حوادث و اتفاقات ماضي
اشتباهات بزرگ تاريخ

---------------------------------------

«تشكيلات نظميه» را «سوئديها» پي ريزي كردند

در ديماه ۱۲۹۱ هيأت وزيران تصويب نامه اي صادر نمود كه به موجب آن دولت ايران با استخدام عده اي افسر از سوئد، نظميه را تشكيل دهد و در نتيجه يك هيأت سه نفره به رياست سرهنگ وستداهل در ۱۲۹۱ وارد تهران شد و نظميه تهران تشكيل يافت. بعد دستور استخدام پانصد آژان (پاسبان) براي تهران صادر شد.
سرهنگ وستداهل سابقاً در استكهلم رياست يكي از كلانتريهاي شهر را بر عهده داشت و ابتدا قرار بود فقط در تهران اداره نظميه را پي ريزي كند، ولي بعداً او را به رياست كل شهربانيهاي ايران گماردند و او نيز پانزده افسر سوئدي استخدام و به ايران منتقل نمود و تشكيلات نظميه ايران را طي اعلاميه اي به اطلاع مردم رسانيد.
وستداهل در شهر تهران هشت كميسري (كلانتري) داير كرد و علاوه بر استخدام آژان، عده زيادي از فارغ التحصيلان مدرسه سن لويي و مدرسه ايران و آلمان و مدرسه آمريكايي را كه حداقل زبان فرانسه مي دانستند، به استخدام درآورد و يك آموزشگاه كه دوره آن يك سال بود، تأسيس كرد كه در آن افسران سوئدي تدريس مي كردند. عده زيادي دوره اين مدرسه را طي كردند و به درجه افسري رسيدند و شهرباني به دست همين عده بنا شد، به گونه اي كه بعضي از رؤساي شهرباني نظير سرپاس مختاري، سرپاس رادمهر و سرپاس سيف بعدها از بين فارغ التحصيلان همين مدرسه انتخاب شدند.
وستداهل تا سال ۱۳۰۲ ش در ايران باقي ماند و در اكثر شهرهاي ايران اداره نظميه را تأسيس نمود. در سال ۱۳۰۲ ش كه سردار سپه رضاخان به رياست دولت منصوب شد، به خدمت وستداهل و سوئديها خاتمه داد و شهرباني را به افسران ايراني سپرد.

حزب رستاخيز چگونه بوجود آمد
يك روز به ما خبردادند كه شاه هيأت رئيسه دو مجلس و هيأت مركزي حزب ايران نوين و مردم را احضار كرده است. بدون اينكه بدانيم موضوع چيست رفتيم. حتي هويدا هم كه نخست وزير بود از موضوع جلسه اطلاعي نداشت.
شاه آمد و بي مقدمه گفت: اينكه ما دو حزب داشته باشيم چه فايده دارد. چون حزب اقليت با پيشرفتهاي اجتماعي كشور ايرادي ندارد كه بگيرد. به علاوه حزب اكثريت همه پستها و مشاغل را درانحصار خود مي گيرد و براي اقليت ميداني نيست. بهتر است يك حزب داشته باشيم به نام حزب رستاخيز ملت ايران كه همه با قبول سه اصل نظام شاهنشاهي، قانون اساسي، انقلاب شاه و ملت در آن عضو باشند.
اگر كسي اين سه اصل را قبول ندارد گذرنامه خود را بگيرد و برود. منتهي براي اينكه جاي بحث و مناظره وجود داشته باشد دو جناح به نام پيشرو و سازنده بايد وجود داشته باشد يكي به رياست جمشيد آموزگار و يكي به رياست هوشنگ انصاري كه جمشيد آموزگار پس از احراز سمت نخست وزيري جاي خود را به دكتر عبدالمجيد مجيدي داد.
بعد بالحني ستايش گونه گفت: هويدا هرچند مسؤوليت سنگيني دارد بار دبيركلي حزب را هم به او واگذار مي كنيم. به اين ترتيب حزب رستاخيز تشكيل شد.
| دكتر حسين خطيبي نايب رئيس مجلس شوراي ملي

حوادث و اتفاقات ماضي
اشتباهات بزرگ تاريخ
تاريخ بشر پراز اشتباهات است، ولي از همه اين اشتباهات بزرگتر و غيرقابل جبران تر، محاكمات نارواي دانشمندان و بزرگان و فلاسفه و احكام غيرعادلانه اي است كه درباره آنها صادر كرده اند. اين احكام كه صرفاً از روي اشتباه وناداني صادر شده،پيشرفت تمدن بشر را سالها به عقب انداخته و از اين نظر، ضرر غير قابل جبراني به دنيا وارد آورده است.

• محاكمه و مصلوب نمودن حضرت مسيح
اكنون قريب دهها سال است كه عده اي از مورخين و حقوقدانان بزرگ جهان مشغول مطالعه و تحقيق درجريان محاكمه و مصلوب نمودن حضرت مسيح هستند ونتايج قابل توجهي از تحقيقات مزبور نيز به دست آورده اند. مهمترين اين حقوقدانان و مورخين «لورا شاو» و «لاويرشوبدر» آمريكايي و «لازاربللي» استاد دانشگاه «سالونيك» يونان، مي باشند. اين سه نفر در ضمن تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند كه يهوديان تقريباً در جريان مصلوب نمودن و محاكمه كردن حضرت مسيح بي تقصير بوده اند و يكي از علل مهمي كه براي صحت ادعاي خود اظهار مي دارند اين است كه در محاكم قديم يهوديان، فقط حكم اعدام به وسيله سنگباران صادر مي شده است و در قوانين يهوديها اجراي حكم اعدام به طريق ديگري وجود نداشته است و اعدام به وسيله صليب بيشتر جزء قوانين روم قديم بوده و محاكم روم اغلب حكم اعدام به وسيله صليب را صادر مي كرده اند. ولي دانشمندان و مورخين ديگري كه در اين مورد به تحقيق پرداخته اند، عقيده دارند كه هرچند همه يهوديان بيت المقدس را نمي توان در جريان مصلوب نمودن حضرت مسيح مسؤول دانست ولي اقليت كوچكي از آنها در اين كار مسؤوليت داشته اند، بدين معني كه آنها «پنيتوس پيلات» حاكم رومي بيت المقدس را تهديد كرده بودند كه اگر حكم اعدام حضرت مسيح را صادر ننمايد، شروع به اقداماتي بر ضد وي در نزد امپراتور روم كرده و ذهن امپراتور را نسبت به او مشوب خواهند نمود و چون «پيلات» چند بار مورد غضب دربار روم قرار گرفته بود تحت تأثير اين تهديدات واقع گشته و حكم اعدام به وسيله صليب حضرت مسيح را صادر نمود.

• آتش زدن ژاندارك
دوشيزه اورلئان كه فرانسه را از خطر نجات داده و شارل هشتم پادشاه فرانسه تاج و تخت خود را به او مديون بود، به جرم خارج شدن از مذهب به حكم كليساي كاتوليك محاكمه شده و محكوم به اعدام گرديد و او را زنده زنده در ميان آتش افكندند. نوزده سال پس از اعدام ژاندراك، محكمه اي در فرانسه تشكيل گرديد و او را از گناهان منتسبه تبرئه كرد، ولي كليساي كاتوليك حكم آن محكمه را به رسميت نشناخت و بعدها پس از گذشتن ۵۰۰ سال در نتيجه تحقيقاتي كه به عمل آمد، كليساي كاتوليك نيز «ژاندارك» را بي گناه شناخت. كسي كه در اين خصوص اقدام كرده و توانست بي گناهي ژاندارك را به كليساي كاتوليك ثابت نمايد كشيشي به نام «دبوت» بود. اين كشيش قسمت عمده عمر خود را وقف تحقيقات و مطالعات در اين باره كرد و مدارك زيادي گرد آورد و بالاخره از تحقيقات خود چنين نتيجه گرفت كه دوشيره اورلئان كاملاً بي گناه بوده است و هنگامي كه «چي دهم» در واتيكان به كرسي پاپ جلوس كرد، «دبوت» از وي اجازه شرفيابي خواست، بعد از آنكه به حضور وي بار يافت مداركي كه درخصوص بي گناهي ژاندارك جمع آوري نموده بود به پاپ ارايه داد و تقاضا كرد كه پاپ حكم تبرئه ژاندارك را صادر نمايد، پاپ نيز بعد از مطالعه اين مدارك مجبور شد كه دوشيزه اورلئان را تبرئه نمايد و بدين ترتيب در سال ۱۹۲۹ يعني ۵۰۰ سال پس از آنكه دوشيزه اورلئان محكوم گرديد، بي گناهي او كاملاً ثابت شد.


• مجازات گاليله
در حدود سيصد سال پيش دانشمند و فيزيكدان مشهور دنيا «گاليله» به جرم اينكه ادعا كرده است زمين به دور خورشيد مي گردد مورد تعقيب قرار گرفته و كليساي كاتوليك او را محاكمه نمود. گاليله در اين محاكمه محكوم به سه سال حبس شد. علاوه براين مقرر گشت كه وي هفته اي يكبار رسماً در حضور عده زيادي از مردم ادعاي خود را تكذيب نموده و از اينكه چنين ادعايي كرده است اظهار پشيماني نمايد و چون وي از اين كار خودداري كرد محكوم به مرگ گرديد. كليساي كاتوليك تا سال ۱۹۲۲ هم گاليله را گناهكار دانسته و به مقدسين و پيروان خود اجازه نمي دادند كتابهايي را كه راجع به گردش زمين به دور خورشيد نوشته شده است چاپ و منتشر نمايند و فقط در اين سال كليساي كاتوليك براثر فشار افكار عمومي مجبور گرديد كه بي گناهي گاليله را رسماً اعلام كرده و اجازه چاپ كتاب هاي مزبور را به مقدسين و پيروان خود بدهد. ولي بي گناهي گاليله خيلي بيش از اين يعني درسال ۱۷۳۷ ثابت شده بود و كتابهاي وي را در سرتاسر اروپا با وجود مخالفت كليساي كاتوليك منتشر مي كردند.حكم اعدام گاليله ضايعه بزرگي براي تمدن بشر بود و بطوريكه «فلاماريون» دانشمند معروف اظهار داشته اعدام گاليله قريب به صد سال ترقيات علوم و صنايع دنيا را به عقب انداخت و اگر وي بود با نظرياتي كه ابراز مي داشت بطور قطع اختراعات واكتشافات كنوني، درصد سال قبل به وجود آمده بود.
 
" روزنامه ایران-قدیما-شماره ۲۰۳۵ - سال هشتم - جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۰ "