به بهانه اتمام دومين فصل كاوش در تپه صرم

تپه صرم در ۱۶ كيلومتري جنوب شرقي قم و در بخش كهك واقع شده است. طي دو فصل كاوش انجام شده در اين محوطه آثار متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد به دست آمده است. در اين گورستان به دست آمده از عصر آهن بيش از ۷۰ قبر تاكنون حفاري شده است كه در آنها اشياي متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد كه درنوع خود بي نظير هستند پيدا شده است.
پوربخشنده سرپرست هيأت كاوش در پايان فصل دوم حفاري مي گويد اشياي به دست آمده از اين تپه به نظر من تاكنون بي نظير بوده است. تپه صرم گورستان متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد، اين تپه طبيعي كه جنس آن از سنگ هاي رسوبي فشرده است به نام كنگرومرا است در ۱۶ كيلومتري جنوب شرقي قم و در بخش كهك واقع شده. اين تپه در منطقه اي گرم و خشك قرار گرفته است اما به گفته اهالي محلي اين منطقه تا ۶۰ ، ۷۰ سال پيش داراي كشاورزي بوده است.
اين تپه ۱۹۲ متر طول و ۱۱۵ متر عرض دارد و ارتفاع آن از سطح زمين حدود ۶/۲۰متر مي باشد. اين تپه گورستاني بوده متعلق به عصر آهن كه با توجه به رنگ سفال هاي اين دوره به آن سفال خاكستري هم مي گويند.
در فصل اول كاوش گمانه زني هايي در ابعاد ۵*۵ در قسمت هاي مختلف تپه جهت تعيين حريم زده شد كه در تمام اين گمانه ها آثار متعددي كشف گرديد. در فصل دوم كاوش حفاري ها تنها در بخش شمالي انجام گرفت كه طي اين حفاري ها به ۷۰ گور متعلق به عصر آهن كه در آنها اشياي فراواني به چشم مي خورد دست يافتيم.
اين گورها از نظر تدفين بسيار قابل توجه هستند، تدفين ها همگي به شيوه جنيني يا خوابيده به پهلو با دست و پاهايي جمع شده صورت گرفته است. به گفته پوربخشنده در خاكسپاري مردگان باستاني در صرم جهت و سمت خاصي رعايت نشده است و جهت تدفين ها از شمال شرقي تا شمال غربي ادامه دارد، اين اجساد به احتمال بسيار زياد رو به آفتاب دفن شده اند يعني با توجه به جهتي كه خورشيد در ساعت فوت او داشته او را به همان سمت خورشيد دفن مي كردند.
از كنار اجساد موجود در ۷۰ گور مكشوفه آثار متعددي از جنس مفرغ، آهن و سفال به دست آمده است كه مشخصه بارز آن سفال نوع خاكستري است كه از نظر تنوع، شكل و تعدد بي نظير است و آنها را مي توان تنها با آثار به دست آمده از تپه قيطريه مقايسه كرد.
سرپرست هيأت كاوش در تپه صرم درباره قرار دادن ظروف مختلف در كنار اجساد مي گويد: طبيعتاً ساكنان اين منطقه در ۳۰۰۰ سال پيش به زندگي بعد از مرگ اعتقاد داشتند. از نگاه آنها انسان بعد از مرگ دوباره متولد مي شده و به ابزار ووسايل خود احتياج پيدا مي كرده به همين منظور آنها در كنار اجساد مردگان خود ظروف سفالي و ادوات جنگي را قرار مي دادند.
در كنار اجساد مردگان صرم اشياي فراواني از جمله سفالينه ها، آلات جنگي مفرغي و آهني به چشم مي خورد.
سفال هاي به دست آمده از داخل گورها از منظر نوع ساخت بي نظير هستند آنها از دو شيوه دست ساز و ساخت با چرخ ساخته شده اند. ظرف هاي به دست آمده از اين تپه همگي دهانه بسته اند، ظرف ها داراي شكل هاي انتزاعي هستند. ظروف لوله دار كه برخي از آنها براي مراسم مذهبي كار برد داشتند. از ظرف هاي قابل توجه اين تپه، ظروفي هستند كه در زمان خود به ملات گچ مرمت شده اند.
ديوارهاي قبرها خشت چين است، خشت هايي در ابعاد ۱۰*۲۰*۴۰ و ۱۲*۲۰*۳۵ و ابعاد كوچكتر كه به صورت بسيار هنرمندانه و ماهرانه ساخته شده اند. در داخل گورها به همراه اجساد مي توان حلقه ها، گردنبند هاي به گردن، النگوهاي در دست و خلخال هاي در مچ پا را ديد. جنس اين زينت ها همگي از مفرغ است. از ديگر لوازم زينتي مي توان به سنگ هاي عقيق و ديگر سنگ ها كه براي زينت استفاده مي شده اشاره كرد. در طي كاوش هاي انجام شده در اين گورها لوازم آرايشي از جمله تعدادي سرمه دان با سرمه داخل آن هم پيدا شده است.
در داخل برخي از گورهاي كشف شده دو يا سه جسد در كنار يكديگر به چشم مي خورند. همچنين در اين تپه كه تا عمق ۵/۶۰ متري آن حفاري شده است قبرهاي دو طبقه به فاصله ۲۰ سانتيمتري از هم ديده مي شود كه اجساد داخل اين گورها تقريباً متعلق به يك دوره زماني بوده است.مردماني كه اجساد آنها در داخل اين گورها قرار دارد مردماني كوچ نشين از قوم آريايي بوده اند كه دامداري پيشه شان بوده و زندگي شباني خود را حفظ كرده اند و به احتمال زياد از اين منطقه به عنوان يك چراگاه مناسب استفاده مي كرده اند، انسجام سفال ها و خشت ها نشان از پيشرفت اين مردمان دارد. وجود تعدد سفال ها بيانگر آن است كه اين قوم كوچ نشين براي پخت سفال ها از نظر مواد سوختي هيچ محدوديتي نداشته اند و اين خود مي تواند بيانگر آن باشدكه اين منطقه در آن زمان بسيار آباد بوده است.
پوربخشنده در آخر در مورد حفظ ميراث فرهنگي چنين گفت: «از ديدگاه من تمام ارگانها در حفظ ميراث فرهنگي نقش دارند. حالا از پاسداران ميراث فرهنگي گرفته تا نيروي انتظامي. ولي از همه اينها مهمتر خود مردم هستند كه بايد اين آگاهي در جهت حفظ ميراث فرهنگي خودشان بايد به آنها داده شود. مثلاً من در طي اين حفاري تعطيلاتم را در وسط هفته مي رفتم تا جمعه ها بتوانم در تپه حضور داشته باشم، چون جمعه ها اهالي محلي براي بازديد به سمت تپه مي آمدند و ما توضيحاتي در مورد تپه به آنها مي داديم چون آنها از اين تپه بعد از اينكه ما رفتيم نگهداري كنند. ايشان در آخر ابراز اميدواري كردند كه حفاري در اين تپه در فصل هاي آينده و در زماني بهتر از فصل تابستان كه دماي منطقه تا ۵۰ درجه مي رسيد، ادامه پيدا كند. و اين تپه بسيار گرانبها به حال خود رها نشود.
ولي الله خليلي
انجمن روزنامه نگاران، حامي ميراث فرهنگي
" روزنامه ایران-سرزمین مادری-