سومين جنگ اعراب و اسرائيل
اسرائيل طي كمتراز شش روز چهاربرابر سال ۱۹۴۸ سرزمينهاي اعراب را غصب كرد.
ارتش مصر درصحراي سوزان سينا متلاشي شد.
ناصر استعفا داد ولي با تظاهرات صدهاهزارمصري به كار خود ادامه داد.
اسرائيل برخلاف قطعنامه شوراي امنيت به اشغال سرزمينهاي اعراب ادامه داد.

دربهار سال ۱۹۶۷ اسرائيل درصدد بهانه براي شروع جنگ بود و حركات تحريك آميزي مي كرد كه مصر را به جنگ بكشاند. درآن زمان خبر دروغي توسط عوامل اسرائيل پخش شد مبني براينكه اسرائيل درتلاش سرنگون كردن دولت نظاميان درسوريه است. خبري كه صحت نداشت واسرائيل درتلاش آن بود كه اعراب را تحريص به شروع جنگ كند.
حساب غلط
جمال عبدالناصر با يك حساب غلط تصور مي كرد درجنگ جديد ارتش مصر پيروز خواهد شد. به همين جهت به «اوتانت» دبيركل سازمان ملل متحد اولتيماتوم داد كه اگر نيروهاي سازمان ملل متحد كه در غزه حائل بين ارتش مصر و اسرائيل هستند فراخوانده نشوند مصر اجباراً به آنها حمله مي كند. «اوتانت» با پافشاري «ناصر» اجباراً نيروهاي سازمان ملل متحد را از غزه فراخواند و دو ارتش متخاصم مصر و اسرائيل در برابر هم قرار گرفتند.
پس از خروج نيروهاي سازمان ملل متحد از «شرم الشيخ» تنگه «تيران» (Tiran) را كه از آنجا كشتي هاي اسرائيلي به بندر «اليات» دراسرائيل (تنگه تيران راهي بود بين خليج عقبه و درياي سرخ) مي رفتند مسدود كرد (بهانه اي كه اسرائيل مدتها در انتظار به دست آوردن آن بود).
درسه محور
سحرگاه پنجم ژوئن ۱۹۶۷ ژنرالهاي اسرائيلي لحظه اي درنگ نكردند و در سه محور به مصر، سوريه و اردن يورش بردند.
مصرصاحب سه «تيپ » موشك «الظفر»، «الكبير»، «الرعد» ساخت شوروي بود.
رئيس مصر كه همه سلاحهاي ارتش او ساخت شوروي بود مي پنداشت كه شوروي همانند سال ۱۹۵۸ عملاً به كمك او مي شتابد كه پندار غلطي بود . اسرائيل ديگر كاملاً تحت الحمايه آمريكا و پايگاه اصلي آن كشور در خاورميانه به شمار مي رفت ومصر خود را در حمايت شوروي مي دانست. نيروي هوايي مصر مجهز بود به ۵۵۰ هواپيماي جنگنده سوخوآ (UKHOI) ميگ ۱۷ و ۱۹ و ۲۱ نوين ترين ميگ و هواپيماهاي بمب افكن توپولف (TUPOLEV) ويكهزار و چهارصد تانك و يكصد زره پوش ت ـ ۵۵ كه مجهز به اشعه ماوراي بنفش بودند و در دل شب مي توانستند هدف را مورد حمله قرار دهند.
نفرات ارتش مصر بيش از سيصدهزاربودند. نيروهاي دريايي مصر را ۱۱۴كشتي جنگي تشكيل مي داد. ارتش سوريه يكصدهزارنفر برآورد مي شد ولي به علت تصفيه هاي مكرر از تعداد افسران كاسته شده بود. ارتش اردن با لژيون عرب چهل هزارنفر بودند مجهز به ۲۰۰تانك، هشتاد هواپيما كه ساخت انگلستان و آمريكا بود.
عراق بطور مؤثري درجنگ شركت نكرد فقط ۲۰۰هواپيماي آن كشور مانورهايي دادند. عراق ضمناً سيصدزره پوش و تانك داشت.
كماندوهاي فلسطيني
پانزده هزار فلسطيني نيز كه مجهز به سلاحهاي سبك بودند درعمليات كماندويي شركت كردند ولي نقش آنها مهم بود و با عمليات كماندويي به قلب ارتش دشمن مي زدند.
سلاحهاي ساخت فرانسه
اسرائيل مجهز بود به ۴۵۰هواپيماهاي جنگي اكثراً ساخت فرانسه ( ميسترـ ۴ـ سوپر ميسترام.د ،۴۵۰ و ميراژ ـ ۳ و بمب افكن هاي نوين) اسرائيل هشتصد تانك سانتوريون ، پاتون ام ـ ۴۸ و پانمارد آم ـ ام ـ ايكس ۱۳ داشت.
نيروي دريايي اسرائيل را ۳۷ كشتي جنگي نوين تشكيل مي داد.
ارتش اسرائيل برخلاف ارتش كشورهاي عربي بسيار تعليم ديده و ورزيده ومطمئن به خود بودند. ژنرالهاي اسرائيلي حساب كرده بودند كه بايد با يك حمله غافلگيرانه اجازه ندهند نيروهاي اعراب آمادگي حمله پيدا كنند.
سحرگاه پنجم ژوئن ۱۹۶۷ هواپيماهاي جنگنده وبمب افكن اسرائيلي در ارتفاع بسيار پايين كه در صفحه رادار ديده نشوند فرودگاههاي جنگي مصر و اردن و سوريه را مورد حمله قرار دادند.

يورش وحشيانه
يورش بسيارسبعانه و وحشيانه وشديد بود و بيشتر هواپيماهاي جنگي اعراب متلاشي شدند. فرماندهي ارتش اسرائيل را اسحاق رابين عهده دار بود.
درصحراي سينا ارتش اسرائيل يورش و هجوم حيرت انگيزي به ارتش مصر برد و به سرعت به طرف كانال سوئز پيش رفت. ارتش مصر از هم گسيخته شد صدها تانك در صحراي سوزان نابود و هزاران تن از نفرات ارتش مصر خونين زير آفتاب سوزان سينا از بين رفتند.
شرم الشيخ
شرم الشيخ به تصرف اسرائيل درآمد علي رغم فداكاري نفرات ارتش مصر روز هشتم ژوئن يعني سه روز پس از شبيخون ارتش اسرائيل به مصر افسران اسرائيلي درساحل غرب كانال سوئزمستقر شدند.
نبرد تانكهاي مصر و اسرائيل به عنوان يكي از بي سابقه ترين جنگ تانكها در قلب تاريخ ثبت شده است. سرنشينان تانكهاي مصر مقاومت بي سابقه اي دربرابر حمله تانكهاي اسرائيل كردند و در ارابه هاي خود جان باختند. هواپيماهاي تجسسي آمريكا مرتب ژنرالهاي اسرائيلي را از وضع جبهه آگاه مي ساختند. كمك هاي نظامي ، مشورتي و مالي آمريكا به اسرائيل بي سابقه بود ولي شوروي تنها به فروش اسلحه به مصر بسنده كرده بود.
ژنرال دوگل
ژنرال دوگل رئيس دولت فرانسه صدور هرگونه سلاحي را به اسرائيل ممنوع اعلام كرد.
ارتش اسرائيل روز ششم و هفتم ژوئن بيت المقدس، نابلس، جرريكو، رامله را اشغال كرد.
به كمك سازمان ملل متحد اردن با آتش بس موافقت كرد. روز هشتم و نهم ژوئن اسرائيلي ها بلنديهاي جولان در سوريه را اشغال و به طرف دمشق پيشروي كردند.
يازدهم ژوئن با قطعنامه سازمان ملل متحد هرسه جبهه آتش بس اعلام شد. طي شش روز ارتش اسرائيل درسه جبهه نيروهاي اعراب را درهم شكست و هشتاددرصد مهمات جنگي مصر را از بين برد. ارتش اسرائيل سرزميني چهاربرابر سال ۱۹۴۸ را اشغال كرد. تلفات ارتش اسرائيل ۶۷۹ كشته و ۲۵۶۳ مجروح بود كه به مراتب رقمي كمتر از تلفات ارتش اعراب اعلام شد.
قطعنامه شوراي امنيت
هرچند ارتش اسرائيل از نظر نظامي موفق شد ولي در صحنه جهاني به عنوان يك دولت متجاوز شناخته شد. به موجب قطعنامه ۲۴۲ شوراي امنيت سازمان ملل متحد اسرائيل مي بايستي فوراً سرزمينهايي را كه در جنگ اشغال كرد تخليه كند ولي اسرائيل تاكنون كه سي وپنج سال از سومين جنگ اعراب و اسرائيل مي گذرد هنوز سرزمينهاي اشغالی را تخليه نكرده است و كشتار فلسطيني ها ادامه دارد.
بعضي مفسران سياسي معتقدند كه شكست ارتش اعراب مؤيد نظريه رهبران فلسطيني است كه معتقدند با عمليات كماندويي و پارتيزاني بايد اسرائيل را مجبور به ترك سرزمينهاي اشغالي كرد. قراردادهاي بين المللي براين نكته اشاره دارد كه هيچ سرزميني را نبايد به زور اشغال كرد. اگر غيرازاين بود نيروهاي متفقين كه خاك آلمان را در جنگ دوم اشغال كردند نبايد آنجا را تخليه مي كردند كه كردند.
اسرائيل نه تنها سرزمينهاي اشغالي را تخليه نكرد بلكه مهاجران يهودي را به سرزمينهاي اشغالي فراخواند و دهها هزارنفر از آنها را دركليه سرزمينهاي اشغالي اسكان داد.
كارشناسان جنگي برآوردند كه سومين جنگ اعراب و اسرائيل دقيقاً ۱۳۰ساعت وسي دقيقه طول كشيد. درآن زمان موشه دايان وزارت دفاع، لوي اشكول نخست وزير و اسحاق رابين فرمانده ستاد ارتش بودند. جمال عبدالناصر دربرابر فاجعه درهم شكسته شدن ارتش مصر از سمت خود استعفا كرد ولي صدها هزارمصري درحالي كه اشك مي ريختند از او خواستند همچنان در مقام خود باقي بماند و ناصر استعفاي خود را پس گرفت.