حكمت و عبرت در عهد عتيق (3 )

پيروز سيار، دربخش نخست گفت و گويي كه از منظرتان مي گذرد به توضيح درباره هدفش از ترجمه كتاب مقدس پرداخت. نحوه تعامل ايرانيان با قوم يهود در دومين بخش بررسي شد و در آخرين قسمت اين گفت و گو به تأثير كتاب مقدس بر ادبيات جهان مي پردازد.
• گروه فرهنگ و انديشه
| آيا مولوي ترجمه اي فارسي از كتاب مقدس در آن زمان در دسترس داشته است؟
* مولوي از زادگاه خود بلخ به قونيه آمده بود كه پيش از آن، جزئي از قلمرو بيزانس يا روم شرقي بوده است. البته لفظ روم در دوره اي به سرزمين يونانيان آسيا نيز اطلاق مي شده و از اين جهت قونيه را به نام روم مي خواندند. اما نام ملاي رومي بدين مناسبت به مولانا اطلاق مي شده كه ساكن آسياي صغير بوده است. به هر صورت مسلماً ترجمه هايي از كل كتاب مقدس يا بخشهايي از آن در آن پهنه وجود داشته است، خصوصاً ترجمه كتابهاي حكمت كه معمولاً از آنها براي تبليغ ديني استفاده مي شده است. البته اين كه مولوي ترجمه فارسي يا عربي از كتاب مقدس را در اختيار داشته، نكته اي است كه نمي توانم به آن پاسخ قطعي بدهم. تنها چيزي كه مي توانم بگويم اين است كه با مطالعه كتاب مقدس و متون ادبيات فارسي، به تشابهاتي از آن دست كه پيش از اين گفتم برمي خوريم. مثال ديگري از عهد جديد مي زنم. عيسي در انتهاي موعظه برفراز كوه خود كه از زيباترين و پرمحتواترين بخشهاي انجيلها است و به اعتقاد من يكي از شاهكارهاي ادبي سراسر زمانها است، مي گويد: «آنچه مقدس است به سگان مدهيد و نه مرواريدهاي خود را پيش گرازان اندازيد مبادا آنها را پايمال كنند و برگشته شما را بدرند» (انجيل متي، باب هفتم، آيه۶). اين تشبيه مرواريد و خوك عيناً در شعر معروف ناصرخسرو وارد شده است:
من آنم كه در پاي خوكان نريزم
مر اين قيمتي در نظم درّي را
امروزه در زبان فرانسه و نيز انگليسي اين سخن عيسي به صورت ضرب المثل درآمده است و اصطلاح مرواريدهاي خود را به پاي خوكان انداختن، يعني آنچه را كه گرامي و ارجمند است بر مردم سفله و محروم از ادب كه قادر به شناخت قدر و قيمت آن نيستند، عرضه كردن.
تعبيرات و اصطلاحات كتاب مقدس به وفور در زبانهاي اروپايي وارد شده است، آنگونه كه امروزه فرهنگهايي درباره اصطلاحات رايج در اين زبانها كه ريشه در كتاب مقدس دارند نگارش يافته است. مثلاً ضرب المثلي در زبان فرانسه هست كه مي گويد دوست جديد مانند شراب تازه، يا به تعبير شعراي ما «مي خام» است:
Un ami nouveau est comme un vin nouveau
اين مفهوم عيناً در كتاب يشوع بن سيرا كه در قرن دوم پيش از ميلاد نگارش يافته آمده است. در فصل نهم اين كتاب، آيه ۱۰ چنين مي خوانيم:
دوست ديرينه را وامگذار،
نورسيده با او برابري نكند
«دوست تازه چون شراب تازه است»،
بگذار كهنه شود تا به لذت از آن بنوشي.
| شما در مقدمه كتاب به اين نكته اشاره كرديد كه كتاب مقدس الهام بخش خيل عظيمي از متفكران ونويسندگان و شاعران و داستانسرايان برجسته دنيا بوده است. لطفاً درباره نحوه اين تأثيرپذيري توضيح دهيد؟
* تأثيرپذيري از متون ديني به صورتهاي مختلفي انجام مي پذيرفته است، بدين معني كه در درون گونه اي كه مي توان آن را «ادبيات ديني» ناميد، رده هاي متعددي به چشم مي خورد. پاره اي از نويسندگان نسبت به سنتهاي تفسيري و چارچوب روايي كتاب مقدس تبعيت بيشتري داشته اند و پاره اي ديگر براساس برداشتهاي آزاد خود از متون ديني كار كرده اند و ميان اين دو غايت، طيف وسيعي از روشها و شيوه ها وجود داشته است. براي روشن شدن مطلب، دو نمونه از نويسندگان اواسط و اواخر قرن بيستم فرانسه را ذكر مي كنم.
پل كلودل، شاعر و نمايشنامه نويس بزرگ فرانسوي، كه متأسفانه در ايران چندان شناخته نيست، نمونه اي از ادبيات قرن بيستم فرانسه است كه تحت تأثير متون ديني قرارداشته اند. معمولاً پل كلودل را در كنار آندره ژيد و پل والري، شيوخ ادبيات قرن بيستم فرانسه مي نامند. او در دوران جواني تحت تأثير عقايد مادي گرايانه مرسوم در اواخر قرن نوزدهم قرار داشت، اما بعدها اعتقادات ديني عميقي در وي پابرجا شد كه در آثار متعددش انعكاس يافت. او سالهاي واپسين زندگي خود را به مطالعه و تعمق در متن كتاب مقدس پرداخت و اقتباسهايي از داستانهاي آن را به صورت نمايشنامه منتشر كرد، از جمله داستان طوبيا و ساره را كه از قضا يكي از كتابهاي قانوني ثاني است، به صورت نمايشنامه درآورد. او در آثار ادبي خود، به شرح و تفسيرهاي رسمي و چارچوب متون كتاب مقدس تقيدي آشكار داشت، اما اين تأثيرپذيري در عالم ادبيات هميشه چنين مستقيم نبوده است. نمونه دومي كه مايلم از او نام ببرم، كريستيان بوبن است كه از نويسندگان سرشناس اواخر قرن بيستم و ابتداي قرن بيست ويكم فرانسه است. او نيز به فاصله چند دهه پس از پل كلودل، با الهام و تأثيرپذيرفتن از متون ديني، آثار ارزنده اي را در ادبيات فرانسه خلق كرد، اما به صورتي كاملاً متفاوت و با بهره گرفتن از برداشتهاي كاملاً آزاد خود از متن كتاب مقدس و حتي از مفهوم ايمان ديني.كتاب رفيق اعلي وي كه به ترجمه بنده چند سال پيش در ايران انتشار يافت، نشان دهنده برداشتهاي آزاد يكي از نويسندگان معاصر فرانسوي از متون ديني است و اتفاقاً يكي از جايزه هاي مهم ادبي كه به اين كتاب تعلق گرفته، به همين عنوان بوده است.
| از ميان كتابهاي قانوني ثاني كداميك بيشتر مورد توجه خودتان قرارگرفت؟
* من به همه اين كتابها و به كل كتاب مقدس علاقه دارم و اصولاً همين عشق و علاقه به من توان وارد شدن در اين كار را داد. البته اگر بخواهم از ميان كتابهايي كه در اين مجموعه ترجمه كرده ام يكي را انتخاب كنم، بايد بگويم كه آن كتاب يشوع بن سيرا است. اين كتاب حاوي يك دوره اخلاق عملي است و مانند اندرزنامه اي است كه حكيمي براي شاگردان خود تقرير مي كند. ظاهراً ادبيات آميخته با حكمت به مذاق ما فارسي زبانان خوشتر مي آيد و با بيان حكمت آميز ادبيات كلاسيك ما نزديكي بيشتري دارد. به اين دليل كتاب يشوع بن سيرا را مي پسندم و دوست مي دارم و تمثيلات اديبانه و استعار ه هاي حكمت آميز آن را زيبا و تأثير گذار مي يابم. البته اين سخن من منافي آن نيست كه با ديد سنجشگرانه به اين كتابها و مفاهيم و آموزه هاي اخلاقي كه در آنها مطرح شده بنگريم، همچنان كه درباره هركتابي و حتي متون ادبيات كلاسيك خودمان نيز چنين عقيده اي دارم، چرا كه معتقدم راه آينده از طريق سنجش وغربال كردن ميراث گذشته گشوده مي شود . آنچه از صافي اين سنجش بگذرد، مسلماً مفيد است و به طور طبيعي در ما رسوب خواهد كرد.
نكته اي كه دراينجا مايلم بر آن تأكيد كنم، اهميت مطالعه و تعمق دركتاب مقدس است كه قطعاً بايد به آن توجه شود. ما براي ايجاد درك متقابل با پيروان ساير اديان و نيز براي شناخت عميق تر فرهنگهاي ديگر، ناگزير هستيم منابع مكتوب سايراديان را بشناسيم. همان طور كه پيش از اين گفتم، كتاب مقدس مرجع ديني و معنوي حدود دوميليارد مسيحي دنيا است و بخش عهدعتيق آن كه در اصل نزد قوم يهود تدوين يافته و قسمت عمده آن را تشكيل مي دهد، كتاب ديني كليميان نيز هست. مي دانيم كه مسيح از ذريه داود بوده و «ربي» خوانده مي شده (انجيل يوحنا، باب ،۱ آيه ۳۹) كه در زمان عيسي لقب عالمان شريعت در نزد يهود بوده است. بنابراين شناخت اين كتاب براي ايجاد ارتباط فكري و روحي با پيروان دو دين بزرگ جهان كه به همراه اسلام تشكيل دهنده اديان ابراهيمي يا سامي هستند، ضروري است.
|ترجمه اين كتاب چقدر طول كشيد و شما با چه مشكلاتي روبرو بوديد؟
*ترجمه كتاب حدود سه سال زمان برد و حدود يك سال نيز وقت صرف حروفچيني واخذ مجوز وچاپ كتاب شد. ضمن ترجمه بسيار پيش مي آمد كه به عقب باز مي گشتم و قطعه يا حتي فصل كاملي را بارها و بارها بازنويسي مي كردم تا به قالب زباني كه به اعتقاد من مناسب بود، نزديك تر شود. مسأله ضبط اعلام تاريخي و جغرافيايي و يافتن معادلهاي اصطلاحات ديني نيز مشكل عظيمي بود. دشواريهاي ترجمه كتاب مقدس يكي و دوتا نيست، آن هم براي بخشهايي كه هيچ ترجمه قبلي از آنها در دست نيست. براي برگرداندن چنين اثري بايد تحقيقات تاريخي و جغرافيايي و ديني گسترده اي به موازات كار ترجمه انجام پذيرد. گاه تنها براي يافتن مرجع يك ضمير لازم است مدتها وقت صرف كنيد تا خللي در رساندن معناي متن واردنشود. و البته علي رغم تمام اين كوششها، به هيچ وجه مدعي نيستم كه از خطا دور بوده ام، چون اصولاً انجام چنين كاري از عهده يك نفرخارج است، كما اين كه ترجمه فرانسه اين نه كتاب را يازده نفر انجام داده اند كه جملگي از زمره عالمان سرشناس بوده اند، اما متأسفانه انجام كار گروهي درايران تاكنون چندان ميسر نبوده است. از اين جهت گمان مي كنم كارمن در مورد اين كتاب، باانتشار چاپ اول آن تازه شروع شده است ومن از ناشر كوشا و فرهنگ دوست كتاب خواسته ام كه تاچاپ سوم به من فرصت حك و اصلاح دهد تا بتوانم متني از هر لحاظ پيراسته پديد آورم. همين جا لازم مي دانم از زحمات نشر ني كه علي رغم مشكلات خرد و كلان عديده اي كه امروزه دركارانتشارات وجود دارد، موفق شد اين كتاب را به صورتي پسنديده به بازار عرضه كند، قدرداني كنم.

مشكل بزرگي كه در اجراي اين كار براي من و جود داشت دسترسي به منابع تحقيقي بود، چون زبان فارسي از اين حيث بسيار فقير است و از اين روي ناگزير بودم يكايك اين منابع را شخصاً با سختي و به بهاي گزاف از خارج تهيه كنم. هزينه اي كه براي تهيه اين منابع صرف شد احتمالاً در حدود نيمي از حقوق چاپ اول كتاب است كه قرار است درماههاي آينده به دست بنده برسد. درمملكت ما بارتمامي اين زحمات ومخارج برعهده مترجم يا نويسنده است و متأسفانه هيچ سازماني براي ارائه كمك جهت تسهيل كارهاي تحقيقي از اين دست وجود ندارد. درچنين شرايطي چگونه مي توان توقع ارتقاي كيفيت فرهنگي انتشارات را داشت؟ گاه به دليل دراختيار نداشتن منابع لازم، ناگزير بودم براي يافتن ضبط يك اسم خاص تاريخي يا جغرافيايي يامعني يك كلمه عبري هفته ها ، جست و جو كنم و در اين مورد اخير، يعني معني و ضبط الفاظ عبري، بايد بگويم كه آقاي سليمان حكاكيان در انجمن كليميان ايران كمكهاي شاياني به من كرد. اوشخص فرهيخته اي است كه زبان عبري و منابع ادبي آن رانيك مي شناسد و درباره تفسير كتاب مقدس و تاريخ بني اسرائيل اطلاعات گسترده اي دارد. او عمده مشكلات مرا درباره معني و كيفيت تلفظ الفاظ عبري رفع كرد. در چند مورد نيز كه براي ترجمه آياتي پيچيده نياز به رجوع به تفاسير كتاب مقدس بود، متوليان كليساي حضرت مريم كه گمان مي كنم منصوب واتيكان هستند و دروس كلام و الهيات مسيحي و تفسير كتاب مقدس خوانده اند، به من ياري كردند كه از ايشان نيز سپاسگزارم.
| پس از اتمام ترجمه، ارتباط شما با كتاب چگونه بود و آيا بازهم به تحقيق و ترجمه درباره ساير بخشهاي كتاب مقدس اقدام خواهيد كرد؟
*كتاب مقدس منبعي است كه تمامي اهل فرهنگ به انگيزه هاي مختلف، در طول عمر پيوسته با آن سرو كار دارند. ارتباط من با اين اثر به عنوان خواننده از سالها پيش و به عنوان مترجم از چند سال قبل برقرار بوده و فكرنمي كنم كه تاپايان عمرم نيز قطع شود. البته علاقه مندم كارديگري نيز دراين زمينه انجام دهم كه به نظرم خيلي مهم است و دشواريهاي زيادي دارد. اميدوارم بتوانم عهد جديد را به انضمام پانوشتهاي تفصيلي و ارجاعات حاشيه صفحات ، دقيقاً به شكل كتابهاي قانوني ثاني، به فارسي ترجمه كنم. البته حجم پانوشتهاي عهد جديد بسيار زياد است و درآنها ازنكات تفسيري وكلامي گوناگون سخن رفته كه اجراي ترجمه را بس دشوار مي سازد و باتوجه به حجم عهد جديد كه ترجمه فارسي آن به انضمام پانوشتها وحواشي گمان مي كنم حدود هزاروسيصد صفحه خواهد شد، اجراي اين كار زمان وانرژي زيادي را مي طلبد.
" روزنامه ایران-فرهنگ و اندیشه-دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۱ - ۱ رجب ۱۴۲۳-۹ سپتامبر ۲۰۰۲ "