امام موسي صدر و منطق گفت وگو
• امام موسي صدر: شيعه بايد آنقدر قوي وقدرتمند شود تا بتواند
با ديگر طوايف و اديان تعامل و همزيستي برابر داشته باشد
با ديگر طوايف و اديان تعامل و همزيستي برابر داشته باشد
«با زبان خود سخن مي گويم و با قلب خود مي شنوم»
رويكرد جديد فرهيختگان و درد آشنايان جهان به گفت وگو ، از بين فرهنگي وبين تمدني گرفته تا گفت وگوهاي درون فرهنگي و درون ديني، همه حكايت از نياز كنوني انسان به تفاهم وهم فكري و هم دلي و خويشتن داري وصلح و امنيت و كمال دارد. بشر در عصر حاضر از بحران ها و تاريكيها، از تفرقه ها و دشمني ها از خودخواهيها و برترطلبي ها خسته وافسرده گشته ودر پي يافتن معناي زندگي است. در جست وجوي راه و روشي است كه بوسيله آن به معاني مشترك فرهنگي و مفاهيم مشترك ذهني دست يابد و با همكاري وهمفكري چاره اي براي بحران همه جاگير زمان بينديشد. از هر طرف در جست وجوي «كوكب هدايت» است و پس از تجربه هاي ناكام و راههاي بي سرانجام به اين نتيجه رسيده است كه بهترين وسيله براي قدم زدن در راه «مقصود» ، گفت وگوست:
رهايي از اين بحران ها با گفت وگو ميسر خواهد شد و نيز تبيين و تشريح و تصحيح طريق در گفت وگو صورت خواهد گرفت. با زورگويي، زورمداري و تحميل خود نمي توان در راه هدايت قدم زد و نيازهاي زمان را برآورده كرد و به آرامش رسيد. مشكلات و بحران هاي موجود كمتر بر تعلق افراد وگروهها به فرهنگهاي مختلف، اديان مختلف و طرز تفكرهاي مختلف مبتني است،بلكه بيشتر ناشي از عدم توانايي انسانها در گفت وگو و عدم پايبندي آن ها به تقوي است.
امام موسي صدر از بنيان گذاران مكتب گفت وگو در چهار دهه پيش است. و در روند فعاليت هاي خود پيوسته در صدد همفكري ، همدلي و تفاهم با گروههاي مختلف و صاحبان عقايد و مشربهاي متفاوت چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي بوده است. او كه رهبري شيعيان لبنان را از سال ۱۳۳۸ هجري شمسي تا زمان ربوده شدن نامردانه اش در سال ۱۳۵۷ برعهده داشت، ايراني الاصل بوده و تحصيلات حوزوي و دانشگاهي خود را در قم، نجف و تهران گذرانده است. هرچند، در مورد شخصيت و فعاليت هاي علمي، اجتماعي و سياسي ايشان چه در لبنان و چه در ايران كتاب ها مي توان نوشت، اما در اين مقاله تنها به راه و روش ايشان در باب گفت وگو در دوران حضور ايشان در لبنان اشاره مي شود.
گرچه ممكن است ابعاد مختلف مفهوم «گفت وگو» بدليل آنكه ظاهراً يك امر ساده و بديهي است، روشن نباشد، ولي واضح است كه مقصود ما از «گفت وگو» ارتباط انسان ها با يكديگر، با طبيعت و با هستي است، رساندن پيام خود به ديگري وشنيدن پيام ديگري، معرفي جايگاه وجودي خود و سعي در شناختن و به رسميت شناختن جايگاه وجودي ديگري؛ شنيدن پيام همه موجودات ، و همه طبيعت وآواي جهان ونيز تنظيم چگونگي ربط ورابطه وارتباط براساس اين شناسايي ها و شناخت هم بستگي و انسجام موجود در جهان.
بديهي است گفت وگوي واقعي، داراي شرايط والزاماتي است و تقوي وخويشتن داري مي طلبد. با توجه به فعاليت هاي امام موسي صدر وتوفيق ايشان در گفت وگوي بين اديان و گفت وگوي درون فرهنگي به ذكر چند نكته كه جزو شرايط مهم در اين الگوي موفق است، مي پردازيم:
۱ ـ خودآگاهي فرهنگي
امام موسي صدر در آغاز فعاليت خود در لبنان با مطالعه دقيق اوضاع ، به خوبي دريافت كه فقر فرهنگي و اقتصادي شيعيان بايستي كاهش يابد. زيرا كسي مي تواند در گفت وگو شركت كند كه بطور نسبي خودرا، فرهنگ خود را و موضع و جايگاه خود رابشناسد واستقلال نسبي، فكري ومالي داشته باشد. براي زدودن فقر فرهنگي، امام موسي صدر به ايراد سخنراني، تشكيل كلاسهاي منظم درس و مباحثه و تأسيس مدارس مختلف در آن سامان پرداخت و پيوسته با جوانان به بحث و تبادل نظر نشست.امام موسي صدر براي آنكه شيعيان استقلال اقتصادي خود را به دست آورند ودست تمنا بسوي اين و آن دراز نكنند، تلاش فراوان كرد و با برنامه ريزي و تشكيل كميسيونهاي مختلف بطرز آبرومندي آنان را به كار مشغول كرد و مؤسسات مختلفي براي آنان تأسيس كردو از اين طريق زمينه به دست آوردن خودآگاهي و اعتماد به نفس براي آنان فراهم مي گشت، تا بتوانند با عزت و اقتدار لازم و متناسب، در روند گفت وگو باديگر اديان و طوايف شركت كنند واوضاع اجتماعي خود را سامان بخشند.
جمله معروف ايشان پس از تأسيس مجلس اعلاي شيعه در پاسخ به ابهامات ديگر طوايف اين بود كه ، «شيعه بايد آنقدر قوي وقدرتمند شود تا بتواند با ديگر طوايف و اديان تعامل و همزيستي برابر داشته باشد».
۲ ـ احترام متقابل
امام موسي صدر به همه افراد احترام مي گذاشت، در برابر مردم تواضع داشت و براي وجود افراد و نظرياتش ارزش قايل مي شد. به همه امكان بالش و پرورش در حضور خود را مي داد و هنگام گفت وگو همه را تشويق به اظهارنظر ومشاركت مي كرد. امام موسي صدر معتقد بود: «هيچ ترسي از وجود افكار گوناگون و آراي جديد و قديم نداريم. ما بايد اعتماد متقابل ايجاد كنيم. اعتماد متقابل پديد نمي آيد، مگر با احترام متقابل. من بايد به تو احترام بگذارم و تو مرا محترم بشماري... وديگري را تحقير نكنيم».
۳ ـ كرامت انسان و آزادي
امام موسي صدر، انسان را داراي كرامت ذاتي مي دانست و هم از اين رو در فعاليتهاي خود، تنها به احقاق حقوق شيعيان اكتفا نمي كرد. بلكه رسيدگي به امور همه انسانهاي متعلق ووابسته به طوايف و جناحهاي ديگر را نيزوجهه همت خود قرار داده بود. براي مثال تأسيس سازمان حركت المحرومين براي دستگيري وتوان بخشي محرومين اجتماع لبناني از هر فرقه و طايفه بود. از نظر او، اديان «در پي دعوت به سوي خدا وخدمت به انسان... هستند». ونه آنكه ابزار دست سلطه جويان شوند وعده اي به نام دين و در واقع در جهت منافع خود و خدمت به خود تلاش كنند. ايشان معتقد بود: «وچون هدف را فراموش كرديم واز خدمت انسان دور شديم، خدا نيز ما را به حال خود واگذاشت واز ما دور شد و ما به راهها وپاره هاي مختلفي بدل شديم ودر پي خدمت به منافع خاص خود برآمديم و معبودهاي ديگر جز خدا را گزيديم وانسان را به نابودي كشانديم. اينك بياييد به راه درست و انسان رنجديده بازگرديم تا از عذاب الهي نجات يابيم؛ براي خدمت به انسان مستضعف و روبه نابودي گرد هم آييم تا در همه چيز و در مورد خدا يكي شويم.»
۴ـ كسب آگاهي
امام موسي صدر تأكيد داشت كه افراد نبايستي به دانستني ها و اطلاعات موجود خود نسبت به محيط و ديگران اكتفا نمايند و آن را مبناي قضاوت خود قراردهند و بر آن پافشاري كنند، بلكه درصدد كسب آگاهي بيشتر و فراگيري دانش باشند. اگر كسي با چنين موضعي به گفت وگو و مشاوره در امري بپردازد، امكان تبادل نظر و فراگيري و پيداكردن راه حل وجود دارد و برعكس، اگر كسي با اين گمان و يقين كه همه چيز را درباره موضوع مورد گفت وگو مي داند حضور پيدا كرد، هيچگاه روند گفت وگو به جريان نمي افتد. امام موسي صدر مي گويد: «من اندرز مي گويم و اندرز مي شنوم.»
و همچنين مي فرمايد: «انسان بر حسب تمايلات و نيازمنديهاي خود مي كوشد تا از جهاني كه در آن زيست مي كند آگاهي هايي به دست آورد. براين اساس، به قرائت سطوري از سطور نظام آفرينش مي پردازد. اين قرائت بر حيات انساني وي تأثير مي گذارد، دانش و بينش او را بالا مي برد و زندگي او را به دست تغيير و تحول بنيادين مي سپارد.»
۵ـ سعه صدر و دوري از پيشداوري
امام موسي صدر با سعه صدر با ديگران و نظرياتشان برخورد مي كرد و در گفت وگو همواره برآن بود بدون پيش داوري، حرف ديگران را بفهمد. سعه صدر در فكر و عمل او نه آن حالت انفعالي بود كه به صورت تحمل ديگران ظاهر مي شود، بلكه به آن مبنا كه انسان خود را به جاي ديگري بگذارد و سعي كند مسأله و موضوع را به طور موقت از منظر خاص وي نگاه كند.
امام موسي صدر مي گويد: «من با زبان با شما سخن مي گويم و با قلب حرفهاي شما را مي شنوم» با قلب شنيدن به معناي هم احساس شدن با ديگران و معاني مشترك پيدا كردن است.
رويكرد جديد فرهيختگان و درد آشنايان جهان به گفت وگو ، از بين فرهنگي وبين تمدني گرفته تا گفت وگوهاي درون فرهنگي و درون ديني، همه حكايت از نياز كنوني انسان به تفاهم وهم فكري و هم دلي و خويشتن داري وصلح و امنيت و كمال دارد. بشر در عصر حاضر از بحران ها و تاريكيها، از تفرقه ها و دشمني ها از خودخواهيها و برترطلبي ها خسته وافسرده گشته ودر پي يافتن معناي زندگي است. در جست وجوي راه و روشي است كه بوسيله آن به معاني مشترك فرهنگي و مفاهيم مشترك ذهني دست يابد و با همكاري وهمفكري چاره اي براي بحران همه جاگير زمان بينديشد. از هر طرف در جست وجوي «كوكب هدايت» است و پس از تجربه هاي ناكام و راههاي بي سرانجام به اين نتيجه رسيده است كه بهترين وسيله براي قدم زدن در راه «مقصود» ، گفت وگوست:
رهايي از اين بحران ها با گفت وگو ميسر خواهد شد و نيز تبيين و تشريح و تصحيح طريق در گفت وگو صورت خواهد گرفت. با زورگويي، زورمداري و تحميل خود نمي توان در راه هدايت قدم زد و نيازهاي زمان را برآورده كرد و به آرامش رسيد. مشكلات و بحران هاي موجود كمتر بر تعلق افراد وگروهها به فرهنگهاي مختلف، اديان مختلف و طرز تفكرهاي مختلف مبتني است،بلكه بيشتر ناشي از عدم توانايي انسانها در گفت وگو و عدم پايبندي آن ها به تقوي است.
امام موسي صدر از بنيان گذاران مكتب گفت وگو در چهار دهه پيش است. و در روند فعاليت هاي خود پيوسته در صدد همفكري ، همدلي و تفاهم با گروههاي مختلف و صاحبان عقايد و مشربهاي متفاوت چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي بوده است. او كه رهبري شيعيان لبنان را از سال ۱۳۳۸ هجري شمسي تا زمان ربوده شدن نامردانه اش در سال ۱۳۵۷ برعهده داشت، ايراني الاصل بوده و تحصيلات حوزوي و دانشگاهي خود را در قم، نجف و تهران گذرانده است. هرچند، در مورد شخصيت و فعاليت هاي علمي، اجتماعي و سياسي ايشان چه در لبنان و چه در ايران كتاب ها مي توان نوشت، اما در اين مقاله تنها به راه و روش ايشان در باب گفت وگو در دوران حضور ايشان در لبنان اشاره مي شود.
گرچه ممكن است ابعاد مختلف مفهوم «گفت وگو» بدليل آنكه ظاهراً يك امر ساده و بديهي است، روشن نباشد، ولي واضح است كه مقصود ما از «گفت وگو» ارتباط انسان ها با يكديگر، با طبيعت و با هستي است، رساندن پيام خود به ديگري وشنيدن پيام ديگري، معرفي جايگاه وجودي خود و سعي در شناختن و به رسميت شناختن جايگاه وجودي ديگري؛ شنيدن پيام همه موجودات ، و همه طبيعت وآواي جهان ونيز تنظيم چگونگي ربط ورابطه وارتباط براساس اين شناسايي ها و شناخت هم بستگي و انسجام موجود در جهان.
بديهي است گفت وگوي واقعي، داراي شرايط والزاماتي است و تقوي وخويشتن داري مي طلبد. با توجه به فعاليت هاي امام موسي صدر وتوفيق ايشان در گفت وگوي بين اديان و گفت وگوي درون فرهنگي به ذكر چند نكته كه جزو شرايط مهم در اين الگوي موفق است، مي پردازيم:
۱ ـ خودآگاهي فرهنگي
امام موسي صدر در آغاز فعاليت خود در لبنان با مطالعه دقيق اوضاع ، به خوبي دريافت كه فقر فرهنگي و اقتصادي شيعيان بايستي كاهش يابد. زيرا كسي مي تواند در گفت وگو شركت كند كه بطور نسبي خودرا، فرهنگ خود را و موضع و جايگاه خود رابشناسد واستقلال نسبي، فكري ومالي داشته باشد. براي زدودن فقر فرهنگي، امام موسي صدر به ايراد سخنراني، تشكيل كلاسهاي منظم درس و مباحثه و تأسيس مدارس مختلف در آن سامان پرداخت و پيوسته با جوانان به بحث و تبادل نظر نشست.امام موسي صدر براي آنكه شيعيان استقلال اقتصادي خود را به دست آورند ودست تمنا بسوي اين و آن دراز نكنند، تلاش فراوان كرد و با برنامه ريزي و تشكيل كميسيونهاي مختلف بطرز آبرومندي آنان را به كار مشغول كرد و مؤسسات مختلفي براي آنان تأسيس كردو از اين طريق زمينه به دست آوردن خودآگاهي و اعتماد به نفس براي آنان فراهم مي گشت، تا بتوانند با عزت و اقتدار لازم و متناسب، در روند گفت وگو باديگر اديان و طوايف شركت كنند واوضاع اجتماعي خود را سامان بخشند.
جمله معروف ايشان پس از تأسيس مجلس اعلاي شيعه در پاسخ به ابهامات ديگر طوايف اين بود كه ، «شيعه بايد آنقدر قوي وقدرتمند شود تا بتواند با ديگر طوايف و اديان تعامل و همزيستي برابر داشته باشد».
۲ ـ احترام متقابل
امام موسي صدر به همه افراد احترام مي گذاشت، در برابر مردم تواضع داشت و براي وجود افراد و نظرياتش ارزش قايل مي شد. به همه امكان بالش و پرورش در حضور خود را مي داد و هنگام گفت وگو همه را تشويق به اظهارنظر ومشاركت مي كرد. امام موسي صدر معتقد بود: «هيچ ترسي از وجود افكار گوناگون و آراي جديد و قديم نداريم. ما بايد اعتماد متقابل ايجاد كنيم. اعتماد متقابل پديد نمي آيد، مگر با احترام متقابل. من بايد به تو احترام بگذارم و تو مرا محترم بشماري... وديگري را تحقير نكنيم».
۳ ـ كرامت انسان و آزادي
امام موسي صدر، انسان را داراي كرامت ذاتي مي دانست و هم از اين رو در فعاليتهاي خود، تنها به احقاق حقوق شيعيان اكتفا نمي كرد. بلكه رسيدگي به امور همه انسانهاي متعلق ووابسته به طوايف و جناحهاي ديگر را نيزوجهه همت خود قرار داده بود. براي مثال تأسيس سازمان حركت المحرومين براي دستگيري وتوان بخشي محرومين اجتماع لبناني از هر فرقه و طايفه بود. از نظر او، اديان «در پي دعوت به سوي خدا وخدمت به انسان... هستند». ونه آنكه ابزار دست سلطه جويان شوند وعده اي به نام دين و در واقع در جهت منافع خود و خدمت به خود تلاش كنند. ايشان معتقد بود: «وچون هدف را فراموش كرديم واز خدمت انسان دور شديم، خدا نيز ما را به حال خود واگذاشت واز ما دور شد و ما به راهها وپاره هاي مختلفي بدل شديم ودر پي خدمت به منافع خاص خود برآمديم و معبودهاي ديگر جز خدا را گزيديم وانسان را به نابودي كشانديم. اينك بياييد به راه درست و انسان رنجديده بازگرديم تا از عذاب الهي نجات يابيم؛ براي خدمت به انسان مستضعف و روبه نابودي گرد هم آييم تا در همه چيز و در مورد خدا يكي شويم.»
۴ـ كسب آگاهي
امام موسي صدر تأكيد داشت كه افراد نبايستي به دانستني ها و اطلاعات موجود خود نسبت به محيط و ديگران اكتفا نمايند و آن را مبناي قضاوت خود قراردهند و بر آن پافشاري كنند، بلكه درصدد كسب آگاهي بيشتر و فراگيري دانش باشند. اگر كسي با چنين موضعي به گفت وگو و مشاوره در امري بپردازد، امكان تبادل نظر و فراگيري و پيداكردن راه حل وجود دارد و برعكس، اگر كسي با اين گمان و يقين كه همه چيز را درباره موضوع مورد گفت وگو مي داند حضور پيدا كرد، هيچگاه روند گفت وگو به جريان نمي افتد. امام موسي صدر مي گويد: «من اندرز مي گويم و اندرز مي شنوم.»
و همچنين مي فرمايد: «انسان بر حسب تمايلات و نيازمنديهاي خود مي كوشد تا از جهاني كه در آن زيست مي كند آگاهي هايي به دست آورد. براين اساس، به قرائت سطوري از سطور نظام آفرينش مي پردازد. اين قرائت بر حيات انساني وي تأثير مي گذارد، دانش و بينش او را بالا مي برد و زندگي او را به دست تغيير و تحول بنيادين مي سپارد.»
۵ـ سعه صدر و دوري از پيشداوري
امام موسي صدر با سعه صدر با ديگران و نظرياتشان برخورد مي كرد و در گفت وگو همواره برآن بود بدون پيش داوري، حرف ديگران را بفهمد. سعه صدر در فكر و عمل او نه آن حالت انفعالي بود كه به صورت تحمل ديگران ظاهر مي شود، بلكه به آن مبنا كه انسان خود را به جاي ديگري بگذارد و سعي كند مسأله و موضوع را به طور موقت از منظر خاص وي نگاه كند.
امام موسي صدر مي گويد: «من با زبان با شما سخن مي گويم و با قلب حرفهاي شما را مي شنوم» با قلب شنيدن به معناي هم احساس شدن با ديگران و معاني مشترك پيدا كردن است.

6ـ صداقت در گفت وگو
امام موسي صدر هميشه بر صداقت تأكيد مي داشت و ريا و دروغگويي را آفت و مانع بزرگي بر سر راه گفت وگو، همفكري و كمال مي دانست. او مي گويد: «در بسياري از آموزش هاي اسلامي آمده است كه گفتار انساني به اعتبار آنكه جزئي از وجود انسان است، بايد از قداست برخوردار باشد و كلمات از هرگونه زشتي و پليدي مبرا باشند.»
۷ـ شنيدن بعد اساسي گفت وگو
امام موسي صدر در گفت وگو پيوسته مخاطب خوبي بود. با دقت و توجه و حضور قلب كامل به حرفهاي ديگران گوش مي داد. امكان بالندگي افراد گفت وگو كننده را فراهم مي نمود و افلاطون وار روند شكوفاشدن گفت وگو كننده را حمايت مي كرد. او نه تنها در گفت وگوهاي مربوط به مسائل اجتماعي و سياسي خوب گوش مي داد، بلكه در روابط خود با دوستان و افراد فاميل هم اين چنين بود. از اين امر واهمه اي نداشت كه بعضي ها توجه و حضور او را در برابر سخنان ديگران نشاني از شاگردي او و استادي ديگران قلمداد كنند.
۸ـ محبت نسبت به همنوعان و احساس مسؤوليت اجتماعي
امام موسي صدر در ارتباطات خود و نحوه گفت وگوها به همه درس محبت مي داد. پيوسته درصدد خدمت به ديگران، بهبود وضع آنان و التيام درد آنان بود. از قول پيامبر گرامي نقل مي كرد كه: «هرگز به خدا و روز واپسين ايمان نياورده است كسي كه سير به بستر خواب رود، اما همسايه اش گرسنه باشد.»
۹ـ پرهيز از قضاوت شتابزده
از قضاوت و ارزيابي سريع درباره رفتار و گفتار ديگران پرهيز داشت و توصيه مي كرد واقعيت را آنطور كه هست، برداشت كنيد و نه آنطور كه مي خواهيد ببينيد. بسياري از منازعات و مشاجرات را از طريق توجه دادن طرفين به برداشت هاي غيرواقعي شان حل مي كرد. چنين بود كه خيلي دير كسي را محكوم مي كرد و عمدتاً در پي تفاهم و يافتن راه ميانه از طريق گفت وگو بود.
۱۰ـ خلاقيت
روش گفت وگوي امام صدر با ديگران، زمينه تهذيب نفس و همفكري و در نتيجه خلاقيت را فراهم مي ساخت. موفقيت هاي بزرگ ايشان و شيعيان لبنان همه گواه بروز خلاقيت آنان در آن برهه است و تأييدي بر راه و روش صحيح او در همفكري و همدلي و تفاهم با گروههاي مختلف اجتماع و يا به عبارت ديگر، گفت وگو بين مردم و گروه و طوائف مختلف است.
۱۱ـ نظم
امام موسي صدر معتقد و پايبند به نظم در برنامه ها به طور كلي و در جلسات گفت وگو بود. مي خواست گفت وگوها به طور منظم برقرار شود و روند گفت وگو داراي نظم خاص خود باشد. او مي گويد: «اگر بخواهيم فعاليت و تلاشمان به ثمر برسد و …، بايد منظم كار كنيم. بلبشو و بي نظمي جز فنا در اين دنيا نتيجه اي ندارد. زيرا دنيايي است كه همه چيزش منظم است.»
۱۲ـ مديريت و سازماندهي
امام موسي صدر در اوائل فعاليت هاي خود برنامه هايي را براي بالابردن خودآگاهي و عزت شيعيان به اجرا درآورد. در گفت وگوهاي مختلف در پي آن بود كه شيعيان ابتدا مدير رفتار و گفتار خود باشند و مغلوب عكس العمل ها و عادات ذهني خود نشوند و با اراده خود به محاسبه اعمال خود بپردازند و خود را مسؤول و متعهد نسبت به ديگران حس كنند و درراه بالابردن توانايي گفت وگو در اجتماع فعاليت كنند تا بتوانند اداره امور خود را به طور جمعي سازماندهي نمايند و با همفكري يكديگر در دست گيرند. در اين ارتباط، مجلس اعلاي شيعيان پس از تلاش فراوان امام صدر و اجتماعات عظيم مردم در سال ۱۳۴۸ هجري شمسي تأسيس شد. لازم به تذكر است كه طوايف ديگر لبناني در آن زمان هر كدام مجالس رسمي، قومي و ديني خاص خود را داشتند و با ارتباطات و گفت وگوهاي پارلماني به رتق و فتق امور طائفه خود مي پرداختند، ولي شيعيان همواره از اين حق قانوني خود محروم بودند و پيوسته اسير ظلم و جور ملاكان و فئودال هاي وابسته، در شرايطي محقرانه و پر از محروميت مي زيستند.
آنچه گفته شد، شرح مختصري از راه و روش امام صدر در گفت وگو با مردم بود. با توجه و تأمل و بررسي روند فعاليت ها، اقدامات و بيانات ايشان، مي توان نكات نانوشته بسياري از اين دست را پيدا كرد و به گوش جان سپرد و در روند گفت وگو به كار بست.
اين نوشته را با آيه كريمه اي از سوره احزاب كه به نقش مهم و تعيين كننده گفت وگو اشاره مي كند و امام صدر در مقاله اي در باب اسلام و كرامت انسان در سال ۱۹۶۷ ميلادي آن را مطرح كرده است، پايان مي دهيم.
يا ايهاالذين آمنوا اتقوالله و قولوا قولاً سديداً يصلح لكم اعمالكم و يغفرلكم ذنوبكم» (احزاب ۷۱)
اي كساني كه ايمان آورده ايد، تقوي پيشه سازيد و گفته استوار بگوييد تا بدين وسيله اعمال و كردارتان شايسته گردد و گناهانتان آمرزيده شود.
امام موسي صدر هميشه بر صداقت تأكيد مي داشت و ريا و دروغگويي را آفت و مانع بزرگي بر سر راه گفت وگو، همفكري و كمال مي دانست. او مي گويد: «در بسياري از آموزش هاي اسلامي آمده است كه گفتار انساني به اعتبار آنكه جزئي از وجود انسان است، بايد از قداست برخوردار باشد و كلمات از هرگونه زشتي و پليدي مبرا باشند.»
۷ـ شنيدن بعد اساسي گفت وگو
امام موسي صدر در گفت وگو پيوسته مخاطب خوبي بود. با دقت و توجه و حضور قلب كامل به حرفهاي ديگران گوش مي داد. امكان بالندگي افراد گفت وگو كننده را فراهم مي نمود و افلاطون وار روند شكوفاشدن گفت وگو كننده را حمايت مي كرد. او نه تنها در گفت وگوهاي مربوط به مسائل اجتماعي و سياسي خوب گوش مي داد، بلكه در روابط خود با دوستان و افراد فاميل هم اين چنين بود. از اين امر واهمه اي نداشت كه بعضي ها توجه و حضور او را در برابر سخنان ديگران نشاني از شاگردي او و استادي ديگران قلمداد كنند.
۸ـ محبت نسبت به همنوعان و احساس مسؤوليت اجتماعي
امام موسي صدر در ارتباطات خود و نحوه گفت وگوها به همه درس محبت مي داد. پيوسته درصدد خدمت به ديگران، بهبود وضع آنان و التيام درد آنان بود. از قول پيامبر گرامي نقل مي كرد كه: «هرگز به خدا و روز واپسين ايمان نياورده است كسي كه سير به بستر خواب رود، اما همسايه اش گرسنه باشد.»
۹ـ پرهيز از قضاوت شتابزده
از قضاوت و ارزيابي سريع درباره رفتار و گفتار ديگران پرهيز داشت و توصيه مي كرد واقعيت را آنطور كه هست، برداشت كنيد و نه آنطور كه مي خواهيد ببينيد. بسياري از منازعات و مشاجرات را از طريق توجه دادن طرفين به برداشت هاي غيرواقعي شان حل مي كرد. چنين بود كه خيلي دير كسي را محكوم مي كرد و عمدتاً در پي تفاهم و يافتن راه ميانه از طريق گفت وگو بود.
۱۰ـ خلاقيت
روش گفت وگوي امام صدر با ديگران، زمينه تهذيب نفس و همفكري و در نتيجه خلاقيت را فراهم مي ساخت. موفقيت هاي بزرگ ايشان و شيعيان لبنان همه گواه بروز خلاقيت آنان در آن برهه است و تأييدي بر راه و روش صحيح او در همفكري و همدلي و تفاهم با گروههاي مختلف اجتماع و يا به عبارت ديگر، گفت وگو بين مردم و گروه و طوائف مختلف است.
۱۱ـ نظم
امام موسي صدر معتقد و پايبند به نظم در برنامه ها به طور كلي و در جلسات گفت وگو بود. مي خواست گفت وگوها به طور منظم برقرار شود و روند گفت وگو داراي نظم خاص خود باشد. او مي گويد: «اگر بخواهيم فعاليت و تلاشمان به ثمر برسد و …، بايد منظم كار كنيم. بلبشو و بي نظمي جز فنا در اين دنيا نتيجه اي ندارد. زيرا دنيايي است كه همه چيزش منظم است.»
۱۲ـ مديريت و سازماندهي
امام موسي صدر در اوائل فعاليت هاي خود برنامه هايي را براي بالابردن خودآگاهي و عزت شيعيان به اجرا درآورد. در گفت وگوهاي مختلف در پي آن بود كه شيعيان ابتدا مدير رفتار و گفتار خود باشند و مغلوب عكس العمل ها و عادات ذهني خود نشوند و با اراده خود به محاسبه اعمال خود بپردازند و خود را مسؤول و متعهد نسبت به ديگران حس كنند و درراه بالابردن توانايي گفت وگو در اجتماع فعاليت كنند تا بتوانند اداره امور خود را به طور جمعي سازماندهي نمايند و با همفكري يكديگر در دست گيرند. در اين ارتباط، مجلس اعلاي شيعيان پس از تلاش فراوان امام صدر و اجتماعات عظيم مردم در سال ۱۳۴۸ هجري شمسي تأسيس شد. لازم به تذكر است كه طوايف ديگر لبناني در آن زمان هر كدام مجالس رسمي، قومي و ديني خاص خود را داشتند و با ارتباطات و گفت وگوهاي پارلماني به رتق و فتق امور طائفه خود مي پرداختند، ولي شيعيان همواره از اين حق قانوني خود محروم بودند و پيوسته اسير ظلم و جور ملاكان و فئودال هاي وابسته، در شرايطي محقرانه و پر از محروميت مي زيستند.
آنچه گفته شد، شرح مختصري از راه و روش امام صدر در گفت وگو با مردم بود. با توجه و تأمل و بررسي روند فعاليت ها، اقدامات و بيانات ايشان، مي توان نكات نانوشته بسياري از اين دست را پيدا كرد و به گوش جان سپرد و در روند گفت وگو به كار بست.
اين نوشته را با آيه كريمه اي از سوره احزاب كه به نقش مهم و تعيين كننده گفت وگو اشاره مي كند و امام صدر در مقاله اي در باب اسلام و كرامت انسان در سال ۱۹۶۷ ميلادي آن را مطرح كرده است، پايان مي دهيم.
يا ايهاالذين آمنوا اتقوالله و قولوا قولاً سديداً يصلح لكم اعمالكم و يغفرلكم ذنوبكم» (احزاب ۷۱)
اي كساني كه ايمان آورده ايد، تقوي پيشه سازيد و گفته استوار بگوييد تا بدين وسيله اعمال و كردارتان شايسته گردد و گناهانتان آمرزيده شود.
" روزنامه ایران-ویژه-
شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۱ - ۲۲ جمادي الثاني ۱۴۲۳ -۳۱ آگوست ۲۰۰۲ "
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۳۸۹ ساعت 15:50 توسط جاهد 137
|