امروز بيست و نهم شهريورماه ۱۳۲۰ است ـ از حمله متفقين به ايران ۲۶روز مي گذرد و چهار روز است كه رضاشاه تهران را ترك كرده و از سلطنت استعفا داده است. حكومت شهر نظامي است و دو روز از سلطنت شاه جديد مي گذرد. بازار سياست داغ است و روزنامه ها خريداران زيادي دارد. اين همه اتفاق هيجان آور در كمتر از يك ماه باوركردني نيست اما اين يك حقيقت است كه دوران تازه يي آغاز شده است. از ويژگيهاي چشمگير اين دوره آزادي مطبوعات است. در گذشته اخبار خارجي بويژه رويدادهاي جنگ، بخش مهمي از صفحات روزنامه ها را اشغال مي كرد و اخبار داخلي كه جالب و قابل خواندن باشد بسيار كم بود. اما امروز روزنامه نگاران هرچه مي خواهند مي نويسند. روزنامه هاي پايتخت درگذشته اصلاً تيتر درشت و چندستوني نداشتند، معمولاً از سرمقاله هم كه لازمه هر روزنامه خبري است خبري نبود و اگر هرازگاهي سرمقاله يي ديده مي شد فرمايشي و از سوي دولت بود ـ دربار يا شهرباني سرمقاله را مي فرستاد و روزنامه هم آن را بي كم و كاست چاپ مي كرد ـ با آزاد شدن قلم مسائل مهمي وجود دارد كه بحث درباره آن مسائل مورد توجه مردم است.
نگاهي به ســرمقاله روز ۱۳۲۰/۶/۲۹ روزنامه اطلاعات نشان مي دهد كه «حق ملت» حقي كه به ناحق از مردم گرفته شده بود مسأله روز مملكت شده است. سرمقاله با عنوان «مسؤوليت وزيران در برابر مجلس و ملت» آغاز مي شود و اين چيزي است كه درگذشته وجود خارجي نداشته و اكنون بايد از نو به دست آورده شود.

|
يك عكس يادگاري از مديران روزنامه اطلاعات درسالهاي بعد از شهريور ،۲۰ رديف اول از راست به چپ: مهندس كردبچه ، احمد صادقي ، سيف الله مشكريز،رديف دوم از راست به چپ : جعفر صاعدي ، نجفقلي پسيان، عباس مسعودي ، جلال ناصري، رديف آخر از راست به چپ: حسن شفقي ، پرويز مشكريز.
|
در آغاز مشروطيت وزرا حاضر نبودند در مجلس حاضر شوند و آن را كسر شأن خود مي دانستند و مي گفتند: «در شأن ما نيست كه در مجلس حاضر شويم و به پرسشهاي بقال و چقال جواب بدهيم.» مدتها طول كشيد تا وزرا فهميدند كه ، اعضاي دولت مجبور هستند كه به مجلس حساب پس بدهند.
در بيست سال گذشته اصل مسؤوليت دولت در برابر مجلس وزن شعر بود اما امروز وكلاي همان مجلسي كه انتخابات آن فرمايشي و حسب الامر بود زبان درآورده اند و بخاطر وجهه خودشان هم كه شده حقوق ملت را مطالبه مي كنند.
سرمقاله روزنامه اطلاعات در ۷۹/۶/۲۹ به روشني مؤيد اين نكته است كه در بيست ساله سلطنت رضاشاه، وزرا خود را در برابر مجلس مسؤول نمي شناختند.
در سرمقاله روزنامه اطلاعات آمده است كه: «چيزي كه ما لازم مي دانيم در اينجا متذكر شويم اين است كه آقاياني كه عنوان وزارت را احراز مي نمايند بايد بيش از هر چيز متوجه اهميت موقع امروز كشور خود بوده و اين نكته را در نظر بگيرند كه مردم و مجلس از آنها انتظارات فراوان دارند.
در گذشته وزيران ما كار مهمي كه داشتند اجراي يك سلسله فرمانها و دستورهايي بودكه به آنها داده مي شد و از خود در كارها رأي و نظري نداشتند ولي از اين پس آقايان وزيران با همكاري و جلب نظر نمايندگان ملت و مصالح و مقتضيات كشور قدمهاي مهم و استواري را در راه تعالي كشور، ترميم خطاها و اشتباهات گذشته بردارند.
امروز مردم با كمال دقت مواظب رفتار و تصميمات وزيران هستند و ميل دارند از اقدامها و نظريات و كارهايي كه انجام مي گيرد آگاه شوند.
مردم راضي نخواهند شد كه مانند گذشته همه مطالب را از آنها پنهان دارند.
به همين جهت بايد از اين پس از امروز و فردا كردن و بي اعتنايي و غفلت در كار مردم كه متأسفانه شيوه و روش عمومي بسياري از كاركنان دولت در سالهاي اخيربوده جداً بپرهيزند.

|
دراين عكس سپهبد اميراحمدي نفر سوم از سمت چپ
|
وزيران ما بايد از امروز فقط و فقط براي ميهن و مردم كار كنند.
دولت جديد داراي يك وظيفه مهم اخلاقي نيز مي باشد كه بي درنگ بايد راه چاره يي پيدا كند و اين وظيفه مهم اخلاقي مبارزه با انواع سوءاستفاده هاست.
به عقيده ما براي انجام اين مقصود بايد نخست وسايل رفاه كاركنان را تأمين و حقوق ها را زياد نمايند و به وسايل مقتضي موجبات تشويق خدمتگزاران صديق و درست و وظيفه شناس را فراهم آورد و اشخاص نادرست و خائني را كه كارشان خالي كردن جيب مردم و پر كردن جيب خود بود بسختي كيفر دهند.
اين سرمقاله كه ۵۹سال پيش نوشته شده است به روشني حاكي از آن است كه وزراي آن بيست سال، آلت فعل و مجري فرمان يك مقام عالي بوده واز خود اراده يي نداشته اند و اشتباهات و خطاهاي زيادي مرتكب شده اند و در ضمن معلوم مي دارد كه كار كارمندان دولت در قبال مردم در آن بيست سال مشغول امروز و فردا كردن بوده و اعتنايي به مردم نداشته اند. اين بود بررسي كوتاهي از سرمقاله روزنامه اطلاعات در ۵۹سال پيش.
نگاهي به يادداشتهاي رجال سابق به خوبي روشنگر اين نكته است كه مردم عادي جرأت شكايت از دستگاههاي دولتي را نداشتند زيرا هر اعتراضي ولو به حق، فضولي و زبان درازي تلقي مي شد و زندان قصر با ظرفيت ۱۲هزارنفري خود براي پذيرايي از همين آدمهاي فضول تجديد بنا و مرمت شده بود.
*تهران ـ سي ام شهريور ۱۳۲۰
مردم پايتخت در اين چند هفته روزهاي بحراني خطرناكي را به سلامت پشت سرگذاشتند ـ اكنون اوضاع نسبتاً آرام تر شده ـ به موجب اعلاميه فرمانداري نظامي تهران، ساعت منع عبور و مرور از ۹ بعد ازظهر به ساعت ۱۰ تغيير يافته و اين نشانگر آن است كه حكومت نظامي و دولت مسلط بر اوضاع اند. چند هفته پيش مردم تهران در حال فرار بودند. شايعات بدي در شهر پراكنده مي شد از جمله اينكه روسها مردم تهران را قتل عام خواهند كرد مردم هم باور مي كردند زيرا هنوز پيرمرداني بودند كه فاجعه عاشوراي ۱۳۳۰ را به ياد داشتند و ديده يا شنيده بودند كه چگونه روسها مردم تبريز را قتل عام كردند و مجتهد بزرگ شهر و آزاديخواهان را به دار كشيدند. از نظر مردم روس، روس بود، چه روس تزاري و چه بلشويك.
در اين چند هفته توطئه هايي هم دركار بود كه شهر را به آشوب بكشانند و اگر آشوبگران موفق شده بودند كه درهاي زندان قصر را بشكنند و به خيابانها بريزند، زندانيان شرور و افراد سابقه دار دست به غارت اموال مردم مي زدند، نتيجتاً نيروهاي متفقين نيز ناچار به مداخله بودند و معلوم نبود كه چه وضعي پيش مي آمد. در آن شرايط انتخاب امير احمدي به عنوان فرماندار نظامي تهران كار عاقلانه درستي بود زيرا، اين صاحب منصب جدي و سختگير بخاطر قلع و قمع عشاير و سركوب شورشيان و بي پروايي هايي كه در جنگ هاي داخلي از خود نشان داده بود زبانزد خاص وعام بود.
و كمتر كسي پيدا مي شد كه آوازه بي پروايي هاي احمدآقاخان را نشنيده باشد و از عمليات بي رحمانه و متهورانه او بي خبر باشد. البته طبق معمول افسانه سازيهايي هم شده بود كه حقيقت نداشت از اين جهت با شنيدن نام احمدآقاخان موي بر اندام گردنكشان راست مي شد ومردم واقعاً از احمدآقاخان مي ترسيدند. لذا وقتي كه در زندان قصر شورش شد همين كه گفتند احمدآقاخان حاكم نظامي تهران آمد شورشيان ماست ها را كيسه كردند و شورش به پايان رسيد.
شاه از سالها پيش اين كهنه قزاق را كنارگذاشته و دست او را از تمامي مشاغل نظامي كوتاه كرده بود. كم لطفي شاه نسبت به او از اين جهت بود كه از او مي ترسيد و مي دانست او تنها كسي است كه دل و جرأت آن را دارد كه روزي عليه او كودتا كند.شش
احمدآقاخان تا روز سوم شهريور كه حاكم نظامي تهران شد رييس اداره اصلاح نژاداسب و در حقيقت رييس سرطويله هاي ارتش بود. شغلي كه براي يك نظامي باسابقه و پرآوازه موجب خفت و شرمندگي است.باري اعلاميه فرمانداري نظامي موجب اطمينان خاطرمردم تهران شد ديگر كسي از قتل عام و كشت و كشتار حرفي نمي زد.سربازهاي روسي وا نگليسي آزادانه در خيابانهاي تهران قدم مي زنند و ترس مردم رفته رفته ريخته است اما مردم تهران با سالداتهاي روس و افسران انگليسي در خيابانهاي تهران با تعجب و كنجكاوي توأم باترس روبرو مي شوند.
دولت فروغي كه نگران برخورد مردم و قواي مهاجم است محض احتياط با انتشار اطلاعيه يي در روزنامه ها به مردم اطمينان مي دهد كه سربازان متفقين با مـردم كاري ندارند در اين روز ۱۳۲۰/۲/۳۰ روزنامه اطلاعات به اشاره دولت تحت عنوان «قواي روس وانگليس در تهران» خبري را به شرح زير انتشار داد:
«بطوري كه آقاي نخست وزير نيز در مجلس شوراي ملي اطمينان دادند، ورود قواي روس و انگليس در تهران به هيچوجه براي مداخله در امور داخلي كشورنيست و به هيچوجه نبايد براي ساكنان پايتخت بيم و هراسي ايجاد كند. اين دوروزه اغلب از افسران امپراتوري انگلستان و صاحبمنصبان ارتش اتحاد جماهير شوروي در خيابان هاي تهران آزادانه گردش نموده و در بعضي مغازه هاي پايتخت خريدهايي نموده اند و صاحبان مغازه ها نيز با كمال خوشرويي اجناس مورد نياز آنها را به فروش رسانيده اند.»
فروغي نخست وزير در مجلس گفته بود «مي آيند و مي روند و با كسي كاري ندارند» منظور اين بود كه مسأله متفقين پيروزي بر آلمان نازي و كمك رساندن به جبهه هاي جنگ است و متفقين نمي خواهند كه نيروهاي خود را درگير مسائل داخلي ايران كنند.
*انتشار مجدد نشريات
از مهمترين رخدادهاي شهريور ماه ۱۳۲۰ كه پي آمد اشغال ايران و سقوط نظام قديم به شمار مي آمد، انتشار مجدد مطبوعات تعطيل شده بود. در روز ۱۳۲۰/۶/۳۰ مژده انتشار مجدد روزنامه ناهيد بود. در اين اطلاعيه آمده بود كه «چون نسيم آزادي بر صحايف مطبوعات وزيدن گرفت، روزنامه ناهيد به همين نزديكي چاپ و به موقع انتشار گزارده خواهد شد.»
قبل از سلطنت رضاشاه روزنامه ناهيد هفته يي دو بار منتشر مي شد و مدير آن ميرزاابراهيم خان ناهيد بود ـ اين روزنامه بيشتر انتقادي و طنز و كاريكاتور بود ـ ناهيد مقالات سياسي خوب و پاورقي هاي جالبي داشت يكي از اين پاورقي ها به نام گل آقا و گلتاج به صورت تئاتر درآمد و به معرض نمايش گذاشته شد. ناهيد به تدريج با پاگرفتن حكومت كودتا و سانسور مطبوعاتي خوانندگان خود را از دست داد و تعطيل گرديد.

|
از راست به چپ :علي منصور، ذكاءالملك فروغي ، داور، فريدون جم نخست وزيران و وزراي بيست ساله از خود هرگز اراده يي نداشتند
|
*اخطار راديويي به اتباع آلماني
تهران سي ام شهريور۱۳۲۰ ـ در حالي كه گفته مي شد تمامي آلمانيها و ايتاليايي ها از كشور اخراج شده اند يك اطلاعيه جديد كه ديشب كه از راديو خوانده شد موجب تعجب شد زيرا از فحواي اطلاعيه چنين به نظر مي رسد كه هنوز آلماني ها درگوشه و كنار شهر پنهان هستند. در اين اخطاريه كه تحت عنوان: اخطار به اتباع آلماني منتشر شده آمده است:
«به اتباع آلماني كه هنوز در ايران اقامت دارند و از طرف سفارت انگليس و سفارت كبراي شوروي پروانه نگرفته اند، اخطار شده است كه تا پيش از دوم مهرماه سال جاري يعني ۲۴سپتامبر به شهرباني محل اقامت خود مراجعه نمايند.
كساني كه تا تاريخ دوم مهرماه مراجعه ننمايند، دادگاه مربوط كيفر آنها را معين خواهد نمود.»
*واگذاري اموال پادشاه سابق
اين روزها از رضاشاه فقط با عنوان «پادشاه سابق» ياد مي شود. حتي از به كار بردن عنوان اعليحضرت هم دريغ دارند. يعني جو سياسي مملكت طوري است كه كسي جرأت آن را ندارد كه از شاه تبعيدي و مستعفي با عنوان اعليحضرت ياد كند.
خبرمهمي كه امروز (۱۳۲۰/۶/۳۰) منتشر شد مربوط به واگذاري اموال پادشاه سابق بود. اين خبر بسيار كوتاه و مختصر بود از اين قرار:
«واگذاري اموال پادشاه سابق ـ از منبع موثقي اطلاع يافته ايم كه اعليحضرت همايوني درباره واگذاري اموال شاه سابق به دولت كه درواقع بخشش به ملت است، تصميم دارند و به زودي بموقع اجرا گذاشته خواهد شد.»
از آنجا كه هيأت حاكمه جديد همان رجال قديمي هستند و بافت حكومتي تغيير نكرده است، به جاي آنكه متصديان املاك سلطنتي وعاملين زورگو در دادگاهها محاكمه و به سزاي اعمال خود برسند بازگردانده شدن املاك و اموال شاه سابق را كه بر اثر فشار سفارت انگلستان انجام شده است «بخشش به ملت» عنوان كرده و منتي بر سر مردم ايران گذاشته اند.
البته در مجلس ، بي پروا گفت وگوهايي مي شود ـ بهبهاني پسرآقا سيدعبدالله بهبهاني زعيم مشروطيت به صراحت گفت: «اعليحضرت از داشتن ملك و مال بدشان نمي آيد، اگر اين را مي بخشند يا به دولت واگذار مي كنند مي دانند كه اين مال چگونه به دست آمده است ـ يك وكيل حقوقدان هم ثابت كرد كه اسناد اين املاك از نظر حقوقي مخدوش و باطل است.امروز (۱۳۲۱/۶/۳۰) مجيد آهي وزير دادگستري مصالحه نامه املاك شاه سابق را كه به زور سفارت انگلستان از شاه گرفته شده بود در مجلس به شرح زير قرائت كرد.
به نام خداوند متعال
«چون از ابتداي تأسيس وتشكيل سلطنت خود پيوسته در فكر عمران و آباداني كشور بوده و اين مطلب را در مقدمه برنامه اصلاحات كشور خود قرار داده بودم و همواره در نظر داشتم اين رويه عمران سرمشق كليه صاحبان زمين و املاك گردد تا در موقع خود بتوانم از ثمره اين املاك كليه ساكنين و رعاياي كشور خود را بهره مند نمايم و اين فرصت در اين موقع كه فرزند ارجمند عزيزم اعليحضرت محمدرضاشاه پهلوي زمام امور كشور رابه دست گرفته اند حاصل شده است. بنابراين مصالحه نمودم كليه اموال و دارايي خود را (اعم از منقول و غيرمنقول وكارخانجات و غيره) از هر قبيل كه باشد به ايشان بمال الصلح ده گرم نبات موهوب تا به مقتضاي مصالح كشور مصارف خيريه و فرهنگي و غيره بهر طريقي كه صلاح بدانند برسانند.»
اينك انگليسيها به اهداف خود رسيده اند و صداي فارسي راديو لندن هم ديگر به شاه سابق فحش نمي دهد ـ به هرحال دعوا سر لحاف ملانصرالدين بود ـ اكنون كه ايران اشغالي با راه آهن و تمام جاده هايش در اختيار آنهاست رضاشاه هم استعفا داده و رفته است آنها ديگر حرفي براي گفتن ندارند و برخلاف گذشته كه مدعي حقوق از دست رفته مردم ايران بودند دست عمال گذشته را بازگذاشته اند تا هر بلايي كه مي خواهند بر سر مردم مظلوم ايران بياورند.
*وظايف كارمندان دولت
اين روزها محض خالي نبودن عريضه روزنامه ها به وزرا و كارمندان دولت پيله كرده اند كه بدانيد و آگاه باشيد كه ملت ارباب شماست به عكس گذشته بايد در خدمت مردم باشيد و به جاي فرمانروايي بايد خدمتگزاري كنيد.
روزنامه اطلاعات در سرمقاله امروز خود ۱۳۲۰/۶/۳۰ با گوشزد كردن رفتار نامطلوب كارمندان دولت و لزوم اصلاح وضع ناخوشايند گذشته نوشت: «در گذشته هيچيك از مأمورين دولت وظايف خود را از روي ايمان وعقيده انجام نمي داد و هيچكس به كار خود مؤمن و معتقد نبود. ظاهراً چرخهاي امور اداري، مي گرديد و در پاره يي از قسمتها نيز سرعت بي مانندي از خود نشان مي داد ولي در باطن هيچ كاري جريان صحيح قانوني نداشت. به همين جهت در گذشته كساني كه سروكار آنها با ادارات دولتي بود ناگزير بودند براي پيشرفت مقصود خود به وسايل نامشروع و گوناگون غيرقانوني متشبث شوند و از طريق واسطه و اغلب دادن رشوه كار خود را انجام دهند... وقتي به شكايتها و شكوه هاي مردم گوش مي دهيم مي بينيم وضعيت آنها نه فقط بهتر از وضع مردم نبوده بلكه بدتر بوده است. پايه حقوق مأموران دولت از ۲۰سال پيش هيچگونه تغييري نكرده و حال آنكه هزينه زندگي ۱۰برابر ترقي نموده است.
جز مأموران دولت كه درآمد آنها ثابت مانده درآمد ساير مردم افزون شده است و همين مسأله موجب شده بود كه بعضي از كاركنان دولت به خلاف وجدان خود براي تأمين زندگي خويش به كارهاي خلاف قانوني و نامشروع تن دردهند.
اين سرمقاله اطلاعات كه ۵۹سال پيش نوشته شده است نشانگر آن است كه در سالهاي پاياني سلطنت رضاشاه ارتشا و دزدي در دستگاههاي دولتي رواج كامل داشته و به استناد سرمقاله روزنامه اطلاعات در تمام كارهاي اداري و غيراداري مملكت بي عقيدگي و بي ايماني حكمفرما بوده است لذا هر تاريخ نويسي مي تواند در تحقيقات خود به اين مقاله كه نوشته عباس مسعودي مدير مؤسسه اطلاعات است استناد كند و هيچ سندي محكمتر از اين نيست.
صعود و سقوط تيمورتاش
به حكايت اسناد محرمانه وزارت خارجه انگليس

باوجود واگويه هاي تاريخي و افواهي متداول كه عبدالحسين تيمورتاش را جاسوس يا كارگزار روس هاي با وجود واگويه هاي تاريخي و افواهي متداول كه عبدالحسين تيمورتاش را جاسوس يا كارگزار روس هاي تزاري قلمداد مي كنند استاد دكتر جواد شيخ الاسلامي با استناد به اسناد تاريخي فراوان داخلي و با بهره گيري از مستندات منتشر شده و منتشرناشده ي وزارت امور خارجه ي انگلستان برآن است كه تيمورتاش چهره يي زيرك و ميهن پرست بوده و چون از مخالفان جدي انعقاد قرارداد نفت ايران و انگليس و در زمره ي مدافعان حقوق ملي ايرانيان به شمار مي رفته است، به تفتين و سندسازي دولت وقت انگليس، چهره يي مخدوش يافته است تا دربار پهلوي و شخص رضاشاه بر جايگاه و وگرايشش بشورند و او را كه سنگ راه انعقاد اين قرارداد ضدملي بوده است از سر راه بردارند.اين كتاب كه يكي از پربارترين منابع تاريخي و حاوي اسناد و مطالب تازه يي است، زندگي تيمورتاش و مقطعي از تاريخ معاصر ايران را پي مي گيرد و به بسياري از ناشناخته ها و مجعولات اين دوره پاسخ مي دهد.اين كتاب با مقدمه، تعليقات، توضيحات و حواشي از دكتر جواد شيخ الاسلامي و توسط انتشارات توس در اختيار علاقه مندان قرارگرفته است.
از اهداي اين كتاب به گروه تاريخ روزنامه ايران متشكريم.
گروه تاريخ
" روزنامه ایران-صفحه تاریخ-
شماره ۱۷۹۹ - سال هفتم - سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۰ "