آغا سلطان در عصر ناصرالدين شاه از خواجه هاي حرمسراي كامران ميرزانايب السلطنه و سياه حبشي بود كه بعدها خواجه باشي او شد. زبان انگليسي را هم كمي مي دانست. مي گويند: چند روزي ناخوش شد و نايب السلطنه وقتي كه از ناخوشي او اطلاع يافت دستور داد كه همه روزه او را سواره براي معالجه به نزد پزشك ببرند. پس از چندي حالش خوب شد. يكي از روزها كه كامران ميرزا طبق معمول در تالار وزارت جنگ جلوس كرده بود و جمعيت انبوهي هم حضور داشتند. آغاسلطان هم پس از رفع كسالت در آن مجلس حاضر شد. كامران ميرزا او را ديد و گفت: آغاسلطان چون ناخوش بودي و حال نداشتي دستور داده بودم كه براي تو اسب بياورند كه پياده پيش طبيب نروي. نمي دانم برايت اسب آوردند يا نه؟
آغاسلطان با كمال سادگي خواست اظهارنظر و تشكر و امتنان كند، لذا گفت: قربان اسبم شما، خرم شما، شما را كه دارم از دولت سر شما همه چيز دارم.
نايب السلطنه پس از شنيدن اين سخن سر را پايين انداخته و ديگر چيزي نگفت.
 
" روزنامه ایران-گزارش ویژه-چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۱ - ۲۷ جمادي الاول ۱۴۲۳ "