X
تبلیغات
در قلمرو تاریخ - آمريكا درگرداب جنگ ويتنام

در قلمرو تاریخ

سیری در تاریخ ایران و جهان

آمريكا درگرداب جنگ ويتنام

* چهار رئيس جمهوري آمريكا نتوانستند ويتناميها را شكست دهند
* تعداد سربازان آمريكايي در ويتنام به ۵۳۶ هزار نفر رسيد
* بمبهاي آتش زا جنگلهاي ويتنام را كانون آتش كرد
* بي رحمانه ترين جنگ در قرن بيستم
* ۱۵۴۰۰ كيلومتر راه در دل جنگلها، كوهها و دشتهاي ويتنام
072621.jpg
 
دريچه
آمريكا در سال ۱۹۶۰ كوركورانه به چنبرگرداب جنگ ويتنام گرفتار شد و از سال ۱۹۶۶ بتدريج به اعماق اين گرداب فرورفت. تنها جنگي كه آمريكا در طول تاريخ خود شكست خورد جنگ ويتنام بود.
آمريكاي مجهز به نوين ترين سلاحهاي جنگي تصور مي كرد به آساني مي تواند ملت ويتنام را از پاي درآورد. ملتي كه يكصد سال براي كسب استقلال به پاخاسته بود و پيروز بر همه استعمارگران گذشته.
در سال ۱۸۷۴ فرانسه شبه جزيره هندوچين (كامبوج، لائوس، آنام و تونكن) را برمستعمرات خود افزود.
قرن نوزدهم
در اواخر قرن نوزدهم «ژول فري» نخست وزير فرانسه سپاه عظيمي به هندوچين فرستاد كه پايه هاي امپراتوري مستعمرات فرانسه را تحكيم بخشيد. «ژول فري» از دموكراتها و آزاديخواهان فرانسه بود و زماني كه وزير آموزش و پرورش بود تحصيلات رايگان را در فرانسه برقرار كرد كه تا به امروز ادامه دارد. آزادي مطبوعات بدون سانسور ارثيه اي است كه او در فرانسه به جاي گذاشت. بااين حال زماني كه سپاه استعماري به هندوچين فرستاد در مجلس جمهوري مورد حمله سخت آزاديخواهاني چون«گامبتا» و «كلمانسو» قرار گرفت. او در پاسخ انتقادها گفت: «اگر ما هندوچين را رها كنيم امپراتوري انگلستان آن رامي بلعد.»
از همان زمان ملت ويتنام كه طوق استعمار را به گردن خود احساس كرد به اشكال مختلف به جنگ استعمارگران رفت. سالها با فرانسويان جنگيد و در جنگ دوم جهاني عليه سربازان ژاپني ـ پس ازجنگ در سال ۱۹۴۵ به رهبري «هوشي مين» عليه ارتش مجهز فرانسه به پيكار برخاست.
سقوط دين بين فو
هوشي مين در سال ۱۹۳۲ حزب كمونيست ويتنام را تشكيل داد و در سال ۱۹۴۵ تا ماه مه ۱۹۵۴ «سقوط دژ دين بين فو» يعني ۹ سال به كمك همه گروه هاي استقلال طلب موفق شد فرانسه را از پاي درآورد.
شكست فرانسه در «دين بين فو» بازتاب بزرگي در جهان پيدا كرد.
سرانجام در سال ۱۹۵۴ «مندس فرانس» نخست وزير جناح چپ فرانسه مجبور شد با«هوشي مين» صلح كند.
درمدار هفده درجه ويتنام جنوبي وشمالي از هم جدا شدند. پايتخت ويتنام شمالي هانوي و جنوبي سايگون گرديد.
آمريكا از اين شكست تجربه نياموخت و از سال ۱۹۶۰ به دستور«جان كندي» ابتدا مستشاران نظامي آمريكا دركنار ارتش ويتنام جنوبي قرار گرفتند. بتدريج ارسال سلاحهاي آمريكا به جنوب شروع شد. پس از قتل كندي معاون او «جانسون» به رياست جمهوري آمريكا برگزيده شد و او به فرورفتن آمريكا در گرداب جنگ ويتنام شتاب داد.
چهار رئيس جمهوري
چهار رئيس جمهوري آمريكا (كندي ـ جانسون، نيكسون، فورد) باكوهي از سلاحهاي نوين به جنگ ويتنامي كه تنهاي، تنها بود رفتند ولي نتوانستند عزم راسخ ملت ويتنام را در كسب استقلال درهم بشكنند.
هفتاد ميليون ويتنامي در سرزميني به وسعت ۳۳۵ هزار كيلومترمربع (برابر يكي ازاستانهاي ايران) يكدل و يك زبان به پا خاسته بودند. آنها هدفي را كه پدران آنهاتعيين كرده بودند دنبال كردند و آن نجات از يوغ استعمار بود. دو چهره راهگشاي ملت به سوي پيروزي بودند «هوشي مين» و «ژنرال جياپ» مغز نظامي ارتش آزاديبخش ويتنام شمالي. در قلب قرن بيستم درباره ملت ويتنام چنين مي خوانيم: رزمجو با استعمارگران، پراستقامت در برابر دشمنان، صبور و شكيبا، خلاق و زحمتكش…
پاريس؛ منصور تاراجي
آمريكا درگرداب جنگ ويتنام
جنگ ويتنام نخستين جنگي بود كه ارتش آمريكا در طول تاريخ خود در آن با شكست روبرو شد. بر آن شديم كه ابتدا تصويري كلي از رويدادهاي اين جنگ را بيان كنيم كه خوانندگان در مسير آن قرار گيرند ولي در سالهاي بعد هر رويدادي را در زمان خود يادآور خواهيم شد.
درژوئيه ۱۹۵۴ توافقهاي ژنو به جنگ فرانسه در هندوچين پايان داد.
ويتنام در مدار هفده درجه به دو دولت ويتنام شمالي و جنوبي تقسيم شد.
در شمال جمهوري دموكراتيك به رياست هوشي مين (HO-CHI-MINE) تشكيل شد كه از حمايت چين و شوروي بهره مند بود. در جنوب «نگو ـ دين ـ ديم» (NGO-DINH-DIEM) امپراتور با گوداي را خلع و در سال ۱۹۵۵ يك نظام كاملاً ديكتاتوري برقراركرد.
آمريكا درهم شكستن قدرت كمونيسم درجنوب شرقي آسيا را امري حياتي مي دانست.
تئوري دالس
به موجب تئوري «جان فوستردالس» وزير امور خارجه دولت آيزنهاور «تئوري دومينو» صحت دارد زيرا اگر يك كشور در دامن كمونيستها بيفتد همه منطقه سرنوشت آن را پيدا مي كند. براساس اين تئوري بود كه در سال ۱۹۵۳ جان فوستر دالس و «ايدن» با تباني شاه دولت ملي دكتر مصدق را ساقط كردند.
تئوري «دومينو» موجب شد كه آمريكا به حمايت دولت ويتنام جنوبي برخيزد. دولتي كه در منجلاب فساد فرورفته بود و ملت به كلي با آن مخالف بود.
بيستم دسامبر ۱۹۶۰ «هوشي مين» جبهه ملي آزاديبخش ويتنام را به وجود آورد و براي آنكه با جبهه «ويت مين» كه با فرانسويان جنگيده بود اشتباه نشود جبهه تازه«ويت كنگ» (سرخ) نام گرفت.
سرخها
آمريكاييها نيز مبارزان ويتنام جنوبي را ويت ـ كنگ (كونكسام يعني سرخ) خواندند: سرخها.
هوشي مين ازحاميان «ويت ـ كنگ» بود. اين گروه به جنگهاي پارتيزاني و خرابكاري در جنوب ويتنام پرداختند. جان كندي از سال ۱۹۶۱ كمك هاي اقتصادي و فني آمريكا را به دولت سايگون افزايش داد.
واشنگتن بتدريج مستشاران نظامي خود را به ويتنام جنوبي فرستاد كه تعليمات نظامي لازم را به ارتش آن كشور بدهد.
آمريكاييها سلاح در اختيار مردم ويتنام جنوبي قرار دادند كه با «ويت ـ كنگ» ها مبارزه كنند.
نيرو «كلاه سبز» (نيروهاي ويژه وابسته به سازمان «سيا») مردم ويتنام جنوبي را تعليمات نظامي مي داد. در نوامبر ۱۹۶۳ كه كندي كشته شد نزديك به شانزده هزار سرباز و مستشار آمريكايي در ويتنام جنوبي بودند.
همكاري روحانيت
بتدريج بخشي از روحانيت ويتنام جنوبي به حمايت از «ويت ـ كنگ» برخاست كه هدف آنها مبارزه با فساد و كسب استقلال ويتنام جنوبي بود.
بعضي از روحانيان براي جلب حمايت مردم جهان در ملأ عام روي خود بنزين زده و آتش مي گرفتند.
آمريكا خانواده «نگو» (NGO) را رها كرد.
طي چهار سال ويتنام جنوبي ۹رئيس دولت پيدا كرد كه هريك عليه ديگري كودتا مي كرد. درحالي كه جنگ در سال ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ به اوج رسيده بود ژنرال «نگوين ـ وان ـ تيو» (NGUYEN-VAN-THIEU) كه آلتي در دست آمريكاييها بود سرنوشت ويتنام جنوبي را به دست گرفت.
072618.jpg
 
جانسون
«ليندون جانسون» كه جانشين كندي شد راه قدرت در ويتنام را در پيش گرفت. هدف جانسون به زانو درآوردن «هوشي ـ مين» و ژنرال «جياپ» بود. آمريكا ضمناً مي خواست در برابر چين و شوروي قدرت نمايي كرده و آنها را مرعوب كند.
از سال ۱۹۶۴ بمباران هوايي ويتنام شمالي شدت يافت. در سال ۱۹۶۶ آمريكا ۱۸۴ هزار سرباز به ويتنام فرستاد. در سال ۱۹۶۸ اين رقم به ۵۳۶ هزار نفر افزايش يافت. (آمريكا در جنگ دوم جهاني ۳۰۰هزار نفر، انگلستان ۳۹۰ هزار نفر، شوروي ۲۰ ميليون و آلمان ۵ ميليون كشته دادند).
بدين ترتيب تعداد تفنگداران دريايي آمريكا در ويتنام بيش از كشته شدن سربازان آن كشور در جنگ دوم جهاني بود. ولي ارتش آمريكا براي جنگهاي پارتيزاني تعليم نديده بودند.
تله
«ويت ـ كنگ»ها در جنگلها و بسياري مناطق ديگر مين گذاشته و آمريكاييها را در «تله» مي انداختند. ۲۵ درصد قربانيان آمريكا در ويتنام بدين طريق كشته شدند.
«ويت كنگ» در واحدهاي كوچك مواضع ارتش آمريكا را در ويتنام ويران مي كردند. آنها در نقاطي در دل جنگل يك باره پيدا مي شدند كه هرگز ارتش آمريكا تصور آن را نمي كرد. سلاحهايي كه «ويت كنگ» از اين «تله ها» به دست مي آورد بهترين هديه براي آنها بود زيرا سلاحها بسيار پيشرفته بودند.
در سخت ترين لحظات جنگ فقط ۱۲۰ هزار ويت كنگ با قوي ترين ارتش جهان مقابله مي كردند.
«ويت كنگ» ها روزها زراعت مي كردند و شبها به جنگ مي پرداختند. دشمن نمي توانست آنها را از مردم عادي تشخيص دهد.
جمهوري ويتنام شمالي روز به روز بيشتر به «ويت كنگ» ها كه جنگجويان ويتنام جنوبي بودند كمك مي كرد. رساندن اين كمك ها بسيار مشكل بود. هواپيماهاي شناسايي آمريكا شبانه روز بر فراز آسمان ويتنام در پرواز بودند و كمك ها بايد از ميان راههاي جنگلها عبور داده شود. از سال ۱۹۶۶ «ويت كنگ» مجبور شد جاده هاي باريك كوهستاني را كه زمانهاي بسيار دور به وجود آمده بود مرمت كند. رزمندگاني كه مأموريت كمك رساني به كره جنوبي را داشتند در خط مستقيم مي بايستي چهارصد كيلومتر راه طي كنند. ولي به علت گذر از پيچ و خمها، و راههاي فرعي در دل جنگلها و كوهها حدود ۱۵۴۰۰ كيلومتر كوره راه وجود داشت تا هر راهي كه بمباران مي شد رزمندگان راه ديگري را انتخاب كنند.
بمب هاي آتش زا
به علت بمبارانهاي شديد هواپيماهاي آمريكايي تقريباً دوسوم كمكهاي ويتنام شمالي به جنوب رسيد.
ستاد ارتش آمريكا شبانه روز بمبهاي آتش زا بر فراز ويتنام شمالي و مراكز«ويت كنگ» ها مي ريخت.
تاكتيك آمريكاييها اين بود كه ابتدا كماندوها به تجسس پردازند و ظرفيت دشمن را در آن منطقه در نظر گرفته فوراً به ستاد ارتش آمريكا در ويتنام اطلاع دهند.
لحظه اي بعد هواپيماهاي غول پيكر بمب افكن آمريكا باراني از بمب ناپالم بر فراز پايگاههاي «ويت ـ كنگ» فرو مي ريخت.
هليكوپترها در پي بمب افكن ها پرواز كرده و «ويت ـ كنگ» را شناسايي مي كردند.
مرگ عكاس در جبهه جنگ
۱ـ پارتيزانهاي ويت كنگ در ايالت كامو (CAMAU) يك خمپاره انداز را ازكوره راهي در دل جنگل حمل مي كنند. دهها هزار نفر «ويت ـ كنگ» براي آنكه مصون از هواپيماهاي شناسايي آمريكا باشند مجبور بودند از اين راههاعبور كنند كه بسياري از آنها كشته ويا ناپديد مي شدند. عكسي از «تران بينه خول» (TRAN-BINH-KHUOL) عكاس آژانس خبري ويت كنگ كه در جنگ ويتنام چون دهها عكاس ديگر خبرگزاريهاي جهان كشته شد.
«تران بينه خول» در سال ۱۹۱۴ به دنيا آمد و در سال ۱۹۶۹ در ايالت «مينه هاي» (MINH-HAI) در ويتنام كشته شد. «تران بينه خول» از پيشتازان عكاسان خبرگزاري «ويت كنگ» بود كه بعدا ًر ئيس سرويس عكس ويت ـ كنگ شد و بيشتر فعاليت او در دلتاي «مكونك» بود. او از سال ۱۹۶۰ در خط اول جبهه بود.
دو پسر «تران» عكاس شدند و پسر سومش در سال ۱۹۷۰ در جبهه جنگ كشته شد.
 
" روزنامه ایران-صفحه تاریخ-شماره ۲۱۸۵ - سال هشتم - پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۱ "
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 16:2  توسط جاهد 137  |