده باقی مانده است. نخست وزیر مصر همچنین با تاکید بر نقش ممتاز جمهوری اسلامی ایران در توسعه ثبات دنیای اسلام خواهان گسترش همکاری‌های سیاسی کشورهای مسلمان در چارچوب سازمان‌های اسلامی و با تکیه بر اصل گفت‌و‌گوی درون اسلامی شده، تاکید کرد توجه و تمرکز قدرت‌ها و کشورهای بزرگ وظایف ومسؤلیت‌های مهم‌تری را هم ایجاب می‌کند، همان موضوعی که من در داووس مطرح کردم.

آقای خاتمی هم با اشاره به علائق و بنیان‌های مشترک میان مردم دو کشور، پرهیز از توجه به موارد افتراق و عزم طرفین برای حل مسائل باقیمانده را یادآور شد.ایشان همچنین به نقش پیشرو و تاریخی مصر در مبارزه استعمار بعنوان عنصر مکمل ایران در قرن اخیر اشاره نمودند.ایشان همچنین اتخاذ مواضع شفاف از سوی دولت‌های اسلامی را به عنوان یک ضرورت در برابر آنچه که هجوم فکری-سیاسی برخی قدرت‌های بیگانه نامیدند خواستار شدند. در این دیدار همچنین موارد زیر مطرح شد:

 نظیف: ما 30% رشد در تکنولوژی‌های نو داشته‌ایم.

 خاتمی: ما راهی به جز استفاده از تکنولوژی نداریم.باید رشد وتوسعه در زمینه IT وICT در نظر گرفته شود.

نظیف: متاسفانه چهارچوب مشخصی برای استفاده از تکنولوژی نداریم ولی می‌بایست مطالعات علمی ‌را باز بینی و در چهارچوب خاص آن جست‌و‌جو کرد. مصر و ایران می‌توانند در بعد اقتصادی با هم روابط مناسبی داشته باشند و باید خارج از دید سیاسی روابط گسترش یابد.

 من هم یک ساعت بصورت خصوصی با احمد نظیف نخست وزیر مصر صحبت کردم.

حمد نظیف نخست وزیر تکنوکرات مصر دانش آموخته کانادا واستاد دانشگاه و مهندس مخابرات است.روزگاری هم وزیر اتصالات(ارتباطات) بوده است.وی می‌گفت اجلاس سران کشورهای عرب تلاش می‌کند تا روی سه نکته جدی در رابطه با اسرائیل به توافق برسد.این اجلاس بیش از هر چیز روی مساله فلسطین تمرکز خواهد کرد. در صورتی‌که روی مسائل پایتخت اورشلیم و مرزهای 1967 و همچنین بازگشت آوارگان به اسرائیل به نتیجه برسند، مطمئنا اعراب و اسرائیل روابط خود را عادی می‌سازند. وی می‌گفت اسرائیل با مرزهای تاریخی 1967 مشکلی ندارد. نسبت به پایتختی قدس انعطاف نشان نمی‌دهد. به صورت اصلی با بازگشت آوارگان مساله جدی دارند و در صورتی که این مساله را قبول کند مشکلات جدی در داخل اسرائیل خواهند داشت.احمد نظیف گفت من در استانبول با معاون رئیس جمهوری ایران(داوودی) ملاقات کردم. ایشان به دنبال توسعه روابط بود ولی به دلیل وضعیت فعلی ایران اینک ما وضعیت مطلوبی برای عادی سازی و توسعه روابط نداریم. یک روز همین آقای احمدی نژاد فارغ از پروتکل‌های متعارف راجع به توسعه روابط با مصر صحبت کرد، بدون پشتوانه فکری و عملی این بحث را مطرح کرد. از دستگاه سیاست خارجی هم نپرسید که مصری‌ها در چه وضعیتی هستند! بهرحال این هم از وقایع اتفاقیه ماست. حال هم معاون ایشان در خواست توسعه روابط را دارد. او هم در همان جلسه پاسخ رد و منفی می‌دهد. او می‌گفت، فرزندم در ماه رمضان سال گذشته برای بحث قراردادهای مخابراتی در تهران بود. وی مدعی بود که ایرانیان نسبت به دین خودشان متادب به آداب نیستند و تعلقات دینی ایشان پایین‌تر از مردم مصر است و می‌گفت تعلق به تعهدات و اجرای احکام مذهبی در مصر جدی‌تر از ایران است. اندکی در باره تلفیق دین و سیاست صحبت کردیم و گفت ما در این زمینه مشکل جدی داریم. مذهب می‌بایست از سیاست جدا گردد.این کار حتی به نفع خود مردم است .تنها راه تقویت پایه‌های دینی مردم جداسازی مذهب و سیاست است. مساله‌ای که اینک ما در مصر داریم با رفراندوم قانون اساسی آن را جا می‌اندازیم که البته مشکل کمی ‌نیست و جدی است و در عین حال ما در همین متن استخراج شده قانون اساسی نیز به دنبال جدایی دین از سیاست هستیم.البته من برای او فضای اجتماعی و مذهبی ایران را تشریح کردم. وی را خیلی ضعیف النفس در برابر حسنی مبارک یافتیم.آدمی است که تکنوکرات است و تابع دستور مستقیم استبدادی آنجاست.

" تاریخ ایرانی-دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۹ "

آدرس منبع :