روزنامه اطلاعات ‘ حمله به روشهاي اداري دوران ۲۰ ساله
در بيست ساله حكومت رضاشاه بيشترين رقم بودجه مملكتي صرف ارتش شد و فروپاشي آن در شهريور ۲۰ اعتبار نظاميان را زير سؤال برد و منجر به تصفيه ارتش و بازنشستگي امراي آن گرديد .
تهران ۱۳۲۰/۸/۵
بعدازظهر امروز سرمقاله روزنامه اطلاعات به بازسازي ارتش اختصاص يافته بود. عباس مسعودي مدير روزنامه اطلاعات كه در سياستگذاريهاي بعد از سقوط رضاشاه بازوي اجرايي دولت است به منظور جلب افكارعمومي درمقاله مفصلي تحت عنوان «ارتش» مي نويسد:
«اي ارتش نيرومندي كه برق سرنيزه هايت دل و جان از ما مي ربود چه شد كه افسرده خاطري، چرا دراندوه و تأثر باقي مانده اي؟ شما اي سربازان جوان! اي افسران فداكار، شما از هيچ فداكاري مضايقه نداشته و نداريد. حالا چرا خمود و ساكت شده ايد؟ مگر نمي بينيد ميهن شما درآتش ناامني و غارتگري دزدان مي سوزد مگر خبرهاي كشور را گوش نمي دهيد ، مگر درخواب فرو رفته ايد؟… غيرت و همت شما كجاست… مگر تصور مي كنيد بدون وجود شما كشور مي تواند قد بلند كند؟ مگر خيال مي كنيد ميهن دست از شما كشيده است؟ تصور مي كنيد مردم خداي نخواسته به شما بدبين شده اند؟ اين طور نيست… مردم خوب مي دانند شما مقصر نيستيد . مقصر آن عده انگشت شمار ومحدودي هستند كه به شما و كشور خيانت كرده اند. مردم از آنها مكدرند و از آنها نفرت دارند…
همان طوري كه اعليحضرت همايوني ديروز اشاره فرمودند، سازمان تازه خود را شروع كنيد، عده اي كه خيانت كرده اند به محاكمه دعوت خواهند شد، ملت پشتيبان شماست ، شما از ملت وملت از شماست».
دوشنبه ۱۳۲۰/۸/۵
اعتراض شديد روزنامه اطلاعات
به راديو تهران
دراين روز اطلاعات پرتيراژترين روزنامه عصر تهران ، راديو تهران را به خبردزدي متهم كرده مي نويسد:
«اين مرتبه اول نيست كه راديو تهران خبرهايي را كه در روزنامه اطلاعات چاپ مي شود از طرف خود پخش مي نمايد، از وقتي كه بنگاه راديو داير شده هميشه خبرهايي را كه در روزنامه ها چاپ مي شود بدون ذكر مأخذ به نام خود منتشر مي كند. چندكلمه از اول و چند كلمه از آخر آن راتغيير مي دهند يا اصولاً هيچ تغييري هم نداده و عين خبر را به نام خود منتشر مي سازند… مثل اين است كه بنگاه راديو خجالت مي كشند از اينكه بگويند «خبرهايي كه در روزنامه اطلاعات امشب منتشر شده اين است» ضرر اين كار درآن است كه وقتي راديو فلان خبري راكه در روزنامه منتشر شده مي دهد، هرشنونده وخواننده روزنامه تصور مي كند آن مطلب متحدالمأل ( بخشنامه ) است وحال آنكه اين طور نيست ، خبرهايي كه در روزنامه ها منتشر مي شود قسمت مهم آن به وسيله خبرنگاران اداره در تهران وشهرستانها از منابع دولتي يا بنگاههاي ملي كسب و به صورتي كه ملاحظه مي فرمايند موافق ذوق روزنامه درمي آيد.
البته خبرهايي هم هست كه اداره تبليغات مي دهد و ما درآينده اين گونه خبرها را در زير عنوان (اداره تبليغات ) چاپ مي كنيم كه مشخص باشد بنابراين تقاضا داريم اين رعايت را حتماً بنمايند زيرا توليد اشتباهات زياد مي كند، مثلاً خبري در روزنامه منتشر مي شود كه حاكي از عقيده وفكر آن روزنامه است وشايد موافق سليقه دولت نباشد چرا راديو اين بار سنگين را به گردن خود گرفته و خوبي وبدي كار را به خرج دولت مي گذارد. چه بسا اتفاق افتاده خبري راجع به موضوعي كه ارتباط با منابع خارجي داشته واز طرف روزنامه به شكلي تنظيم وموافق ذوق روزنامه انتشاريافته ، شب همان خبر به اسم راديو پخش مي شود ـ فلان سفارتخانه شايد تصور كند اين خبري كه راديو خواند . نسخه يي است كه يكي از آن به روزنامه و يكي هم به راديو داده شده است ـ اين روش راديو كه رنگ دولتي به مطالب ملي مي دهند بسيار زشت است … دركجاي دنيا راديو، مطالب و عقايد و افكار روزنامه را مي گيرد وبه نام خود منتشر مي كند اين اختراع وفكر بديع راديو تهران از كجا گرفته شده است ما هم بدانيم …»

تهران ۱۳۲۰/۸/۶
وزارت دفاع ملي
مديرروزنامه اطلاعات درسرمقاله اين روز بازهم به مسأله بازسازي ارتش پرداخته ومي نويسد:
«انتظار مردم اين است كه ارتش ملي ما به تمام معنا احتياجات ملت را درنظر بگيرد. بيائيد نام سازمان جديد ارتش را هم عوض كنيم ، ما پيشنهاد مي كنيم به جاي «وزارت جنگ » وزارت دفاع ملي را انتخاب نماييد ملت ايران با كسي سرجنگ ندارد. انتظارات مردم از ارتش ملي اين است كه درآينده ارتش براي مردم و با مردم كار كند و همه چيز را فداي مصلحت كشور و جامعه نمايد»
عباس مسعودي دراين سرمقاله به دستگاه امنيه (ژاندارمري) تاخته و ضمن مخالفت با تشكيلات امنيه مي نويسد.
«ما دو تشكيلات جداگانه ارتش و امنيه را براي چه مي خواهيم.
مگر دولت نمي داند مردم از اين پيراهن آبي ها يادگارهاي تلخي دارند اين افراد «امنيه » كه به اسم، ماهي ۶۰ريال حقوق داشتند درگذشته بسياري از آنها سربار جامعه و تحميل به رعيت و زارع مي شدند. حالا هم مي خواهيد بازهمانها را به همان نام و به همان لباس و با همان وضع براي حفظ امنيت بگماريد؟ »
چهارشنبه ۱۳۲۰/۸/۷
حمله روزنامه اطلاعات به روشهاي اداري دوران ۲۰ساله
مسعودي درسرمقاله امروز روزنامه اطلاعات در پي تصويب اضافه حقوق كارمندان دولت با انتقاد از سياست دولت هاي گذشته تذكرات شديدي به كارمندان سازمانهاي دولتي داده مي نويسد:
«آقايان كارمندان دولت بايد متوجه باشند كه از امروز بايد خود را خدمتگزار ملت بدانند نه دولت! شما كارمندان دولت بايد روش گذشته خود را فراموش كنيد، به مردم احترام بگذاريد نمي توان منكر شد كه چرخ هاي ادارات ما زنگ زده، سستي و بي علاقگي وبي ايماني كم كم دربين خيلي از مأمورين رسوخ كرده و نتيجه اش همين بود كه عايد كشورشد. تضييع حقوق مردم ، فشار ، زور، نادرستي بعضي مأمورين رعيت را واقعاً بيچاره و مستأصل كرده است . قسمت مهم اين بيچارگي وبدبختي را مأمورين بداخلاق و بدرفتار وسوءسياست دولت سابق فراهم آورده است . اكنون مصونيت ناروايي كه مأمورين دولت داشتند وخود را از هرتعرضي مصون مي دانستند از بين رفته ومصونيت قانوني جاي آن را گرفته است. مردم حرف خود را ديروز جرأت نمي كردند بگويند. كوچكترين شكايت از پايين ترين عضو دولت در روزنامه ها انعكاس پيدا نمي كرد نه كسي جرأت داشت شكايت كند و نه روزنامه حق داشت به شكايات مردم ترتيب اثر بدهد و نه مجلس به شكايات رسيدگي مي كرد اكنون بايد وضعيت ۲۰سال گذشته را فراموش كنيد، شماها در گذشته خيلي راحت بوديد، هراجحافي كه مي خواستيد مي كرديد هربي انصافي وبي عدالتي را مرتكب مي شديد… بدانيد كه دوره اين بي انصافي و دوره مصونيت شما سپري شده است .»
تهران ۱۳۲۰/۸/۷
حقوق جديد ا فراد ژاندارمري وارتش
حقوق هاي جديد افراد ارتش و ژاندارمري ونيروي شهرباني به شرح زير به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد:
ارتش و ژاندارمري استواريكم ماهانه ۶۵۰ريال ـ استواردوم: ۶۰۰ريال ـ گروهبان يكم ۵۵۰ريال ـ گروهبان دوم ۵۰۰ ريال ، گروهبان سوم ۲۵۰ ريال ـ سرجوخه ۲۰۰ريال.

عباس مسعودي
بنيانگذار ومدير روزنامه اطلاعات
افراد شهرباني
پاسبان درجه ۳ بي سواد ماهيانه ۲۵۰ ريال ـ پاسبان درجه ۲ باسواد ۴۰۰ ريال ـ سرپاسبان درجه ۳ ، ۳۸۰ريال ـ سرپاسبان درجه ۲ ، ۵۰۰ريال ـ سرپاسبان درجه يك ۵۲۰ريال.
۱۳۲۰/۸/۸
سرپاس مختاري رئيس شهرباني سابق دستگير شد
خبر توقيف مقتدرترين فرد درسالهاي آخر سلطنت رضاشاه، به اين شرح در صفحه اول اطلاعات منتشر شد.
«به قراري كه اطلاع يافته ايم برحسب دستور اداره كل شهرباني سرپاس مختاري رئيس سابق شهرباني دركرمانشاه بازداشت شد وبه تهران اعزام مي شود كه تحت بازجويي ديوان كيفر قرار گيرد . چند روز پس از حمله متفقين به ايران به رضاشاه خبردادند كه افراد ارتش سرخ به سوي تهران درحركتند ، رضاشاه بلافاصله با شنيدن اين خبر تهران را ترك گفت شاه به هنگام رفتن، از آنجا كه مي دانست سرپاس مختاري تاچه اندازه منفور مردم است خطاب به او گفت شما هم مرخص هستيد! رضاشاه تا كهريزك رفت و چون انگليسي ها از خلأ وجود او درتهران مي ترسيدند باوعده و وعيد قوام الملك را به كهريزك فرستادند و شاه دوباره به تهران بازگشت ولي مختاري به سوي جنوب رفت تا به كرمان رسيد.
ناپديدشدن مختاري انگليسي ها را به اين خيال انداخت كه او از طرف شاه مأمور جابجايي جواهرات سلطنتي است لذاسروصداي سرقت جواهرات سلطنتي بلند شد ومجلس مشغول رسيدگي گرديد معلوم نيست مختاري به چه اميدي از كشور خارج نگرديد و چه چيز موجب بازگشت او به كرمانشاه شد.
* محسن ميرزايي
" روزنامه ایران-صفحه تاریخ-شماره ۲۰۴۸ - سال هشتم - پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۰ "