* پروفسور صديق اعلم: «استعفاي رضاشاه توأم شد با ناامني و عصيان و طغيان روزنامه ها، هم مقالات تندي مي نوشتند وبعضي از نمايندگان مجلس نطق هاي شديدي مي كردند. شرارت و راهزني و قتل و غارت هم درشهرستانها آغاز شد.»
* سيدمحسن صدر (صدرالاشراف):
در اين زمان بعضي لغات غيرمأنوس بلكه مستهجن رايج شد، تاوقتي راپورتي (گزارشي) به شاه داده بودند و به جاي اينكه بنويسند، جلسه هيأت وزرا در ساعت نه منقضي شد نوشته بودند «نشست وزيران درپاره ۹شب به هم خورد» شاه خنديده و تغير كرده بود كه اين عبارات را موقوف داريد.
* اين اقدامات شتاب زده به منظور تسكين افكارعمومي بود
 
فروغي
 
دولت فروغي در پاييز سال ۱۳۲۰ تحت فشار افكارعمومي به منظور فرونشاندن هيجانات مردم، در كنار اقدامهاي سياسي، در زمينه مسائل فرهنگي نيز دست به اقداماتي زد كه در آرامش جامعه جنگ زده آن روز بي تأثير نبود. پروفسور صديق اعلم (عيسي صديق) وزير فرهنگ (آموزش و پرورش) كابينه فروغي در خاطرات خود مي نويسد: «استعفاي رضاشاه توأم شد با ناامني و عصيان و طغيان كه روزنامه ها هم مقالات تندي مي نوشتند و بعضي از نمايندگان مجلس شوراي ملي نطقهاي شديدي مي كردند. شرارت و راهزني و قتل و غارت در شهرستانها آغاز شد. كمبود خواربار و ترقي بسيار سريع قيمت اجناس كه نتيجه ناامني و اشغال مملكت و بردن غله و دام ايران به روسيه بود مزيد بر علت گشت. در چنين محيط آشفته يي، من به عنوان وزير فرهنگ دو وظيفه عمده بر عهده داشتم. يكي برطرف كردن موجبات نارضايتي هاي مردم و اهتمام در حفظ وحدت ملي و ديگري شروع به اصلاحات. در آن زمان من علاوه بر وزارت فرهنگ، رياست دانشگاه و رياست فرهنگستان و سرپرستي اداره كل انتشارات و تبليغات را بر عهده داشتم. باري روز يكشنبه ۳۰شهريور ۱۳۲۰ پس ازمعرفي به مجلس شوراي ملي به وزارت فرهنگ رفتم و به محض نشستن پشت ميز، با تلفون از آقاي سيدمحمد كاظم عصار استاد فلسفه دانشسراي عالي پرسيدم چنانچه مايل به ادامه تدريس خود هستيد ابلاغ آن صادر شود و چون جواب مثبت بود بي درنگ ابلاغ صادر و فرستاده شد. در آن تاريخ آقاي عصار در حدود شصت سال داشت و بسيار با تقوي و محبوب بود و با لباس روحانيت و وجاهت ملي كه داشت حاضر نشده بود در آن سن تغيير لباس دهد و به همين جهت از ادامه خدمت او جلوگيري شده بود و اين امر نارضايي شديد در ميان مردم و در دانشگاه ايجاد كرده بود. اقدامي كه در دقيقه اول تصدي به عمل آمد به حدي حسن اثر داشت كه با نامه و تلفون و سرودن شعر عده كثيري قدرداني كردند.
اقدامهاي ديگري كه براي رفع شكايات و جلب رضايت مردم انجام شد به قرار ذيل بود:
۱ـ تعليمات نظامي كه در دبيرستانهاي پسرانه يك روز تمام در هفته صرف آن مي شد ـ در جلسه هشتم مهرماه شوراي عالي فرهنگ مطرح و از برنامه حذف شد و به جاي آن آزمايش علمي و مطالعه تصويب گرديد. به نظر مردم و فرهنگيان تعليمات نظامي در دبيرستان زايد بود زيرا كليه دانش آموزان پس از اتمام دوره دبيرستان خدمت نظام وظيفه را در سربازخانه و دانشكده افسري انجام مي دادند و محتاج به فراگرفتن تعليمات نظامي در دبيرستان نبودند.
۲ـ لغات و اصطلاحات نامأنوسي كه جديداً با فشار به فرهنگستان ايران وضع گرديده و در كتب درسي به كار رفته بود باعث زحمت معلمان و اولياي اطفال شده بود مانند كاسته به جاي مفروق ـ بس شمر به جاي مضروب فيه ـ گوشه باز به جاي زاويه منفرجه ـ برخه به جاي كسر ـ بخش به جاي تقسيم. وزارت فرهنگ به معلمين اختيار داد كه هركدام از اصطلاحات قديم يا جديد را مي خواهند به كار برند. طبق گزارشهاي بازرسان از تاريخ صدور بخشنامه تمام معلمين اصطلاحات قديم را در تدريس به كار بردند.»
در اينجا از آن جهت كه واژه سازي و دخالت نظاميان در لغت سازي و به كار بردن واژه هاي نامأنوس از كارهاي زيانبار دوران رضاشاه است خاطرات پروفسور صديق اعلم را ناتمام گذاشته به همين مسأله در خاطرات سيدمحسن صدر (صدرالاشراف) نخست وزير پيشين و رئيس مجلس سنا، مي پردازيم:
صدرالاشراف مي نويسد: رضاشاه مي خواست سرمنشأ و مصدر تحولات گوناگون باشد. اسامي بسياري از شهرها را تغيير داد و دستور داد نام «اروميه» را «رضائيه» كنند، سلماس را شاپور ناميدند، «بندرانزلي» را «بندر پهلوي» ، «قمشه» را «شهرضا»...
 
تقي زاده
 
همچنين دستور داد بعضي از مطلعين بر لغات فارسي پهلوي، لغات عربي و اروپايي را در محاورات و مكاتبات موقوف و به جاي آنها لغات فارسي استعمال كنند و بر اين امر اصرار بليغ داشت و نام آن مجمع را «فرهنگستان» نهادند و اگرچه بعدها آن مجمع در حقيقت انجمن ادبي شد و چون كم كم ملتفت شدند كه خارج كردن لغات اجنبي مخصوصاً لغات عربي از زبان فارسي به طور كلي مشكل بلكه محال است ولي باز هم تغييرات زيادي دادند و هرچند بعضي از تغييرات بجا بود ولي به طور كلي در نزد ادبا و عرف زبان مستحسن واقع نشد و در بعضي موارد تفهيم و تفهم مطالب را بي نهايت مشكل كرد مانند تغيير لغات رياضي چون زاويه حاده و منفرجه و قائمه و سطح و خط و نقطه و مربع و مثلث، شكل مكعب، ضرب، جمع، تفريق و غيره و مصطلحات عدليه هم مانند دادخواه و داديار و دادرس و خواهان و واخواه و واخوانده و خواسته و دادنامه و دادستان و دادسرا و پژوهش و فرجام و غيرها زياد مطلوب واقع نشد خصوص آنكه بعضي لغات غيرمأنوس بلكه مستهجن رايج شد تا وقتي راپرتي (گزارشي) به شاه داده بودند و به جاي آنكه بنويسند؛ جلسه هيأت وزرا در ساعت نه منقضي شد نوشته بودند «نشست وزيران در پاره نه شب به هم خورد» شاه خنديده وتغير كرده بود كه اين عبارات را موقوف داريد.
در آن موقع نامه اي از سيدحسن تقي زاده كه از رجال اوايل مشروطيت بود و در آن موقع در فرنگستان بود و به صورت مقاله نوشته و از اين امر انتقاد كرده بود انتشار يافت و باآنكه آن مقاله منطقي و مدلل بود شاه متغير شده حكم كرد اشخاصي كه سبب انتشار آن مقاله شده اند حبس گردند ولي ضمناً متوجه شد كه خارج كردن لغات شيرين اجنبي بخصوص لغات عربي و اعاده حيات يك زبان مرده ممكن نيست و كم كم از اصرار بر اين كار كاست.»
باز مي گرديم به نوشته ها و خاطرات پروفسور صديق اعلم و اقدامات فرهنگي دولت فروغي پس از سقوط رضاشاه
صديق اعلم مي نويسد:
«پيش از سقوط رضاشاه به دستور وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) روزها و ساعاتي در دبيرستانها صرف آماده كردن دوشيزگان براي شركت در جشنهاي ورزشي و پيشاهنگي مي شد، اين كار به نظر فرهنگيان اتلاف وقت و از ديد اولياي دانش آموزان زيانبار بودند. دولت فروغي آن را تعطيل كرد
لغو قانون فروش موقوفات
در سالهاي آخر سلطنت رضا شاه يكي ا زكارهائي كه باعث خشم متوليان و واقفان و طلاب علوم ديني و روحانيان و مراجع تقليد شده بود وضع قانون فروش املاك مزروعي و قنوات موقوفه از طريق مزايده بود، در ارديبهشت ۱۳۲۰ يعني سه ماه قبل از هجوم نيروهاي بيگانه به ايران.
 
محسن صدر (صدرالاشراف)
 
فروغي درموقعي كه نگارنده را براي وزارت فرهنگ برگزيده بود لزوم الغاء آن قانون را خاطرنشان كرده بود. كميسيوني هم براي اين منظور و تهيه لايحه قانوني در وزارت فرهنگ تشكيل شد ولي نمايندگان مجلس مهلت ندادند و به حدي عجله داشتند كه در همان روز تشكيل دولت، طرح الغاي قانون مذكور را تهيه كردند و روز ششم مهر ۱۳۲۰ به امضاي ۵۹ نفر از نمايندگان توسط سهام السلطان بيات نايب رئيس مجلس شوراي ملي پس از نطق بالنسبه مشروحي به مجلس تقديم شد و نگارنده از طرف دولت در كميسيونهاي مربوط با آن موافقت كرد و در جلسه هشتم آبان به تصويب مجلس رسيد و در آن ايام چون آبي بود كه بر آتش ريخته شد.
بازسازي امامزاده يحيي
موضوع ديگري كه قلوب مردم محله امامزاده يحيي را جريحه دار ساخته بود انهدام بقعه امامزاده بود كه زيارتگاه هزاران تن از اهالي مشرق تهران بودو در قبرستان بسيار قديمي و وسيع شهر قرار داشت.در ۱۳۱۸ وزارت فرهنگ قبرستان را تسطيح و مبدل به زمين ورزش كرده بود سپس بقعه را خراب و با خاك همواركرده صندوق منبت كاري مرقد را كه تاريخش ۸۹۵ هجري است به انبار موزه ايران باستان فرستاده بود.
در همان روزهاي اول تصدي من ، نمايندگان و معتمدين محل وروحانيون و طلاب وكاركنان سابق بقعه، به وزارت فرهنگ آمدند و تقاضا كردند كه بقعه به حال سابق برگردد و دليلشان ا ين بود كه امامزاده يحيي به ۱۴ پشت از امام زين العابدين (ع) است و در قرن ششم هجري به دست يكي از خوارزمشاهيان دركنار شهرري (كه اكنون آن را نهر لوار خوانند) به شهادت رسيده و همان جا به خاك سپرده شده است. سه درخت چنار بسيار كهن هم كه اكنون در قرب مزار وجود دارد از همان تاريخ است و محيط نزديكترين درخت به بقعه ۱۲ متر است. گنبد بقعه هرم ۱۲ ضلعي به سبك دوره مغول است.
براي آرام ساختن مردم به دستور نگارنده «آندره گدار» مدير كل باستان شناسي نقشه بنا را از روي عكس و نقشه يي كه وجود داشت تهيه كرد و بقعه از نوساخته شد و مرهمي بود بر دلها. شفاخانه مدارس هم در بنائي كه ساخته شده بود دائر گرديد و كمك مؤثر به معالجه و مداواي شاگردان مدارس شرق تهران كرد.
ترميم حقوق فرهنگيان
يكي از عوامل ناراحتي فرهنگيان و ساير كارمندان دولت كمي حقوق و گراني ارزاق بود. به همين جهت يكي از مواد برنامه دولت فروغي افزايش حقوق مستخدمين كشوري و لشكري بود. پايه حقوق مستخدمين كشوري كه در ۱۳۰۲معين شده بود تا ۱۳۲۰ تقريباً تغييرنكرده بود در صورتي كه بودجه كل كشور از ۲۲ ميليون تومان به ۴۳۲ ميليون افزايش يافته بود و همين دو رقم ميزان توسعه اقتصادي و ازدياد پول رايج و ترقي هزينه زندگاني را آشكار مي سازد.
گفت و گو با فرهنگيان كشور
در سلطنت رضاشاه هر قدر سطوت و قدرت دولت زيادتر مي شد و امور كشوري در دربار بيشتر تمركز مي يافت وزرا از مردم دورتر ونسبت به مردم بي اعتناتر مي شدند و حتي تماس وزرا با رؤساي وزارتخانه ها نقصان مي يافت و اين رويه، ارتباط رؤساي ادارات را باعامه كمتر مي نمود.
در اواخر دوره مذكور تصور مي شد كه به طور كلي در كشور دوطبقه وجود دارد يكي دولتيان كه با غرور و تبختر وهيبت تحكم مي كردند و ديگر توده مردم كه با اطاعت محض تسليم مأمورين دولت بودند.
پس از وقايع شهريور يكي از طرق جلب رضايت معلمين و ايجادآرامش تماس وزير فرهنگ با آنان و آگاهي ازشكايات و درخواستهاي آنان بود. از اين رو از روز اول مهر از كليه كاركنان مدارس ابتدايي و متوسطه و عالي پايتخت و حومه در حدود وسعت تالار اجتماعات دارالفنون و دانشسراي عالي در جلسات متعدد دعوت به عمل آمد و براي هر طبقه از آنها برحسب وظايفي كه به عهده دارند صحبت كردم و در پايان هر جلسه از آنان خواستم اگر مطلبي دارند اظهار كنند وهمين كه چند نفر نظريات خود را بيان مي كردند و عقده ها گشوده مي شد به ميان آنها مي رفتم و با عده يي به گفت وگو مي پرداختم.
در نتيجه تذكراتي كه از طرف فرهنگيان طي جلسات سخنراني و سركشي مدارس داده شد اصلاحاتي فوراً صورت گرفت چون لغو دستورهايي كه به موجب آنها از هر شاگرد به هنگام نام نويسي وجوهي به عناوين مختلف در هر مدرسه گرفته مي شد مانند پول لباس پيشاهنگي و لباس متحدالشكل مدرسه و كمك به باشگاه هواپيمايي و تمبر كارنامه ـ لغو دستورفروش كتابهاي درسي توسط كارمندان مدرسه و واگذاري اين امر به كتابفروشي ها ـ تشكيل كميسيون براي تهيه قانون مطبوعات طبق مقتضيات عصر...
 
دراين عكس تاريخي از راست به چپ ـ نفر سوم علامه فاضل توني ـ نفر چهارم علامه فقيد فروزانفرـ نفر پنجم سيدكاظم عصار استاد فلسفه ـ نفر هفتم دكتر شفق ـ نفر هشتم دكتر سياسي ـ نفر نهم علي اصغر حكمت وزير معارف ، نفر يازدهم ملك الشعراي بهار ـ نفر دوازدهم عبدالعظيم قريب، نفر سيزدهم استاد بهمنيار
 
رسيدگي به شكايات مردم درباره موسيقي كشور
شكايات ديگري كه مي رسيد از اداره موسيقي كشور بود كه موسيقي راديو را نيز برعهده داشت. پس از تحقيق و بازرسي به ناچار تصميم به انتخاب رئيس جديدي براي آن اداره گرفتم و در ۱۵مهرماه استاد علي نقي وزيري استاد دانشگاه تهران و عضو شوراي عالي انتشارات رابه رياست و روح الله خالقي ليسانسيه دانشسراي عالي را به معاونت اداره موسيقي كشور منصوب كردم كه بعداً هر دو خدمات شاياني به موسيقي ملي كردند.
اين بود مجملي ازمهمترين اقدامها كه براي تحبيب و جلب مردم و رفع نارضاييها و شكايات پس از واقعه سوم شهريور،۱۳۲۰ ظرف دو ماه و ده روز صورت گرفت.
 
" روزنامه ایران-صفحه تاریخ-
شماره ۲۰۴۱ - سال هشتم - پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۰ "