078345.jpg

• شيمون پرز در سال۱۹۹۴ همراه با اسحاق رابين و ياسر عرفات جايزه صلح نوبل را دريافت كرد

• شيمون پرز گرايش بيشتري به سوي ميز مذاكره و صلح با طرف فلسطيني نشان مي دهد
ودر قياس با شارون و باراك او را مي توان درخط مشي سياست خارجي، ميانه رو دانست
• پرز اگرچه در مصاحبه اي گفت: «من نمي خواهم در يك جنگ مذهبي شركت داشته باشم»
اما سياست سركوب فلسطيني ها، حمله به روستاهاي فلسطينيان در لبنان
و نيز سركوب مخالفان عرب مذاكرات اسرائيل و ساف، در دوران نخست وزيري او ادامه داشت

اسرائيل شاهاك در كتاب «تاريخ يهود ـ مذهب يهود ـ بار سنگين سه هزارساله» چنين مي نويسد: «خط اصلي كه اسرائيل به عنوان دولت يهود براي مردم خودش، ديگر يهوديان و براي همسايگانش در بر دارد، در اراده آن براي توسعه ارضي و در سلسله جنگهايي كه بطور اجتناب ناپذير به دنبال آن مي آيند، نهفته است.
در عمل يك تحليل دقيق از استراتژي فراگير اسرائيل و از اصول افق سياست خارجي آن، به روشني نشان مي دهد كه سياست مؤثر اسرائيل را «ايدئولوژي يهودي» بيش از هر عامل ديگري تعيين مي كند.
بنابراين ايدئولوژي، كشورهايي كه در عهد قديم فرمانروايان يهودي بر آنها حكم راندند. يا اينكه خداوند آنها را به يهوديان وعده داده است بايد به اسرائيل به عنوان دولت يهود بازگردند.
علاوه بر اين از آغاز دولت اسرائيل، يك استراتژي اسرائيلي فراگير هم بسط يافته است كه بر ملاحظات صرفاً استراتژيك و قدرت طلبانه استوار است.
با اين حال خطوط سياسي به شيوه بن گوريون يا شارون كه با ايدئولوژي يهودي توجيه مي گردد، از استراتژيهاي صرفاً امپرياليستي هر چقدر هم جنايتكارانه باشد، بسي خطرناكتر هستند.»
اكنون شارون در رأس دولت اسرائيل چنين سياستهايي را با خط مشي افراطي و تند خود دنبال مي كند. گرچه رهبران اسرائيل در طول سالهاي گذشته كمابيش از چارچوبي كلي پيروي كرده اند، اما مي توان نوعي تمايز بين شيوه عمل احزاب مختلف و از جمله ليكود و حزب كارگر را قايل شد. شيمون پرز از اعضا و رهبران قديمي حزب كارگر است و در طول سالهاي فعاليتش تلاش داشته تا گرايش بيشتري به سوي ميز مذاكره و صلح با طرف فلسطيني، نشان دهد. در قياس با شارون و باراك او رامي توان در خط مشي سياست خارجي، ميانه رو دانست.
۶دهه در سياست
شيمون پرز در آگوست۱۹۲۳ در لهستان متولد شد.
در سال۱۹۳۴همراه باخانواده اش به تل آويو عزيمت كرد. در سال۱۹۴۳ بعد از چندسال اقامت در Kibbutz، او به عنوان رهبر جنبش جوانان كارگر انتخاب شد.
در ،۱۹۴۳ به عضويت نيروهاي دفاعي هاگانا درآمد و به سمت تأمين نفرات و خريد تسليحات گماشته شد. او در طول دوره نخست جنگ اسرائيل، اين سمت را حفظ كرد.
يك سال بعد، پرزبه عنوان فرماندهي نيروي دريائي اسرائيل انتخاب شد و در انتهاي جنگ، سمت نمايندگي تداركات وزارت دفاع در ايالات متحده را به عهده گرفت.
در ،۱۹۵۳ در سن ۲۹سالگي، پرز توسط نخست وزير وقت ديويد پن گوريون به سمت هماهنگ كننده وزارت دفاع انتخاب شد و تا سال ۱۹۵۱ آنجا بود. در طول اين دوره او صنايع هوايي الكترونيك اسرائيل را تأسيس كرد و مسؤول برنامه هسته اي اسرائيل شد. در ۱۹۵۹ پرز عضو پارلمان اسرائيل، كنست گرديد؛ اين عضويت تاكنون ادامه يافته است. از آن سال تا ۱۹۶۵ او به عنوان جانشين وزير دفاع عمل كرد. در ۱۹۶۵ همراه با ديويد بن گوريون، حزب كارگر ماپائي را ترك كرد و دبيركل رافاي (ليست كارگران اسرائيل) شد. در ۱۹۶۸ او شروع به ادغام رافاي وماپائي كرد تا «حزب كارگر» اسرائيل را شكل دهد. سال آينده او به عنوان وزير جذب مهاجران انتخاب شد و از ۱۹۷۰ تا ۷۴ به عنوان وزير حمل و نقل و ارتباطات عمل كرد. در ۱۹۷۴ بعد از يك دوره فعاليت به عنوان وزير آمار و اطلاعات، پرز به سمت وزير دفاع انتخاب شد، و اين مسؤوليت را تا سال ۱۹۷۷ ادامه داد. پيش از انتخابات ۱۹۷۷ كه حزب كارگر را درجايگاه اپوزيسيون قرارداد، پرز به عنوان رئيس اين حزب انتخاب شد. پستي كه تا ۱۹۹۲ بر عهده داشت، در طول اين دوره او به عنوان نايب رئيس «سوسياليست انترناسيونال» انتخاب شد.
به دنبال برقراري يك دولت وحدت ملي در سپتامبر ،۱۹۸۴ پرز به عنوان نخست وزير انتخاب شد و بين سالهاي ۸۴ تا ۸۶ در سمت جانشين نخست وزير و وزير خارجه عمل كرد.
پس از آن و از نوامبر ۸۸ تا انحلال دولت وحدت ملي در ۱۹۹۰ او به عنوان معاونت نخست وزير و وزير دارايي فعاليت كرد.
پيگير صلح؟
در ژولاي ۱۹۹۲ بعد از انتخاب دولت جديد كارگري، پرز به عنوان وزير خارجه انتخاب شد و دو سال بعد در سال ۱۹۹۴ او به همراه اسحاق رابين و ياسر عرفات، جايزه صلح نوبل را دريافت كرد. در پنجم نوامبر ۱۹۹۵ اسحاق رابين نخست وزير وقت، توسط يك صهيونيست افراطي ترور شد.
۱۸ روز بعد پرز به عنوان نخست وزير جاي رابين را گرفت. فعاليتهاي سياسي عمده پرز بعد از به دست گرفتن اين سمت (شروع گفت وگوهاي جديد صلح با حافظ اسد، رئيس جمهور سوريه ومعرفي چند وزير جديد دركابينه) نشانه اطلاع او از عمق وضعيت بحراني وانفجاري احتمالي و سياسي در آن زمان بود.
او در سخنراني ۲۲ نوامبر خود در مجلس اسرائيل گفت: «مذاكرات با سوريه مي تواند مشخصه يك صلح منطقه اي جامع را به دست آورد و اين در تمام حوزه هاي سياسي، اقتصادي و استراتژيك صادق است».
در مصاحبه اي با نيويورك تايمز، پرز مستقيماً راجع به بحران در درون اسرائيل و نياز براي تسريع «پروسه صلح» صحبت كرد. در همان زمان تايمز نوشت:«پرز معتقد است ترور رابين ممكن است سوريه اي ها را متوجه كرده باشد كه اسرائيلي ها راجع به مقاومت اسرائيلي ها در داخل اغراق نكرده اند. اين موضوعي است كه به نظر مي رسد آقاي اسد قبلاً هم متوجه شده باشد». در هرحال در همان زمان اختلاف در درون ارتش اسرائيل سبب شده بود تا شماري از نظاميان افراطي در صدد يك حركت ضدعربي به سمت مناطق فلسطيني نشين و در جهت كشتار آنان حركت كنند.
و به همين جهت بود كه رابين با معرفي خود به عنوان وزيردفاع سعي كرد لااقل تاحدودي كنترل خود بر ارتش را نشان دهد. به علاوه براي راضي كردن نظاميان، ايهودباراك را به عنوان وزير خارجه انتخاب كرد. پرز در همان روزها به نيويورك تايمز گفت: «من نمي خواهم در يك جنگ مذهبي شركت داشته باشم».
اين را نبايد ناگفته گذاشت كه پرز در اولين روزهاي فعاليت خود در سمت نخست وزيري در آن سال، به سياست اسرائيلي حملات نظامي به روستاهاي فلسطينيان در لبنان و سركوب مخالفان عرب مذاكرات اسرائيل و سازمان آزاديبخش فلسطين در كرانه غربي ادامه داد.
به هرحال پرز تا انتخابات مه ۱۹۹۶ در سمت خود باقي ماند.
شكست از راست هاي افراطي
موج حملات انتحاري فلسطينيان در اين مدت ادامه داشت و پرز درصدد پيروزي در دور بعدي انتخابات بود. به دنبال ترور اسحاق رابين، راست گرايان افراطي صهيونيست از وجهه واعتبار منفي برخوردار شده بودند و همين سبب شد تا حزب كارگر دعوت به انتخابات زودهنگام كند. به نظر مي رسيد پيروزي چشمگيري در انتظار آنان باشد.
رقيب اصلي آنان در اين انتخابات، حزب ليكود بود و نامزد آنها، بنيامين نتانياهو با اين وعده ها پا به مبارزه انتخاباتي گذاشته بود كه نظاميان اسرائيلي را به كرانه غربي گسيل كند، مذاكرات با سازمان آزادي بخش فلسطين را متوقف نمايد وخواسته هاي سوريه اي ها را براي ارتفاعات جولان رد كند.
دراين زمان گروه فلسطيني حماس هم يك سلسله عمليات انتحاري عليه اسرائيلي ها انجام داد كه به كشته شدن ۵۹ اسرائيلي منجر شد. اين حملات مي توانست افزايش سركوب در مناطق فلسطيني نشين و تضعيف عرفات را به دنبال داشته باشد. درماه آوريل، رژيم پرز دست به يك حمله نظامي ۱۷ روزه به جنوب لبنان زد كه درنتيجه صدها شهروند ساكن در اين مناطق به قتل رسيدند.
درهر حال نتيجه انتخابات نشان دهنده پيروزي نتانياهو با ۵۰‎/۴ درصد آراي دربرابر ۴۹‎/۶ درصد آراء پرز بود. نتيجه روشن انتخابات آن بود كه با پيروزي حزب ليكود، دامنه حملات عليه فلسطينيها و نيز فشار بركارگران اسرائيلي افزايش خواهد يافت. دور جديدي از تضادها و مشكلات سياسي و ا جتماعي با اين نتيجه قابل پيش بيني بود.
بعد از شكست انتخاباتي حزب كارگر، پرز به مدت يك سال ديگر در سمت رياست حزب باقي ماند.
موضع مشترك كارگر و ليكود
در ژوئن ،۱۹۹۷ ايهود باراك از اعضاي حزب كارگر كنست به عنوان رئيس جديد حزب انتخاب شد. طي سالهاي بعد و از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ شيمون پرز به عنوان عضو كميته دفاعي و روابط خارجي كنست فعاليت كرد.
از جولاي ۱۹۹۹ تا مارس ۲۰۰۱ نيز او به عنوان وزير همكاريهاي منطقه اي در دولت حضور داشت.
از رويدادهاي مهم اين سالها مي توان به بازديد ناگهاني آريل شارون (عامل جنايت صبرا و شتيلا و رهبر وقت حزب ليكود) درسپتامبر سال ۲۰۰۰ از حرم مسجد الاقصا اشاره كرد. اين بازديد تحريك آميز در واقع در آن روزها به منزله جرقه اي برانبار باروت محسوب مي شد و درپي خود شعله ور شدن انتقاضه دوم فلسطينيان را به همراه داشت.
درواقع اين بازديد شارون، اقدامي از پيش محاسبه شده و ظاهراً با هماهنگي و توافق باراك ، رياست وقت دولت (واز اعضاي حزب كارگر) بود. پاره اي از تحليلگران معتقد بودند كه چنين اقدامي، ادعاي اختلافات عميق بين احزاب ليكود وكارگر را رد كرده و روشن مي ساخت كه هردو حزب درقبال موضوع بيت المقدس مبني بر اينكه اين شهر پايتخت يكپارچه و ابدي اسرائيل است، موضع واحد و مشتركي دارند.
از سويي، طرفداران صلح اسرائيل و فلسطين نيز اقدام شارون را در راستاي به چالش كشيدن دور جديد مذاكرات صلح و ممانعت ازطرح دوباره تقسيم بيت المقدس و تلاش براي ساقط نمودن دولت باراك مي دانستند درماه هاي بعد همچنان آتش بحران درمنطقه شعله ور بود.
خاورميانه جديد براي اسرائيل
به هرحال ، شيمون پرز درمارس ۲۰۰۱ به عنوان وزير روابط خارجه و معاونت نخست وزير انتخاب شد. او دراين مدت مؤسسه اي را باعنوان انستيتوي تحقيقات صلح و با هدف پيش انداختن و اجراي پروژه هاي اقتصادي منطقه اي ايجادكرد.
پرزصاحب يك دخترودوپسر است. وي ۱۰ كتاب تأليف كرده كه از جمله آنها گام بعد «خاورميانه جديد ، براي آينده اسرائيل» و «جنگ براي صلح» است.
كتاب جنگ براي صلح در واقع اتوبيوگرافي پرز محسوب مي شود و او به توصيف دوران كودكي اش در لهستان، مهاجرتش به فلسطين و پيشرفت سياسي اش درسالهاي بعد مي پردازد.
پرز بيش از نيم قرن در بحبوحه حوادث سياسي حضور و بارهبران سايركشورها برخورد داشته است كه شرح او بر شخصيتهايي همچون ميتران، نيكسون و كلينتون در اين كتاب، ناگفته هايي را بازگو مي كند.
پرز دراين كتاب همچنين به پاسخگويي به اظهارات اسحاق رابين رقيب قديمي خود در حزب كارگر كه در اتوبيوگرافي سال ۱۹۷۹ خود نوشته پرداخته است.
وي همچنين به شدت ازرهبران ليكود از جمله بگين ـ براي ناتواني اش در كنترل سياستهاي آريل شارون در لبنان ـ و اسحاق شامير ـ براي تخريب پروژه صلحي كه پرز درمذاكرات سال ۱۹۸۷ خود با ملك حسين پادشاه اردن دنبال مي كرد انتقاد مي كند.
پرز و جمهوري اسلامي ايران
پرز در مصاحبه اي با مجله الشرق الاوسط (تابستان ۱۳۷۵) ايران را «دشمن شماره يك صلح منطقه» عنوان كرده و گفته بود: «جهان امروز بر حزب الله و حماس و جهاد فشار مي آورد و در پايان بايد بهاي آن را بپردازد». جالب آنجاست كه وي درپاسخ به اين پرسش خبرنگار كه «چه كسي ايران را وادار به پرداخت اين بها مي كند؟» پاسخ داده بود: «جهان و همين طور اسرائيل»!
پرز همچنين در مصاحبه اي با روزنامه هاآرتص (بهمن ۷۵) گفته بود: «خاورميانه بر سر يك دوراهي بسيار خطرناك قرارگرفته است كه در يك سو انقلابي براي صلح با اقتصادي جديد و در سويي ديگر انقلابي به سوي اصولگرايي ديني با سلاح هاي جديد قراردارد.»
وي افزوده بود: «من آشكارا قدرت انقلاب اسلامي را كه به سوي يك ميلياردو۳۰۰ ميليون مسلمان در جهان اسلام در حركت و در حال فراگير شدن است، مشاهده مي كنم».
به عقيده پرز: «اين انقلاب براساس قداست و داستانهاي معجزه و وعده به بهشت استوار است و دهها هزار تن از روحانيون و سازمانهاي بسياري در تمام جهان را در خدمت خود دارد».
پرز در يك سخنراني در دانشگاه كاليفرنيا هم كه در مهر ۷۵ انجام شد، اظهار داشت: «ايران، مأخذ، مبدأ و سرچشمه ترور است، نه تنها در خاورميانه حتي در آمريكاي جنوبي و آمريكاي شمالي».
حمايت از عرفات
پرز، وزير خارجه دولت آريل شارون، ماه گذشته با انتقاد و ابراز تعجب از سخنان جورج بوش در مورد ياسر عرفات، گفت: «بوش دارد اشتباه بزرگي مي كند. ايجاد دولت فلسطين به شرط تغيير در رهبري فلسطيني ها يك اشتباه است. عرفات به مدت ۳۵ سال رهبري فلسطيني ها را برعهده و هميشه در عرصه هاي بين المللي حضور داشته است؛ او با يك سخنراني حذف نمي شود!!.
به عقيده پرز: «گردابي كه منطقه در آن گرفتار خواهد آمد به عمق انتظاراتي خواهد بود كه از اين سخنراني مي رود؛ بايد منتظر حمام خون بود».
مرزبندي با شارون
شيمون پرز معتقد است: «خشونت بين نيروهاي اسرائيلي و فلسطينيان بايد متوقف و مذاكرات مسالمت آميز آغاز شود».
وزير خارجه اسرائيل در ديدار فروردين ماه امسال اش با وزير خارجه تركيه افزوده بود: «ما بايد تيراندازي را متوقف و گفت وگو را آغاز كنيم؛ تيراندازي به سود هيچ طرفي نيست. اميدواريم براي توقف تيراندازي راهي پيدا شود».
در مرزبندي مشخصي با آريل شارون، شيمون پرز تيرماه، سال جاري، گفت كه اگر دولت شارون در دره و رود اردن در امتداد بخش شرقي كرانه باختري «منطقه حايل» ايجاد كند، استعفا خواهد كرد.
اينكه ميانه روي از نوع اسرائيلي و با قرائت شيمون پرز، چقدر در تحولات فلسطين و مناسبات بين المللي اسرائيل مؤثر است، بايد به انتظار نشست. آنچه كه در جريان است، حملات غيرانساني و اقدامات تماميت طلبانه و با خوي اشغالگرانه دولت شارون است.
 
" روزنامه ایران-صفحه ۷ ضمیمه-سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۱ - ۴ جمادي الثاني ۱۴۲۳ "